تاج الدین خجندی نحوی
تاجالدین کندی، ابوالیمن زید بن حسن بن سعید بغدادی، از مفاخر علم نحو، قرائت و ادب در قرن ششم هجری بهشمار میرود.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | زید بن حسن بن سعید کندی بغدادی |
| سرشناسی | نحوی، مقری، لغوی، ادیب، در قرن ششم هجری |
| تولد | ۲۵ شعبان ۵۲۰ قمری در بغداد |
| وفات | ۶ شوال ۶۱۳ قمری در دمشق |
| محل دفن | کوه قاسیون، دمشق (سوریه) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | شریف ابوالسعادت سنجری، ابومحمد بن خشاب، ابومنصور بن جوالیقی |
| شاگردان | موفقالدین بن مطرن، فخرالدین بن ساعاتی، کمالالدین حمصی، مهذبالدین یوسف بن ابیسعید |
| تحصیلات | علوم ادبی، نحو، لغت، قرائت |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | تدریس، تألیف، تجارت، مسافرت |
| علت شهرت | نحو و ادب، تألیف کتاب مشیخه |
زندگینامه
وی در صبح روز چهارشنبه، بیست و پنجم شعبان سال ۵۲۰ قمری در بغداد زاده شد و همانجا نشو و نما یافت و به تحصیل علوم و اکتساب آداب پرداخت. کنیهاش «ابوالیمن» و نسبتش به قبیلهٔ کندة العرب است که در میان علمای ادب و نحو جایگاهی رفیع داشت. وی در فنون ادبی، نحو، لغت و قرائت، مهارتی کمنظیر داشت و بهگواهی ابن خلکان در وفیات الاعیان، «وحید عصر خود» در این علوم بود و شهرتش از اطناب در وصف او بینیاز میسازد.
اساتید
تاجالدین از محضر مشایخ بزرگی بهره برد که از جملهٔ آنان میتوان به شریف ابوالسعادت سنجری، ابومحمد بن خشاب نحوی و ابومنصور بن جوالیقی (صاحب کتاب المعرب) اشاره کرد.
وی در آخرین سال اقامتش در بغداد (۵۶۳ ق) به سفر رفت و پس از مدتی در حلب توطن گزید و از راه تجارت گوشت خشک و پخته با بلاد روم، امرار معاش میکرد. سپس به دمشق نقل مکان کرد و با امیر عزالدین فروخشاه (برادرزادهٔ صلاحالدین ایوبی) مصاحب گردید و از خزائن کتب مصر، نسخههای نفیسی گرد آورد و سرانجام در دمشق مقیم شد و شاگردان بسیاری از محضرش بهرهمند گشتند.
شاگردان
از شاگردان برجستهٔ او میتوان به موفقالدین بن مطرن، فخرالدین بن ساعاتی، کمالالدین حمصی و مهذبالدین یوسف بن ابیسعید اشاره کرد که هر یک در طبقات الاطباء و تاریخ علم، نامی بلند دارند.[۱]
آثار
وی دارای تألیفی ارزشمند به نام «مشیخه» بود که آن را بر اساس ترتیب حروف معجم مرتب ساخته بود و در آن به معرفی مشایخ و راویان خود پرداخته بود.
ابن خلکان در وفیات الاعیان حکایت جالبی از دیدار تاجالدین با زمخشری در بغداد نقل میکند. به گفتهٔ یکی از اصحاب تاجالدین، وی زمخشری را در حالی که با عصا راه میرفت (به دلیل قطع یک پا در اثر برفزدگی) دیده بود و تاجالدین در توصیف او نوشته بود که زمخشری اعلم فضلای عجم در عربیت بود و در سال ۵۳۳ ق بر ایشان وارد شد و تاجالدین او را دو بار در مجلس استادش ابن جوالیقی دید که از او اجازه روایت میگرفت، در حالی که خود آن علم را روایت نکرده بود.[۲] تاجالدین سرودههایی نیز دارد که از آن جملهست قصیدهای در نکوهش منجمان و نیز اشعاری در پیری و نود و یک سالگی که بیانگر پختگی و حسو حال او در اواخر عمر است.
وفات
وی در روز دوشنبه ششم شوال سال ۶۱۳ قمری در دمشق درگذشت و در همان روز در کوه قاسیون (مشرف بر دمشق) به خاک سپرده شد. این کوه، مدفن بسیاری از بزرگان دمشق است و دارای مدارس و رباطهایی است.
معنای اولی برای مولی[۳]
در کتاب «عوالم العلوم» فهرستی از راویان حدیث و شعرا و اهل لغت عامه که معنی «اولی» را معنای اصلی کلمه مولی دانستهاند آورده است،[۴] که یکی از آنها تاج الدین خجندی نحوی م ۷۰۰ است.[۵]