تجلی عدالت علوی در حکومت مهدوی (مقاله)
چکیده[۱]
- غدیر به عنوان وصیتنامه اجرائی پیامبر صلی الله علیه وآله قابل ملاحظه است.
- در این وصیتنامه به آغاز و انجام هدایت الهی توجه شده است.
- در این وصیتنامه مشخصات حکومت مهدوی بیان شده است که هفده خصوصیت است.
- فرازهای دعای ندبه مفسّر فرازهای خطبه غدیر درباره قالب سیستم حکومتی حضرت مهدی علیه السلام است.
- غدیر طرح دو حکومت با یک محور است: علوی و مهدوی.
- آتش سقیفه بر سر غدیر را جز آب عدالت مهدوی خاموش نمیکند.
- یک هماهنگی و وحدت روش بین امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام وجود دارد.
- میزانیت حق و عدل در حکومت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام.
واقعه غدیر یکی از رویدادهای مهم تاریخ اسلام است. غدیر برای حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام مانند بعثت برای رسول خدا صلی الله علیه وآله است.
جنبههای تاریخی و سیاسی و حقوقیِ غدیر از زاویه عقل و نقل قابل بررسی و تحقیق است، اگر چه در طول تاریخ صدها شرح و تفسیر در موضوعات تاریخی و مباحث استدلالی امامت آن به رشته تحریر درآمده است، اما از جنبه حقوقی و محتوای اجرایی کمتر مورد توجه واقع شده است.
غدیر وصیتنامه اجرائی پیامبرصلی الله علیه وآله
از آنجا که اسلام دارای یک نظام و سیستم جامع هدایتی با کلیه ملزوماتش بوده، لذا جلوه حقیقی اجرایی آن بعد از زمان رسالت پیامبر عالیقدر اسلام صلی الله علیه وآله از غدیر انتظار میرفت، ولی صد افسوس که این آرزو جامه عمل نپوشید. غدیر جدا از جنبههای گوناگون، از جنبه وصیتی نیز قابل توجه است. بیان رسول خدا صلی الله علیه وآله در آخرین لحظات زندگی نسبت به اسلام و احکام آن، حکم یک وصیتنامه را دارد؛ و قاعده وصیت این است که به اهمّ موضوعات اشاره شود، و با اجرای موضوعات اصلی، جزئیات خواه ناخواه اجرا خواهد شد.
توجه به آغاز و انجام هدایت الهی
در وصیتنامه الهی غدیر، رسول خداصلی الله علیه وآله پس از توجه دادن به عظمت توحید، مسئله اساسی دیگری را که امامت و ولایت امامان بعد از خود است مطرح میکند. سپس به جایگاه حضرت علی علیه السلام در اسلام و همچنین خودش اشاره مینماید. آنگاه از آخرین وصیّ خود یعنی حضرت مهدی علیه السلام سخن میگوید، که این قسمت از پیام رسول خدا صلی الله علیه وآله قابل توجه است. دقت در این وصیت الهی این مطلب را آشکار مینماید که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله به آغاز و انجام هدایت دین توجه بیشتر دارد؛ یعنی اگر هدایت جامعه بعد از رسالت با امامت و ولایت حضرت علی علیه السلام آغاز میشود، بهطور قطع و یقین سرانجامش از آنِ حضرت مهدی علیه السلام است.
مشخصات حکومت مهدوی در غدیر
در این پیام مشخصات حکومت مهدوی - که صورتِ عملیِ حکومت علوی است - بیان میگردد که دقت در هر یک از فرازهای این قسمت از خطبه این حقیقت را آشکارا بیان میکند. رسول اکرم صلی الله علیه وآله خطاب به حاضران این گونه میفرمایند:ای مردم! آخرین هادی این امت مهدی از ماست و فرزند من است. با این ویژگیها:
- آگاه باشید که او بر همه دینها غالب آمده و حقیقت دین اسلام را ظاهر خواهد نمود.
- آگاه باشید که او از ظالمین و ستمکاران انتقام میگیرد.
- آگاه باشید که او تمام دژهای مستحکم را فتح کرده و همه را ویران خواهد کرد.
- آگاه باشید که او نظام شرک را برچیده و نظام هدایت را جایگزین خواهد نمود.
- آگاه باشید که او انتقام گیرنده از خون به ناحقّ ریخته اولیاء خداست.
- آگاه باشید که او یاور و حامی دین خداست.
- آگاه باشید که او بهره گیرنده دریای ژرف حقایق است.
- آگاه باشید که او مشخص کننده فضیلت هر صاحب فضل و جهالت هر جاهل است.
- آگاه باشید که او انتخاب شده و برگزیده خداوند است.
- آگاه باشید که او وارث همه علوم است و بر آنها احاطه و اشراف دارد.
- آگاه باشید که او خبر دهنده از جانب خداوند و بیانگر مراتب ایمان و استوار کننده آیات الهی است.
- آگاه باشید که او رشید و استوار در صراط مستقیم است.
- آگاه باشید که همه امور به او تفویض شده است.
- آگاه باشید که به آمدن او پیشینیان بشارت دادهاند.
- آگاه باشید که او آخرین حجت خداوند است، و بعد از او حجتی نخواهد بود و هیچ حقی نخواهد بود مگر همراه او و هیچ نوری نیست مگر نزد او.
- آگاه باشید که بر او نه کسی غالب خواهد بود و نه پیروز.
- آگاه باشید که او ولیّ و حکم کننده و امینِ پنهان و آشکار خداوند در زمین است.
آنگاه بعد از این معرفی صریح و گویا میفرماید: «ای مردم! آنچه لازم و ضروری بود برای شما روشن کرده و تفهیم نمودم».
یعنی دیگر هیچ بهانه ای برای نپذیرفتن وجود ندارد، و به یقین استمرار حاکمیت علوی به حاکمیت مهدوی ختم خواهد شد.
با توجه به این شاخصههای گویا، و با نگاهی به فرازهایی از دعای ندبه - که آن نیز بیان معصوم علیه السلام است - قالب سیستم حکومتی حضرت مهدی علیه السلام و نوع اجرای آن به وضوح معلوم میشود. در واقع آنچه قرار بود به دست با کفایت حضرت امام امیرالمؤمنین علی علیه السلام اجرا شود، به دست این ذخیره غدیر انجام خواهد گرفت.
طراحی دو حکومت علوی و مهدوی در غدیر
پس در غدیر تصویر دو حکومت با یک محور طراحی شده است. گویی رسول عالیقدر از نیّت منافقان و کافران خبر داشت که چه توطئه ای در سر دارند، و نخواهند گذاشت سنّت نبوی به امامت علوی اتصال یابد.
گویی میبیند که چگونه سنّتش به بدعت تبدیل شده و ظلم و ستم جایگزین عدل و قسط خواهد شد؛ و چه ستم و ظلمی که شعله آتش آن تا ظهور زبانه خواهد کشید، و کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نخواهد توانست این آتش شعله گرفته از سقیفه را، با آب عدالت مهدوی خاموش کند، چرا که اِذا قامَ الحُجَّةُ سارَ بِسيرَةِ اَميرِالمُؤمِنينَ عَلِىّ عليه السلام:[۲] «هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور کند به مانند سیره امام علی علیه السلام رفتار مینماید».
در حقیقت یک هماهنگی و وحدت روش بین این دو امام همام برقرار است. از آنجا که بر اساس آیه صریح قرآن: وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ اَن تَحکُموا بِالعَدلِ [۳]بنیان حکومت امام عصر علیه السلام بر تحقق عدل الهی در تمام زمینه هاست، و روایات رسیده از معصومین علیه السلام این حقیقت را آشکار مینماید. وجود سه واژه عدل و عقل و حق، که از نظر کاربردی در فرهنگ اسلام و تشیع بیشتر استفاده شده و از موقعیت مقدسی برخوردار است، و علیرغم معانی متفاوت هر سه در نهایت به یک معنی ختم میشود و اینکه هر شیء آن گونه که خداوند میخواهد سر جایش باشد و تحقق این امر انجام نمیپذیرد، مگر به دست منتخب خداوند حکیم، علیم و مهربان. نکته مهمتر اینکه عدالت اگر چه واژه بسیار شیرین و مورد قبول مؤمن و کافر است، اما در اجرا تلخ و ناگوار است.
بیان امیرِ کلام حضرت علی علیه السلام گواه این مطلب است، آنجا که فرمودند: «عدالت به هنگام سخن گفتن دارای میدان وسیعی است، اما به هنگام عمل بسیار ضیق است».
وحدت روش بین امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام
نکته جالب دیگر اینکه حضرت مهدی علیه السلام فرزند کسی است که رسول معظم علیه السلام او را معیار حق قرار داده، هم در دنیا و هم در آخرت.
عَلِىٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ يَدورُ حَيثُما دار:[۴] «علی همراه حق و حق همراه علی است. حق میگردد همانجا که علی میگردد».
عَلِىٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ وَ لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الحَوضَ يَومَ القِيامَةِ:[۵]
«علی با حق و حق با علی است، و هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا در روز قیامت کنار حوض بر من وارد گردند».
این حدیث از احادیث عجیب است، چرا که علی علیه السلام را میزان حق معرفی میکند؛ زیرا که حق محض، علی علیه السلام است.
امام مهدی علیه السلام فرزند چنین شخصیتی است و همه افعال و رفتار او حق محض است، چون پدرش حق محض بوده و او به سیره پدرش عمل خواهد کرد؛ لذا تمام آنچه در دوران حکومت ایشان اتفاق میافتد و او انجام خواهد داد حق است. آن روز است که عدل زیباترین آرزوی انسانها تحقق مییابد. به عبارت ساده باید گفت: حضرت مهدی علیه السلام در اجرای نظام عدالت پا جای پای حضرت علی علیه السلام خواهد گذاشت. حضرت علی علیه السلام میفرماید: العَدلُ اَساسٌ بِهِ قِوامُ العالَمِ:[۶] «عدل اساسی است که هستی بدان استوار و محکم است». یا در بیانی کوتاه شکل حیات را معین مینماید: العَدلُ حَياةٌ:[۷] «عدل زندگی است». در این بیان، مولا چهار چوب زندگی را معلوم میکنند؛ و چون در زمان حیات خود با توجه به مشکلات ایجاد شده چنانکه شایسته بود اجراء نشد در حاکمیّتِ سراسر عدلِ حضرت مهدی علیه السلام انجام خواهد شد. همچنین میفرماید: العَدلُ حَياةُ الاَحكامِ:[۸]«حیات و روح احکام با عدل است». حکمی که عدل در آن نباشد حکم مرده را دارد، و در ایام حکومت حضرت بقیة اللَّه علیه السلام تمام احکام صادره بر اساس عدل خواهد بود.
الرَّعِيَّةُ لا يُصلِحُها اِلاَّ العَدلُ:[۹] «رعیت جز به عدل اصلاح نمیپذیرد». یعنی اصلاح وضع مردم در همه زمینهها بستگی به عدالت حاکم دارد؛ و چون حاکمان با حقیقت عدالت مأنوس نیستند وضع مردم هم روز به روز بدتر میشود. در حکومت حقّه مهدوی چون عنصر عصمت مقدم بر عدالت است، آن حضرت با روندی آسان به اصلاح وضع رعیّت و مردم میپردازد، چون برای حکومت صِرف عدالت کافی نیست، بلکه عصمت لازم است.
اِنَّ العَدلَ ميزانُ اللَّهِ سُبحانَهُ الَّذى وَضَعَهُ فِى الخَلقِ وَ نَصَبَهِ لاِقامَةِ الحَقِّ فَلا تُخالِفهُ فى ميزانِهِ وَ لا تُعارِضهُ فى سُلطانِهِ:[۱۰]
«عدل ترازویی است که خداوند سبحان در میان خلق برای برپایی حقّ قرار داده، پس با او در میزانش مخالفت نکن و با او در حاکمیّتش معارضه منما».
در این بیان، عدل به ترازو تشبیه شده و مخالفت با آن مخالفت با حاکمیت خداوند خواهد بود؛ و کسی که توان اجرای عدالت را ندارد عملاً با خدا در حال معارضه است.
تصویری از حکومت مهدوی بر اساس غدیر
حضرت صادق علیه السلام حکومت حضرت مهدی علیه السلام را این گونه به تصویر میکشد:
اِذا قامَ القائِمُ حَكَمَ بِالعَدلِ وَ ارتَفَعَ فى اَيّامِهِ الجَورُ وَ آمَنَت بِهِ السُّبُلُ وَ اَخرَجَتِ الاَرضُ بَرَكاتِها وَ رَدَّ كُلَّ حَقٍّ اِلى اَهلِهِ وَ لَم يَبقَ اَهلُ دينٍ حَتّى يُظهِروا الاِسلامَ وَ يَعتَرِفوا بِالايمانِ، … وَ حَكَمَ بَينَ النّاسِ بِحُكمِ داوُدَ وَ حُكمِ مُحَمَّدٍ عليه السلام. فَحينَئِذٍ تُظهِرُ الاَرضُ كُنوزَها وَ بَركاتِها، تُبدى زينَتَها فَلا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنكُم يَومَئِذٍ مَوضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لا لِبِرِّهِ لِشُمولِ الغِنى جَميعَ المُؤمِنينَ … اِنَّ دَولَتَنا آخِرُ الدُّولِ وَ لَم يَبقَ اَهلُ بَيتٍ لَهُم دَولَةٌ اِلاّ مَلَكوا قَبلَنا لِئَلاّ يَقولوا:اِذا رَأَوا سيرَتَنا لَو مَلَكنا سِرنا مِثلَ سيرَةِ هؤُلاءِ، وَ هُوَ قَولُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقین .[۱۱]
هنگامی که حضرت مهدی علیه السلام ظهور میکند همه چیز را این گونه متحول میکند
- حکومتش بر اساس عدل است.
- ظلم و جور در ایام حکومتش از بین میرود.
- راهها در پرتو حکومتش امن و امان میگردد.
- زمین برکاتش را خارج مینماید.
- حقّ هر کسی به خودش میرسد.
- جز اسلام دینی باقی نمیماند و همه با ایمان به اسلام شناخته میشوند.
- در میان مردم همانند حضرت داود و حضرت محمّد علیهما السلام حکم و داوری مینمایند.
- به برکت وجود حضرت زمین گنجهای خود را آشکار میسازد و برکات خود را نمایان و آشکار مینماید.
- کسی در آن زمان برای انفاق و صدقه موردی پیدا نمیکند، زیرا همه بینیاز و غنی هستند.
حضرت صادق علیه السلام در ادامه به یک نکته اساسی اشاره دارد و میفرماید:
دولت ما آخرین دولت است. همه کسانی که قرار بود حکومت کنند قبل از ما به حکومت میرسند تا چنانچه روش ما را در حکومت ببینند نگویند:
«اگر ما به حکومت میرسیدیم مانند اینان حکومت میکردیم»! و این همان گفته خداوند متعال است که فرمود: «وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقینَ».
آری عاقبت از آنِ متقین است و رأس و امیر آنها وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام است. به امید آن روز زیبا که طلوع عدالت علوی در حکومت مهدوی است.
پانویس
- ↑ محمد مجتهدی
- ↑ بحار الانوار: ج ۴۷ ص ۵۴.
- ↑ نساء: ۵۸.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: ج ۲ ص ۲۹۷.
- ↑ تاریخ بغداد: ج ۱۴ ص ۳۲۱.
- ↑ بحار الانوار: ج ۷۵ ص ۸۳.
- ↑ غرر الحکم و درر الکلم: ص ۲۶ ح ۳۰۷.
- ↑ غرر الحکم و درر الکلم: ص ۳۱ ح ۴۴۰.
- ↑ غرر الحکم: ص ۲۲۴ ح ۸۸.
- ↑ همان: ج ۲ ص ۵۰۸.
- ↑ اعلام الوری بأعلام الهدی: ص ۴۶۲.