جلوههای غدیر در شعر فارسی کهن
مسئله غدیر خم یک واقعیت حساس در تاریخ اسلام است و عموم مسلمان - اعم از شیعه و سنی - آن را قبول دارند، و در بیان اندیشههای خود به آن اشاره میکنند. در اینجا جلوههای گوناگون غدیر را در شعر فارسی بررسی میکنیم، و اینکه آیا در کدام ادوار غدیر نمود بیشتری در شعر فارسی داشته است؟ آیا فقط شاعران شیعه بدان اشاره نمودهاند، یا شاعران سنی هم به آن اشاره کردهاند؟ چه مباحثی از این واقعه نمود بیشتری دارد؟[۱]
مقدمه
برای این کار باید تمام اشعار فارسی بررسی میشد که خارج از حوصله این نوشتار بود؛ بنابراین، با ملاحظه و بررسی بیش از یک میلیون بیت شعر از ۱۰۱ شاعر در نرمافزار «درج ۳» - که تقریباً دورنمایی از شعر فارسی را ترسیم میکرد - اجزا و عناصر غدیر جستجو شد. در نتیجه مشخص شد که اهل سنت بیشتر تا قرن هفتم به مسئله غدیر پرداختهاند، و از قرن دهم به بعد شاعران شیعه به غدیر اشاره نمودهاند. البته ناصر خسرو در قرن پنجم یک استثناست. شاید دلیل اشاره بیشتر اهل سنت این است که غالب شاعران پارسی گوی تا قبل از عهد صفوی سنی مذهب و شاعران شیعه در اقلیت بودند.
دیگر این که شاعران سنی از لحاظ بسامد کمتر هستند؛ تقریباً ۶ در مقابل ۱۰. علاوه بر آن، بسامد و تعداد اشاره شاعران شیعه - ۳۵ بار - نسبت به شاعران سنی - ۸ بار - بیشتر است. همچنین شاعران شیعه بیشتر اشعار مستقلی به غدیر اختصاص داده و آن را عید پنداشته و اظهار شادمانی نمودهاند. همچنین جنبههای گوناگون مسئله غدیر در شعر شاعران شیعه نمود یافته، و در بیشتر موارد در صدد احتجاج و اثبات اهمیت موضوع برآمده اند.
در حالی که اهل سنت ضمن مسلّم شمردن اصل موضوع، آن را یک امر ساده و کماهمیت تلقی کرده و از کنار آن گذاشتهاند! البته گاه اشاره اهل سنت به موضوع چنان است که خواننده در سنی بودن شاعر شک میکند. در اینجا میخواهیم نمودها و جلوههای گوناگون غدیر در شعر فارسی را بررسی کنیم، و اینکه در کدام ادوار از تاریخ ادبی ایران این واقعه نمود بیشتری داشته است. اینکه از بین شاعران کدام دسته از شاعران - شیعه یا سنی - به این مسئله اشاره نمودهاند؟ چه مسائل و مباحثی از این واقعه در شعر فارسی نمود بیشتری دارد؟ و نوع نگاه شاعران شیعی و سنی بدان چگونه است؟
الف) شرح روش تحقیق
برای این کار یا باید اشعار فارسی میشد، که کاری شاقّ و خارج از حوصله این نوشتار و تقریباً غیرممکن بود. یا اینکه شعر تعدادی از شعرا در دوره ای خاص و محدود بررسی میشد، که باز هم بسیار و نارسا بود. برای این کار از نرمافزار «درج ۳» استفاده شد، که حدود یک میلیون بیت شعر فارسی از حدود ۱۰۱ شاعر در ادوار مختلف در بر میگرفت، و تا حدود زیادی بیانگر نمودهای مختلف غدیر در شعر و ادبیات فارسی بود.
برای رسیدن به این مقصود، اجزا و عناصر مختلف، آیات، احادیث پیرامون غدیر خم خود ترکیب «غدیرخم» در این مجموعه جستجو شد. کلماتی مثل مولی، غدیر، خم، غدیر خم، کنت، اکملت، اتممت، اتمام، اکمال، و غیره. بدین ترتیب اهم موارد اشاره به موضوع غدیر خم استخراج شد. البته باید توجه داشت وقتی هر کدام از این کلمات جستجو گردد، کلمه در تمام معانی آن استخراج میشود؛ یعنی وقتی واژه «خم» جستجو شود، این واژه در تمامی معانی آن - یعنی کوزه بزرگ، خمیدگی (خَم) و غیره - یافت میشود. به این دلیل در هر جستجو ممکن صدها مورد و بیت استخراج شود که به مقصود ما از جستجو ربط نداشته باشد.
برای رفع مشکل، با مطالعه همه آنها، ابیات مربوط به غدیر خم جدا گردید و ما بقی کنار گذاشته شد؛ مثلاً وقتی واژه «غدیر» جستجو شد، حدود ۱۲۸ مورد از این کلمه پیدا شد که در بیشتر موارد غدیر به معنی «برکه» و «آبگیر» بود و ربطی به واقعه غدیر خم نداشت، و فقط چندین مورد محدود آن مربوط به موضوع تحقیق بود. یا کلمه «خم» ۲۰۱۵۱ مورد پیدا شد، که معدودی از آنها مربوط به موضوع تحقیق بود و در بیشتر موارد به معانی کوزه بزرگ، خمیدگی و غیره بود.
ب) پیشینه تحقیق
راجع به واقعه غدیر خم آثار زیادی نگاشته شده است، که اینجا نیازی به ذکر آنها نیست. راجع به انعکاس و بازتاب واقعه غدیر در شعر و ادبیات، بهترین اثر کتاب «الغدیر» اثر شیخ عبدالحسین فرزند شیخ احمد امینی معروف به علامه امینی در ۲۰ جلد به زبان عربی است، تمامی جلدهای این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است. موضوع عمده کتاب واقعه غدیر خم به روایت اهل تسنن است که در محل خود مفصل توضیح داده شده است. آنچه در اینجا مهم است اینکه در «الغدیر» اشعار شاعران مختلف عرب زبان را در ادوار مختلف درباره موضوع غدیر ذکر میکند.
ولی در کتاب «الغدیر» فقط به شعر و ادبیات عرب پرداخته شده، و گویا نگارنده در مورد غدیر و بازتاب و انعکاس آن در شعر و ادبیات فارسی به اثر خاص و مستقلی برخورد نکرده است.
ج) بحث
پس از جستجوی اجزا و عناصر پیرامون واقعه غدیر و جرح وتعدیل نتایج حاصله مواردی از اشاره شاعران به واقعه غدیر به دست آمد، که پس از تجزیه و تحلیل آن نتایج، روشن شد که مسئله در چند محور قابل بررسی است:
- از جهت سیر تاریخی اشاره به واقعه.
- از جهت شیعه و سنی بودن شاعران و بسامد تکرار موضوع در شعر هر کدام.
- از جهت نوع برخورد شاعران بامسئله غدیر و دیدگاه شاعران نسبت به واقعه غدیر خم.
به همین جهت ابتدا به تحلیل بسامدی آن پرداخته میشود، و سپس از نظر محتوایی موضوع بررسی میگردد:
- تحلیل بسامدی غدیر در شعر فارسی
نتایج جستجو به ترتیب تاریخی همراه با تعداد موارد و ابیات اشاره شده به واقعه غدیر خم به شرح زیر است:
- حسین بن منصور حلاج: قرن ۳ و ۴، سنّی، ۱ غدیریه.
- منوچهری دامغانی: قرن ۵، سنّی، ۱ غدیریه.
- ناصر خسرو قبادیانی: قرن ۵، شیعه، ۱۰ غدیریه.
- امیر معنوی: قرن ۵ و ۶، سنّی، ۳ غدیریه.
- سنایی غزنوی: قرن ۵ و ۶، سنّی، ۱ غدیریه.
- سوزنی سمرقندی: قرن ۶، سنّی، ۱ غدیریه.
- مثنوی: قرن ۷، سنی، ۱ غدیریه.
- نظیری نیشابوری: قرن ۱۰ و ۱۱، شیعه، ۱ غدیریه.
- صائب تبریزی: قرن ۱۱، شیعه، ۱ غدیریه.
- حزین لاهیجی: قرن ۱۲، شیعه، ۲ غدیریه.
- قاآنی شیرازی، قرن ۱۳، شیعه، ۶ غدیریه.
- عمّان سامانی: قرن ۱۳ و ۱۴، شیعه، ۲ غدیریه.
- ملک الشعراء بهار، قرن ۱۳ و ۱۴، شیعه، ۵ غدیریه.
- ادیب الممالک فراهانی: قرن ۱۳ و ۱۴، شیعه، ۷ غدیریه.
- ایرج میرزا: قرن ۱۴، شیعه، ۱ غدیریه.
- عطار: شیعه، ۳ غدیریه.
در مجموع: ۳۷ غدیریه از ۱۰ شاعر شیعه، و ۸ غدیریه از ۶ شاعر سنی.
آنچه از نگاه اول به جدول و آمار آن بر میآید این است که شاعران سنی مذهب بیشتر در قرون پنجم تا هفتم به مسئله غدیر پرداختهاند. تنها شاعر شیعه قرن پنجم ناصر خسرو قبادیانی است که راجع به غدیر شعر سروده است. پس از آن، از اواخر قرن دهم به بعد شاعران شیعه مذهب به مسئله غدیر اشاره نمودهاند، و در قرون ۸ و ۹ سکوت شاعران در این زمینه دیده میشود.
شاید دلیل آن باشد که غالب شاعران پارسیگوی تا قبل از عهد صفوی سنی مذهب هستند، و شاعران شیعه مذهب در اقلیت هستند. از عهد صفوی است - که شیعه مذهب رسمی ایران شد - غالب شاعران شیعه هستند. البته ناصر خسرو هم به خاطر ماهیت محتوایی شعرش یک استثناست.
نکته قابل تأمل دیگر این است که شاعران سنی مذهبی که به مسئله غدیر اشاره نمودهاند، از لحاظ بسامد کمتر هستند؛ شش نفر در مقابل ده شاعر شیعه مذهب. علاوه بر آن، بسامد و تعداد اشاره شاعران شیعه مذهب هم به نسبت شاعران سنی مذهب بیشتر است، و مجموعاً هشت بار (۱۷ / ۳۹٪ کل موارد) در شعر شاعران سنی مذهب به مسئله غدیر اشاره شده است. در حالی که شاعران شیعه مذهب به دفعات بیشتر به این موضوع اشاره نمودهاند، و جمعا در ۳۹ مورد (۸۲ / ۶۱٪ کل موارد) از غدیر سخن گفتهاند؛ یعنی هم تعداد شاعران بیشتر است و هم تعداد دفعات اشاره شاعران به مسئله غدیر بسیار بیشتر است.
مثلاً در بین شاعران سنی مذهب، بیشترین اشارات مربوط به امیر معزی و سه بار است. در حالی که ناصر خسرو ده بار، ادیب الممالک فرهانی هفت بار، قاآنی شیرازی شش بار و ملک الشعراء بهار پنج بار به موضوع غدیر اشاره نمودهاند. اگر دقت شود، بیشترین اشارات مربوط به قرنهای ۵ و ۱۶(۶ مرتبه در شعر ۵ شاعر (و قرنهای ۱۳ و ۲۱) ۱۴ مرتبه در شعر ۵ شاعر) است. دلیل این امر شاید آن باشد که اولاً در قرون ۵ و ۶ اوج فعالیت شیعیان - خصوصاً اسماعیلیان - است، که با طرح مباحث و مسائل سعی در ترویج آئین خود - یعنی تشیع و حقانیت اهلبیت علیهم السلام - داشتند.
ذبیح اللَّه صفا در این مورد نوشته است: قرن ۵ و ۶ دوره قدرت اسماعیلیه و کمال فعالیت آنان در این ایران و مبارزه سخت با فرق دیگر اسلامی و با سلاطین و امرای مختلف در این سرزمین بوده است. نخستین داعی بزرگ اسماعیلی که فعالیت خود را از اوائل عهد سلجوقی آغاز کرد، شاعر و نویسنده و حکیم و متکلم بزرگ ناصرخسرو است.[۲] از طرف دیگر فعالیت شدید اسماعیلیه و حسن صباح و همچنین فعالیتهای گسترده فاطمیان شیعه مذهب مصر در مقابل عباسیان سنی مذهب بغداد، زمینههای روشنگری بیشتر در زمینه شیعه و اعتقادات آنها را حتی در بین شاعران سنی مذهب فراهم کرده است.
دیگر اینکه در قرون ۱۳ و ۱۴، به جهت فعالیت سیاسی و استعماری کشورهای استعمارگر، زمینه بروز فرقههای جدیدی چون وهابیت فراهم شد. شیعه نیز به جهت مخالفت با این پدیدههای شوم بیکار ننشسته، و همین امر اثر خود را در ادبیات نیز گذارد و غدیریههای بیشتری سروده شد. از سوی دیگر با ارتباطات گسترده و آسانتر دنیای مدرن، لزوم پرداختن به این مسائل زیادتر شد. به همین جهت شاعران شیعه بیشتر احساس نیاز و تکلیف نمودند که به این مسائل و مباحث بپردازند. به همین دلیل بسامد اشاره به این مباحث در این دو قرن هم زیاد شده است.
کثرت شاعران شیعه مذهب و بسامد بسیار اشارات آنها کاملاً طبیعی است، زیرا از دیدگاه شیعیان مسئله غدیر و جانشینی حضرت علی علیه السلام یکی از اساسیترین مسائلی است، که با نادیده گرفتن و تحریف آن شکاف عمیقی در ادامه رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله ایجاد خواهد شد، و مایه بسیاری از اختلافات و نابسامانیهای جامعه اسلامی خواهد گردید. شیعه میگوید: اگر سخن پیامبرصلی الله علیه وآله در غدیر خم تحریف نمیشد و آنگونه که مراد پیامبرصلی الله علیه وآله بود فهمیده و اجرا میشد، ریشه بسیاری از مشکلات اسلام و مسلمین خشک میشد و اصولاً فرصت بروز و ظهور نمییافت.
تحلیل محتوایی غدیر در شعر فارسی
در بادی امر انتظار میرفت که شاعران سنی مذهب در حدود همان اعتقادات گفته شده به مسئله غدیر خم اشاره نموده باشند، و آن را اجتماعی جهت خداحافظی پیامبرصلی الله علیه وآله با مسلمانان و بیان اتمام و اکمال دین و رسالتش تلقی نمایند. جا داشت سخنان پیامبرصلی الله علیه وآله در مورد علی علیه السلام هم در حد همان دوستی و جانشینی در امور خانوادگی تلقی گردد، و شاعران شیعه مذهب هم آن را ادامه رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله بدانند.
در واقع آن چیزی را که قرار بود پیامبرصلی الله علیه وآله ابلاغ نماید - که اگر ابلاغ نمیکرد کل رسالتش ابلاغ نشده بود - چیزی جز جانشینی علی علیه السلام نبوده است، و در واقع واقعه غدیر از دید آنها عید است و عید امامت و ولایت میباشد. اما مسئله به این شکل نیست؛ گاه در بین شاعران سنی مذهب به اهمیت واقعه غدیر اشاره شده است، تا جایی که دیدگاه آنان را بسیار به شیعیان نزدیک میکند؛ چنان اظهار نظر میکنند که اگر کسی شاعر را نشناسد، میپندارد این سخن جز سخن یک شاعر شیعه مذهب نیست، و گاه نیز خواننده شک میکند که شاعر با این اشارات صریح بعید است سنی مذهب باشد!
به عنوان مثال سوزنی سمرقندی در قصیده ای تحت عنوان «امام کیست؟» به فضائل حضرت علی علیه السلام میپردازد. وی پس از بیان فضائل امام، در اثنای قصیده میآورد:
| گو که دست که بگرفت مصطفی به غدیر | که را امام هدی خواند و فخر وزین همام | |
| امام آنکه خدای بزرگ روز غدیر | به فضل کرد به نزدیک مصطفی پیغام[۳] |
این سخن دقیقاً همان حرفهایی است که یک شیعه مذهب بدان معتقد است، و اگر کسی با استناد به آنها قائل به شیعه بودن سوزنی سمرقندی شود خیلی بیراهه نرفته است. مگر شیعه بودن غیر از این است؟ همچنین است در حدیقه سنایی وقتی میگوید:
| نائب مصطفی به روز غدیر | کرده در شرع مرورا به امیر[۴] |
یا وقتی امیر معنوی میگوید:
کسی که در کنف شرع در حمایت تو استهمی نشاط کند خاصه صبح عید غدیر[۵]
عید خواندن غدیر بسیار به نظر شیعیان نزدیک است، زیرا از دیدگاه اهل سنت واقعه غدیر خداحافظی پیامبرصلی الله علیه وآله با امت بود. به همین خاطر رفتن کسی عیب نمیتواند باشد. در حالی که شیعیان آن را عید ولایت و امامت میدانند. البته شاعران سنی مذهب همگی این گونه نیستند، و بیشتر اشارات آنها در حد همان اعتقادات اهل سنت است؛ مثلاً معزی در جای دیگر میگوید:
| نام آن دارد که از بهر بزرگی و شرف | احمد مختار کرد او را ادعا روز غدیر[۶] |
یا منوچهری میگوید:
| آهنی در کف چون مِردِ غدیر خم | به کَتِف باز فکنده سر هر دو کُم[۷] |
یا حلاج میگوید:
| گفتهای «الیوم اکملت لکم» دین الهدی | آن زمان کین رحمت مهداه اهدا کردهای[۸] |
که همگی در حد همان اعتقادات اهل سنت است. ملای رومی نیز در مثنوی به مسئله غدیر و حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» اشاره میکند، و در عنوان آن میآورد: در تفسیر این خبر کی مصطفی صوات اللَّه علیه فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را. چاکری کودکی خلم آلودمان هم میفرماید الی آخره. سپس میآورد:
| زین سبب پیغمبرِ با اجتهاد | نام خود را وان علی مولا نهاد | |
| گفت هر کو را منم مولا و دوست | ابنعم من علی مولای اوست | |
| کیست مولا؟ آنکه آزادت کند | بند رقّیت ز پایت برکند.[۹] |
بر خلاف عنوان مبحث در مثنوی که نشان میدهد در واقعه غدیر مسئله متابعت و پیروی است، نه دوستی و محبت و امور خانوادگی. در متن ابیات متنوی تصریح میکند که «مولی» همان دوست است، و میگوید: «مولا و دوست». در ادامه به تفسیر خاص خود از مولی میپردازد، و به گونه ای به سادگی از کنار مسئله میگذرد! هر چند از مثنوی بعید است که چنین با سادگی از کنار مسئله ای به این بزرگی بگذرد، و حتی سخن خود در عنوان را نادیده بگیرد.
شاعران شیعه مذهب بر خلاف شاعران سنی مذهب - که معمولاً به اشارتی به واقعه غدیر بسنده کردهاند - معمولاً اشعار مستقلی اعم از قصیده، غزل، رباعی و… در وصف غدیر سرودهاند. اشعاری که به آنها «غدیریه» گفته میشود، و در آنها به اظهار شادمانی از فرا رسیدن عید غدیر پرداخته و فضائل و مناقب حضرت علی علیه السلام و خاندانش را در آن برشمرده اند. البته باید توجه داشت که همه اشعار شاعران شیعه مذهب این گونه نیست، و آنها هم گاه در خلال اشعارشان اشاراتی گذرا - چون شاعران سنی مذهب - به واقعه غدیر دارند.
علاوه بر آن، گاه اشعار مستقلی هم در دیوان شاعران سنی مذهب دیده میشود. همانند قصیده «امام کیست؟» از سوزنی سمرقندی، که پیشتر بدان اشاره شد. تعداد این نوع قصیدههای مستقل در شعر شاعران شیعه بسیار زیاد است. به عنوان مثال:
- قاآنی شیرازی: در چهار قصیده با عناوین: «در تهنیت عید غدیر و ستایش شاهزاده بی نظیر فریدون میرزا طاب ثراه گوید»"(۲ قصیده با این عنوان) ،» در تهنیت عید غدیر و ستایش وزیر بی نظیر صدراعظم میرزا آقاخان دام اقباله»، «در مدح هژبر سالب علی بن ابی طالب صلوات اللَّه و سلامه علیه گوید».
- ادیب الممالک فرهانی: در دو قصیده با توضیحات: «این قصیده در تهنیت عید غدیر سال ۱۳۰۷ ش در تبریز ساخته شد «و» در ۱۳۲۰ ش در تهنیت عید اضحی و غدیر و نوروز و مدح حضرت علی علیه السلام در عنوان و یک ترجیع بند یا بیت ترجیع:
| همایونا و شادا فرّخا عید غدیر آمد | از آن خوشتر که پیش از عید فرّخفر امیر آمد[۱۰] |
همچنین در چهار موضع دیگر به مسئله غدیر اشاره کرده است.
- ملک الشعراء بهار: در قصیده ای تحت عنوان «در تهنیت عید غدیر و مدح حضرت امیر سلام الله علیه».
- حزین لاهیجی: دو قصیده با عناوین «ایضاً فی مدحه» و «ایضاً فی مدحه» در دیوان حزین آمده است، که در آنها به مدح حضرت علی علیه السلام و واقعه غدیر خم اشاره شده است.
- صائب تبریزی: در قصیده ای با عنوان «در تعمیر تربت پاک امیرالمؤمنین علیه السلام و آوردن نهری از فرات به نجف به فرمان شاه صفی» به مسئله غدیر خم اشاره نموده است.
- عطار: کل کتاب «مظهر العجائب» منسوب به عطار نیشابوری در وصف و منقبت حضرت علی علیه السلام است، و در مباحث مستقلی از آن به غدیر خم اشاره شده و اجزا و عناصر آن به تفصیل آمده است.
گذشته از اختصاص دادن اشعار مستقل به موضوع غدیر، شاعران شیعه مذهب در بسیاری موارد در اشارت به غدیر شادمانی نمودهاند و آن را عید خواندهاند. به عنوان مثال:
| آخر ز فیض ساقی کوثر تمام سال | عید غدیر شد به مقیمان این دیار[۱۱] |
| الا چو عید غدیر آید از پی قربان | الا چو باشد ذی قعده از پی شوال[۱۲] |
| همایونا و شادا فرخا عید غدیر آمد | از آن خوشتر که پیش از عید فرخ فرامیر آمد[۱۳] | |
| آمد نغز و هژیر و فرخ و فیروز | اضحی و عید غدیر و جمعه و نوروز[۱۴] |
| گفت که فردا مگر نه عید غدیر است | عیدی بادش چو بوی عود معطر[۱۵] |
| اگر چه عید غدیر است و هر گنه که کنند | ببخشد از کرم خویش کردگار قدیر[۱۶] |
| زین بشارت در میان عید اضحی و غدیر | عید دیگر شد عیان از امیر مؤتمن | |
| عید قربان و غدیری را که بود از هم جدا | هم ملفّق هم مثنّی کرد و در یک انجمن | |
| هم دو شد عید غدیر از آن سبب کز هر کنار | دست بوس عید را الحمد خوان شد مرد و زن[۱۷] |
| همیشه شاد بود شاه خاصه عید غدیر | که کردگار قدیرش به جان دهد فرمان | |
| یکی است عید غدیر ار چه خلق را امروز | بود درست مه عید سعید در ایران | |
| نخست عید غدیر از خلافت شه دین | دوم جمال ملک شهریار ملک ستان[۱۸] |
گذشته از اینها در موارد بسیاری هم در عنوان اشعار آمده است: «در تهنیت عید غدیر…». و اگر این اشارت هم نباشد، در موارد زیادی شاعران با شادمانی از غدیر یاد کردهاند؛ مثلاً:
| بریخت صاف نشاط از خم غدیر به جام | صلای سرخوشی ای صوفیان درد آشام[۱۹] |
| ز بعد قطع منازل در این همایون روز | عنان کشیده به خم غدیر ساخت مقام[۲۰] |
| غدیر خم رسید ای ساقی گلچهره مییابد | می ئی کو یادگار از دولت کاوس کی باید[۲۱] |
گذشته از اظهار شادمانی از آمدن عید غدیر، شاعران شیعی بیشتر به دنبال اثبات حقانیت علی علیه السلام و اولاد او در جانشینی پیامبرصلی الله علیه وآله میباشند، و معمولاً از در محاجّه و معارضه بر میآیند، و به مخالفان گوشزد میکنند که حقیقتی بسیار مهم را نادیده گرفتهاند و باید از اشتباه خویش برگشته و متنبّه شوند و به امامت و ولایت علی علیه السلام و اولادش معترف شده و ایمان بیاورند؛ مثلاً ناصر خسرو میگوید:
| بنگر که خلق را به که داد و چگونه گفت | روزی که خود بکرد نبی بر سر غدیر | |
| دست علی بگرفت بدو داد جای خویش | گر دست گرفت تو جز دست او مگیر | |
| ای ناصبی اگر تو مقرّی بدین سخن | حیدر امام تو است و شبر وانگهی شبیر | |
| ور منکری وصیت او را به جهل خویش | پس خود پس از رسول نباید تو را سفیر[۲۲] |
| آگه نهای مگر که پیامبر که را سپرد | روز غدیر خم ز منبر ولایتش | |
| آن را سپرد که ایزد مر دین و خلق را | اندر کتاب خویش بدو کرد اشارتش[۲۳] |
| بیاویزد آن کس به غدر خدای | که بگریزد از عهد روز غدیر | |
| چه گویی به محشر اگر پرسدت | از آن عهد محکم شبر یا شبیر؟ | |
| گر امروز غافل توئی همچنین | بر این درد فردا بمانی حسیر | |
| و گر پندگیری ز حجت به حشر | تو را پند او بس بود دستگیر[۲۴] |
غیر از اینها واقعه غدیر دارای اجزا و عناصر و موارد و مباحث بسیاری است، که شاعران شیعه مذهب به اجزا و عناصر بیشتری از آنها اشاره کردهاند. در حالی که شاعران سنی مذهب بیشتر به چند نکته آن اشاره کردهاند و خیلی وارد زوایا و خبایای آن نشدهاند، زیرا در آن صورت برای بسیاری از پرسشهایی که با آنها مواجه شدند جوابی نمییافتند. از بین آن همه مسائل شاعران سنی مذهب به موارد زیر اشاره کردهاند:
امام بودن علی علیه السلام
| گو که دست بگرفت مصطفی به غدیر | که را امام هدی خواند و فخر وزین | |
| همام امام آن که خدای بزرگ روز غدیر | به فضل کرد به نزدیک مصطفی پیغام[۲۵] | |
| امام بود محمد علی خلیفه او | کنون علی است مشیر و محمد وزیر | |
| علی ز مهر محمد چنان نازد | که از دعای محمد علی به روز غدیر[۲۶] |
نایب مصطفی صلی الله علیه و آله و امیر شرع بودن علی علیه السلام
| نائب مصطفی به روز غدیر | در شرع مر ورا به امیر[۲۷] |
اکمال دین
| گفتهای «الیوم اکملت لکم» دین الهدی | آن زمان کین رحمت مهداه اهدا کردهای[۲۸] |
مرد غدیر خم
| آهنی در کف، جون مِردِ غدیر خم | به کَتِف باز فکنده سر هر دو کُم[۲۹] |
-جمله معروف «ان من کنت مولاه فهذا علی مولاه» و بیان معنی واژه مولی
| زین سبب پیغمبرِ با اجتهاد | نام خود را وان علی مولا نهاد | |
| گفت هر کس را منم مولا و دوست | ابن عم من علی مولای اوست | |
| کیست مولا؟ آنکه آزادت کند | بند رقّیت ز پایت برکند[۳۰] |
دعای پیامبرصلی الله علیه وآله برای علی علیه السلام در روز غدیر «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»
| نام آن دارد که از بهر بزرگی و شرف | احمد مختار کرد او را دعا روز غدیر[۳۱] | |
| امام بود محمد علی خلیفه او | کنون علی است مشیر و محمد وزیر | |
| علی ز مهر محمد چنان نازد | که از دعای محمد علی به روز غدیر[۳۲] |
امر حق تعیین جانشینی علی علیه السلام
| امام آنکه خدای بزرگ روز غدیر | به فضل کرد به نزدیک، مصطفی پیغام[۳۳] |
در حالی که شاعران شیعه مذهب به موارد بیشتری از اجزا و عناصر واقعه غدیر اشاره نمودهاند. آن موارد و اجزا و عناصر عبارتند از: جمله معروف «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»:
| به آهنگ جلی «من کنت مولا | علی مولاه» گفت آن شاه ذوالمن[۳۴] | |
| گفت هر کس را منم مولای او | پس علی مولای او باشد نکو[۳۵] | |
| در ترانه معنی دم ز سر مولا زن | وانگه از غدیر خم باده تولا زن[۳۶] | |
| گوید آن کاو را منم مولا، علی مولای اوست | زین هار از طاعت او گر کسی سر درکشد[۳۷] | |
| هر کش مولا منم علی مولا است | او است پس از من به خلق سید و سرور | |
| بگفت هر کش مولا منم علی مولا است | که او مکمّل دین است و تالی قرآن[۳۸] |
منبر ساختن از جهاز شتران
| فراز منبر یوم الغدیر رمز است | که سر ز جیب محمد علی برآورده[۳۹] | |
| نبی اندر غدیر خم برافراشت | جهاز چار اشتر جای منبر | |
| برآمد بر فراز از آن و بگرفت | به دست خویش اندر دست حیدر[۴۰] | |
| امر حق فوری است باید مصطفی را در غدیر | از جهاز اشتران ناچیز منبر داشتن[۴۱] |
بخّ بخّ گفتن حضّار به علی در غدیر خم
| ندای «بخ بخ لک یا علی مولای» | گواه نص ولایت به محضر آورده[۴۲] |
ولایت علی علیه السلام
| همه تفویض کرده امر ولایت | به ابن عم و در معنی برادر[۴۳] | |
| ندای «بخ بخ لک یا علی مولای» | گواه نص ولایت به محضر آورده[۴۴] |
حجةالوداع
| چون که او برگشت از حجةالوداع | در غدیر خم مکان کرد آن مطاع[۴۵] |
امر حق در تعیین جانشینی علی علیه السلام طبق آیه تبلیغ
| چنین روز و چنین عید مبارک | که آمد امر بلغ بر پیمبر[۴۶] | |
| حق تعالی گفت در خم غدیر | با رسول اللَّه ز آیات منیر[۴۷] | |
| در غدیر خم خطاب آمد ز حق بر مصطفی | تا علی را او ولی بر مهتر و کهتر کند[۴۸] | |
| در غدیر خم یزدان گفت مر پیامبر را | کز پی کمال دین شو پذیره حیدر را[۴۹] |
آمرزش گناهان در روز غدیر
{{ب|
اگر چه عید غدیر است و هر گنه که کنندببخشد از کرم خویش کردگار قدیر[۵۰]
خداوندگار و سالار غدیر خم
| منم به صدق جگرگوشه رسول خدا | منم سلیل خداوندگار روز غدیر[۵۲] | |
| خنک اسفند بدی چون جمل عسکر | فروردین همچون سالار غدیر خم[۵۳] |
جمله معروف «اللهم وال من والاه» در خطبه رسول خدا درباره حضرت علی علیه السلام
| مرا به روز غدیر آن پریوش دلخواه | چشاند شربتی از جام «وال من والاه»[۵۴] |
دعای پیامبر علیه السلام برای حضرت علی علیه السلام: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله
| آنکه معروف بدو شد به جهان روز غدیر | وز خداوند ظفر خواست پیمبر به دعاش[۵۵] |
عهد گرفتن پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم بر ولایت علی علیه السلام در غدیر خم
| چه گویی به محشر اگر پرسدت | از آن عهد محکم شبر یا شبیر؟[۵۶] | |
| ندانم جز این عیب مرا خویشتن را | که بر عهد معروف روز غدیرم[۵۷] | |
| عهد غدیر خم زن بولهب نداشت | در گردن شماست شده سخت چون کنب[۵۸] |
این مسئله نشان میدهد که شاعران شیعی توجه بیشتری به موضوع غدیر دارند و مایلند تمام جوانب آن مورد توجه قرار گیرد. در حالی که اهل سنت از پرداختن به غدیر و مسائل گوناگون مطرح در آن طفره میروند، و بنا به تعصبات خشک مذهبی مایل نیستند تمام جوانب مسئله مورد دقت قرار گیرد. علاوه بر اینها، شاعران شیعی مذهب با مسئله غدیر برخوردی عارفانه نیز دارند و این جهت نیز در شعرشان انعکاس یافته است.
من باب مثال:
| بریخت صاف نشاط از خم غدیر به جام | صلای سرخوشی ای صوفیان درد آشام[۵۹] | |
| نشکند باده گلرنگ خماری که مراست | ساقیا جرعه ده از میکده خم غدیرم[۶۰] | |
| مستی مرا نیست به دنبال خماری | پیمانه کش میکده خم غدیرم[۶۱] | |
| اگر چه عید است و هر گنه که کنند | ببخشد از کرم خویش کردگار قدیر[۶۲] | |
| در ترانه معنی دم ز سر مولا زن | وان گه از غدیر خم باده تولا زن[۶۳] | |
| مرا به روز غدیر آن پریوش دلخواه | چشاند شربتی از جام «وال من والاه»[۶۴] | |
| غدیر خم رسید ساقی گلچهره میباید | می ئی کو یادگار از دولت کاوش کی باید[۶۵] |
نتیجهگیری
پس از جستجوی اجزا و عناصر واقعه غدیر خم مشخص شد که ۱۶ تن از شاعران کهنِ فارسیگوی - که شعرشان در درج شعر فارسی آمده - ۴۶ بار به واقعه غدیر اشاره دارند. از بین این شاعران، ۶ نفر سنی و ۱۰ نفر شیعه مذهب هستند. شاعران سنی ۸ بار و شیعیان ۳۵ بار به غدیر اشاره شده است. بیشترین اشارات ابتدا در قرون ۵ و ۶ است، و سپس در قرون ۱۳ و ۱۴ در عصر حاضر. دلیل این امر ظاهراً آن است که قرون ۵ و ۶ اوج فعالیت اسماعیلیان است.
به همین جهت اذهان نسبت به موضوع غدیر روشن شده بود، و در دوران معاصر (قرون ۱۳ و۱۴) به دلیل ارتباطات گسترده و فراگیری مذهب تشیع است. شاعران سنی تا قرن هفتم به موضوع غدیر پرداختهاند، و قرون ۸ و ۹ سکوتی در این زمینه دیده میشود. از قرن دهم شاعران شیعه هستند که به غدیر اشاره دارند. دلیل آن هم این است که آغاز رسمیت مذهب تشیع در ایران است و غالب شاعران شیعه هستند. در حالی که قبل از آن شیعیان در اقلیت با اهل سنت است.
شاعران سنی مذهب با اشاره به موضوع غدیر بسنده کردهاند، ولی شیعیان معمولاً اشعار مستقلی را تحت عنوان «غدیریه» بدان اختصاص دادهاند. شیعیان بیشتر غدیر را عید پنداشته و در آن اظهار شادمانی کرده و میکنند. هر چند این گرایشها در شعر شاعران سنی مذهب هم دیده میشود، و گاه چنان با مسئله غدیر برخورد میکنند که خواننده به سختی میپذیرد که این شاعر سنی مذهب است. نمونه اعلای این اظهار ارادتها سوزنی سمرقندی است. وی چنان از غدیر میگوید که به نظر میآید شیعه ای باشد که تقیه کرده است.
علاوه بر آن، شاعران شیعه به موضوعات بیشتری از واقعه غدیر اشاره میکنند و سعی دارند زوایای مختلف آن را روشن کنند. در حالی که شاعران سنی از پرداختن به اجزا و عناصر مختلف آن طفره رفتهاند. علاوه بر این، شیعیان در بسیار موارد با مسئله غدیر با عشق و علاقه مواجه شده و برخوردی عارفانه با آن دارند.
پانویس
- ↑ زلال غدیر (مجموعه مقالات): ش ۲ ص ۹۷–۱۱۶.
- ↑ تاریخ ادبیات در ایران (صفا): ج ۱ ص ۱۶۵.
- ↑ سوزنی سمرقندی: ص ۲۷۴.
- ↑ سنائی غزنوی: ص ۲۷۴.
- ↑ امیر معنوی: ص ۳۴۰.
- ↑ امیر معنوی: ص ۳۲۳.
- ↑ منوچهری: ص ۲۰۶.
- ↑ حلاج: ص ۱۶۷.
- ↑ مثنوی: ج ۶ ص ۱۲۶۵.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۴۶۴.
- ↑ صائب: ص ۳۵۴۳.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۳۲۶.
- ↑ ادیب الممالک فرهانی: ج ۱ ص ۴۶۴.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۴۶۴.
- ↑ قاآنی: ص ۲۸۲.
- ↑ قاآنی: ص ۲۵۹.
- ↑ قاآنی: ص ۶۲۰.
- ↑ قاآنی: ص ۶۶۰.
- ↑ عمّان سامانی: ص ۱۵۵.
- ↑ عمّان سامانی: ص ۱۵۶.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۴۶۴.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۱۵۸.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۲۱۴.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۱۹۲.
- ↑ سوزنی سمرقندی: ص ۲۷۴.
- ↑ امیر معنوی: ص ۶۸۶.
- ↑ سنایی: ص ۲۷۴.
- ↑ حلاج: ص ۱۶۷.
- ↑ منوچهری: ص ۲۰۶.
- ↑ مثنوی: ج ۶ ص ۱۲۶۵.
- ↑ امیر معنوی: ص ۳۲۳.
- ↑ امیر معنوی: ص ۶۸۶.
- ↑ سمرقندی: ص ۲۷۴.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۳۵۵.
- ↑ مظهرالعجائب و مظهر الاسرار (عطار): ص ۹۳.
- ↑ ملک الشعراء بهار: ص ۱۰۸.
- ↑ ملک الشعراء بهار: ص ۴۰.
- ↑ قاآنی شیرازی: ص ۶۱.
- ↑ نظیری نیشابوری: ص ۳۸۳.
- ↑ ایرج میرزا: ص ۴۵.
- ↑ قاآنی شیرازی: ص ۶۹۳.
- ↑ نظیری نیشابوری: ص ۳۸۳.
- ↑ ایرج میرزا: ص ۴۵.
- ↑ نظیری نیشابوری: ص ۳۸۳.
- ↑ مظهر العجائب و مظهر الاسرار (عطار): ص ۹۲.
- ↑ ایرج میرزا: ص ۴۵.
- ↑ مظهر العجائب و مظهر الاسرار (عطار): ص ۲۶.
- ↑ ملک الشعراء بهار: ص ۳۹.
- ↑ ملک الشعراء بهار: ص ۱۲۴.
- ↑ قاآنی: ص ۲۵۹.
- ↑ قاآنی: ص ۶۶۰.
- ↑ ادیب الممالک فرهانی: ج ۱ ص ۳۰۶.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۳۴۵.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۴۲۲.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۱۹۲.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۱۹۲.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۲۸۹.
- ↑ ناصر خسرو: ص ۱۹۲.
- ↑ عمّان سامانی: ص ۱۵۵.
- ↑ حزین لاهیجی: ص ۹۴.
- ↑ حزین لاهیجی: ص ۹۸.
- ↑ قاآنی: ص ۲۵۹.
- ↑ ملک الشعراء بهار: ص ۱۰۸.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۴۲۲.
- ↑ ادیب الممالک فراهانی: ج ۱ ص ۴۶۴.