حضرت نوح علیه السلام

حضرت نوح علیه السلام، نخستین پیامبر اولوالعزم و صاحب شریعت مستقل است که خداوند متعال او را با کتاب و شریعت به سوی مردم گسیل داشت. نام مبارک او ۴۳ بار در قرآن کریم آمده و سوره‌ای مستقل به نام او اختصاص یافته است. ایشان پس از حضرت آدم، شیث و ادریس علیهم السلام، چهارمین پیامبر الهی به شمار می‌رود.

حضرت نوح علیه‌السلام
نامنوح
نسبنوح بن لامک بن متوشلخ بن أخنوخ (إدریس) بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن أنوش بن شیث بن آدم علیه‌السلام
لقبعبد شکور، شیخ الأنبیاء
زادروزحدود ۱۰۰۰ سال پس از آدم (به اختلاف روایات)
زادگاهبین‌النهرین (عراق امروزی)، کوفه (به روایتی)
محل دفننجف (در مکان فعلی حرم امیرالمومنین علیه السلام)
طول عمرحدود ۹۵۰ سال (قبل از طوفان) تا ۲۵۰۰ سال (به اختلاف)
والدینپدر: لامک
همسرانوالیه (همسر مؤمن) و همسر کافر (مذکور در قرآن)
فرزندانسام (وصی)، حام، یافث، کنعان (غرق‌شده)
پس از(به عنوان پیامبر) حضرت ادریس علیه‌السلام
پیش ازحضرت هود علیه‌السلام
نقشاولین پیامبر اولوالعزم، صاحب شریعت و کتاب
حوادثطوفان جهانی، ساختن کشتی، نجات مؤمنان، غرق شدن کافران
مخالفانقوم نوح (بت‌پرستان)
یاران برجستهسام (فرزند و وصی)، حام، یافث
احادیث مشهور«مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ»

آن حضرت ۹۵۰ سال مشغول دعوت قوم خود به توحید و ترک بت‌پرستی بود، اما قومش به او ایمان نیاوردند؛ تا آن‌که مأمور به ساختن کشتی شد و پس از اتمام آن، فرمان عذاب و طوفان سهمگین صادر گردید و به جز افراد معدودی که همراه او سوار بر کشتی شدند، همگی هلاک شدند.

نام و نسب حضرت نوح علیه السلام

نام اصلی حضرت نوح علیه السلام در منابع مختلف با اختلاف ذکر شده است. برخی منابع نام او را «سَکَن»، «عبدالغفار»، «عبدالملک» یا «عبدالعلی» دانسته‌اند.[۱]

درباره علت نامگذاری او به «نوح»، روایات متعددی وجود دارد. مشهورترین آنها این است که ایشان نهصد و پنجاه سال با نوحه و بی‌تابی قوم خود را به سوی دین حق دعوت می‌کرد.[۲] در روایت دیگری، گریه و نوحه ۵۰۰ ساله‌اش برای نجات و هدایت قومش، علت این نامگذاری دانسته شده است.[۳]

نسب

نسب حضرت نوح علیه السلام در کتاب انساب الأشراف چنین آمده است: نوح بن لامک بن متوشلخ بن أخنوخ - و هو إدریس علیه السلام - بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن أنوش بن شیث بن آدم علیه السلام.[۴]

بنابر روایات اسلامی، نوح علیه السلام فرزند نهم از نسل حضرت آدم علیه السلام است.[۵] او از نسل لامک فرزند متوشلخ، فرزند ادریس علیه السلام می‌باشد.[۶] در مورد زمان تولد او اختلاف است؛ در برخی از منابع تولد او همزمان با درگذشت حضرت آدم علیه السلام عنوان شده است.[۷]

بعثت و رسالت

در زمان نوح علیه السلام، فساد در زمین شایع گشت و مردم از دین توحید و از سنت عدالت اجتماعی روی گردان شده و به پرستش بت‌ها روی آوردند. خداوند نام چند بت آن روز را که عبارت بودند از «ود»، «سواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» در سوره نوح علیه السلام ذکر کرده است.[۸]

فاصله طبقاتی روز به روز بیشتر شد و آن‌هایی که از نظر مال و اولاد قوی‌تر بودند، حقوق ضعفا را پایمال کردند و جباران، زیردستان را به ضعف بیشتر کشانیده و طبق دلخواه خود بر آنان حکومت کردند.[۹] در این زمان بود که خداوند نوح علیه السلام را مبعوث کرد و او را با کتاب و شریعتی به سوی آنان گسیل داشت تا از راه بشارت و انذار، به دین توحید و ترک خدایان دروغین دعوتشان نموده و مساوات را در بینشان برقرار سازد.[۱۰]

به نظر اکثر علمای شیعه و بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام، دعوت و پیامبری نوح علیه السلام جهانی بوده است.[۱۱] با این حال، برخی از علمای اهل سنت معتقدند که دعوت نوح فقط برای قوم خود یعنی قوم کلده و آشور که در فلسطین، شامات و عراق سکونت داشتند، مبعوث شده بود.[۱۲]

شریعت و دین حضرت نوح

حضرت نوح علیه السلام نخستین پیامبر اولوالعزم است که دارای شریعت و کتاب مستقل بوده است.[۱۳] از آیات مربوط به داستان نوح علیه السلام برمی‌آید که آن جناب همواره قوم خود را به توحید خداوند و ترک شرک دعوت می‌کرد و آنان را به اسلام می‌خواند.[۱۴]

از سوره هود آیه ۲۸ استفاده می‌شود که از آنان می‌خواسته تا امر به معروف و نهی از منکر کنند و نیز از آیه ۱۰۳ سوره نساء و آیه ۸ سوره شوری برمی‌آید که نماز خواندن را نیز از آنان می‌خواسته است. همچنین از آیه ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره انعام برمی‌آید که رعایت مساوات و عدالت را از آنان می‌خواسته و دعوتشان می‌کرده که به فواحش و منکرات نزدیک نشوند، راستگو باشند و به عهد خود وفا کنند. از آیه ۴۱ سوره هود برمی‌آید که آن جناب اولین کسی بوده که مردم را دعوت می‌کرده به این که کارهای مهم خود را با نام خداوند آغاز کنند.[۱۵]

دعوت قوم و پاسخ آنان

از آیات سوره نوح و سوره قمر و سوره مؤمنون برمی‌آید که آن جناب قوم خود را دائماً دعوت می‌کرده به این که به خداوند و آیات او ایمان بیاورند و در این دعوت منتهی جد و جهد را به خرج می‌داده و شب و روز و آشکارا و پنهان، آنان را به پذیرش حق وادار می‌کرده است.[۱۶]

قوم نوح علیه السلام جز به عناد و تکبر خود نمی‌افزودند. هر قدر او دعوت خود را بیشتر می‌کرد، آنان سرکشی و کفرشان را بیشتر می‌کردند و به جز اهل و اولادش و عده اندکی از غیر آنان، ایمان نیاوردند.[۱۷]

از آیات سوره عنکبوت برمی‌آید که آن جناب نهصد و پنجاه سال مشغول دعوت قوم خود بوده، ولی قوم او را جز به استهزاء و مسخره کردن و نسبت جنون به او دادن، عکس العملی از خود نشان ندادند. آنان او را متهم می‌کردند که منظورش این است که به آقایی و سروری بر آنان دست یابد.[۱۸]

علامه طباطبایی در تفسیر آیات ۱۹ تا ۳۵ سوره هود، به مشابهت و همانندی انذارها و احتجاجات نوح علیه السلام با قوم خود، با انذارها و احتجاجات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با مشرکین زمان خود اشاره کرده است. او معتقد است چون حجت‌ها و انذارهای این دو پیامبر یکی بود، خداوند در قرآن کریم داستان پیامبر و اتهاماتی که مشرکان مکه به او می‌زدند را عطف به داستان حضرت نوح مطرح کرده است.[۱۹] این مشابهت و همانندی را مفسران و پژوهشگران دیگر نیز تأیید کرده‌اند.[۲۰]

نفرین

پس از آن‌که نوح علیه السلام از ایمان آوردن سایرین به کلی مأیوس گردید، به درگاه پروردگار خود شکایت برده و از او طلب نصرت کرد. از آیات سوره هود استفاده می‌شود که بعد از این استنصار، خداوند به وی وحی کرد که از قومش به جز آن چند نفری که ایمان آورده‌اند، احدی ایمان نخواهد آورد.[۲۱]

نوح علیه السلام قوم خود را به هلاکت و نابودی نفرین کرد و از خداوند خواست تا زمین را از لوث وجود همه آنان پاک کرده و احدی از آنان را زنده نگذارد:  وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا .[۲۲]

کشتی‌سازی و طوفان

ساخت کشتی

از آیات سوره هود برمی‌آید که خداوند به آن جناب دستور داد تا کشتی را زیر نظر خدا و طبق وحی الهی بسازد.[۲۳] آن جناب شروع به ساختن آن کرد و مردم دسته دسته از محل کار او گذشته و او را مسخره می‌کردند، زیرا کشتی آب می‌خواهد و کشتی‌سازی باید در کنار دریا باشد، در حالی که او این کار را در بیابانی بدون آب انجام می‌داد.[۲۴]

نوح علیه السلام در پاسخشان می‌فرمود: «اگر امروز شما ما را مسخره می‌کنید، به زودی خواهید دید که ما شما را مسخره می‌کنیم و به زودی خواهید فهمید که کسی که دچار عذاب گردد، خوار و ذلیل و بیچاره می‌شود و عذابی که می‌آید، عذابی است مقیم و غیرقابل زوال».[۲۵]

نشانه عذاب

از دو سوره هود و سوره مؤمنون برمی‌آید که خداوند برای نزول آن عذاب، علامتی قرار داده بود و آن این بود که آب از تنوری بالا می‌زند.[۲۶]

نزول طوفان

نوح علیه السلام مشغول ساختن کشتی بود تا این که آن را به اتمام رسانید و فرمان خداوند مبنی بر نزول عذاب صادر شد و آن تنور شروع به جوشیدن کرد. در این هنگام، خداوند متعال به آن جناب وحی فرستاد که از هر حیوان یک جفت نر و ماده سوار کشتی کند و نیز اهل خود را به جز افرادی که مقدر شده بود هلاک شوند، سوار کند.[۲۷]

از سوره قمر برمی‌آید که همین که آنان را سوار کرد، خداوند درهای آسمان را به آبی ریزان باز کرد و زمین را به صورت چشمه‌هایی جوشان بشکافت، آب بالا و پایین برای تحقق دادن امری که مقدر شده بود، دست به دست هم دادند.[۲۸]

از سوره هود استفاده می‌شود که رفته رفته آب زمین را فراگرفت و بالا آمد و کشتی را از زمین کند. کشتی در موجی چون کوه‌های بلند سیر می‌کرد و طوفان همه مردم روی زمین را فراگرفت و همه را در حالی که ستمگر بودند، هلاک کرد.[۲۹]

خداوند به آن جناب دستور داده بود که همین که در کشتی مستقر شدند، خدا را در برابر این نعمت که از شر قوم ستمکار نجاتشان داد، حمد بگویند:  ... الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ [۳۰] و نیز در پیاده شدن از او برکت بخواهند:  وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ .[۳۱]

غرق شدن پسر نوح

هنگامی که نوح علیه السلام سوار کشتی می‌شد، دید که یکی از پسرانش به نام کنعان سوار نشده است. وقتی چشم نوح به او افتاد، او را صدا زد:  یا بُنَیَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِینَ .[۳۲] پسر دعوت پدر را این‌طور رد کرد که  سَآوِي إِلَىٰ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ .[۳۳]

نوح علیه السلام فرمود:  لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ .[۳۴] چیز زیادی نگذشت که موج، بین پدر و پسر حائل شد و پسر جزء غرق‌شدگان گردید.

نوح علیه السلام پروردگار خود را چنین ندا کرد:  رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ .[۳۵] خداوند در پاسخ به او وحی فرستاد که:  یَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ .[۳۶] نوح علیه السلام پس از این وحی، به پروردگارش پناه برد و از او درخواست مغفرت کرد.[۳۷]

فرود آمدن کشتی

پس از آن‌که طوفان عالم‌گیر شد و همه مردم روی زمین غرق شدند، خداوند به زمین فرمان داد تا آب خود را ببلعد و به آسمان نیز فرمان داد تا از باریدن بایستد. آب از ظاهر زمین کاسته شد و کشتی بر بالای کوه جودی قرار گرفت.[۳۸] سپس خداوند به نوح وحی کرد:  یَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ ۚ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ .[۳۹] نوح و همراهان او از کشتی خارج شدند و خدا را به توحید و اسلام پرستیدند و زمین را به ارث به ذریه‌های خود سپردند.

فرزندان، همسر

فرزندان

نوح علیه السلام چهار فرزند داشت که نام آنها سام، حام، یافث و کنعان بود.[۴۰] از میان آنها به غیر از کنعان، همه فرزندان به نوح ایمان آورده و همراه او در کشتی بودند. بنا بر منابع اسلامی، کنعان به پدر خود ایمان نیاورده و غرق شد.[۴۱] به گزارش روایات، نسل حضرت نوح علیه السلام از طریق سام ادامه یافته است.[۴۲] قرآن کریم نیز می‌فرماید:  وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ [۴۳] و تمامی افراد بشر امروز از نسل آن حضرت هستند.

همسر

نام همسر نوح علیه السلام را «والیه» گفته‌اند.[۴۴] خداوند در قرآن کریم از همسر نوح به عنوان زنی که به شوهر خود خیانت کرد، یاد کرده است:  ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا .[۴۵]

مفسران بر این باورند که منظور از خیانت، انحراف جنسی و ارتکاب گناه و فحشا نبوده است.[۴۶] به گفته علامه طباطبایی، منظور از خیانت این دو نفر، کفر آنها و همکاری با دشمنان و افشای اسرار همسرانشان بوده است.[۴۷]

عمر طولانی

مدت عمر

قرآن کریم در آیه ۱۴ سوره عنکبوت، مدت زندگی حضرت نوح قبل از طوفان را ۹۵۰ سال دانسته است:  وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا .[۴۸]

از آنجا که سخنی از کل عمر نوح به میان نیامده، در خصوص سن او اختلاف است.[۴۹] مدت عمر نوح به عنوان شیخ‌الانبیاء از ۹۳۰ سال تا ۲۵۰۰ سال در منابع تاریخ از جمله تورات مطرح شده است.[۵۰]

سید نعمت‌الله جزایری معتقد است که بنابر بیشتر اخبار معتبر شیعه، عمر نوح علیه السلام ۲۵۰۰ سال بوده است.[۵۱] علامه طباطبایی نیز عنوان کرده است که بر اساس آیات و نص صریح قرآن مبنی بر ۹۵۰ سال پیامبری حضرت نوح علیه السلام قبل از طوفان، نوح عمر بسیار طولانی داشته است و این عمر بر خلاف آنچه دیگران عنوان کرده‌اند، نه معجزه بوده و نه مقدار سال و زمان آنها با زمان حال فرق داشته است. او ادامه می‌دهد که عمر نوح به صورت طبیعی عمری طولانی بوده و تاکنون هیچ دلیلی مبنی بر عدم امکان تحقق عمر طولانی ارائه نشده است.[۵۲]

وفات و محل دفن

تاریخ وفات حضرت نوح مشخص نیست و مدت زمان عمر او بعد از طوفان از ۷۰ سال تا ۶۰۰ سال نقل شده است.[۵۳] در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که حضرت نوح پس از فرود آمدن از کشتی، پنجاه سال - به نقلی پانصد سال - عمر کرد.[۵۴]

درباره محل دفن حضرت نوح، چندین محل ذکر شده است: قریه ثمانین نزدیک کوه جودی در موصل، نخجوان، کوه بوذ در هند، مکه (بین زمزم و رکن و مقام)، کوفه، کَرَک بعلبک لبنان، مغاره قدس (در کنار قبر حضرت آدم و سام)، نجف (در کنار حضرت آدم و امام علی علیه السلام) و نهاوند در استان همدان.[۵۵]

مطابق برخی اخبار و تواریخ، قبر حضرت نوح علیه السلام در نجف و در کنار قبر امیرالمؤمنین علی علیه السلام قرار دارد، چنانکه در زیارت‌نامه آن حضرت نیز به آن اشاره شده است.[۵۶]

حضرت نوح در روایات

کشتی نوح، اهل بیت علیهم السلام

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ».[۵۷] یعنی مثل اهل بیت من، مثل کشتی نوح است که هر کس سوارش شد نجات یافت و هر کس که از آن بازماند، غرق گشت.

وصیت به سام و بشارت به هود

امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت نوح بعد از فرود آمدن از کشتی، پنجاه سال - به نقلی پانصد سال - عمر کرد. در اواخر عمر، جبرئیل بر او نازل شد و گفت: «ای نوح! نبوت خود را به پایان رساندی و ایام عمرت سپری شد. اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوت را که همراه تو است، به پسرت «سام» واگذار کن، زیرا من زمین را بدون حجت و عالم آگاه و مطیع که پس از تو الگوی نجات مردم تا عصر پیامبر بعد باشد، قرار نمی‌دهم». حضرت نوح علیه السلام این فرمان را اجرا کرد و «سام» را وصی خود قرار داد. همچنین فرزندان و پیروانش را به آمدن پیامبری به نام حضرت هود علیه السلام بشارت داد و وصیت کرد وقتی هود علیه السلام ظهور کرد، از او پیروی کنند.[۵۸]

سخن با عزرائیل

امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که عزرائیل نزد نوح علیه السلام برای قبض روح آمد، نوح در برابر تابش آفتاب بود. عزرائیل سلام کرد و نوح علیه السلام جواب سلام او را داد. عزرائیل گفت: آمده‌ام روح تو را قبض کنم. نوح علیه السلام فرمود: اجازه بده از آفتاب به سایه بروم. عزرائیل اجازه داد و نوح علیه السلام به سایه رفت. سپس نوح این سخن عبرت‌آمیز را به عزرائیل گفت: «ای فرشته مرگ! آن چه در دنیا زندگی نمودم، به قدری زود گذشت که همانند آمدن من از آفتاب به سایه بود. اکنون مأموریت خود را در مورد قبض روح من انجام بده». عزرائیل نیز روح حضرت نوح را قبض کرد.[۵۹]

ویژگی‌های برجسته حضرت نوح علیه السلام

  • خداوند حضرت نوح علیه السلام را با صفات والایی ستوده است: او را  عبداً شکوراً (بنده‌ای بسیار سپاسگزار) خوانده است.[۶۰] در تفسیر این آیه، امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام فرمودند: برای این آن حضرت را عبد شکور نامیدند که در صبح و شام این دعا را می‌خواند: «اللهم إنی أشهدک أنه ما أصبح أو أمسی بی من نعمة أو عافیة فی دین أو دنیا فمنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد بها علی و لک الشکر بها علی حتی ترضی و بعد الرضا».[۶۱]
  • همچنین خداوند او را از بندگان مؤمن خود دانست.[۶۲] و او را عبدی صالح خواند.[۶۳]
  • حضرت نوح علیه السلام اولین پیغمبر اولوالعزم و از بزرگان انبیاء علیهم السلام است که خداوند او را بر تمامی بشر مبعوث کرده و با کتاب و شریعت فرستاده است.[۶۴] کتاب او اولین کتاب آسمانی و شریعت او نیز اولین شریعت خدایی می‌باشد.
  • آن جناب پدر دوم نسل حاضر بشر است، چون تمامی افراد بشر امروز از طرف پدر و مادر به آن جناب منتهی می‌شوند و همه ذریه آن حضرتند. قرآن کریم درباره ایشان فرمود:  وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ .[۶۵] آن جناب پدر بزرگ همه انبیاء است، غیر از حضرت آدم و حضرت ادریس علیهم السلام.[۶۶]
  • آن جناب اولین پیغمبری بوده که باب تشریع احکام و کتاب و شریعت را گشود و علاوه بر طریق وحی، با منطق عقل و طریق احتجاج با مردم صحبت کرد. بنابراین آن جناب ریشه و منشاء دین توحید در عالم است و بر تمامی افراد موحد عالم که تاکنون آمده و تا قیامت خواهند آمد، منت داشته و همه مرهون اویند. به همین جهت است که خداوند او را به سلامی عام اختصاص داده و هیچ کس دیگر را در آن سلام شریک وی نساخت و فرمود:  سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ .[۶۷][۶۸]
  • آخرین دعایی که خداوند از آن جناب نقل فرموده این است که به درگاه پروردگارش عرضه داشت:  رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا .[۶۹][۷۰]

حضرت نوح علیه السلام و غدیر

نوح علیه السلام و غدیر اشاره به شباهت داستان نوح و غدیر از نظر تعداد هدایت‌یافتگان و نجات‌یافتگان دارد؛ اینکه اقلیتی که به اندازه یک کشتی بودند نجات یافتند و خلقی عظیم با مخالفت خود هلاک شدند. در ذیل آیه غدیری ۷۱ سوره صافات قوم نوح علیه السلام از جمله اقوام مستحق عذاب برشمرده شده‌اند:  وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ ؛ قبل از آنان اکثر پیشینیان گمراه شدند.

بیشتر بخوانید: "نوح علیه السلام و غدیر"

پانویس

  1. قصص الانبیاء، قطب راوندی، ج۱، ص۲۵۶-۲۵۷
  2. قصص الأنبیاء، فاطمه مشایخ، ص۱۱۲
  3. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۸
  4. أنساب الأشراف، بلاذری، ج۱، ص۳
  5. قصص الانبیاء، ابن کثیر، ص۸۳
  6. قصص الانبیاء، قطب راوندی، ج۱، ص۲۵۰-۲۵۱
  7. النور المبین، جزایری، ص۱۱۷؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۱، ص۱۷۸
  8. سوره نوح، آیه ۲۳
  9. سوره اعراف، سوره هود و سوره نوح
  10. سوره بقره، آیه ۲۱
  11. المیزان، طباطبایی، ج۱۰، ص۱۰۲ و ۲۶۰
  12. تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ندایی، ص۴۸
  13. ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج۱۰، ص۳۷۶
  14. سوره نوح، سوره یونس، سوره آل عمران، آیه ۱۹
  15. ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج۱۰، ص۳۷۶-۳۷۷
  16. سوره نوح، آیه ۵-۱۰
  17. سوره نوح، آیه ۵-۱۵
  18. سوره عنکبوت، آیه ۱۴
  19. المیزان، طباطبایی، ج۱۰، ص۲۱۰-۲۱۹
  20. بررسی تاریخی قصص قرآن، بیومی مهران، ج۴، ص۹-۱۶
  21. سوره هود، آیه ۳۶
  22. سوره نوح، آیه ۲۶-۲۷
  23. سوره هود، آیه ۳۷
  24. سوره هود، آیه ۳۸
  25. سوره هود، آیه ۳۹
  26. سوره هود، آیه ۴۰؛ سوره مؤمنون، آیه ۲۷
  27. سوره هود، آیه ۴۰
  28. سوره قمر، آیه ۱۱-۱۲
  29. سوره هود، آیه ۴۲-۴۳
  30. سوره مؤمنون، آیه ۲۸
  31. سوره مؤمنون، آیه ۲۹
  32. سوره هود، آیه ۴۲
  33. سوره هود، آیه ۴۳
  34. سوره هود، آیه ۴۳
  35. سوره هود، آیه ۴۵
  36. سوره هود، آیه ۴۶
  37. سوره هود، آیه ۴۷
  38. سوره هود، آیه ۴۴
  39. سوره هود، آیه ۴۸
  40. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۵؛ تاریخ گزیده، مستوفی، ص۲۶
  41. تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، ندایی، ص۴۴
  42. موسوعة الامام الصادق، قزوینی، ج۵، ص۱۲۸
  43. سوره صافات، آیه ۷۷
  44. قصص الأنبیاء، فاطمه مشایخ، ص۱۱۲
  45. سوره تحریم، آیه ۱۰
  46. التبیان، طوسی، ج۱۰، ص۵۲؛ جوامع الجامع، طبرسی، ج۳، ص۵۹۶
  47. المیزان، طباطبایی، ج۱۰، ص۲۳۵
  48. سوره عنکبوت، آیه ۱۴
  49. قصص الانبیاء، قطب راوندی، ج۱، ص۲۵۷-۲۵۹
  50. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۲۵؛ تاریخ گزیده، مستوفی، ص۲۴؛ قصص الانبیاء، ابن کثیر، ص۹۲
  51. النور المبین، جزایری، ص۱۱۳
  52. المیزان، طباطبایی، ج۱۰، ص۲۷۱
  53. تاریخ گزیده، مستوفی، ص۲۴
  54. بحارالانوار، مجلسی، ج۱۱، ص۲۸۸-۲۸۹
  55. باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، بی‌آزار شیرازی، ص۴۶؛ قصص الانبیاء، ابن کثیر، ص۹۳
  56. قصص الانبیاء، ابن کثیر، ص۹۳
  57. بحارالأنوار، مجلسی، ج۲۳، ص۱۲۰
  58. بحارالانوار، مجلسی، ج۱۱، ص۲۸۸-۲۹۰
  59. امالی شیخ صدوق، ترجمه کمره‌ای، ص۵۱۱
  60. سوره اسراء، آیه ۳
  61. حیوة القلوب، مجلسی، ج۱، ص۲۵۰
  62. سوره صافات، آیه ۸۱
  63. سوره تحریم، آیه ۱۰
  64. ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج۱۰، ص۳۷۶
  65. سوره صافات، آیه ۷۷
  66. ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج۱۰، ص۳۷۶
  67. سوره صافات، آیه ۷۹
  68. ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج۱۰، ص۳۷۶
  69. سوره نوح، آیه ۲۸
  70. ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج۱۰، ص۳۷۶

منابع

  • القرآن الکریم
  • ترجمه المیزان، سید محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۳ هجری شمسی
  • قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، فاطمه مشایخ، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۰ هجری شمسی
  • أنساب الأشراف، احمد بن یحیی بلاذری، دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۷ هجری قمری
  • قصص الانبیاء، ابن کثیر (عماد الدین اسماعیل)، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۱ هجری قمری
  • قصص الانبیاء علیهم السلام، قطب راوندی (سعید بن هبة الله)، انتشارات رضی، قم، ۱۴۳۰ هجری قمری
  • علل الشرایع، شیخ صدوق (محمد بن علی بن بابویه)، انتشارات کتاب فروشی داوری، قم، ۱۳۸۵ هجری قمری
  • النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین، سید نعمت الله جزایری، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۳۸۱ هجری قمری
  • تاریخ الطبری (تاریخ الأمم و الملوک)، محمد بن جریر طبری، دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۸ هجری قمری
  • تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم، محمد جواد ندایی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۹ هجری شمسی
  • باستان‌شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۸۰ هجری شمسی
  • الطبقات الکبری، محمد بن سعد، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۴ هجری شمسی
  • تاریخ گزیده، حمدالله مستوفی، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۴ هجری شمسی
  • موسوعة الامام الصادق علیه السلام، سید محمدکاظم قزوینی، مؤسسة العالمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۷ هجری قمری
  • بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری
  • المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبایی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۹۰ هجری قمری
  • التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۹ هجری قمری
  • جوامع الجامع، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۴۱۸ هجری قمری
  • بررسی تاریخی قصص قرآن، محمد بیومی مهران، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۸۹ هجری شمسی
  • امالی شیخ صدوق (ترجمه کمره‌ای)، شیخ صدوق، انتشارات کتابخانه اسلامی، تهران، ۱۳۶۲ هجری شمسی
  • حیوة القلوب، محمد باقر مجلسی، انتشارات سرور، تهران، ۱۳۸۰ هجری شمسی