ظلم، از زشت‌ترین پدیده‌های فردی و اجتماعی است که در متون اسلامی به شدت از آن نکوهش شده است. قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام با تقسیم ظلم به اقسام سه‌گانه (شرک به خدا، ظلم به نفس، ظلم به مردم)، راه را برای تشخیص این رذیله و دوری از آن هموار ساخته‌اند. بزرگ‌ترین ظلم شرک به خداست، ظلم به خود با توبه و استغفار بخشوده می‌شود، اما ظلم به مردم نیازمند جلب رضایت مظلوم و بازگرداندن حقوق آنان است. از این رو، مؤمن باید همواره مراقب رفتار خود باشد و با الگو قرار دادن معیارهای الهی، از هرگونه ظلم، چه به خدا، چه به خود و چه به دیگران، دوری گزیند.

ظلم در آیات و روایات

«ظلم» در لغت، به معنای انجام کار بیجا و خارج شدن از حد میانه‌روی است.[۱] در اصطلاح شرعی، ظلم یعنی رعایت نکردن حق دیگران و قرار دادن چیزی در جای ناشایست آن.[۲] این رذیله اخلاقی، شامل هرگونه ضرر و اذیت رساندن به غیر است؛ مانند کشتن، زدن، دشنام، غیبت، تهمت، دزدی و هر رفتار آزاردهنده‌ی دیگر.[۳]

اقسام ظلم در روایات

در روایات اهل بیت علیهم السلام، ظلم بر سه گونه تقسیم شده است. امام محمد باقر علیه السلام می‌فرمایند:

  • «الظُّلْمُ ثَلَاثَةٌ: ظُلْمٌ لَا يَغْفِرُهُ اللَّهُ، وَ ظُلْمٌ يَغْفِرُهُ اللَّهُ، وَ ظُلْمٌ لَا يَدَعُهُ اللَّهُ. فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يَغْفِرُهُ اللَّهُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يَغْفِرُهُ اللَّهُ فَظُلْمُ الرَّجُلِ نَفْسَهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يَدَعُهُ اللَّهُ فَالْمُدَايَنَةُ بَيْنَ الْعِبَادِ»: ظلم سه گونه است: ظلمی که خدا نمی‌آمرزد، ظلمی که خدا می‌آمرزد، و ظلمی که خدا رهایش نمی‌کند. اما ظلمی که خدا نمی‌آمرزد، شرک به خداست. اما ظلمی که خدا می‌آمرزد، ستم انسان بر خویشتن است در آنچه میان او و خداست. اما ظلمی که خدا رهایش نمی‌کند، ستمی است که بندگان در معامله با یکدیگر می‌کنند.[۴]

این حدیث شریف، ظلم را به سه دسته تقسیم می‌کند:

الف) شرک به خدا: بزرگ‌ترین ظلم که هرگز بدون توبه بخشیده نمی‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

  •  إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ :خداوند این را که به او شرک ورزیده شود نمی‌آمرزد و فروتر از آن را برای هر که بخواهد می‌آمرزد.
  • لقمان حکیم نیز به فرزندش می‌گوید: «يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ»: فرزند عزیزم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ستمی بزرگ است.[۵]

ب) ظلم به خود: گناهانی که انسان در حق خویشتن روا می‌دارد؛ مانند ترک واجبات و انجام محرماتی که گریبانگیر دیگران نمی‌شود. این نوع ظلم با توبه و استغفار بخشوده می‌شود.

ج) ظلم به دیگران: پایمال کردن حقوق مردم، اعم از جان، مال، ناموس و آبروی آنان. این نوع ظلم، بخشوده نیست مگر آن که مظلوم از حق خود بگذرد.

امام علی علیه السلام نیز در خطبه ۱۷۶ نهج‌البلاغه، ظلم را به سه گونه تقسیم می‌فرمایند:

  •  «أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ: فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ، وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ، وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ. فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ، وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً» : آگاه باشید که ظلم بر سه گونه است: ظلمی که آمرزیده نمی‌شود، و ظلمی که رها نمی‌شود، و ظلمی آمرزیده که بازخواست نمی‌شود. اما ظلمی که آمرزیده نمی‌شود شرک به خداست. اما ظلمی که آمرزیده می‌شود ستم بنده بر خود است در برخی از گناهان کوچک. اما ظلمی که رها نمی‌شود ستم مردم بر یکدیگر است.[۶]

آثار و پیامدهای ظلم

قرآن کریم، سرانجام ظالمان را عذاب الیم معرفی می‌کند:

  •  إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ : به یقین برای ستمگران عذابی دردناک است.[۷]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی می‌فرمایند:

  • «إِيَّاكُمْ وَ الظُّلْمَ؛ فَإِنَّهُ يُخْرِبُ قُلُوبَكُمْ»: از ستم بپرهیزید که آن دلهاى شما را ویران مى‌کند.[۸]

امام علی علیه السلام نیز می‌فرمایند:

  • «الْبَغْيُ يَصْرَعُ الرِّجَالَ وَ يُدْنِي الْآجَالَ»: ظلم و تجاوز، انسان را زمین مى‌زند و مرگ‌ها را نزدیک مى‌سازد.[۹]

از جمله آثار مهم ظلم در قیامت، بازپس‌گیری حقوق مظلومان از حسنات ظالم است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

  • «إِنَّهُ لَيَأْتِيَ الْعَبْدُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ سَرَّتْهُ حَسَنَاتُهُ، فَيَجِيءُ الرَّجُلُ فَيَقُولُ: يَا رَبِّ ظَلَمَنِي هَذَا، فَيُؤْخَذُ مِنْ حَسَنَاتِهِ فَيُجْعَلُ فِي حَسَنَاتِ الَّذِي سَأَلَهُ، فَمَا يَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى مَا يَبْقَى لَهُ حَسَنَةٌ»: بنده‌ای روز قیامت وارد می‌شود در حالى که حسناتش او را شاد کرده است. مردى مى‌آید و مى‌گوید: پروردگارا! این مرد به من ستم کرده است. پس از حسنات او برداشته و در حسنات آن مرد دادخواه گذاشته مى‌شود. همین طور ادامه مى‌یابد تا آن که حتى یک حسنه براى او باقى نمى‌ماند.[۱۰]

آن گاه اگر حقی از او طلب شود، از گناهان مظلوم برداشته و به گناهان ظالم افزوده مى‌گردد تا آن که به آتش درآید.

امام صادق علیه السلام نیز در بیان گناهانی که موجب نزول عذاب می‌شوند می‌فرمایند:

  • «الذُّنُوبُ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ الظُّلْمُ»: گناهانى که باعث نزول عذاب مى‌شوند، ظلم است.[۱۱]

توصیه‌های برای پرهیز از ظلم

امیر مؤمنان علی علیه السلام در نامه خود به امام حسن مجتبی علیه السلام، زیباترین معیار را برای سنجش رفتار با دیگران ارائه می‌دهند:

«يَا بُنَيَّ! اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ، فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ، وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا، وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ، وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ»: فرزند عزیزم! خود را میزان و معیار میان خود و دیگران قرار ده؛ آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران نیز مپسند، و ستم مکن چنان که دوست نداری به تو ستم کنند، و نیکی کن آن گونه که دوست داری به تو نیکی شود.[۱۲]

امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه، به ما می‌آموزد که چگونه از خداوند برای رهایی از ظلم یاری بطلبیم:

«أَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الظُّلْمِ وَ مُوَاطَأَتِهِ، وَ أَسْتَعِيذُ بِكَ مِنَ الْجَوْرِ وَ مُصَادَقَتِهِ»: بار خدایا! به تو پناه می‌برم از ستم و همراهی با آن، و از بیداد و دوستی با آن به تو پناه می‌آورم.[۱۳]

شیعیان و دوری از ظلم[۱۴]

در مقابله ائمه علیهم السلام با معاندان و مخالفان غدیر، حقایق ریشه ای این مسئله تبیین شده، تا همه بدانند دشمنی با غدیر مشابه دشمنی‌های دیگر نیست و مسئله عمیق‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنند.[۱۵] گاهی مخالفت با غدیر از بالاترین مصادیق ظلم شمرده شده،[۱۶] به این معنی که هم ظلم به خود و هم به دیگران است، و هم در میان ظلم‌هایی که تصور می‌شود هیچ ظلمی به این وسعت نیست.

یکی از مقامات شیعیان و محبّین ائمه علیهم السلام که در خطبه غدیر به آن اشاره شده جوانبی است که شیعیان و محبّان اهل بیت علیهم السلام باید در سایه ادعای ولایت ضرورتاً مراعات کنند. از جمله آنها این است که بر ایمان پاکیزه خود، لباسِ ظلم و اعمال ناشایست نپوشانند.[۱۷]

پیامبر در فرازی از بخش هفتم خطبه غدیر عیناً آیه ۸۲ سوره انعام را در وصف اولیای اهل بیت علیهم السلام آورد و فرمود: بدانید دوستان اهل بیت علیهم السلام کسانی اند که خداوند آنان را توصیف نموده و فرموده است: «کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را با ظلم نپوشانده‌اند، برایشان امن است و آنان هدایت یافتگان اند».

اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ: «الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبَسُوا ايمانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِكَ لَهُمُ الاَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ: بدانید که دوستان اهل بیت کسانی اند که خداوند عزو جل آنان را توصیف کرده و فرموده است:  الَّذینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبَسُوا ایمانَهُمْ بِظُلْمٍ… : «کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را با ظلم نپوشانده‌اند، آنان اند که برایشان امان است و آنان هدایت یافتگان اند».

مهدی علیه السلام از بین برنده ظلم[۱۸]

پیامبر صلی الله علیه و آله در فرازی از بخش هشتم خطبه غدیر خاتمیت حضرت مهدی علیه السلام در مقام امامت و اینکه حجتی بعد از او نیست را بیان نمود:

اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمُ الْمَهْدِىُّ. اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدّينِ. اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ. اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَ هادِمُها. اَلا اِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ اَهْلِ الشِّرْكِ وَ هاديها:

بدانید که آخرینِ امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح قلعه‌ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان.

پانویس

  1. تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص ۳۲۴
  2. اصول کافی، ج ۲، ص ۳۳۱
  3. تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص ۳۲۵
  4. الخصال، ج ۱، ص ۲۴۲
  5. سوره لقمان، آیه ۱۳
  6. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶
  7. سوره ابراهیم، آیه ۲۲
  8. کنز العمّال، ج ۳، ص ۲۲۳، ح ۷۶۳۹
  9. غرر الحکم و درر الکلم، ص ۳۴۵
  10. روضة الواعظین، ص ۵۱۲، به نقل از بحار الأنوار، ج۷، ص ۲۶۲
  11. معانی الأخبار، ص ۲۷۰، ح ۲
  12. نهج البلاغه، نامه ۳۱
  13. صحیفه سجادیه، دعای ۱۴
  14. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۰۱–۲۱۲. اسرار غدیر: ص ۲۱۴.
  15. تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۲۳۲.
  16. بحار الانوار: ج ۳۱ ص ۴۴۳.
  17. دانشنامه غدیر، ج ۱۴، ص ۴۲۴
  18. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۱۳–۲۱۸.