پرش به محتوا

ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام تجلی غلبه حق بر باطل‌ها (مقاله)

از ویکی غدیر

چکیده[۱]

  1. اهداف غدیر: تعیین سرنوشت مردم بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله با ولایت، تعیین تکلیف رسالت با ولایت، اتحاد ملت اسلام با ولایت.
  2. موانع تحقق غدیر: کینه‌های بدر و احد، اخذ به آراء، پیروی از شهوات.
  3. عصر ظهور زمان تحقق غدیر: غلبه حق بر باطل، بیداری و آگاهی و تکامل عقل‌ها، حاکمیت حق و خاتمه دادن به حاکمیت ظلم، تجلی ارزش‌های انسانی، استخلاف مؤمنین به وعده الهی

عصر ظهور عصر غلبه حق بر باطل و از میان رفتن باطل است، که «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً».[۲]

دگرگونی‌های عصر ظهور

  • عصر ظهور عصر بیداری، آگاهی، تکامل خردها و عقول بشری است. چنانچه عصر ظهور عصر حاکمیت حق و خاتمه دادن به حاکمیت ظلم و بیدادگری است.
  • عصر ظهور عصر نویدِ عدل و داد، امن و امان و برچیده شدن بساط ظلم و جور و عدوان است. عصر ظهور عصرِ تجلی ارزش‌های انسانی، پدیدار شدن مدینه فاضله و سقوط استکبار و مستکبران است.
  • عصر ظهور عصر حکومت شایستگان و صالحین است: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون».[۳] عصر ظهور عصر به قدرت رسیدن مستضعفان خواهد بود: «و نرید ان نمنّ علی الذین استُضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین».[۴]
  • عصر ظهور عصر تحقق وعده الهی به مؤمنان خواهد بود: «وعد اللَّه الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم».[۵]

غدیر برای پاسداری و حفاظت از دین

دین اسلام شریعتی هماهنگ با سرشت و فطرت آدمی است. قرآن کریم در این رابطه می‌فرماید: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ:[۶] «فطرت خدایی که انسان‌ها را بر آن فطرت آفرید و در آفرینش تغییری نیست و این است دین حق و درست و لکن بیشتر انسان‌ها نمی‌دانند».

هنگامی که دین هماهنگ با فطرت باشد و فطرت آدمی تغییرناپذیر، آئین دیگری نمی‌تواند جای اسلام را بگیرد. مگر اینکه فطرت آدمی تغییر یابد و آئینِ مطابق با فطرتِ تغییر یافته جایگزین آن شود. بدیهی است که تغییر فطرت آدمی امری محال و غیرممکن است، و دین هماهنگ با فطرت نیز تغییر نخواهد یافت. همان‌طور که در روایات آمده که امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامة، و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامة.[۷]

بر این اساس، حفاظت و پاسداری از حریم دین و نگه داری آن شؤونی می‌طلبد. از جمله رهبر و پیشوایی می‌خواهد که این رهبری با شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پایان پذیرفت و آن بزرگوار آنچه را لازم بود ابلاغ کرد. اما حراست و نگه داری از آنچه حضرت آورده بود نیازمند به وجود پیشوایی داشت، که هم تبیین و توضیح دین و تفسیر آن را به دیگران ارائه دهد، و هم حدود شریعت را از دستبرد زدن به آن پاسداری نماید. این امر تنها در صلاحیت پیشوایی بود که دارای مقام عصمت بوده و از نظر علم و سایر شرایط شایستگی لازم را دارا باشد.

بدون غدیر رهبری امکان ندارد

با توجه به این ویژگی‌ها که لازمه پیشوایی و جانشینی پیامبرصلی الله علیه وآله است، امکان نداشت که تعیین رهبر با انتخاب مردم صورت گیرد؛ لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با ماجرای غدیر این رسالت عظمی را به انجام رساند.

سؤال این است: با توجه به اینکه اسلام یک دین ابدی است، حکومت اسلامی که تشکیل شده بود آیا بایستی بماند یا نماند؟ در پاسخ باید گفت: گر چه طلوع اسلام با بعثت پیامبرصلی الله علیه وآله آغاز شد، اما این دین همیشگی و فراگیر و برای همه ملل است، و از نظر عمود زمان هم تا روز قیامت ادامه دارد. چنان‌که امام صادق علیه السلام فرمود: «حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامة و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامة. لا یکون غیره و لا یجیء غیره.»[۸] در آیه شریفه هم می‌فرماید: و من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یُقبَل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین.[۹]

ما حق داریم این سؤال را از خودمان داشته باشیم که آیا این دینی که پیامبرصلی الله علیه وآله آورده و خود او خاتم الانبیاء است، و این دین بایستی برای همیشه بماند و نسل‌ها بایستی از این دین پیروی کنند، آیا حافظ و نگه دارنده می‌خواهد یا نمی‌خواهد؟

با کمترین اندیشه و اندکی فکر پاسخ مثبت است؛ یعنی نمی‌شود پیامبرخداصلی الله علیه وآله این حکومت بیست و سه ساله را رها کند و بگوید: شما را هم به خدا سپردم، و شما هم هر کاری می‌خواهید بکنید!! دینی که ده سال آن را در مدینه با شدائد و مشکلات پشت سر گذاشته، تا این درخت تنومند اسلام را بارور کرده و اکنون موقع بازدهی این درخت است. ما اگر سراغ غدیر هم نرویم و به خرد و عقل خود مراجعه کنیم، انسان نمی‌تواند باور کند که پیامبرصلی الله علیه وآله مردم را بلا تکلیف گذاشته است.

اهداف غدیر

  • الف) تعیین سرنوشت مردم بعد از رسول‌خداصلی الله علیه وآله پیامبرصلی الله علیه وآله نور و هدایت است، و قرآن مجید از ایشان تعبیر به شمس و سراج منیر می‌کند. آیا ممکن است مردم را در ابهام و شک و اضطراب و بلاتکلیفی بگذارد و برود؟!
  • ب) تعیین تکلیف رسالت که تا روز قیامت بایستی ادامه پیدا کند.
  • ج) تعیین تکلیف با مسئله ولایت، به معنای اکمال دین و اتمام نعمت.
  • د) دستیابی به اسلام راستین. حضرت صدیقه طاهره علیها السلام در خطبه فدکیه می‌فرمایند: اسلام را دگرگون کردند. به این معنی که اسلام راستین را از منبع اسلام که صاحب ولایت بود نگرفتند.
  • هـ) اتحاد امت.

حضرت زهراعلیها السلام می‌فرمایند:و طاعتنا نظاماً للملّة، و امامتنا اماناً للفرقة:[۱۰] خداوند اطاعت ما را قرار داد تا امت نظم پیدا کنند، و امامت ما را امان از تفرقه قرار داد. همچنین حضرت زهراعلیها السلام در کلام دیگری می‌فرمایند: و اللَّه لو ترکوا الحق علی اهله و اتبعوا عترة نبیه علیهم السلام لما اختلف فی اللَّه اثنان، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف، حتی یقوم قائمنا، التاسع من ولد الحسین.[۱۱] در این حدیث تصریح شده که اگر حق به اهلش واگذار می‌شد، هرگز این اختلاف در امت اسلامی به وجود نمی‌آمد.

موانع تحقق غدیر

باید بدانیم که ائمه معصومین علیهم السلام چه نکات و مطالب دقیقی را فرموده‌اند؟ چه چیزی باعث شد که اهداف غدیر تحقق پیدا نکند؟ در فرازی از دعای ندبه - که از معصوم علیه السلام رسیده - می‌فرماید: احقاداً بدریّة و خیبریّة و حنینیّة و غیرهنّ[۱۲]؛ مانع تحقق غدیر حقد و کینه‌هایی بود که در جنگ بدر و خیبر و حنین داشتند، و اینها بود که نمی‌گذاشت غدیر تحقق پیدا کند.

حضرت زهراعلیها السلام می‌فرماید: و اللَّه لو ترکوا الحق علی اهله و اتبعوا عترة نبیّه، لما اختلف فی اللَّه اثنان.[۱۳]سپس در ذیل آن موانع تحقق اهداف غدیر را بیان می‌فرمایند که با صراحت کامل بیان نموده‌اند: الم یسمعوا اللَّه یقول:و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیرة« بل سمعوا».[۱۴] اینها شنیده و آگاه بودند. پس چه موانعی را به وجود آوردند که اهداف غدیر پیاده نشد؟ می‌فرماید: «و لکن اخذوا بآرائهم و اتبعوا شهواتهم؛» اینها رأی خودشان برایشان ملاک بود.

متابعت از امیال و جاه طلبی و قدرت و خود را مطرح کردن و علاقه به مقام بود. پس آنچه مانع تحقق اهداف غدیر شد - با استناد به دعای ندبه - حقد و کینه بود؛ آنجا که می‌فرماید: احقاداً بدریّة و خیبریّة و حنینیّة و غیرهنّ. و با استناد به فرمایش حضرت صدیقه طاهره علیها السلام پیروی از شهوات بود.

منابع

  1. تجلّی غدیر در عصر ظهور: ص ۱۶۹–۱۶۳.
  2. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، ناشر اسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش.
  3. الانصاف فی النص علی الأئمه علیهم السلام، سید هاشم بحرانی، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.

پانویس

  1. علی نظری منفرد.
  2. اسراء / ۸۱.
  3. انبیاءعلیهم السلام / ۱۰۵.
  4. قصص / ۵.
  5. نور / ۵۵.
  6. روم / ۳۰.
  7. الکافی: ج ۱ ص ۵۸.
  8. الکافی: ج ۱ ص ۵۸.
  9. آل عمران / ۸۵.
  10. خطبه فدکیه.
  11. الانصاف فی النص علی الأئمةعلیهم السلام (با ترجمه رسولی محلاتی): ص ۴۱۲.
  12. دعای ندبه.
  13. بحار الانوار: ج ۳۶ ص ۳۵۳.
  14. الانصاف فی النص علی الأئمةعلیهم السلام (ترجمه رسولی محلاتی): ص ۴۱۲.