خواجه عبدالله انصاری (۳۹۶–۴۸۱ ق)، ملقب به «شیخ‌الاسلام» و معروف به «پیر هرات»، از بزرگ‌ترین عارفان، محدثان، مفسران و شاعران فارسی‌زبان سدهٔ پنجم هجری است که با آثاری چون «مناجات‌نامه» و «منازل السائرین»، تأثیر بر ادبیات عرفانی و اخلاقی اسلام نهاد. او که از نوادگان ابوایوب انصاری، صحابی پیامبر صلی الله علیه وآله، بود، در هرات زاده شد و همان‌جا زیست و درگذشت.

خواجه عبدالله انصاری
اطلاعات فردی
نام کاملابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد بن علی انصاری هروی
سرشناسیعارف، مفسر، محدث، ملقب به «شیخ‌الاسلام» و «پیر هرات»
تولد۲ شعبان ۳۹۶ هجری قمریدر هرات
وفات۲۲ ذی‌الحجهٔ ۴۸۱ هجری قمری در هرات
محل دفنگازرگاه، هرات (افغانستان امروزی)
خویشان سرشناسپدر: ابی‌منصور محمد (از نوادگان ابوایوب انصاری)
اطلاعات علمی
مذهبحنبلی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتتصوف، شعر
علت شهرتمناجات‌نامه، منازل السائرین، طبقات الصوفیه، صد میدان، ذم الکلام

زندگی‌نامه

عبدالله بن ابی‌منصور محمد بن علی انصاری هروی، با کنیهٔ ابوعبدالرحمان و ابواسماعیل، در سال ۳۹۶ هجری قمری (و به قولی ۳۹۵ یا ۳۹۸) در شهر هرات – که در آن زمان بخشی از خراسان بزرگ بود – دیده به جهان گشود.[۱] نسب او به ابوایوب انصاری، صحابی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، می‌رسید.[۲] خاندانش از دیرباز در هرات به دانش و فضل شهرت داشتند و پدرش، ابی‌منصور، نیز از مردان نیکوکار و مورد احترام روزگار بود.[۳]

جایگاه علمی

خواجه عبدالله، با کنیهٔ ابواسماعیل[۴]، در میان عموم مردم به «خواجه عبدالله انصاری» و در محافل علمی به «شیخ‌الاسلام» شهرت یافت.[۵] او از صوفیان بزرگ زمان خود بود و در عبادات و مناجات، چنان کوشید که نامش در زمرهٔ عارفان اهل سنت ثبت شد.[۶] اما آنچه او را از بسیاری از صوفیان همروزگارش متمایز می‌ساخت، تبحر او در علوم دینی و به‌ویژه دانش حدیث بود.[۷] او برخلاف مشایخ صوفیه که غالباً به نقل حدیث چندان اهتمام نمی‌ورزیدند، در این دانش صاحب‌نظر بود و آثاری در این زمینه از خود بر جای گذاشت.

نکتهٔ جالب توجه اینکه خواجه عبدالله، کتاب ترمذی را بر دو صحیح بخاری و مسلم ترجیح می‌داد و دلیل آن را چنین بیان می‌کرد که از صحیح بخاری و مسلم تنها کسانی می‌توانند بهره برند که به علم حدیث آشنایی کامل دارند، اما کتاب ترمذی برای همگان – اعم از عالمان، فقیهان و عموم مردم – قابل استفاده است.[۸]

او همچنین در ادبیات فارسی و عربی و شعر دستی توانا داشت و از وی نقل شده است که شش هزار بیت شعر از برداشت.[۹] مذهب او حنبلی بود و مردم را نیز به این مذهب توصیه می‌کرد و حتی کتابی در سیرهٔ احمد بن حنبل به نگارش درآورد.[۱۰] از ویژگی‌های بارز خواجه، برخورد بی‌پروای او با حاکمان و پادشاهان بود؛ او ملاحظهٔ هیچ ظالمی را نمی‌کرد و با صراحت تمام با منکرات آنان مبارزه می‌نمود. این شجاعت، دشمنان بسیاری برای او پدیدآورد و چندین بار جان خود را در معرض خطر دید.[۱۱] سرانجام در سال ۴۸۱ هجری قمری (و به قولی ۴۸۸ قمری) در شهر هرات درگذشت و در گازرگاه هرات به خاک سپرده شد.[۱۲]

آثار

خواجه عبدالله انصاری آثار متعددی از خود بر جای نهاده که هر یک به نوبهٔ خود از مهم‌ترین متون عرفانی و تصوف به‌شمار می‌روند:

  • مناجات‌نامه (الهی‌نامه)
  • منازل السائرین
  • تفسیر
  • طبقات الصوفیه
  • ذم الکلام
  • صد میدان
  • نصایح
  • زادالعارفین
  • کنزالسالکین
  • قلندرنامه
  • محبت‌نامه
  • هفت حصار
  • رسالهٔ دل و جان


غدیریه[۱۳]

ادیبان و شعرای برجسته پارسی زبان، واقعه با شکوه غدیر و پیام‌های آن را به نظم کشیده‌اند،[۱۴] از جمله آنها خواجه عبداللَّه انصاری (م ۴۸۱ ق) است:[۱۵]

ای خوانده تو را خدا ولی ادرکنیبر تو زِ نبی صلی الله علیه وآله نصّ جلی ادرکنی
دستم تهی و لطف تو بی پایان استیا حضرت مرتضی علی ادرکنی

پانویس

  1. ابن‌نقطه حنبلی، التقیید لمعرفة رواة السنن و المسانید، ج ۱، ص ۳۲۳؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ج ۱۶، ص ۲۷۸
  2. ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ج ۱۰، ص ۴۸۹
  3. عادل نویهض، معجم المفسرین من صدر الاسلام و حتی العصر الحاضر، ج ۱، ص ۳۲۳
  4. جامی، نفحات الانس، ص ۳۷۶
  5. ابی‌یعلی، طبقات الحنابلة، ج ۲، ص ۲۴۷
  6. ابوالفلاح حنبلی، شذرات الذهب، ج ۵، ص ۳۴۹
  7. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۴، ص ۴۱؛ ابوالفرج جوزی، مناقب الامام احمد، ج ۱، ص ۶۹۸
  8. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج ۱۱، ص ۶۷
  9. جامی، نفحات الانس، ص ۳۷۹
  10. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۱۰، ص ۴۸۹؛ زرکلی، الاعلام، ج ۴، ص ۱۲۲
  11. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۱۰، ص ۴۸۹
  12. سیوطی، طبقات المفسرین العشرین، ج ۱، ص ۵۸
  13. برترین نعمت، چهل نکته درباره غدیر (واعظ حسینی): ص ۱۲۳–۱۲۵.
  14. دائرة المعارف تشیع: ج ۱۲ ص ۴۸–۵۲، ماده غدیریه. در خصوص غدیر، سروده‌های فراوانی از شاعران معروف در این کتاب ذکر شده، که آنچه در اینجا آمده بخش بسیار اندکی است.
  15. دانشنامه غدیر، ج ۱۴، ص ۵۲۴