عبدالله بن محمد بغوی
ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز البغوی (معروف به ابن بنت منیع) محدث نامدار بغدادی در سدههای سوم و چهارم هجری، از چهرههای تأثیرگذار در تاریخ حدیث اهل سنت به شمار میرود. وی به دلیل دقت در نقل حدیث، اتصال سند به مشایخ بزرگ و تألیفات متعدد، نزد عالمان رجال و حدیث اهل سنت از اعتبار بالایی برخوردار است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن عبدالعزیز البغوی |
| سرشناسی | محدث، مفسر و مورخ برجسته اهل سنت در سدههای سوم و چهارم هجری |
| تولد | ۲۱۳ یا ۲۱۴ هجری قمری، بغداد |
| وفات | ۳۱۷ هجری قمری، بغداد |
| محل دفن | بغداد |
| خویشان سرشناس | جد مادری: ابوجعفر احمد بن منیع (محدث و صاحب مسند)؛ عمو: علی بن عبدالعزیز (محدث) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | احمد بن حنبل، علی بن مدینی، خلف بن هشام بزار و بیش از سیصد تن دیگر |
| شاگردان | یحیی بن صاعد، ابن قانع، ، ابوبکر بغدادی (ابن شاذان)، دارقطنی |
| تحصیلات | تحصیل حدیث از کودکی در بغداد |
| مذهب | اهل سنت (حنبلی) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، رجال، تفسیر قرآن، تاریخ |
| علت شهرت | دقت بالا در نقل حدیث، تألیفات متعدد، عمر طولانی و ارتباط با نسلهای متوالی محدثان |
زندگینامه
خانواده او اصالتاً از ناحیه «بَغشور» بودند.[۱] وی در محیطی علمی پرورش یافت؛ جد مادریاش ابوجعفر احمد بن منیع (صاحب مسند) و عمویش علی بن عبدالعزیز از محدثان بودند.[۲]
خانوادهاش به بغداد مهاجرت کردند و او در سال ۲۱۳ یا ۲۱۴ ه.ق در بغداد متولد شد.[۳] از کودکی به تشویق جدش به سماع حدیث پرداخت و از دهسالگی نوشتن احادیث را آغاز کرد.[۴]
وی در سال ۳۱۷ ه.ق در بغداد درگذشت.[۵]
مشایخ
وی محضر شمار فراوانی از مشایخ عصر خود را درک کرد، از جمله احمد بن حنبل، علی بن مدینی، خلف بن هشام بزاز و علی بن جعد.[۶] گفته شده است که در اواخر عمر از مشایخی حدیث نقل میکرد که جز او کسی آنان را ندیده بود.[۷] تعداد مشایخ او را بیش از سیصد تن ذکر کردهاند .[۸]
راویان
به دلیل عمر طولانی، نسلهای متوالی از او حدیث شنیدند. شاگردانش بسیاری از محدثان برجسته قرنهای چهارم و پنجم بودند، مانند یحیی بن صاعد، ابن قانع، ابن حبان بستی، ابوبکر اسماعیلی، ابوبکر بغدادی (ابن شاذان) و دارقطنی.[۹]
جایگاه راوی
احادیث نقلشده از او به عنوان «حدیث عالیالسند» شهرت داشت.[۱۰] دارقطنی دربارهاش گفته است: «کلامه کالمسمار فی الساج» (سخن او چون میخ در چوب ساج است).[۱۱] عالمانی چون ابوحاتم رازی و دارقطنی او را توثیق کردهاند.[۱۲] موسی بن هارون نیز او را ثقه میدانست و بدگویانش را حسود میخواند.[۱۳]
در منابع شیعی نیز به عنوان محدثی معمر که چند نسل از او حدیث نقل کردهاند، یاد شده است.[۱۴]
تألیفات
آثار متعددی از او بر جای مانده،[۱۵] از جمله:
- «المعجم الکبیر (در زندگانی صحابه)»
- «المعجم الصغیر»
- «مسند (در حدیث)»
- «معالم التنزیل (تفسیر قرآن)»
- «سنن (در فقه مذاهب)»
- «جعدیات (مجموعه احادیث علی بن جعد)»
روايت حديث غدير[۱۶]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حديث غدير را نقل كرده عبداللَّه بن محمد بَغَوى، ابوالقاسم (م 317 ق) است.[۱۷] محب الدين طبرى حديث غدير را با اشاره به ماجراى اميرالمؤمنين عليه السلام در رحبه كوفه از رياح (يا رباح) نقل كرده است. ذهبى[۱۸]: ذهبى او را توثيق كرده و علم حديث و تأليفات را ستوده است.
پانویس
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۶۹۴؛ سمعانی، الانساب، ج۱، ص۳۷۵
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱؛ ابن عدی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۴، ص۱۵۷۹
- ↑ ابن ندیم، الفهرست، ص۲۸۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۱
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲؛ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱
- ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۲۰۷؛ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۲، ص۲۷۵
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱–۴۴۲
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۲، ص۷۳۷–۷۳۸
- ↑ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۲–۴۴۳؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۲–۱۱۳
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۴۴۳؛ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۲، ص۲۷۵
- ↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۴۵۳
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۶
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۱۱۵
- ↑ قمى، الکنی و الألقاب، ج۲، ص۷۸؛ همو، ج۱، ص۱۲۲–۱۲۳
- ↑ ابن ندیم، الفهرست، ص۲۸۸؛ ذهبی، تذکرة الحفاظ، ج۱۴، ص۴۴۱؛ حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج۲، ص۱۷۳۶
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۴۶.
- ↑ دانشنامه غدير،ج ۱۴،ص ۵۴۱
- ↑ العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۳۱۷. همچنين ر.ک: تاريخ بغداد: ج ۱۰ ص ۱۱۱. تذكرة الحفّاظ: ج ۲ ص ۷۳۷. شَذَرات الذهب: ج ۲ ص ۲۷۵. طبقات الحفّاظ: ص ۳۱۲.