۲۵٬۵۹۲
ویرایش
(ابرابزار) |
(ابرابزار) |
||
خط ۱: | خط ۱: | ||
آنهایی که با نام محمد بن جریر طبری آشنا هستند، تاریخ طبری وی را نیز در یاد دارند، اثری که از جمله منابع معتبر در سیره نویسی و تاریخنگاری اسلام بهشمار میآید. همچنین تفسیر طبری بر قرآن کریم نیز از جمله آثار ماندگار و مورد استفاده ای است که از این مورخ و مفسر نامدار به یادگار مانده است. | |||
به تازگی و به کوشش رسول جعفریان مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام، متن عربی کتاب «فضایل علی ابن ابی طالب علیه السلام و کتاب الولایة» طبری تصحیح و از سوی «انتشارات دلیل» روانه بازار نشر شده است. این کتاب کم حجم، بخشهای به جای مانده از کتاب اصلی است که تا کنون به دست آمده است. | به تازگی و به کوشش رسول جعفریان مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام، متن عربی کتاب «فضایل علی ابن ابی طالب علیه السلام و کتاب الولایة» طبری تصحیح و از سوی «انتشارات دلیل» روانه بازار نشر شده است. این کتاب کم حجم، بخشهای به جای مانده از کتاب اصلی است که تا کنون به دست آمده است. | ||
خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
درباره علت تألیف کتاب الولایه از سوی طبری، در چندین منبع، به آن اشاره شده است. خلاصه ما جرا آن است که عالمی سجستانی نام فرزند سجستانی صاحب سنن مطلبی در انکار حدیث غدیر گفت که سبب تألیف این اثر از سوی طبری شد. در متون کلامی شیعه نیز در وقت بحث از غدیر به اشکال ابوبکر عبدالله ابن ابی داود سلیمان سجستانی اشاره شده و به برخورد طبری نیز با او اشارت رفته است. از جمله سید مرتضی در الذخیرة سخن سجستانی را باطل دانسته و به برخورد طبری با او اشاره میکند.<ref>18. الذخیرة، ص ۴۴۲ (تصحیح سید احمد حسینی اشکوری) به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref> | درباره علت تألیف کتاب الولایه از سوی طبری، در چندین منبع، به آن اشاره شده است. خلاصه ما جرا آن است که عالمی سجستانی نام فرزند سجستانی صاحب سنن مطلبی در انکار حدیث غدیر گفت که سبب تألیف این اثر از سوی طبری شد. در متون کلامی شیعه نیز در وقت بحث از غدیر به اشکال ابوبکر عبدالله ابن ابی داود سلیمان سجستانی اشاره شده و به برخورد طبری نیز با او اشارت رفته است. از جمله سید مرتضی در الذخیرة سخن سجستانی را باطل دانسته و به برخورد طبری با او اشاره میکند.<ref>18. الذخیرة، ص ۴۴۲ (تصحیح سید احمد حسینی اشکوری) به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref> | ||
همو در الشافی با اشاره به این که خبر غدیر را تمامی راویان شیعه و سنی روایت کردهاند، به عنوان اشکال، از انکار سجستانی یاد کرده است. شریف مرتضی در پاسخ، جدای از آن که اظهار کرده است که نظر سجستانی، نظر شاذ و نادری است، از تبری بعدی او در مواجه با طبری، از این نظرش هم یاد کرده است. | همو در الشافی با اشاره به این که خبر غدیر را تمامی راویان شیعه و سنی روایت کردهاند، به عنوان اشکال، از انکار سجستانی یاد کرده است. شریف مرتضی در پاسخ، جدای از آن که اظهار کرده است که نظر سجستانی، نظر شاذ و نادری است، از تبری بعدی او در مواجه با طبری، از این نظرش هم یاد کرده است.ref>19. الذخیرة، ص ۴۴۲. به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref> | ||
در همین منابع، آمده است که سجستانی این نسبت را تکذیب کرده و گفته است که وی نه اصل حدیث، بلکه منکر این شده است که مسجد غدیرخم آن روزگار هم وجود داشته است. | در همین منابع، آمده است که سجستانی این نسبت را تکذیب کرده و گفته است که وی نه اصل حدیث، بلکه منکر این شده است که مسجد غدیرخم آن روزگار هم وجود داشته است. | ||
== تألیف کتاب الولایة و اتهام به تشیع == | == تألیف کتاب الولایة و اتهام به تشیع == | ||
همان گونه که ذهبی اشاره کرده است، طبری به دلیل تألیف این اثر، متهم به تشیع گردید.<ref> | همان گونه که ذهبی اشاره کرده است، طبری به دلیل تألیف این اثر، متهم به تشیع گردید.<ref>. طرق حدیث من کنت... ص ۶۲: و اظنه بمثل جمع هذا الکتاب نسب الی التشیع.</ref> زیرا اهل حدیث، حدیث غدیر را نمیپذیرفتند و اگر هم میپذیرفتند، اجازه تألیف کتابی در طرق آن را که میتوانست دستاویز شیعیان شود، به کسی چون طبری که امامی شناخته شده بود، نمیدادند. از همین روست که شاهدیم بخاری که تنها و تنها روایات موجود در دوایر اهل حدیث را ارائه میکند، از ذکر این حدیث با داشتن آن همه طریق خودداری ورزیده است. | ||
اگر نگارش کتابی دیگر از سوی طبری را درباره حدیث الطیر که صحت آن بی تردید افضل بودن امام علی علیه السلام را بر همه صحابه ثابت میکند، موردتوجه قرار دهیم، زمینه اتهام تشیع به طبری روشنتر میشود. ابن کثیر درباره این کتاب نوشته است: '(و رأیت فیه مجلدا فی جمع طرقه و الفاظه لابی جعفر محمد بن جریر الطبری المفسر صاحب التاریخ) در ادامه اشاره میکند که ابوبکر باقلانی کتابی در تضعیف طرق و دلالت این روایت در رد بر کتاب طبری نوشته است.<ref> | اگر نگارش کتابی دیگر از سوی طبری را درباره حدیث الطیر که صحت آن بی تردید افضل بودن امام علی علیه السلام را بر همه صحابه ثابت میکند، موردتوجه قرار دهیم، زمینه اتهام تشیع به طبری روشنتر میشود. ابن کثیر درباره این کتاب نوشته است: '(و رأیت فیه مجلدا فی جمع طرقه و الفاظه لابی جعفر محمد بن جریر الطبری المفسر صاحب التاریخ) در ادامه اشاره میکند که ابوبکر باقلانی کتابی در تضعیف طرق و دلالت این روایت در رد بر کتاب طبری نوشته است.<ref>. البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۹۰.</ref> | ||
به هر روی روشن است که طبری در شرایطی مانند شرایط بغداد، با تسلطی که حنابله داشتند، با داشتن تألیفی در حدیث غدیر و جامع تر از آن، تألیف اثری در فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام میبایست به تشیع متهم میگردید. | به هر روی روشن است که طبری در شرایطی مانند شرایط بغداد، با تسلطی که حنابله داشتند، با داشتن تألیفی در حدیث غدیر و جامع تر از آن، تألیف اثری در فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام میبایست به تشیع متهم میگردید. | ||
کسی که طبری را متهم به تشیع میکرد، سجستانی فرزند سجستانی صاحب سنن بود که خود متهم به ناصبی گری بود. به همین دلیل، زمانی که به طبری خبر دادند سجستانی فضائل علی علیه السلام را روایت میکند، گفت: تکبیرة من حارس.<ref> | کسی که طبری را متهم به تشیع میکرد، سجستانی فرزند سجستانی صاحب سنن بود که خود متهم به ناصبی گری بود. به همین دلیل، زمانی که به طبری خبر دادند سجستانی فضائل علی علیه السلام را روایت میکند، گفت: تکبیرة من حارس.<ref>. تاریخ الاسلام ذهبی ۳۱۰۳۲۰، ص .۵۱۶</ref> | ||
ذهبی پس از نقل این مطلب، از دشمنی موجود میان آنان سخن گفته است. همو نقلهایی درباره ناصبی گری او دارد که البته آن را انکار میکند.<ref> | ذهبی پس از نقل این مطلب، از دشمنی موجود میان آنان سخن گفته است. همو نقلهایی درباره ناصبی گری او دارد که البته آن را انکار میکند.<ref>. همان، ص۵۱۷.</ref> ابن ندیم، در شرح حال سجستانی یاد شده اشاره میکند که کتاب تفسیری نوشت، و این بعد از آن بود که طبری کتاب تفسیرش را نوشت. این هم نشانی از رقابت آنهاست ناصبی گری سجستانی سبب شد تا ابن فرات وزیر او را از بغداد به واسط تبعید کند و تنها وقتی که قدری از فضایل امام علی را روایت کرد علی ابن عیسی او را به بغداد بازگرداند. پس از آن شیخ حنابله شد! | ||
== تشیع طبری!<ref> | == تشیع طبری!<ref>. بارها نوشتهایم که اتهام به تشیع با اتهام به رفض متفاوت است. در این باره به بحثهای مقدمات کتاب تاریخ تشیع در ایران جلد نخست، مراجعه فرمایید.</ref> == | ||
در اینجا پیش از وارد شدن در بحث از روایت غدیر در کتاب طبری، این پرسش مطرح است که آیا تنها همین نکته سبب اتهام تشیع به طبری شده است یا نکته و مطلب دیگری هم مطرح بوده و اصولاً این که چرا طبری، به رغم آن که در تاریخ و تفسیر خود به نقل حدیث غدیر نپرداخته، یکباره در سالهای پایانی عمر، به تألیف کتابی درباره طرق حدیث غدیر و حدیث طیر که میتوانسته عواقب خطرناکی برای او داشته باشد، دست میزند؟ آیا ممکن است به جز ردیه نویسی، تغییری در بینش مذهبی طبری رخ داده باشد؟ چنین احتمالی با توجه به شخصیتی که از طبری و آثار او میشناسیم، بعید مینماید، جز آن که این مسئله زاویه بلکه زوایای دیگری نیز دارد که بر ابهام آن میافزاید. | در اینجا پیش از وارد شدن در بحث از روایت غدیر در کتاب طبری، این پرسش مطرح است که آیا تنها همین نکته سبب اتهام تشیع به طبری شده است یا نکته و مطلب دیگری هم مطرح بوده و اصولاً این که چرا طبری، به رغم آن که در تاریخ و تفسیر خود به نقل حدیث غدیر نپرداخته، یکباره در سالهای پایانی عمر، به تألیف کتابی درباره طرق حدیث غدیر و حدیث طیر که میتوانسته عواقب خطرناکی برای او داشته باشد، دست میزند؟ آیا ممکن است به جز ردیه نویسی، تغییری در بینش مذهبی طبری رخ داده باشد؟ چنین احتمالی با توجه به شخصیتی که از طبری و آثار او میشناسیم، بعید مینماید، جز آن که این مسئله زاویه بلکه زوایای دیگری نیز دارد که بر ابهام آن میافزاید. | ||
قصه از این قرار است که ابو بکر محمد بن عباس خوارزمی ( | قصه از این قرار است که ابو بکر محمد بن عباس خوارزمی(۳۱۶–۳۸۳)<ref>۲۵. درباره سال تولد وی بنگرید به مقدمه دیوان ابی بکر الخوارزمی، دکتر حامد صدقی، ص ۱۰۷.</ref> ادیب معروف قرن چهارم هجری که از شاعران برجسته و پرآوازه دوره آل بویه بوده و از نظر باورهای مذهبی، فردی شیعه مذهب بوده،<ref>. بنگرید به نامه او به شیعیان نیشابور در رسائل الخوارزمی، ص۱۶. استاد صدقی تمامی عباراتی که در نوشتههای او بوی تشیع میدهد، در مقدمه دیوان ابی بکر الخوارزمی، صص ۱۱۵–۱۱۷آورده است.</ref> به عنوان خواهرزاده طبری معرفی شده و ضمن شعری، تشیع خود را مربوط به تشیع داییهای خود، یعنی خانواده همین ابن جریر طبری کرده است. | ||
== الولایة و استفادهکنندگان از آن == | == الولایة و استفادهکنندگان از آن == | ||
خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
=== ابن عبد البر اندلسی === | === ابن عبد البر اندلسی === | ||
پس از قاضی نعمان، شخصی دیگری که از کتاب الولایة طبری بهره برده باید به ابن عبد البر اندلسی (۳۶۸–۴۶۳) اشاره کرد که در بخش زیبای مربوط به شرح حال امام علی علیه السلام در کتاب الاستیعاب، سه حدیث به نقل از طبری آورده است.<ref> | پس از قاضی نعمان، شخصی دیگری که از کتاب الولایة طبری بهره برده باید به ابن عبد البر اندلسی (۳۶۸–۴۶۳) اشاره کرد که در بخش زیبای مربوط به شرح حال امام علی علیه السلام در کتاب الاستیعاب، سه حدیث به نقل از طبری آورده است.<ref>. المناقب، ج ۳، ص ۴۸</ref> | ||
البته هیچ تصریحی بر این مطلب نیست که وی از کتاب الولایه یا کتاب الفضائل بهره برده باشد، اما به هر روی، طبیعی است که طبری این احادیث را در کتاب فضائل علی علیه السلام خود آورده باشد. | البته هیچ تصریحی بر این مطلب نیست که وی از کتاب الولایه یا کتاب الفضائل بهره برده باشد، اما به هر روی، طبیعی است که طبری این احادیث را در کتاب فضائل علی علیه السلام خود آورده باشد. | ||
خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
ابن شهرآشوب در موارد زیادی از کتاب مناقب از کتاب الولایه بهره برده، اما این که مستقیم از این کتاب بهره برده یانه، روشن نیست، آنچه مهم است این که نقلهای او از این کتاب، بجز اندکی، در منابع دیگر نیامده است. | ابن شهرآشوب در موارد زیادی از کتاب مناقب از کتاب الولایه بهره برده، اما این که مستقیم از این کتاب بهره برده یانه، روشن نیست، آنچه مهم است این که نقلهای او از این کتاب، بجز اندکی، در منابع دیگر نیامده است. | ||
وی که معمولاً در ابتدای جمله، منبع خود را میآورد، مینویسد: «حلیة ابونعیم و ولایة الطبری، قال النبی…»<ref> | وی که معمولاً در ابتدای جمله، منبع خود را میآورد، مینویسد: «حلیة ابونعیم و ولایة الطبری، قال النبی…»<ref>. همانجا، ج ۳، ص ۶۷.</ref> یا مینویسد: «ابن مجاهد فی التاریخ و الطبری فی الولایة».<ref>۲۹. المناقب، ج ۳، ص ۷۰، ج ۴ ص۷۳.</ref> در یک مورد هم نوشته است: «الطبریان فی الولایة و المناقب»<ref>. همان، ج ۳، ص ۱۲۹.</ref> بدون تردید مقصود او دو کتاب الولایه و المناقب طبری است. در جای دیگر: «و الطبری فی التاریخ و المناقب».<ref>. همان، ج ۲، ص ۲۸۲.</ref> از آن روی که وی در عبارتی مینویسد طبری حدیث طیر را در کتاب الولایه آورده»<ref>۳۲. متشابه القرآن، ج ۲، ص۴۱.</ref> روشن میشود که او عنوان کتاب الولایه را اعم از کتاب فضائل میدانسته است. وی یک بارهم در متشابه القرآن از تعبیر الطبری فی الولایه یاد کرده است.<ref>. در جای دیگری هم (الیقین باختصاص مولانا علی بامیر المؤمنین، ص ۴۸۷) نقلهای دیگری در ستایش طبری از سوی علمای اهل سنت آورده است.</ref> | ||
نکته دیگر این که ابن شهر آشوب، گاه به صراحت از کتاب الولایه و گاه از تاریخ طبری نقل میکند، اما در مواردی بدون یاد از کتاب خاصی، حدیثی را از وی نقل کرده است طبعاً با توجه به این که محتوای برخی از این نقلها فضائل امام علی علیه السلام است، میتوان حدس زد که موارد یاد شده نیز از کتاب الولایه است. | نکته دیگر این که ابن شهر آشوب، گاه به صراحت از کتاب الولایه و گاه از تاریخ طبری نقل میکند، اما در مواردی بدون یاد از کتاب خاصی، حدیثی را از وی نقل کرده است طبعاً با توجه به این که محتوای برخی از این نقلها فضائل امام علی علیه السلام است، میتوان حدس زد که موارد یاد شده نیز از کتاب الولایه است. | ||
خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
وی میگوید که طبری مناقب را باب باب آورده است، اما این که این تقسیمبندی بابی بر چه اساس بوده است، چندان روشن نیست. | وی میگوید که طبری مناقب را باب باب آورده است، اما این که این تقسیمبندی بابی بر چه اساس بوده است، چندان روشن نیست. | ||
سپس ابن طاوس عبارتی از خطیب بغدادی در ستایش ابن جریر طبری آورده که عیناً در شرح حال طبری در تاریخ بغداد (۲/۱۶۲) آمده است.<ref> | سپس ابن طاوس عبارتی از خطیب بغدادی در ستایش ابن جریر طبری آورده که عیناً در شرح حال طبری در تاریخ بغداد (۲/۱۶۲) آمده است.<ref>. البدایة و النهایة، ج ۵، صص ۲۲۷–۲۳۳.</ref> آنگاه با تأکید بر این که این نقل را آورده تا پایه استدلال خویش را استوار کرده باشد. | ||
سپس متن احادیث را آورده است. ابن طاوس اشاراتی نیز به کتاب الولایه دارد که در جای دیگری به نقل از الطرائف آوردیم. | سپس متن احادیث را آورده است. ابن طاوس اشاراتی نیز به کتاب الولایه دارد که در جای دیگری به نقل از الطرائف آوردیم. | ||
خط ۱۰۲: | خط ۱۰۲: | ||
=== ابن کثیر === | === ابن کثیر === | ||
گذشت که ابن کثیر نیز از این کتاب یاد کرده است. وی در دو مورد از کتاب البدایة و النهایة از حدیث غدیر سخن گفته است. نخست در حوادث سال دهم هجرت از آن یاد کرده و برخی از طرق آن را آورده است.<ref> | گذشت که ابن کثیر نیز از این کتاب یاد کرده است. وی در دو مورد از کتاب البدایة و النهایة از حدیث غدیر سخن گفته است. نخست در حوادث سال دهم هجرت از آن یاد کرده و برخی از طرق آن را آورده است.<ref>. همان، ج ۷، صص ۳۸۳–۳۸۷.</ref> دوم در پایان زندگی امیر مؤمنان علیه السلام در ضمن فضائل آن حضرت، برخی از طرق حدیث غدیر را آورده اما یادی از کتاب طبری نکرده است.<ref>. الصراط المستقیم، ج ۱، ص ۹.</ref> | ||
وی سپس اشاره میکند به این که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بازگشت از حج در غدیر خم، فضیلتی از فضائل امام علی علیه السلام را آشکار ساخت. | وی سپس اشاره میکند به این که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بازگشت از حج در غدیر خم، فضیلتی از فضائل امام علی علیه السلام را آشکار ساخت. | ||
خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
=== علی بن یونس عاملی === | === علی بن یونس عاملی === | ||
زین الدین علی بن یونس عاملی در مقدمه کتاب الصراط المستقیم خود فهرستی از منابعش را به دست داده و از جمله نام کتاب الولایة طبری را آورده است.<ref> | زین الدین علی بن یونس عاملی در مقدمه کتاب الصراط المستقیم خود فهرستی از منابعش را به دست داده و از جمله نام کتاب الولایة طبری را آورده است.<ref>. همان، ج ۱، ص۱۵۳.</ref> | ||
در جای دیگری نیز، ضمن بر شرمدن آثار سنیان درباره اهل بیت علیه السلام از کتاب طبری آغاز کرده مینویسد: «فصنف ابن جریر کتاب الغدیر و ابن شاهین کتاب المناقب…»<ref> | در جای دیگری نیز، ضمن بر شرمدن آثار سنیان درباره اهل بیت علیه السلام از کتاب طبری آغاز کرده مینویسد: «فصنف ابن جریر کتاب الغدیر و ابن شاهین کتاب المناقب…»<ref>. الغدیر، ج ۱، ص ۲۱۴، بنگرید: الصراط المستقیم، ج ۱، ص ۳۰۱.</ref> بر همین قیاس نقلهایی از این کتاب را در کتابش آورده که به ظن قوی، آنها را از ابن شهر آشوب، ابن طاوس یا منابع دیگر گرفته است. | ||
از میان این نقلها، یک نقل مفصل از زید بن ارقم به نقل از کتاب الولایة طبری دارد که علامه امینی نیز ظاهراً آن را از بیاضی نقل کرد،<ref> | از میان این نقلها، یک نقل مفصل از زید بن ارقم به نقل از کتاب الولایة طبری دارد که علامه امینی نیز ظاهراً آن را از بیاضی نقل کرد،<ref>. الصراط، ج ۳، ص ۷۹، ۸۱ ،۱۶۲.</ref> و البته این عبارت، در جای دیگر دیده نشد. | ||
گفتنی است که وی گاه به صراحت از کتاب الولایه طبری یاد کرده، گاه از طبری مطلبی آورده و نامش را در کنار دیگر راویان اهل سنت نهاده که باید طبری مورخ باشد. در برابر از تاریخ الطبری در چندین مورد یاد کرده<ref> | گفتنی است که وی گاه به صراحت از کتاب الولایه طبری یاد کرده، گاه از طبری مطلبی آورده و نامش را در کنار دیگر راویان اهل سنت نهاده که باید طبری مورخ باشد. در برابر از تاریخ الطبری در چندین مورد یاد کرده<ref>. همان، ج ۱، ص ۴، ج ۳، ص ۲۵۵.</ref> همچنان که از طبری شیعه و کتابش المسترشد<ref>. همان، ج ۱، ص ۲۴۶، در جلد ۱، صفحه ۲۶۱ نام وی را در ردیف نویسندگان شیعه مانند ابن بطریق و ابن بابویه آورده که احتمال آن که مقصودش طبری شیعه باشد را تقویت میکند.</ref> نیز مطالبی آورده است. در مواردی که تنها به ارائه نام طبری اکتفا کرده، روشن نیست که مقصودش کدام طبری است.<ref>. الصراط، ج ۱، ص ۲۳۳: «و اسند ابن جریر الطبری فی کتاب المناقب الی النبی…»</ref> در یک مورد نیز از کتاب المناقب طبری یاد کرده که مطلب نقل شده درباره ابو بکر است. | ||
=== متقی هندی === | === متقی هندی === | ||
یکی دیگر از کسانی که به تفصیل روایاتی در فضائل امام علی علیه السلام از طبری نقل کرده عالم محدث برجسته اهل سنت علاء الدین علی مشهور به متقی هندی (م ۹۷۵) است. وی در بخش فضائل امام علی علیه السلام از کتاب کنز العمال<ref> | یکی دیگر از کسانی که به تفصیل روایاتی در فضائل امام علی علیه السلام از طبری نقل کرده عالم محدث برجسته اهل سنت علاء الدین علی مشهور به متقی هندی (م ۹۷۵) است. وی در بخش فضائل امام علی علیه السلام از کتاب کنز العمال<ref>. درباره کتاب الولایة بنگرید: الغدیر، ج ۱، ص ۱۵۲.</ref> شمار زیادی روایت نقل کرده و در انتهای آنها نام ابن جریر را نهاده است. متقی هندی در مقدمه کتاب میگوید: اگر بهطور مطلق نام ابن جریر را آورده باشد، مقصودش کتاب تهذیب الاثار اوست، و در صورتی که از کتاب تفسیر یا تاریخ باشد، به این نکته تصریح کرده است. از آنجا که روایات انتخاب شده از وی در باب فضائل اهل البیت، بهطور یقین در کتاب مناقب اهل البیت علیه السلام او نیز بوده و بخشی از آنها طرق حدیث غدیر است. میتوان این احادیث را نیز به عنوان بخشی از کتاب فضائل یا کتاب الولایة طبری دانست. گفتنی است که تنها برخی از بخشهای تهذیب الاثار بر جای مانده و بیشتر این روایات در بخش موجود چاپ شده نیست. | ||
=== علامه امینی === | === علامه امینی === | ||
خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
=== سید عبد العزیز طباطبائی === | === سید عبد العزیز طباطبائی === | ||
استاد مرحوم سید عبد العزیز طباطبائی نیز کتاب الولایه را در میان آثاری که اهل سنت درباره اهل بیت علیه السلام نگاشتهاند، آوردهاند.<ref> | استاد مرحوم سید عبد العزیز طباطبائی نیز کتاب الولایه را در میان آثاری که اهل سنت درباره اهل بیت علیه السلام نگاشتهاند، آوردهاند.<ref>. اهل البیت فی المکتبة العربیة، ص ۶۶۱، ش ۸۵۲.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
خط ۱۳۲: | خط ۱۳۲: | ||
[[رده:حدیث غدیر]] | [[رده:حدیث غدیر]] | ||
[[رده:میراث مکتوب غدیر]] | [[رده:میراث مکتوب غدیر]] | ||
{{پانویس | {{پانویس}} | ||
== فهرست منابع == | == فهرست منابع == |