طبری و طرق حدیث غدیر (مقاله): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۶: خط ۶:


== جایگاه علمی محمد بن جریر طبری ==
== جایگاه علمی محمد بن جریر طبری ==
محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری آملی(۲۲۴، ۳۱۰) محدث، مفسر، فقیه و مورخ برجسته سنی مذهب قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری، شخصیت و عالمی شناخته شده است که درباره او تحقیقات و مطالعات فراوانی صورت گرفته و نیازی به تکرار آن در اینجا نیست.<ref>بنگرید: تاریخ الاسلام ذهبی، ۳۱۰–۳۲۰ و ۲۷۹–۲۸۶ در پاورقی آنجا ده‌ها منبع برای شرح حال وی آمده است. نیز لسان المیزان، ج۵، ص ۷۵۷، ش ۷۱۹۰ به همین ترتیب مآخذ شرح حال وی از مصادر مختلف فراهم آمده است. سیوطی در رساله ای که با عنوان التنبیه بمن یبعثه الله علی راس کل مائة نگاشته طبری را از کسانی دانسته، که شایسته است فرد برگزیده در آستانه سال ۳۰۰ هجری باشد. بنگرید: خلاصه عبقات الانوار، ج ۶، ص ۹۴ به نقل از رساله یاد شده.</ref>
محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری آملی(۲۲۴، ۳۱۰) محدث، مفسر، فقیه و مورخ برجسته سنی مذهب قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری، شخصیت و عالمی شناخته شده است که درباره او تحقیقات و مطالعات فراوانی صورت گرفته و نیازی به تکرار آن در اینجا نیست.<ref>بنگرید: تاریخ الاسلام، ۳۱۰–۳۲۰ و ۲۷۹–۲۸۶ در پاورقی آنجا ده‌ها منبع برای شرح حال وی آمده است. نیز لسان المیزان، ج۵، ص ۷۵۷، ش ۷۱۹۰ به همین ترتیب مآخذ شرح حال وی از مصادر مختلف فراهم آمده است. سیوطی در رساله ای که با عنوان التنبیه بمن یبعثه الله علی راس کل مائة نگاشته طبری را از کسانی دانسته، که شایسته است فرد برگزیده در آستانه سال ۳۰۰ هجری باشد. بنگرید: خلاصه عبقات الانوار، ج ۶، ص ۹۴ به نقل از رساله یاد شده.</ref>


در مقایسه او و نوشته‌هایش با آنچه که از عالمان بغداد این قرن می‌شناسیم، بدون تردید می‌توان برتری او را در بیشتر زمینه‌های علمی مانند فقه<ref>طبرانی (م ۳۶۰) محدث بزرگ و صاحب سه معجم صغیر، اوسط و کبیر، وقتی از طبری نقل می‌کند او را با «الطبری الفقیه» یاد می‌کند: بنگرید: المعجم الکبیر، ج ۹، ص ۲۹۲.</ref> حدیث تفسیر و به ویژه تاریخ بر معاصرانش تشخیص داد. به علاوه، در تاریخ تفکر سنی، به لحاظ کثرت تألیفات خوب و ماندنی، تنها می‌توان او را در ردیف برخی از بزرگترین مؤلفان سنی مانند خطیب بغدادی، ابن جوزی، شمس الدین ذهبی و ابن حجر قرار داد. نفوذ چشمگیر نوشته‌های او، به ویژه دو کتاب تاریخ و تفسیر او بر آثاری که پس از او نگارش یافته، برای شناخت برجستگی او کافی است.
در مقایسه او و نوشته‌هایش با آنچه که از عالمان بغداد این قرن می‌شناسیم، بدون تردید می‌توان برتری او را در بیشتر زمینه‌های علمی مانند فقه<ref>طبرانی (م ۳۶۰) محدث بزرگ و صاحب سه معجم صغیر، اوسط و کبیر، وقتی از طبری نقل می‌کند او را با «الطبری الفقیه» یاد می‌کند: بنگرید: المعجم الکبیر، ج ۹، ص ۲۹۲.</ref> حدیث تفسیر و به ویژه تاریخ بر معاصرانش تشخیص داد. به علاوه، در تاریخ تفکر سنی، به لحاظ کثرت تألیفات خوب و ماندنی، تنها می‌توان او را در ردیف برخی از بزرگترین مؤلفان سنی مانند خطیب بغدادی، ابن جوزی، شمس الدین ذهبی و ابن حجر قرار داد. نفوذ چشمگیر نوشته‌های او، به ویژه دو کتاب تاریخ و تفسیر او بر آثاری که پس از او نگارش یافته، برای شناخت برجستگی او کافی است.
خط ۲۹: خط ۲۹:
عنوان دیگر '''الرد علی الحرقوصیه''' در رجال النجاشی آمده و تصریح شده است که کتابی است از طبری مورخ عامی مذهب درباره حدیث غدیر: «له کتاب الرد علی الحرقوصیة، ذکر طرق خبر یوم الغدیر».<ref>رجال النجاشی، ص ۳۲۲، ش ۸۷۹.</ref> ابن طاوس نیز تصریح کرده است که طبری نام کتابش را الرد علی الحرقوصیه گذاشته است.<ref>11. اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۳۰.</ref>
عنوان دیگر '''الرد علی الحرقوصیه''' در رجال النجاشی آمده و تصریح شده است که کتابی است از طبری مورخ عامی مذهب درباره حدیث غدیر: «له کتاب الرد علی الحرقوصیة، ذکر طرق خبر یوم الغدیر».<ref>رجال النجاشی، ص ۳۲۲، ش ۸۷۹.</ref> ابن طاوس نیز تصریح کرده است که طبری نام کتابش را الرد علی الحرقوصیه گذاشته است.<ref>11. اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۳۰.</ref>


عقیده ابن طاوس بر آن است که انتخاب این نام به این سبب بوده است که احمد بن حنبل از نسل حرقوص بن زهیر، رهبر خوارج بوده و به همین دلیل از سوی طبری این نام انتخاب شده است.<ref>12. الطرائف، ص .۱۴۲</ref>
عقیده ابن طاوس بر آن است که انتخاب این نام به این سبب بوده است که احمد بن حنبل از نسل حرقوص بن زهیر، رهبر خوارج بوده و به همین دلیل از سوی طبری این نام انتخاب شده است.<ref>12. الطرائف، ص۱۴۲.</ref>


روزنتال این احتمال را مطرح کرده است که حرقوص در لغت به معنای مگس یا پشه باشد و به احتمال، طبری این تعبیر را برای ابوبکر بن ابی داود سجستانی، که کتاب الولایة را در رد بر او نوشته است، به قصدتحقیر او، استفاده کرده است.<ref>13. کتابخانه ابن طاوس، ص ۲۸۸.</ref>
روزنتال این احتمال را مطرح کرده است که حرقوص در لغت به معنای مگس یا پشه باشد و به احتمال، طبری این تعبیر را برای ابوبکر بن ابی داود سجستانی، که کتاب الولایة را در رد بر او نوشته است، به قصدتحقیر او، استفاده کرده است.<ref>13. کتابخانه ابن طاوس، ص ۲۸۸.</ref>
خط ۳۵: خط ۳۵:
شاید بتوان این احتمال را نیز افزود که این نام، اشاره به فلسفه نگارش این اثر دارد که طبری آن را در رد بر فردی ناصبی نگاشته است. از آنجا که خوارج دشمن امام علی علیه السلام بوده‌اند و حرقوص بن زهیر رهبر آنان بوده، طبری چنین نامی را برای کتاب خود انتخاب کرده تا حنابله افراطی را خارجی و ناصبی مسلک نشان دهد. نه آن که بحث از نسب احمد در میان بوده باشد.
شاید بتوان این احتمال را نیز افزود که این نام، اشاره به فلسفه نگارش این اثر دارد که طبری آن را در رد بر فردی ناصبی نگاشته است. از آنجا که خوارج دشمن امام علی علیه السلام بوده‌اند و حرقوص بن زهیر رهبر آنان بوده، طبری چنین نامی را برای کتاب خود انتخاب کرده تا حنابله افراطی را خارجی و ناصبی مسلک نشان دهد. نه آن که بحث از نسب احمد در میان بوده باشد.


عنوان رسالة فی طرق حدیث غدیر نیز، عنوانی است که با مضمون کتاب به راحتی سازگار است.<ref>14. درباره اطلاعات بیشتر در این زمینه، بنگرید: کتابخانه ابن طاوس، ص .۲۸۶</ref> در این میان، کالبرگ عنوان کتاب الولایة و کتاب المناقب را در دو جا آورده است، در حالی که خود وی به این نکته اشاره دارد که ممکن است کتاب الولایه بخشی از کتاب فضائل یا کتاب مناقب بوده باشد.<ref>15. کتابخانه ابن طاوس، ص ۲۸۶، ش ۱۷۱، ص ۳۹۸ ش ۳۵۶.</ref>
عنوان رسالة فی طرق حدیث غدیر نیز، عنوانی است که با مضمون کتاب به راحتی سازگار است.<ref>14. درباره اطلاعات بیشتر در این زمینه، بنگرید: کتابخانه ابن طاوس، ص ۲۸۶.</ref> در این میان، کالبرگ عنوان کتاب الولایة و کتاب المناقب را در دو جا آورده است، در حالی که خود وی به این نکته اشاره دارد که ممکن است کتاب الولایه بخشی از کتاب فضائل یا کتاب مناقب بوده باشد.<ref>. کتابخانه ابن طاوس، ص ۲۸۶، ش ۱۷۱، ص ۳۹۸ ش ۳۵۶.</ref>


آنچه در عمل رخ داده، این است که استفاده‌کنندگان از این کتاب، گاه نام کتاب فضائل علی علیه السلام یا مناقب را آورده، اما حدیث غدیر را نقل کرده‌اند، درست همان‌طور که کسانی چون ابن شهر آشوب در مناقب، نام کتاب الولایة را آورده و فضائل را از آن نقل کرده‌اند. پیداست که دقتی در این کار صورت نگرفته است.
آنچه در عمل رخ داده، این است که استفاده‌کنندگان از این کتاب، گاه نام کتاب فضائل علی علیه السلام یا مناقب را آورده، اما حدیث غدیر را نقل کرده‌اند، درست همان‌طور که کسانی چون ابن شهر آشوب در مناقب، نام کتاب الولایة را آورده و فضائل را از آن نقل کرده‌اند. پیداست که دقتی در این کار صورت نگرفته است.
خط ۴۲: خط ۴۲:


== کتاب غدیر و مناقب طبری در اختیار چه کسانی بوده است؟ ==
== کتاب غدیر و مناقب طبری در اختیار چه کسانی بوده است؟ ==
تا آنجا که آگاهیم، این کتاب، در اختیار چندین نفر از مؤلفان، مورخان و محدثان بزرگ اسلامی تا قرن نهم بوده است.<ref>16. شگفت آن که فؤاد سزگین (تاریخ التراث العربی، مجلد الاول، ج ۱، التدوین التاریخی، ص ۱۶۸) به هیچ روی متوجه منقولات این کتاب طبری نشده و از آن در فهرست کتابهای طبری یاد نکرده است. وی تنها در پاورقی همان صفحه، به نقل از بروکلمان و با اشاره به سخن نجاشی، از رساله الرد علی الحرقوصیه یاد نموده، بدون آن که به باقی مانده‌های این اثر مهم در کتابهای بعدی اشاره کند.</ref>
تا آنجا که آگاهیم، این کتاب، در اختیار چندین نفر از مؤلفان، مورخان و محدثان بزرگ اسلامی تا قرن نهم بوده است.<ref>. شگفت آن که فؤاد سزگین (تاریخ التراث العربی، مجلد الاول، ج ۱، التدوین التاریخی، ص ۱۶۸) به هیچ روی متوجه منقولات این کتاب طبری نشده و از آن در فهرست کتابهای طبری یاد نکرده است. وی تنها در پاورقی همان صفحه، به نقل از بروکلمان و با اشاره به سخن نجاشی، از رساله الرد علی الحرقوصیه یاد نموده، بدون آن که به باقی مانده‌های این اثر مهم در کتابهای بعدی اشاره کند.</ref>


فهرست اجمالی نام این افراد عبارت است از: قاضی نعمان اسماعیلی (م ۳۶۳) که بیشترین نقل را از این کتاب دارد. نجاشی (۳۷۲۴۵۰) که نام را یاد کرده و طریق خود را به آن یادآور شده است. شیخ طوسی (م ۴۶۰) همین‌طور. حموی (م ۶۲۶)که گزارشی از چگونگی تألیف این اثر به دست داده است. ابن بطریق (م ۶۰۰) که به تعداد طرق نقل حدیث غدیر در این کتاب تصریح کرده است. ابن شهر آشوب (م ۵۸۸) که او نیز نام این کتاب را در شرح حال او آورده و در جای دیگر خبر شمار طرق نقل شده برای حدیث غدیر در این کتاب را ارائه کرده و در المناقب، در چندین مورد از آن نقل کرده است. ابن طاووس (م ۶۶۴) نیز که هم از آن یاد و هم نقل کرده است. شمس الدین ذهبی (۷۴۸) که آن را دیده و چندین حدیث از آن نقل کرده است. ابن کثیر (م ۷۷۴) که کتاب را دیده و چندین روایت نقل کرده است وابن حجر (م ۸۵۲) که او نیز کتاب را دیده است.
فهرست اجمالی نام این افراد عبارت است از: قاضی نعمان اسماعیلی (م ۳۶۳) که بیشترین نقل را از این کتاب دارد. نجاشی (۴۵۰) که نام را یاد کرده و طریق خود را به آن یادآور شده است. شیخ طوسی (م ۴۶۰) همین‌طور. حموی (م ۶۲۶)که گزارشی از چگونگی تألیف این اثر به دست داده است. ابن بطریق (م ۶۰۰) که به تعداد طرق نقل حدیث غدیر در این کتاب تصریح کرده است. ابن شهر آشوب (م ۵۸۸) که او نیز نام این کتاب را در شرح حال او آورده و در جای دیگر خبر شمار طرق نقل شده برای حدیث غدیر در این کتاب را ارائه کرده و در المناقب، در چندین مورد از آن نقل کرده است. ابن طاووس (م ۶۶۴) نیز که هم از آن یاد و هم نقل کرده است. شمس الدین ذهبی (۷۴۸) که آن را دیده و چندین حدیث از آن نقل کرده است. ابن کثیر (م ۷۷۴) که کتاب را دیده و چندین روایت نقل کرده است وابن حجر (م ۸۵۲) که او نیز کتاب را دیده است.


در واقع این مطالب به قدری واضح و روشن است که نیازی به اثبات آن نیست. گفتنی است که در سالهای اخیر هیچ‌کس به اندازه استاد علامه مرحوم سید عبد العزیز طباطبایی که عمرش را وقف تحقیق درباره امیر المؤمنین و اهل بیت علیه السلام کرده، به معرفی این اثر نپرداخت.<ref>17. الغدیر فی التراث الاسلامی، صص ۳۵۳۷، اهل البیت فی المکتبة العربیة، صص ۶۶۱ .۶۶۴</ref>
در واقع این مطالب به قدری واضح و روشن است که نیازی به اثبات آن نیست. گفتنی است که در سالهای اخیر هیچ‌کس به اندازه استاد علامه مرحوم سید عبد العزیز طباطبایی که عمرش را وقف تحقیق درباره امیر المؤمنین و اهل بیت علیه السلام کرده، به معرفی این اثر نپرداخت.<ref>. الغدیر فی التراث الاسلامی، صص ۳۵، ۳۷، اهل البیت فی المکتبة العربیة، صص ۶۶۱ ،۶۶۴.</ref>


== انگیزه طبری در تألیف کتاب الولایة ==
== انگیزه طبری در تألیف کتاب الولایة ==
درباره علت تألیف کتاب الولایه از سوی طبری، در چندین منبع، به آن اشاره شده است. خلاصه ما جرا آن است که عالمی سجستانی نام فرزند سجستانی صاحب سنن مطلبی در انکار حدیث غدیر گفت که سبب تألیف این اثر از سوی طبری شد. در متون کلامی شیعه نیز در وقت بحث از غدیر به اشکال ابوبکر عبدالله ابن ابی داود سلیمان سجستانی اشاره شده و به برخورد طبری نیز با او اشارت رفته است. از جمله سید مرتضی در الذخیرة سخن سجستانی را باطل دانسته و به برخورد طبری با او اشاره می‌کند.<ref>18. الذخیرة، ص ۴۴۲ (تصحیح سید احمد حسینی اشکوری) به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref>
درباره علت تألیف کتاب الولایه از سوی طبری، در چندین منبع، به آن اشاره شده است. خلاصه ما جرا آن است که عالمی سجستانی نام فرزند سجستانی صاحب سنن مطلبی در انکار حدیث غدیر گفت که سبب تألیف این اثر از سوی طبری شد. در متون کلامی شیعه نیز در وقت بحث از غدیر به اشکال ابوبکر عبدالله ابن ابی داود سلیمان سجستانی اشاره شده و به برخورد طبری نیز با او اشارت رفته است. از جمله سید مرتضی در الذخیرة سخن سجستانی را باطل دانسته و به برخورد طبری با او اشاره می‌کند.<ref>. الذخیرة، ص ۴۴۲ (تصحیح سید احمد حسینی اشکوری) به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref>


همو در الشافی با اشاره به این که خبر غدیر را تمامی راویان شیعه و سنی روایت کرده‌اند، به عنوان اشکال، از انکار سجستانی یاد کرده است. شریف مرتضی در پاسخ، جدای از آن که اظهار کرده است که نظر سجستانی، نظر شاذ و نادری است، از تبری بعدی او در مواجه با طبری، از این نظرش هم یاد کرده است.ref>19. الذخیرة، ص ۴۴۲. به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref>
همو در الشافی با اشاره به این که خبر غدیر را تمامی راویان شیعه و سنی روایت کرده‌اند، به عنوان اشکال، از انکار سجستانی یاد کرده است. شریف مرتضی در پاسخ، جدای از آن که اظهار کرده است که نظر سجستانی، نظر شاذ و نادری است، از تبری بعدی او در مواجه با طبری، از این نظرش هم یاد کرده است.ref>19. الذخیرة، ص ۴۴۲. به رغم آن که در هر دو نسخه کتاب، این قید شده که مقصود ابو بکر فرزند ابن ابی داود سجستانی صاحب سنن است، مصحح تصور کرده که آن خطاست و نام خود سجستانی را در متن آورده است!</ref>
خط ۶۲: خط ۶۲:
به هر روی روشن است که طبری در شرایطی مانند شرایط بغداد، با تسلطی که حنابله داشتند، با داشتن تألیفی در حدیث غدیر و جامع تر از آن، تألیف اثری در فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام می‌بایست به تشیع متهم می‌گردید.
به هر روی روشن است که طبری در شرایطی مانند شرایط بغداد، با تسلطی که حنابله داشتند، با داشتن تألیفی در حدیث غدیر و جامع تر از آن، تألیف اثری در فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام می‌بایست به تشیع متهم می‌گردید.


کسی که طبری را متهم به تشیع می‌کرد، سجستانی فرزند سجستانی صاحب سنن بود که خود متهم به ناصبی گری بود. به همین دلیل، زمانی که به طبری خبر دادند سجستانی فضائل علی علیه السلام را روایت می‌کند، گفت: تکبیرة من حارس.<ref>. تاریخ الاسلام ذهبی ۳۱۰۳۲۰، ص .۵۱۶</ref>
کسی که طبری را متهم به تشیع می‌کرد، سجستانی فرزند سجستانی صاحب سنن بود که خود متهم به ناصبی گری بود. به همین دلیل، زمانی که به طبری خبر دادند سجستانی فضائل علی علیه السلام را روایت می‌کند، گفت: تکبیرة من حارس.<ref>. تاریخ الاسلام،  ص ۵۱۶</ref>


ذهبی پس از نقل این مطلب، از دشمنی موجود میان آنان سخن گفته است. همو نقل‌هایی درباره ناصبی گری او دارد که البته آن را انکار می‌کند.<ref>. همان، ص۵۱۷.</ref> ابن ندیم، در شرح حال سجستانی یاد شده اشاره می‌کند که کتاب تفسیری نوشت، و این بعد از آن بود که طبری کتاب تفسیرش را نوشت. این هم نشانی از رقابت آنهاست ناصبی گری سجستانی سبب شد تا ابن فرات وزیر او را از بغداد به واسط تبعید کند و تنها وقتی که قدری از فضایل امام علی را روایت کرد علی ابن عیسی او را به بغداد بازگرداند. پس از آن شیخ حنابله شد!
ذهبی پس از نقل این مطلب، از دشمنی موجود میان آنان سخن گفته است. همو نقل‌هایی درباره ناصبی گری او دارد که البته آن را انکار می‌کند.<ref>. همان، ص۵۱۷.</ref> ابن ندیم، در شرح حال سجستانی یاد شده اشاره می‌کند که کتاب تفسیری نوشت، و این بعد از آن بود که طبری کتاب تفسیرش را نوشت. این هم نشانی از رقابت آنهاست ناصبی گری سجستانی سبب شد تا ابن فرات وزیر او را از بغداد به واسط تبعید کند و تنها وقتی که قدری از فضایل امام علی را روایت کرد علی ابن عیسی او را به بغداد بازگرداند. پس از آن شیخ حنابله شد!
خط ۶۹: خط ۶۹:
در اینجا پیش از وارد شدن در بحث از روایت غدیر در کتاب طبری، این پرسش مطرح است که آیا تنها همین نکته سبب اتهام تشیع به طبری شده است یا نکته و مطلب دیگری هم مطرح بوده و اصولاً این که چرا طبری، به رغم آن که در تاریخ و تفسیر خود به نقل حدیث غدیر نپرداخته، یکباره در سالهای پایانی عمر، به تألیف کتابی درباره طرق حدیث غدیر و حدیث طیر که می‌توانسته عواقب خطرناکی برای او داشته باشد، دست می‌زند؟ آیا ممکن است به جز ردیه نویسی، تغییری در بینش مذهبی طبری رخ داده باشد؟ چنین احتمالی با توجه به شخصیتی که از طبری و آثار او می‌شناسیم، بعید می‌نماید، جز آن که این مسئله زاویه بلکه زوایای دیگری نیز دارد که بر ابهام آن می‌افزاید.
در اینجا پیش از وارد شدن در بحث از روایت غدیر در کتاب طبری، این پرسش مطرح است که آیا تنها همین نکته سبب اتهام تشیع به طبری شده است یا نکته و مطلب دیگری هم مطرح بوده و اصولاً این که چرا طبری، به رغم آن که در تاریخ و تفسیر خود به نقل حدیث غدیر نپرداخته، یکباره در سالهای پایانی عمر، به تألیف کتابی درباره طرق حدیث غدیر و حدیث طیر که می‌توانسته عواقب خطرناکی برای او داشته باشد، دست می‌زند؟ آیا ممکن است به جز ردیه نویسی، تغییری در بینش مذهبی طبری رخ داده باشد؟ چنین احتمالی با توجه به شخصیتی که از طبری و آثار او می‌شناسیم، بعید می‌نماید، جز آن که این مسئله زاویه بلکه زوایای دیگری نیز دارد که بر ابهام آن می‌افزاید.


قصه از این قرار است که ابو بکر محمد بن عباس خوارزمی(۳۱۶–۳۸۳)<ref>۲۵. درباره سال تولد وی بنگرید به مقدمه دیوان ابی بکر الخوارزمی، دکتر حامد صدقی، ص ۱۰۷.</ref> ادیب معروف قرن چهارم هجری که از شاعران برجسته و پرآوازه دوره آل بویه بوده و از نظر باورهای مذهبی، فردی شیعه مذهب بوده،<ref>. بنگرید به نامه او به شیعیان نیشابور در رسائل الخوارزمی، ص۱۶. استاد صدقی تمامی عباراتی که در نوشته‌های او بوی تشیع می‌دهد، در مقدمه دیوان ابی بکر الخوارزمی، صص ۱۱۵–۱۱۷آورده است.</ref> به عنوان خواهرزاده طبری معرفی شده و ضمن شعری، تشیع خود را مربوط به تشیع دایی‌های خود، یعنی خانواده همین ابن جریر طبری کرده است.
قصه از این قرار است که ابو بکر محمد بن عباس خوارزمی(۳۱۶–۳۸۳)<ref>. درباره سال تولد وی بنگرید به مقدمه دیوان ابی بکر الخوارزمی، دکتر حامد صدقی، ص ۱۰۷.</ref> ادیب معروف قرن چهارم هجری که از شاعران برجسته و پرآوازه دوره آل بویه بوده و از نظر باورهای مذهبی، فردی شیعه مذهب بوده،<ref>. بنگرید به نامه او به شیعیان نیشابور در رسائل الخوارزمی، ص۱۶. استاد صدقی تمامی عباراتی که در نوشته‌های او بوی تشیع می‌دهد، در مقدمه دیوان ابی بکر الخوارزمی، صص ۱۱۵–۱۱۷آورده است.</ref> به عنوان خواهرزاده طبری معرفی شده و ضمن شعری، تشیع خود را مربوط به تشیع دایی‌های خود، یعنی خانواده همین ابن جریر طبری کرده است.


== الولایة و استفاده‌کنندگان از آن ==
== الولایة و استفاده‌کنندگان از آن ==
خط ۱۳۲: خط ۱۳۲:
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:حدیث غدیر]]
[[رده:حدیث غدیر]]
[[رده:میراث مکتوب غدیر]]
[[رده:مقالات درباره غدیر]]


== فهرست منابع ==
== فهرست منابع ==
{{منابع}}
* اقبال الاعمال؛ سید بن طاووس، م۶۶۴ق، تحقیق و تصحیح: جواد قیومی اصفهانی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ش.
* البدایه و النهایه؛ اسماعیل بن کثیر دمشقی، م۷۷۴، تحقیق: علی شیری، بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
* التدوین التاریخی عند المسلمین؛ فاروق عمر فوزی، امارات: مرکز زاید للتراث و التاریخ، ۱۴۲۵ق.
* الذخیرة فی علم الکلام؛ سید مرتضی علم الهدی، م۴۳۶ق، تحقیق: سید احمد حسینی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، سوم، ۱۴۳۱ق.
* الشافی فی الامامة؛سید مرتضی علم الهدی، م۴۳۶ق، تحقیق و تعلیق: سید عبدالزهرا حسینی، تهران: مؤسسة الصادق، بی­ تا.
* الطرائف فی معرفة المذاهب؛ سید بن طاووس، م۶۶۴ق، تحقیق: علی عاشور، قم: خیام، ۱۴۰۰ق.
* الفهرست؛ علي بن عبيد الله بن بابويه الرازي، م۶۰۰ق، قم: کتابخانه عمومی آیت الله مرعشی نجفی، اول، ۱۴۲۲ق.
* المسترشد فی امامة علی بن ابی طالب؛ محمد بن جریر طبری شیعی، م۳۲۶ق، تصحیح: احمد محمودی، قم: کوشانپور، اول، ۱۴۱۵ق.
* المعجم الکبیر؛ سلیمان بن احمد طبرانی، م۳۶۰ق، قاهره: مکتبة ابن تیمیه، ۱۴۲۷ق.
* الیقین باختصاص مولانا علی علیه السلام بإمرة المؤمنین؛ سید بن طاووس، م۶۶۴ق، تصحیح: اسماعیل انصاری زنجانی، قم: دار الكتاب، ۱۴۱۳ق.
* اهل البیت فی مکتبة العربیه؛ سید عبدالعزیز طباطبایی، قم: مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
* تاریخ الاسلام؛ شمس الدین محمد بن احمد ذهبی، م۷۴۸ق، بیروت: دارالکتاب العربی، ۱۴۰۹ق.
* تاریخ التراث العربی؛ فؤاد سزکین، ترجمه: محمود فهمی حجازی، ریاض: جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیه، ۱۴۱۱ق.
* تاریخ تشیع در ایران؛ رسول جعفریان، قم: انصاریان، اول، ۱۳۷۵ش.
* خلاصة عقبات الانوار؛ سید علی حسینی میلانی، ترجمه: حسن افتخارزاده، تهران: نباء، ۱۳۸۷ش.
* دیوان ابی بکر الخوارمی؛ محمد بن عباس خوارزمی، م۳۸۳ق،  تحقیق و تصحیح: حامد صدقی، تهران: نشر میراث مکتوب، ۱۳۷۶ش.
* ذریعة النجاة (التاریخ الکامل لواقعة کربلاء)؛ محمد رفیع کرمرودی تبریزی، م۱۳۳۰ق، بیروت: دارالاولیاء، اول، ۱۴۲۶ق.
* رجال النجاشی؛ احمد بن علی نجاشی، م۴۵۰ق، تحقیق: سید موسی شبیری زنجانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ششم، ۱۳۶۵ش.
* عمدة عیون صحاح الاخبار؛ یحیی بن حسن بن بطریق اسدی حلی، م۶۰۰ق، قم: مؤسسه نشر اسلامی، اول، ۱۴۰۷ق.
* کتابخانه ابن طاووس و احوال و آثار او؛ اتان گلبرگ، مترجم: سید علی قرائی و رسول جعفریان، قم: کتابخانه عمومی آیت­ الله مرعشی نجفی، ۱۳۷۱ش.
* لسان الميزان؛ احمد بن علي بن حجرعسقلاني، م۸۵۲ق، تحقيق: دائرة المعرف النظامية، بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، سوم، ۱۴۰۶ق - ۱۹۸۶م.
* متشابه القرآن و مختلفه؛ ابن شهرآشوب مازندارانی، م۵۸۸ق، قم: بیدار، ۱۴۱۰ق.
* معالم العلماء؛ ابن شهرآشوب مازندارانی، م۵۸۸ق، نجف: مطبعة الحیدریة،۱۳۸۰ق.
* مقالات تاریخی؛رسول جعفریان، قم: دلیل ما، اول، ۱۳۸۷ش.