پرش به محتوا

امام سجاد علیه السلام

از ویکی غدیر
امام سجاد علیه‌السلام
نامعلی بن الحسین
نسبعلی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم
کنیهابو محمد، ابوالحسن
لقبزین العابدین، سید العابدین، سجاد، ذوالثفنات، زکی، امین
زادروزسال ۳۸ هجری (به قولی ۳۶ یا ۳۷) - روز جمعه یا پنجشنبه - نیمه جمادی‌الآخره یا نهم شعبان
زادگاهمدینه منوره
شهادتسال ۹۵ هجری (به قولی ۹۴) - روز شنبه - ۱۲ محرم (به قولی ۱۸، ۱۹، ۲۲ یا ۲۵ محرم)
قاتلولید بن عبدالملک (با زهر)
محل دفنقبرستان بقیع، مدینه (کنار قبر امام حسن مجتبی علیه‌السلام)
طول عمر۵۷ سال (به قولی ۵۵ تا ۵۹ سال)
والدینپدر: امام حسین بن علی علیه‌السلام مادر: شهربانویه (شاه‌زنان) بنت یزدجرد سوم
همسرانام عبدالله بنت امام حسن مجتبی علیه‌السلام (مادر امام باقر) و چند کنیز (امهات اولاد)
فرزندانامام محمد باقر علیه‌السلام، عبدالله، حسن، حسین، زید (شهید)، عمر، حسین اصغر، عبدالرحمن، سلیمان، علی اصغر، محمد اصغر، خدیجه، فاطمه، عُلیّه، ام کلثوم
پس ازامام حسین بن علی علیه‌السلام
پیش ازامام محمد باقر علیه‌السلام
مدت امامت۳۴ سال (۶۱ تا ۹۵ هجری)
نقشامام چهارم شیعیان
حوادثواقعه کربلا و اسارت، واقعه حره، قیام توابین، قیام مختار
مخالفانیزید بن معاویه، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان، ولید بن عبدالملک
یاران برجستهابوحمزه ثمالی، ابوخالد کابلی، سعید بن مسیب، یحیی بن ام‌الطویل، جابر بن عبدالله انصاری، زهری، سعید بن جبیر، طاووس یمانی
حاکمان هم‌عصریزید بن معاویه (۶۱-۶۴ ق)، معاویة بن یزید (۶۴ ق)، مروان بن حکم (۶۴-۶۵ ق)، عبدالملک بن مروان (۶۵-۸۶ ق)، ولید بن عبدالملک (۸۶-۹۶ ق)
آثار مرتبطالصحیفة السجادیة (صحیفه کامله)، رساله حقوق، دعاهای متعدد

امام علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام، مشهور به «زین العابدین» و «سجاد»، چهارمین پیشوای شیعیان و دومین امام از نسل امام حسین علیه السلام است. ایشان پس از واقعه جانسوز کربلا و شهادت پدر بزرگوارشان، عهده‌دار امامت جامعه اسلامی شدند و در سخت‌ترین شرایط تاریخی، با بهره‌گیری از دو ابزار دعا و عبادت از یک سو و سلوک اخلاقی و علمی از سوی دیگر، توانستند مکتب تشیع را حفظ کرده و معارف ناب اهلبیت علیهم السلام را به نسل‌های بعد منتقل کنند.

لقب «زین العابدین» به معنای «زیور عبادت‌کنندگان» و «سجاد» به معنای «بسیار سجده‌کننده» نشان‌دهنده جایگاه رفیع ایشان در عبادت و بندگی خدای متعال است. شیخ مفید در کتاب الإرشاد می‌نویسد: «وَ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام ابْنُهُ أَبُو مُحَمَّدٍ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ ص وَ كَانَ يُكَنَّى أَيْضاً أَبَا الْحَسَنِ»؛ یعنی امام پس از حسین بن علی علیه السلام، فرزندش ابو محمد علی بن حسین زین العابدین است که کنیه دیگرش ابوالحسن نیز می‌باشد.

نسب و ولادت

مادر

مادر امام سجاد علیه السلام، بانویی بزرگوار از خاندان پادشاهی ایران بود. نام ایشان در منابع مختلف با اندک تفاوتی ذکر شده است. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد: «وَ أُمُّهُ شَاهْ زَنَانُ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَهْرِيَارَ بْنِ كِسْرَى وَ يُقَالُ إِنَّ اسْمَهَا شَهْرَبَانُو»[۱]؛ مادرش شاه زنان دختر یزدگرد بن شهریار بن کسری است و گفته می‌شود نامش شهربانو بوده است.

علامه سید محسن امین در کتاب أعیان الشیعة به تفصیل درباره مادر امام سخن گفته است: «قيل اسمها شهربانو أو شهربانويه بنت يزدجرد بن شهريار بن شيرويه بن أبرويز بن أنوشيروان: و كان يزدجرد آخر ملوك الفرس. و قال المبرد: اسمها سلافة من ولد يزدجرد معروفة النسب من خيرات النساء».[۲]«گفته شده نام او شهربانو یا شهربانویه، دختر یزدجرد بن شهریار بن شیرویه بن ابرویز بن انوشیروان است و یزدجرد آخرین پادشاهان پارس (ایران) بود. و مبرد گفت: نام او سلافه، از نسل یزدجرد، با نسبی شناخته شده، از بهترین زنان است.» بر اساس این گزارش، مادر امام از نوادگان یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، بوده است.

داستان ازدواج امام حسین علیه السلام با این بانو به گونه‌ای زیبا در منابع روایی نقل شده است. شیخ عباس قمی در منتهی الآمال به نقل از قطب راوندی با سند معتبر از امام محمد باقر علیه السلام آورده است که چون دختر یزدجرد بن شهریار را برای عمر بن خطاب آوردند و داخل مدینه کردند، همه دختران مدینه برای تماشای جمال او بیرون آمدند و مسجد مدینه از شعاع روی او روشن شد. عمر خواست او را ببیند اما مانع شد و گفت: سیاه باد روز هرمز که تو دست به فرزند او دراز می‌کنی. عمر گفت: این گبرزاده مرا دشنام می‌دهد و خواست او را آزار دهد.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: تو سخنی را که نفهمیدی چگونه دانستی که دشنام است؟ سپس عمر دستور فروش او را صادر کرد. حضرت علی علیه السلام فرمود: جایز نیست فروختن دختران پادشاهان هر چند کافر باشند، ولیکن بر او عرض کن که یکی از مسلمانان را خود اختیار کند و او را به او تزویج کنی و مهر او را از عطای بیت‌المال حساب کنی. عمر پذیرفت و آن بانوی سعادتمند آمد و دست بر دوش مبارک امام حسین علیه السلام گذارد. حضرت امیر علیه السلام به فارسی از او پرسید چه نام داری؟ عرض کرد: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه تو را شهربانویه نام کرده‌اند. عرض کرد: این نام خواهر من است. حضرت فرمود: راست گفتی، سپس به امام حسین علیه السلام فرمود: این با سعادت را نیکو محافظت نما و احسان کن به سوی او که فرزندی از تو به هم خواهد رسانید که بهترین اهل زمین باشد بعد از تو. این مادر اوصیاء ذریّه طیبه من است.[۳]

شیخ مفید روایت دیگری نیز نقل کرده است: «وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَلَّى حُرَيْثَ بْنَ جَابِرٍ الْحَنَفِيَّ جَانِباً مِنَ الْمَشْرِقِ فَبَعَثَ إِلَيْهِ بِنْتَيْ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَهْرِيَارَ بْنِ كِسْرَى فَنَحَلَ ابْنَهُ الْحُسَيْنَ علیه السلام شَاهْ زَنَانَ مِنْهُمَا فَأَوْلَدَهَا زَيْنَ الْعَابِدِينَ علیه السلام وَ نَحَلَ الْأُخْرَى مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي بَكْرٍ فَوَلَدَتْ لَهُ الْقَاسِمَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ فَهُمَا ابْنَا خَالَةٍ»[۴]؛ امیرالمؤمنین علیه السلام حریث بن جابر حنفی را بر منطقه‌ای از مشرق زمین والی کرد. او دو دختر یزدجرد بن شهریار بن کسری را برای حضرت فرستاد. حضرت یکی از آن دو (شاه زنان) را به پسرش حسین علیه السلام بخشید و آن حضرت زین العابدین را از او به دست آورد، و دیگری را به محمد بن ابی‌بکر داد که قاسم بن محمد از او متولد شد. به این ترتیب این دو (زین العابدین و قاسم) پسرخاله بودند.

تاریخ ولادت

در تاریخ ولادت امام سجاد علیه السلام میان منابع اندک اختلافی وجود دارد. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد: «وَ كَانَ مَوْلِدُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ ثَمَانٍ وَ ثَلَاثِينَ مِنَ الْهِجْرَةِ»[۵]؛ ولادت علی بن الحسین علیه السلام در مدینه، سال سی و هشت هجری بوده است.

اما علامه طبرسی در إعلام الوری احتمالات دیگری نیز ذکر کرده است: «ولد صلوات اللّه عليه بالمدينة يوم الجمعة- و يقال: يوم الخميس- في النصف من جمادى الآخرة، و قيل: لتسع خلون من شعبان سنة ثمان و ثلاثين من الهجرة، و قيل: سنة ستّ و ثلاثين، و قيل: سنة سبع و ثلاثين»[۶]. «ولادت آن حضرت (درودهای خدا بر او باد) در مدینه، روز جمعه - و گفته می‌شود: روز پنجشنبه - در نیمه ماه جمادی‌الآخره بوده است. و به قولی: نهم شعبان سال سی و هشت هجری. و به قولی: سال سی و شش هجری. و به قولی: سال سی و هفت هجری.» بر اساس این گزارش، ولادت ایشان در روز جمعه (یا پنجشنبه) نیمه جمادی‌الآخر، و به قولی نهم شعبان سال 38 هجری بوده و برخی سال 36 یا 37 هجری نیز ذکر کرده‌اند.

علامه سید محسن امین نیز در أعیان الشیعة می‌نویسد: «ولد في المدينة يوم الجمعة أو يوم الخميس أو يوم الأحد لتسع أو خمس أو سبع خلون من شعبان أو منتصف جمادى الثانية أو الأولى سنة 38 أو 37 أو 36 من الهجرة».[۷] با توجه به منابع متعدد، سال 38 هجری قمری به عنوان مشهورترین تاریخ ولادت امام سجاد علیه السلام پذیرفته شده است.

ایام امامان پیشین

امام سجاد علیه السلام در طول عمر پربرکت خود، توفیق همراهی با چند تن از معصومان علیهم السلام را داشتند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد: «فَبَقِيَ مَعَ جَدِّهِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام سَنَتَيْنِ وَ مَعَ عَمِّهِ الْحَسَنِ علیه السلام عَشْرَ سِنِينَ وَ مَعَ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام إِحْدَى عَشْرَةَ سَنَةً»[۸]؛ امام علی بن الحسین علیه السلام دو سال با جد بزرگوارشان امیرالمؤمنین علیه السلام (که در سال 40 هجری به شهادت رسیدند) و ده سال با عمویشان امام حسن مجتبی علیه السلام (که در سال 50 هجری به شهادت رسیدند) و یازده سال با پدر بزرگوارشان امام حسین علیه السلام بودند.

برخی منابع مدت بیشتری را ذکر کرده‌اند. علامه سید محسن امین می‌نویسد: «عاش منها مع جده أمير المؤمنين علیه السلام سنتان أو أكثر و مع عمه الحسن 12 سنة أو 10 سنين و مع أبيه الحسين (23 أو 24 سنة)».[۹]«از عمر خود، دو سال یا بیشتر را با جدّش امیرالمؤمنین علیه‌السلام، و دوازده سال یا ده سال را با عمویش حسن علیه‌السلام، و بیست و سه یا بیست و چهار سال را با پدرش حسین علیه‌السلام زندگی کرد.» این تفاوت اندک در محاسبه سال‌ها به دلیل اختلاف در تعیین دقیق تاریخ شهادت هر یک از ائمه علیهم السلام است.

فرزندان امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام فرزندان متعددی داشتند که شیخ مفید در الإرشاد تعداد آنها را پانزده نفر (یازده پسر و چهار دختر) ذکر کرده است. ایشان می‌نویسد: «وَ وُلْدُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام خَمْسَةَ عَشَرَ وَلَداً: مُحَمَّدٌ الْمُكَنَّى أَبَا جَعْفَرٍ الْبَاقِرَ علیه السلام أُمُّهُ أُمُّ عَبْدِ اللَّهِ بِنْتُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام. وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ أُمُّهُمْ أُمُّ وَلَدٍ. وَ زَيْدٌ وَ عُمَرُ لِأُمِّ وَلَدٍ. وَ الْحُسَيْنُ الْأَصْغَرُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ وَ سُلَيْمَانُ لِأُمِّ وَلَدٍ. وَ عَلِيٌّ وَ كَانَ أَصْغَرَ وُلْدِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ خَدِيجَةُ أُمُّهُمَا أُمُّ وَلَدٍ. وَ مُحَمَّدٌ الْأَصْغَرُ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ. وَ فَاطِمَةُ وَ عُلَيَّةُ وَ أُمُّ كُلْثُومٍ أُمُّهُنَّ أُمُّ وَلَدٍ».[۱۰]«فرزندان علی بن الحسین علیه‌السلام پانزده نفر بودند: محمد که کنیه‌اش ابوجعفر و لقبش باقر است (درود خدا بر او)، مادرش ام‌عبدالله دختر حسن بن علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام است. و عبدالله و حسن و حسین، مادرشان کنیز (ام ولد) بوده. و زید و عمر، از مادری کنیز. و حسین اصغر و عبدالرحمن و سلیمان، از مادری کنیز. و علی که کوچک‌ترین فرزند علی بن الحسین بود، و خدیجه، مادر این دو نیز کنیز بوده. و محمد اصغر، مادرش کنیز است. و فاطمه و عُلیّه و ام‌کلثوم، مادرشان کنیز بوده است.»

علامه مجلسی در بحار الأنوار به نقل از المناقب ابن شهرآشوب می‌نویسد: «أَبْنَاؤُهُ اثْنَا عَشَرَ مِنْ أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ- إِلَّا اثْنَيْنِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُعلیه السلام وَ عَبْدُ اللَّهِ الْبَاهِرُ- أُمُّهُمَا أُمُّ عَبْدِ اللَّهِ بِنْتُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ».[۱۱] «فرزندانش دوازده نفر از مادران کنیز (امهات اولاد) بودند - به جز دو نفر: محمد باقر علیه‌السلام و عبدالله باهر - که مادرشان ام‌عبدالله دختر حسن بن علی (علیه‌السلام) است.» بر اساس این گزارش، تنها دو فرزند ایشان به نام‌های امام محمد باقر علیه السلام و عبدالله (معروف به «باهر») از مادری آزاده به نام «ام عبدالله» (دختر امام حسن مجتبی علیه السلام) بودند و سایر فرزندان از کنیزان (امهات اولاد) بودند.

از میان فرزندان امام سجاد علیه السلام، امام محمد باقر علیه السلام به امامت رسید و پنجمین پیشوای شیعیان گردید. دیگر فرزندان ایشان مانند زید بن علی (شهید در کوفه در سال 122 قمری) و عمر بن علی و عبدالله بن علی هر یک دارای جایگاه و پیروانی بودند.

علامه سید محسن امین می‌نویسد: «تناسل ولد الحسين من زين العابدين علیه السلام».[۱۲] نسل امام حسین علیه السلام تنها از طریق امام سجاد علیه السلام ادامه یافت.

دوران امامت

آغاز امامت

امامت امام سجاد علیه السلام با شهادت پدر بزرگوارشان در روز عاشورای سال 61 هجری آغاز شد. ایشان در آن واقعه به دلیل بیماری شدید حضور فعال در میدان نبرد نداشتند. علامه سید محسن امین می‌نویسد: «كان زين العابدين علیه السلام مريضا يوم كربلاء بالذرب فلذلك لم يجاهد و سلم من القتل و انحصر نسل رسول الله صلی الله علیه وآله من فاطمة علیها السلام من الحسنين علیهما السلام فيه و في ذريته».[۱۳]«زین العابدین علیه‌السلام در روز کربلا به بیماری «ذَرَب» مبتلا بود، به همین دلیل جهاد نکرد و از کشته شدن نجات یافت و نسل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از فاطمه سلام الله علیها از طریق دو سبطش (امام حسن و امام حسین علیهماالسلام) تنها در وجود او و فرزندانش منحصر گردید.»

پس از شهادت امام حسین علیه السلام، سپاهیان عمر سعد، اسرای اهلبیت علیهم السلام را به کوفه و سپس به شام بردند. امام سجاد علیه السلام در این اسارت، با خطبه‌های آتشین خود در کوفه و شام، چهره واقعی بنی‌امیه را افشا کردند و پیام عاشورا را به گوش جهانیان رساندند.

حاکمان هم‌عصر

شیخ مفید دوره امامت امام سجاد علیه السلام را چنین بیان می‌کند: «وَ بَعْدَ أَبِيهِ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً»[۱۴]؛ بعد از پدرش سی و چهار سال امامت داشت. در این مدت، حاکمان مختلفی بر سر کار آمدند.

علامه طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد: «وَ كَانَتْ مُدَّةُ إِمَامَتِهِ بَعْدَ أَبِيهِ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ سَنَةً، وَ كَانَ فِي أَيَّامِ إِمَامَتِهِ بَقِيَّةُ مُلْكِ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ، وَ مُلْكِ مُعَاوِيَةَ بْنِ يَزِيدَ، وَ مَرْوَانَ بْنِ الْحَكَمِ، وَ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَرْوَانَ، وَ تُوُفِّيَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي مُلْكِ الْوَلِيدِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ».[۱۵] «و مدت امامت او علیه‌السلام پس از پدرش سی و چهار سال بود. و در روزگار امامت او، باقی‌مانده حکومت یزید بن معاویه، و حکومت معاویة بن یزید، و مروان بن حکم، و عبدالملک بن مروان (بود) و آن حضرت در دوران حکومت ولید بن عبدالملک از دنیا رفت.» بر این اساس، حاکمان هم‌عصر امام عبارت بودند از: یزید بن معاویه (61-64 ق)، معاویه بن یزید (چند ماه سال 64 ق)، مروان بن حکم (نه ماه سال 65 ق)، عبدالملک بن مروان (65-86 ق) و ولید بن عبدالملک (86-96 ق). امام سجاد علیه السلام در سال 95 هجری در زمان ولید بن عبدالملک به شهادت رسیدند.

قیام‌های دوران امامت

در دوران امامت امام سجاد علیه السلام، قیام‌های متعددی علیه حکومت امویان شکل گرفت که مهمترین آنها عبارتند از:

  • واقعه حره (سال 63 قمری): پس از واقعه کربلا، مردم مدینه علیه امویان قیام کردند. امام سجاد علیه السلام از آغاز شورش خود را کنار کشید و با مردم همراه نشد. با این حال، ایشان در این حادثه 400 خانواده را تحت کفالت خود گرفتند و هزینه آنان را می‌پرداختند. همچنین مروان بن حکم (از دشمنان اهلبیت) از امام درخواست پناهندگی کرد و امام با کمال بزرگواری خانواده او را همراه با خانواده خود به ینبع فرستادند.[۱۶]
  • قیام توابین (سال 65 قمری): این قیام به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و جمعی از شیعیان کوفه برای انتقام خون امام حسین علیه السلام شکل گرفت. گرچه توابین قصد داشتند در صورت پیروزی، امامت را به اهلبیت بازگردانند، اما رابطه سیاسی خاصی بین امام سجاد علیه السلام و توابین وجود نداشت.[۱۷]
  • قیام مختار ثقفی (سال 66-67 قمری): مختار پس از موفقیت در جذب شیعیان کوفه، از امام سجاد علیه السلام استمداد جست، اما امام روی خوش نشان ندادند. با این حال، مختار بسیاری از قاتلان کربلا را به سزای اعمالشان رساند و سر عبیدالله بن زیاد را برای امام سجاد علیه السلام فرستاد. امام سجاد علیه السلام در برابر این هدیه، سجده شکر به جای آوردند و فرمودند: «الحمد لله الذي أدرك لي ثاري من عدوي و جزى الله المختار خيرا».[۱۸]

راویان

امام سجاد علیه السلام در دوران امامت خود، با وجود جو خفقان و تقیه شدید، شاگردان و راویان بسیاری تربیت کردند. شیخ طوسی در کتاب رجال خود، اسامی بسیاری از راویان و اصحاب ایشان را ذکر کرده است.

علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد: «قد أحصى الشيخ الطوسي في كتاب رجاله الرواة عنه علیه السلام و تجدهم في مطاوي كتابنا هذا كلا في بابه. و في مناقب ابن شهرآشوب روى عنه الطبري و ابن البيع و أحمد و ابن بطة و أبو داود و صاحب الحلية و الاغاني و قوت القلوب و شرف المصطفى و أسباب نزول القرآن و الفائق و الترغيب و الترهيب عن الزهري و سفيان بن عيينة و نافع و الأوزاعي و مقاتل و الواقدي و محمد بن اسحق».[۱۹]«شیخ طوسی (ره) در کتاب رجال خود، راویانی را که از آن حضرت علیه‌السلام روایت کرده‌اند، به طور کامل برشمرده است و آنها را در لابه‌لای کتاب خودمان (أعیان الشیعة) هر کدام در جای خود خواهی یافت. و در کتاب مناقب ابن‌شهرآشوب (آمده است) که از آن حضرت روایت کرده‌اند: طبری، ابن البیع، احمد، ابن بطه، ابوداوود، صاحب حلية الأولیاء، صاحب أغانی، صاحب قوت القلوب، صاحب شرف المصطفی، صاحب أسباب نزول القرآن، صاحب الفائق، صاحب الترغيب و الترهيب - (همگی) به واسطه زهری، سفیان بن عیینه، نافع، اوزاعی، مقاتل، واقدی و محمد بن اسحاق.»

از جمله اصحاب و راویان معروف ایشان می‌توان به این افراد اشاره کرد: «أبو خالد الكابلي و يحيى بن أم الطويل و سعيد بن المسيب المخزومي و حكيم بن جبير».[۲۰] همچنین از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که از امام سجاد علیه السلام روایت کرده‌اند، می‌توان به جابر بن عبدالله انصاری و عامر بن واثله کنانی اشاره کرد. از تابعین نیز افرادی مانند سعید بن جبیر، ابوحمزه ثمالی، طاووس یمانی از ایشان روایت نقل کرده‌اند.[۲۱]

دلایل امامت

شیخ مفید در الإرشاد به چند وجه برای اثبات امامت امام سجاد علیه السلام اشاره کرده است:

  1. برتری علمی و عملی: «ثَبَتَتْ لَهُ الْإِمَامَةُ مِنْ وُجُوهٍ أَحَدُهَا أَنَّهُ كَانَ أَفْضَلَ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ أَبِيهِ عِلْماً وَ عَمَلًا وَ الْإِمَامَةُ لِلْأَفْضَلِ دُونَ الْمَفْضُولِ بِدَلَائِلِ الْعُقُولِ».[۲۲] امامت به جهت برتری علمی و عملی ایشان بر همگان ثابت است.
  2. اولویت در نسب: «أَنَّهُ كَانَ أَوْلَى بِأَبِيهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام وَ أَحَقَّهُمْ بِمَقَامِهِ مِنْ بَعْدِهِ بِالْفَضْلِ وَ النَّسَبِ».[۲۳] ایشان از جهت فضل و نسب، سزاوارترین فرد برای جانشینی پدر بودند.
  3. وجوب عقلی امامت در هر زمان: «وُجُوبُ الْإِمَامَةِ عَقْلًا فِي كُلِّ زَمَانٍ وَ فَسَادُ دَعْوَى كُلِّ مُدَّعٍ لِلْإِمَامَةِ فِي أَيَّامِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام أَوْ مُدَّعًى لَهُ سِوَاهُ».[۲۴] با توجه به وجوب وجود امام در هر زمان و بطلان ادعای دیگر مدعیان، امامت برای ایشان اثبات می‌شود.
  4. اختصاص امامت به عترت: «ثُبُوتُ الْإِمَامَةِ أَيْضاً فِي الْعِتْرَةِ خَاصَّةً بِالنَّظَرِ وَ الْخَبَرِ عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله».[۲۵] با توجه به دلایل نقلی و عقلی که امامت را اختصاص به عترت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌دهد و با بطلان ادعای دیگران، امامت برای علی بن الحسین علیه السلام ثابت می‌شود.
  5. نص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: «نَصُّ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالْإِمَامَةِ عَلَيْهِ فِيمَا رُوِيَ مِنْ حَدِيثِ اللَّوْحِ الَّذِي رَوَاهُ جَابِرٌ عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وآله».[۲۶] در حدیث لوح که جابر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده و نیز در وصیت امیرالمؤمنین و امام حسین علیهما السلام، تصریح بر امامت ایشان شده است.

داستان ناطق شدن حجرالاسود

از جمله معجزات مشهور امام سجاد علیه السلام که دلیلی روشن بر امامت ایشان است، ماجرای ناطق شدن حجرالاسود در پاسخ به ایشان می‌باشد. شیخ مفید و علامه طبرسی این داستان را نقل کرده‌اند.

علامه طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد: «نطق الحجر الأسود له عليه السلام و قد استشهد به على محمد ابن الحنفية فشهد له بالإمامة، و كانا يومئذ بمكّة فقال لمحمد: «ابدأ فابتهل إلى اللّه و اسأله أن ينطق لك» فابتهل محمد في الدعاء ثم دعا فلم يجبه فقال عليه السلام: «أما إنّك يا عم لو كنت إماما لأجابك». فقال له محمد: فادع أنت يا ابن أخي، فدعا عليه السلام بما أراد ثمّ قال: «أسألك بالذي جعل فيك ميثاق الأنبياء و ميثاق الأوصياء لما أخبرتنا بلسان عربيّ مبين من الوصيّ و الامام بعد الحسين بن عليّ؟» فتحرّك الحجر حتّى كاد أن يزول عن موضعه ثمّ انطقه اللّه بلسان عربيّ مبين فقال: اللهم إن الوصيّة و الإمامة بعد الحسين بن عليّ إلى عليّ بن الحسين عليهما السلام».[۲۷]«(حجرالاسود) برای آن حضرت علیه‌السلام به سخن درآمد، در حالی که ایشان آن را بر ضد محمد بن حنفیه گواه گرفت و سنگ به امامت او گواهی داد. آن دو در آن هنگام در مکه بودند. امام به محمد فرمود: «تو آغاز کن و به درگاه خدا تضرع کن و از او بخواه که سنگ برای تو به سخن آید.» پس محمد در دعا تضرع کرد، سپس سنگ را خواند، ولی سنگ پاسخش نداد. امام فرمود: «ای عمو! همانا اگر تو امام بودی، پاسخ تو را می‌داد.» محمد به او گفت: «تو دعا کن ای پسر برادرم!» پس امام علیه‌السلام هر چه خواست دعا کرد، سپس فرمود: «تو را به آن کسی سوگند می‌دهم که در تو پیمان پیامبران و پیمان اوصیاء را قرار داده است، که ما را با زبانی عربی روشن آگاه کن که وصی و امام پس از حسین بن علی کیست؟» پس سنگ به حرکت درآمد، چنانکه نزدیک بود از جای خود کنده شود. سپس خداوند آن را به زبان عربی روشن به سخن درآورد و گفت: «بار خدایا، همانا وصایت و امامت پس از حسین بن علی، از آنِ علی بن الحسین علیهماالسلام است.»

محمد بن حنفیه (برادر ناتنی امام حسین علیه السلام) پس از این ماجرا به امامت امام سجاد علیه السلام ایمان آورد و از یاران و پیروان ایشان گشت. حر عاملی در إثبات الهداة می‌نویسد: «فانصرف محمّد بن الحنفية و هو يتولى علي بن الحسين عليه السّلام».[۲۸]

مناقب و فضایل

لقب «زین العابدین»

امام سجاد علیه السلام به القاب متعددی مانند «سید العابدین»، «زین العابدین»، «سجاد» و «ذو الثفنات» ملقب شده‌اند. درباره سبب لقب «زین العابدین» روایات مختلفی نقل شده است.

شیخ عباس قمی در منتهی الآمال به نقل از کشف الغمة می‌نویسد: «سبب ملقّب شدن آن حضرت به لقب «زين العابدين» آن است كه: شبى آن جناب در محراب عبادت به تهجّد ايستاده بود، پس شيطان به صورت مار عظيمى ظاهر شد كه آن حضرت را از عبادت خود مشغول گرداند، حضرت به او ملتفت نشد. پس آمد و ابهام پاى آن حضرت را در دهان گرفت و گزيد به نحوى كه آن حضرت را متألم نمود و باز متوجّه او نگرديد، پس چون فارغ شد از نماز خود دانست كه او شيطان است، او را سبّ كرد و لطمه زد و فرمود كه: دور شو اى ملعون، و باز متوجّه عبادت خود شد پس شنيده شد صداى هاتفى كه سه مرتبه او را ندا كرد: انت زين العابدين، پس از اين لقب ظاهر شد در ميان مردم و مشهور گشت».[۲۹]

همچنین شیخ صدوق در علل الشرائع روایت کرده است که زهری از سعید بن مسیب نقل کرد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: در روز قیامت منادی ندا کند: کجاست زین العابدین؟ پس گویا می‌بینم فرزندم علی بن الحسین علیه السلام در آن هنگام با تمام وقار و سکون، صفوف اهل محشر را بشکافد و بیاید.[۳۰]

علم و دانش

امام سجاد علیه السلام اعلم علما بودند و بسیاری از فقها و محدثان از محضر ایشان بهره برده‌اند. شیخ مفید در این باره می‌نویسد: «قد روى عنه الفقهاء من العلوم ما لا يحصى كثرة و حفظ عنه من المواعظ و الأدعية و فضائل القرآن و الحلال و الحرام و المغازي و الأيام ما هو مشهور بين العلماء».[۳۱]«فقها از آن حضرت علیه‌السلام دانش‌هایی را روایت کرده‌اند که به خاطر فراوانی قابل شمارش نیست و از ایشان موعظه‌ها، دعاها، فضایل قرآن، حلال و حرام، جنگ‌ها (مغازي) و روزها (أيام) آنچنان حفظ شده که در میان علما مشهور است.»

همچنین روایت شده که عبدالله بن حسن بن حسن می‌گفت: مادرم فاطمه بنت حسین علیه السلام مرا امر می‌کرد که نزد دایی خود علی بن حسین علیه السلام بنشینم. هرگز نزد ایشان ننشستم مگر آنکه با خیری که از ایشان به دست آوردم برخاستم، خواه خشیتی از خدا که در قلبم ایجاد می‌شد به خاطر آنچه از خشیت خدا در ایشان می‌دیدم، یا علمی که از ایشان فرا گرفته بودم.[۳۲]

محمد بن سعد در طبقات الکبری می‌گوید: «كان علي بن الحسين ثقة مأمونا كثير الحديث عليا رفيعا ورعا».[۳۳] زهری نیز که از بزرگان علما بود، می‌گفت: «ما لقيت أحدا أفضل منه و الله ما علمت له صديقا في السر و لا عدوا في العلانية»؛ هیچ کس را از او بهتر ندیدم، به خدا قسم برای او دوستی در پنهان و دشمنی در آشکارا سراغ ندارم.[۳۴]

عبادت و زهد

عبادت و زهد امام سجاد علیه السلام به حدی بود که ایشان را «سید العابدین» و «سجاد» نامیدند. در روایات آمده است که ایشان در شبانه‌روز هزار رکعت نماز می‌گزاردند. شیخ مفید در الإرشاد به نقل از امام باقر علیه السلام می‌نویسد: روزی بر پدرم علی بن حسین علیه السلام وارد شدم، دیدم عبادت در آن حضرت بسیار تأثیر کرده و رنگ مبارکش از بیداری زرد گردیده و دیده‌اش از بسیاری گریه مجروح گشته و پیشانی نورانی‌اش از کثرت سجود پینه کرده و قدم شریفش از وفور قیام در صلات ورم کرده. چون او را بر این حال مشاهده کردم خود را از گریه نتوانستم بازداشت و بسیار گریستم.[۳۵]

علامه مجلسی در بحار الأنوار نقل می‌کند که امام باقر علیه السلام فرمود: «كان علي بن الحسين عليه السلام يصلي في اليوم والليلة ألف ركعة، وكانت الريح تميله بمنزلة السنبلة».[۳۶] باد او را چون خوشه گندم تکان می‌داد.

از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «كان علي بن الحسين علیه السلام إذا توضأ اصفرّ لونه فقيل له: ما هذا الذي يغشاك، فقال: أ تدرون من أتأهّب للقيام بين يديه؟».[۳۷] چون وضو می‌گرفت رنگش زرد می‌شد. به او گفته می‌شد: این چیست که تو را فرا می‌گیرد؟ می‌فرمود: آیا می‌دانید برای ایستادن در برابر چه کسی آماده می‌شوم؟

پینه‌های سجود

کثرت سجده‌های امام سجاد علیه السلام موجب شده بود که بر پیشانی، دو کف دست، دو زانو و انگشتان پای ایشان پینه‌هایی سخت بسته باشد که به «ثفنات» معروف بود. شیخ صدوق در علل الشرائع از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: «در موضع سجده پدرم اثرهاي آشكار و برآمدگي‌ها بود كه در هر سال دو مرتبه آن‌ها را مي‌بريدند، و در هر مرتبه ثفنه و برآمدگي پنج موضع را مي‌بريدند. به اين سبب آن حضرت را «ذو الثّفنات» مي‌خواندند».[۳۸]

سیره عملی

بردباری و عفو و گذشت

یکی از بارزترین صفات امام سجاد علیه السلام، بردباری و گذشت در برابر بدرفتاری دیگران بود. در منابع متعدد موارد بسیاری از این ویژگی نقل شده است.

شیخ مفید در الإرشاد نقل می‌کند: مردی از اهلبیت امام سجاد علیه السلام (که حسن بن حسن بن علی بن ابی‌طالب علیه السلام بود) نزد ایشان آمد و به آن حضرت ناسزا و دشنام گفت. حضرت در جواب او چیزی نفرمود. چون آن مرد رفت، به اهالی مجلس خود فرمود: شنیدید آنچه را که این شخص گفت؟ اکنون دوست دارم با من بیایید نزد او تا جواب مرا بشنوید. سپس نعلین خود را برداشت و حرکت کرد و این آیه را می‌خواند: «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».[۳۹] راوی گوید: از خواندن این آیه دانستیم که بد به او نخواهد گفت. چون به در خانه آن مرد رسید، صدا زد و فرمود به او بگویید علی بن الحسین است. چون آن شخص شنید، بیرون آمد در حالی که برای شرّ آماده بود و گمان می‌کرد امام برای انتقام آمده است. حضرت فرمود: ای برادر! تو نزد من آمدی و به من چنان و چنان گفتی. اگر آنچه گفتی در من هست، از خدا می‌خواهم مرا بیامرزد و اگر آنچه گفتی در من نیست، خداوند تو را بیامرزد. راوی گوید: آن مرد میان دو چشم آن حضرت را بوسید و گفت: آنچه من گفتم در تو نیست و من به این بدی‌ها سزاوارترم.[۴۰]

علامه سید محسن امین روایت دیگری نقل می‌کند: «و كان يقول لمن يشتمه: إن كنت كما قلت فاسأل الله ان يغفر لي و إن لم أكن كما قلت فاسأل الله ان يغفر لك».[۴۱] به کسی که به او دشنام می‌داد می‌فرمود: اگر آنگونه که گفتی هستم، از خدا بخواه مرا بیامرزد و اگر آنگونه نبودم، از خدا بخواه تو را بیامرزد.

رفتار با دشمنان

از نکات جالب در سیره امام سجاد علیه السلام، رفتار ایشان با مروان بن حکم (یکی از سرسخت‌ترین دشمنان اهلبیت) در جریان واقعه حره است. سید جعفر شهیدی در کتاب زندگانی علی بن الحسین علیه السلام می‌نویسد: مروان بن حکم از امام درخواست کرد که به خانواده او پناه دهد. امام پذیرفت و خانواده مروان را همراه با زن و فرزند خود به ینبع فرستاد.[۴۲] این در حالی است که مروان در طول تاریخ خود همواره با اهلبیت دشمنی می‌کرده است.

علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة در این باره می‌نویسد: «و قد كان مروان بن الحكم لما أخرج أهل المدينة عامل يزيد و بني أمية من المدينة كلم عبد الله بن عمر أن يغيب أهله عنده فأبى ابن عمر ان يفعل و كلم مروان علي بن الحسين و قال يا أبا الحسن إن لي رحما و حرمي تكون مع حرمك قال افعل فبعث بحرمه إلى علي بن الحسين فخرج بحرمه و حرم مروان حتى وضعهم بينبع».[۴۳] «و چون مروان بن حکم - در زمانی که مردم مدینه، عامل یزید و بنی‌امیه را از مدینه بیرون رانده بودند - نزد عبدالله بن عمر رفت و از او خواست که خانواده‌اش را نزد وی پنهان کند، عبدالله بن عمر از این کار سرباز زد. پس مروان نزد علی بن الحسین علیه‌السلام آمد و گفت: ای ابوالحسن! من خویشاوندی و خانواده‌ای دارم (که در خطرند)؛ آنان با خانواده تو باشند (و تو پناهشان ده). حضرت فرمود: انجام می‌دهم. پس مروان خانواده‌اش را نزد علی بن الحسین فرستاد و آن حضرت خانواده خود و خانواده مروان را بیرون برد تا آنان را در «یَنْبُع» (محلی نزدیک مدینه) جای داد.» این رفتار امام نشان‌دهنده اوج مکارم اخلاق و مجازات نیکی در برابر بدی است.

امام سجاد علیه السلام در این باره شعر معروفی را که به امیرالمؤمنین علیه السلام منسوب است، به کار می‌بردند[۴۴]:

ملكنا فكان العفو منا سجيةفلما ملكتم سال بالدم أبطح
و حسبكم هذا التفاوت بينناو كل إناء بالذي فيه ينضج

چون ما حاکم بودیم، عفو و بخشش خوی ما بود، اما هنگامی که شما به حکومت رسیدید، خون در «ابطح» (سرزمین مکه) جاری شد، آیا همین تفاوت میان ما برای شما کافی نیست؟، و هر ظرفی به آنچه درون دارد می‌جوشد (هر کسی طبق ذات خود عمل می‌کند)

رساله حقوق

از آثار مهم علمی و اخلاقی امام سجاد علیه السلام، «رساله حقوق» است که ایشان برای یکی از یاران خود نگاشتند. در این رساله، حقوق مختلفی که بر عهده انسان است، از حقوق خدا گرفته تا حقوق اعضای بدن و سپس حقوق دیگران، به زیبایی تبیین شده است.

علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة بخشی از این رساله را نقل کرده است: «اعلم رحمك الله أن لله عليك حقوقا محيطة بك في كل حركة تحركتها أو سكنة سكنتها ... فجعل لبصرك عليك حقا و لسمعك عليك حقا و للسانك عليك حقا و ليدك عليك حقا و لرجلك عليك حقا و لبطنك عليك حقا و لفرجك عليك حقا فهذه الجوارح السبع التي بها تكون الأفعال ثم جعل لافعالك عليك حقوقا: لصلاتك عليك حقا و لصومك عليك حقا و لصدقتك و لهديك عليك حقا ... ثم تخرج الحقوق منك إلى غيرك ... أوجبها عليك حق أمك ثم حق أبيك ثم حق ولدك ثم حق أخيك ثم الأقرب فالأقرب».[۴۵]«بدان که خداوند تو را رحمت کند، به‌درستی که برای خدا بر تو حقوقی است که تو را در هر حرکتی که می‌کنی و هر سکونی که داری احاطه کرده است... پس برای چشمَت بر تو حقی قرار داد، و برای گوشَت بر تو حقی، و برای زبانَت بر تو حقی، و برای دستَت بر تو حقی، و برای پایت بر تو حقی، و برای شکمت بر تو حقی، و برای عورتَت بر تو حقی. این‌ها همان هفت عضو (جوارح) هستند که افعال به واسطه آنها انجام می‌شود. سپس برای افعالَت بر تو حقوقی قرار داد: برای نمازَت بر تو حقی، برای روزه‌ات بر تو حقی، برای صدقه و قربانی‌ات بر تو حقی... سپس حقوق از تو به سوی دیگران خارج می‌شود... واجب‌ترینِ آنها بر تو، حق مادرَت است، سپس حق پدرَت، سپس حق فرزندَت، سپس حق برادرَت، سپس نزدیک‌تر به نزدیک‌تر.»

سخاوت

امام سجاد علیه السلام در بخشش و دستگیری از فقرا و نیازمندان شهره بودند. علامه سید محسن امین می‌نویسد: «و كان يعول أهل بيوت كثيرة في المدينة لا يعرفون من يأتيهم برزقهم حتى مات، و كان يقول لمن يشتمه: ... و كان لا يضرب مملوكا بل يكتب ذنبه عنده حتى إذا كان آخر شهر رمضان جمعهم و قررهم بذنوبهم و طلب منهم ان يستغفروا له الله كما غفر لهم، ثم يعتقهم و يجزيهم بجوائز».[۴۶] ایشان عائله‌های بسیاری را در مدینه اداره می‌کردند که نمی‌دانستند روزی‌دهنده آنها کیست. همچنین به غلامان خود اصلاً ضربه نمی‌زدند، بلکه گناهشان را می‌نوشتند و در آخر ماه رمضان آنان را جمع کرده و گناهانشان را به ایشان یادآوری می‌شدند و از آنان می‌خواستند برای او طلب آمرزش کنند و سپس همه را آزاد می‌کردند و به آنان جایزه می‌دادند.

در روایت دیگری آمده است: «كان يخرج في الليلة الظلماء فيحمل الجراب على ظهره و فيه الصرر من الدنانير و الدراهم و ربما حمل على ظهره الطعام أو الحطب حتى ياتي بابا بابا فيقرعه ثم يناول من يخرج إليه، و كان يغطي وجهه إذا ناول فقيرا لئلا يعرفه».[۴۷] در شب‌های تاریک، کیسه‌ای از دینار و درهم بر پشت می‌گرفت و گاهی نیز خوردنی یا هیزم بر پشت می‌گذاشت و در خانه فقرا را می‌زد و به کسی که بیرون می‌آمد می‌بخشید و صورت خود را می‌پوشاند تا نیازمند او را نشناسد.

گریه بر مصائب کربلا

یکی از ویژگی‌های برجسته امام سجاد علیه السلام، گریه و اندوه فراوان بر مصائب پدر و یارانشان در کربلا بود. علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد: «بكى على أبيه الحسين عشرين سنة و ما وضع بين يديه طعام إلا بكى حتى قال له مولى له: يا ابن رسول الله أ ما آن لحزنك أن ينقضي فقال له: ويحك ان يعقوب النبي علیه السلام كان له اثنا عشر ابنا فغيب الله واحدا منهم فابيضت عيناه من كثرة بكائه عليه و شاب رأسه من الحزن و احدودب ظهره من الغم و كان ابنه حيا في الدنيا و أنا نظرت إلى أبي و أخي و عمي و سبعة عشر من أهل بيتي مقتولين حولي فكيف ينقضي حزني».[۴۸]«بیست سال بر کشته شدن پدرش حسین علیه‌السلام گریست. هیچ غذایی پیش رویش نهاده نمی‌شد مگر اینکه گریه می‌کرد. تا آنکه یکی از غلامانش به او گفت: ای پسر رسول خدا! آیا زمان آن نرسیده که اندوهت پایان یابد؟ به او فرمود: وای بر تو! یعقوب پیامبر علیه‌السلام دوازده پسر داشت، خداوند یکی از آنان را از او پنهان ساخت، پس چشمانش از بسیاری گریه بر او سفید شد، و سرش از اندوه سپید گشت، و پشتش از غم خمیده گردید، در حالی که پسرش در دنیا زنده بود. اما من به پدرم، برادرم، عمویم و هفده تن از خاندانم را نگاه کردم که در اطرافم کشته شده‌اند؛ پس چگونه اندوهم پایان یابد؟»

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است که امام سجاد علیه السلام می‌فرمود: «إني لم أذكر مصرع بني فاطمة إلا خنقتني العبرة».[۴۹] هر گاه کشته شدن بنی‌فاطمه را یاد می‌کنم، اشک، گلویم را می‌فشارد.

معجزات

حبابه والبیه

از معجزات مشهور امام سجاد علیه السلام، داستان حبابه والبیه است. علامه طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد: «حديث حبابة الوالبيّة و ما جاء فيه من طبعه نقش فصّه في الحجر، و ما ثبت من دعائه عليه السلام و إيمائه إليها حتّى عادت شابّة و لها يومئذ مائة سنة و ثلاث عشرة سنة».[۵۰] حبابه والبیه پیرزنی 113 ساله بود که امام سجاد علیه السلام برای او دعا کرد و با اشاره ایشان، او جوان شد.

خبر دادن از رویدادهای آینده

در منابع معتبر، مواردی از اخبار غیبی امام سجاد علیه السلام نقل شده است. از جمله داستان آن مردی که گمان می‌کرد امام به او بدی خواهد کرد و امام او را از این گمان منصرف ساخت و با احسان خود او را شرمنده کرد.[۵۱]

آثار علمی

صحیفه سجادیه

مهمترین اثر علمی و معنوی به جای مانده از امام سجاد علیه السلام، کتاب شریف «الصحیفة السجادیة» یا «صحیفه کامله سجادیه» است. این کتاب شامل 54 دعا (در برخی نسخ 51 یا 52 دعا) از دعاهای آن حضرت در موضوعات مختلف است. علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد: «الصحيفة الكاملة في الأدعية تحتوي على أحد و ستين دعاء في فنون الخير و أنواع العبادة و طلب السعادة و تعليم العباد كيف يلجئون إلى ربهم في الشدائد و المهمات».[۵۲]«صحیفه کامله در دعاها شامل شصت و یک دعا در زمینه‌های نیکی و انواع عبادت و طلب سعادت است و به بندگان می‌آموزد که چگونه در سختی‌ها و امور مهم به پروردگار خود پناه ببرند.»

صحیفه سجادیه از نظر بلاغت و فصاحت، یکی از شاهکارهای ادبیات عربی به شمار می‌رود و از نظر محتوا، اوج بندگی و خضوع در برابر خداوند را به تصویر می‌کشد. این کتاب در طول تاریخ، شروح متعددی داشته است از جمله شرح شیخ بهائی به نام «حدائق المقربین» و شرح سید علی‌خان مدنی (متوفای 1120 ق) که از بهترین شروح آن است.[۵۳]

رساله حقوق

رساله حقوق که پیش از این به آن اشاره شد، از دیگر آثار ارزشمند امام سجاد علیه السلام است. این رساله شامل حقوق مختلفی است که بر عهده انسان است و به نوعی می‌توان آن را یک دوره کامل اخلاق اسلامی و حقوق شهروندی در اسلام دانست.

شهادت و مدفن

در تاریخ دقیق شهادت امام سجاد علیه السلام میان منابع اختلاف است. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد: «تُوُفِّيَ بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ خَمْسٍ وَ تِسْعِينَ لِلْهِجْرَةِ»[۵۴]؛ درگذشت ایشان در مدینه سال نود و پنج هجری بوده است.

اما علامه طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد: «تَوَفّي عليه السلام يوم السبت لاثنتي عشرة ليلة بقيت من المحرّم سنة خمس و تسعين من الهجرة»[۵۵]؛ وفات ایشان در روز شنبه، دوازده شب مانده از محرم سال 95 هجری بوده است.

علامه سید محسن امین در أعیان الشیعة احتمالات متعددی را ذکر کرده است: «توفي بالمدينة يوم السبت في 12 من المحرم أو 18 أو 19 أو 22 أو 25 منه سنة 95 أو 94 من الهجرة».[۵۶]

«له 55 سنة أو 56 أو 57 أو 58 أو 59 و أشهر و أيام بحسب اختلاف الأقوال و الروايات في تاريخ المولد و الوفاة».[۵۷] بر اساس مشهورترین قول، عمر شریف ایشان هنگام شهادت 57 سال بوده است.[۵۸]

سبب شهادت

امام سجاد علیه السلام مانند دیگر ائمه علیهم السلام، به دستور حاکمان وقت و با زهر مسموم و به شهادت رسیدند. علامه سید محسن امین می‌نویسد: «شهادت امام سجاد علیه السلام، به دستور ولید بن عبد الملک و با سمّ گزارش شده است».[۵۹] ولید بن عبدالملک در سال 86 تا 96 هجری حاکم بود و امام در سال 95 هجری در زمان حکومت او به شهادت رسیدند.

مدفن

پیکر مطهر امام سجاد علیه السلام در قبرستان بقیع در کنار قبر عموی بزرگوارشان امام حسن مجتبی علیه السلام به خاک سپرده شد. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد: «دُفِنَ بِالْبَقِيعِ مَعَ عَمِّهِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ علیه السلام».[۶۰] همچنین قبور امام محمد باقر علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام نیز در کنار ایشان در بقیع قرار دارد.

علامه سید محسن امین می‌نویسد: «دفن بالبقيع مع عمه الحسن بن علي علیه السلام في القبة التي فيها قبر العباس بن عبد المطلب».[۶۱] ایشان در قبه‌ای که قبر عباس بن عبدالمطلب (عموی پیامبر صلی الله علیه وآله) در آن قرار دارد، در کنار عمویشان امام حسن مجتبی علیه السلام دفن شدند.

تک نگاری ها

  • ادبیات سخنان امام سجاد و صحیفه سجادیه / سید فضل الله میرقادری - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.
  • الامام زین العابدین علیه السلام / عبدالرزاق مقرم - نجف: مطبعة الآداب.
  • اسوه کامل (زندگی امام سجاد علیه السلام) / سید محمد کاظم قزوینی - قم: مؤسسه بوستان کتاب.
  • امام سجاد علیه السلام از دیدگاه اهل سنت / علی باقر شیخانی - تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهش‌های اسلامی.
  • امام سجاد علیه السلام (تاریخ و سیره) / گروه نویسندگان - تهران: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.
  • امام سجاد علیه السلام و تربیت فرزند (۳ جلد) / علی همت بناری - قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
  • امام زین‌العابدین / امید امیدوار - تهران: نشر علم.
  • بحارالانوار (ترجمه جلد امام سجاد علیه السلام) / علامه محمدباقر مجلسی - بیروت: مؤسسة الوفاء.
  • بر امام سجاد و امام باقر علیهما السلام چه گذشت؟ / سید محمد حسن موسوی کاشانی - قم: مؤسسه انتشارات هجرت
  • تفسیر و شرح صحیفه سجادیه (۱۵ جلد) / استاد شیخ حسین انصاریان - قم: انتشارات ام ابیها.
  • خورشید عاشورا (زندگی و سیره امام سجاد علیه السلام) / محمد محمدی اشتهاردی - تهران: نشر صدوق.
  • زندگانی امام سجاد علیه السلام / احمد احمدی بیرجندی (جلد ۶ از مجموعه چهارده اختر تابناک) - مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.
  • زندگی امام سجاد علیه السلام / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه - تهران: انتشارات سپاه.
  • سیری در کتاب‌شناسی امام سجاد علیه السلام / رضا مختاری - قم: مجله کتاب ماه دین، شماره.
  • صحیفه سجادیه (ترجمه و شرح فیض‌الاسلام) / سید علی‌نقی فیض‌الاسلام اصفهانی - تهران: انتشارات فیض‌الاسلام.
  • شرح صحیفه سجادیه (حدائق الصالحین) / شیخ بهائی (محمد بن حسین عاملی) - قم: نشر کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی.
  • شرح و ترجمه صحیفه سجادیه (۳ جلد) / سید احمد فهری زنجانی - تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  • فروغ عاشورا در گفتار امام سجاد علیه السلام / جواد محدثی - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.
  • کتابشناسی امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه و رساله حقوق / سلمان حبیبی و مختار شمس‌الدینی مطلق - تهران: مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام.
  • موسوعة الإمام زين العابدين علیه السلام (۱۲ جلد) / سید علی عاشور - بیروت: دار نظیر.
  • نگاهی کوتاه به زندگانی امام سجاد (ع) / رضا استادی - قم: انتشارات مسجد جمکران.


امام سجاد علیه السلام و غدیر

يكى از شاخص ‏هاى زندگى معصومین‏ علیهم السلام تبلیغ غدير به شكل ‏هاى مختلف است. از جمله تبليغ غدير توسط حضرت اما زین العابدین علیه السلام.

بیشتر بخوانید: "احتجاج امام سجاد علیه السلام به غدیر"

پانویس

  1. الإرشاد، المفید، ج2، ص137
  2. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629
  3. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج2، ص1092-1093
  4. الإرشاد، المفید، ج2، ص137
  5. الإرشاد، المفید، ج2، ص137
  6. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص480
  7. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629
  8. الإرشاد، المفید، ج2، ص137
  9. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629
  10. الإرشاد، المفید، ج2، ص155
  11. بحار الأنوار، المجلسي، ج46، ص155
  12. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629
  13. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص635
  14. الإرشاد، المفید، ج2، ص137
  15. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص481
  16. زندگانی علی بن الحسین علیه السلام، سید جعفر شهیدی، ص86
  17. تشیع در مسیر تاریخ، جعفری، ص286
  18. أعيان الشيعة، محسن الأمین، ج1، ص636
  19. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص637
  20. أعيان الشيعة، ج1، ص638
  21. أعيان الشيعة، ج1، ص637-638
  22. الإرشاد، المفید، ج2، ص138
  23. الإرشاد، المفید، ج2، ص138
  24. الإرشاد، المفید، ج2، ص138
  25. الإرشاد، المفید، ج2، ص138
  26. الإرشاد، المفید، ج2، ص138
  27. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص485
  28. إثبات الهداة، الحر العاملي، ج4، ص63
  29. منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج2، ص1096
  30. علل الشرائع، ص230؛ منتهی الآمال، ج2، ص1096
  31. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص632
  32. أعيان الشيعة، ج1، ص632
  33. أعيان الشيعة، ج1، ص632
  34. أعيان الشيعة، ج1، ص632
  35. الإرشاد، المفید، ج2، ص142؛ منتهی الآمال، ج2، ص1109
  36. بحار الأنوار، المجلسي، ج46، ص74
  37. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص488
  38. منتهی الآمال، ج2، ص1095
  39. آل عمران، 134
  40. الإرشاد، المفید، ج2، ص145؛ منتهی الآمال، ج2، ص1097-1098
  41. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص631
  42. زندگانی علی بن الحسین علیه السلام، سید جعفر شهیدی، ص86
  43. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص636
  44. أعيان الشيعة، ج1، ص636
  45. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص638-639
  46. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص631
  47. أعيان الشيعة، ج1، ص631
  48. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص636
  49. أعيان الشيعة، ج1، ص636
  50. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص485
  51. منتهی الآمال، ج2، ص1098
  52. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص638
  53. أعيان الشيعة، ج1، ص638
  54. الإرشاد، المفید، ج2، ص137
  55. إعلام الورى، الطبرسي، ج1، ص481
  56. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629
  57. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629
  58. الکافی، کلینی، ج1، ص466؛ الإرشاد، مفید، ج2، ص137
  59. أعيان الشيعة، ج1، ص629
  60. الإرشاد، المفید، ج2، ص138
  61. أعيان الشيعة، محسن الأمين، ج1، ص629

منابع

  • الإرشاد، شیخ مفید (محمد بن محمد بن نعمان)، انتشارات کنگره شیخ مفید، قم، 1413 هجری قمری
  • إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات آل البیت، قم، 1390 هجری قمری
  • أعيان الشيعة، سید محسن امین عاملی، دار التعارف، بیروت، 1403 هجری قمری
  • بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1413 هجری قمری
  • منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، انتشارات هجرت، قم، 1379 هجری شمسی
  • إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، حر عاملی (محمد بن حسن)، اعلمی، بیروت، 1425 هجری قمری
  • زندگانی علی بن الحسین علیه السلام، سید جعفر شهیدی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1385 هجری شمسی
  • الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407 هجری قمری
  • کشف الغمة فی معرفة الأئمة، علی بن عیسی اربلی، بنی هاشمی، تبریز، 1381 هجری قمری
  • علل الشرائع، شیخ صدوق (محمد بن علی بن بابویه)، انتشارات کتاب فروشی داوری، قم، 1385 هجری شمسی
  • مقاتل الطالبیین، ابو الفرج اصفهانی، دار المعرفة، بیروت، بی تا