انتخاب امام از طرف خدا در خطبه غدیر
انتخاب امام از طرف خدا از موضوعات تصریحشده در خطبه غدیر است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پس از فرمان به پذیرش امیرالمؤمنین علیه السلام با عبارت «وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ»، بر منشأ الهی امامت ایشان تأکید میکند و میفرماید: «إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ»؛ یعنی او امامی از جانب خداست.[۱]
در شرح این فراز، تعیین امام به خداوند نسبت داده میشود و انتخاب مردم، جایگزین نصب الهی دانسته نمیشود. داستان گزینش هفتاد نفر از قوم حضرت موسی علیه السلام نیز در روایات، برای توضیح محدودیت شناخت انسان از باطن اشخاص مطرح شده است.
متن فراز و ترجمه
مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ.«ای مردم! او امامی از جانب خداست».[۲]
این جمله پس از عبارت زیر آمده است:
وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللَّهُ.«او را بپذیرید؛ زیرا خداوند او را منصوب کرده است».[۳]
کنار هم قرارگرفتن این دو عبارت، پذیرش امیرالمؤمنین علیه السلام را به نصب الهی ایشان پیوند میدهد.
معنای نصب الهی امام
در این فراز، پیامبر صلی الله علیه وآله امامت امیرالمؤمنین علیه السلام را منصبی از جانب خدا معرفی میکند. بر این اساس، نقش پیامبر، ابلاغ و معرفی امام منصوب است.
در شرح موضوع، دو جهت از یکدیگر متمایز میشود:
- منشأ تعیین امام: امام از جانب خدا تعیین میشود و شورا یا انتخاب مردم، منشأ این منصب نیست.
- جایگاه امام پس از پیامبر صلی الله علیه وآله: امیرالمؤمنین علیه السلام بهعنوان جانشین، وصی و پیشوای پس از پیامبر صلی الله علیه وآله معرفی میشود؛ با حفظ تفاوت میان امامت و نبوت و ختم نبوت به رسول خدا صلی الله علیه وآله.
خطبه در بخش معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام، از برادری، وصایت، جانشینی و نسبت آن حضرت با پیامبر صلی الله علیه وآله، همانند نسبت هارون با موسی، یاد میکند و تصریح دارد که پس از پیامبر، پیامبری نخواهد بود.[۴]
محدودیت شناخت مردم در انتخاب امام
در استدلال رواییِ مربوط به انتخاب امام، بر تفاوت میان شناخت ظاهری افراد و آگاهی از باطن آنان تأکید میشود. مردم ممکن است شخصی را بر اساس رفتار آشکار او شایسته بدانند، در حالی که از حقیقت ایمان، اخلاص و انگیزههای پنهان او آگاه نباشند.
در روایت سعد بن عبدالله قمی، پرسش از علت واگذار نشدن انتخاب امام به مردم مطرح میشود. پاسخ روایت، به گزینش هفتاد نفر از قوم حضرت موسی علیه السلام استناد میکند و نتیجه میگیرد که انتخاب امام باید به کسی واگذار شود که از نهان دلها و حقیقت اشخاص آگاه است.[۵]
این استدلال، صرفاً نفی توانایی مردم در هر نوع انتخاب نیست؛ موضوع آن، تعیین امام با ویژگیها و جایگاهی است که در روایت برای امامت در نظر گرفته میشود.
گزینش هفتاد نفر در قرآن
قرآن کریم میفرماید: وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقَاتِنَا. «و موسی از قوم خود هفتاد مرد را برای میعاد ما برگزید».[۶]
همچنین دربارهٔ درخواست قوم برای دیدن خدا آمده است: وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَىٰ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ. «و هنگامی که گفتید: ای موسی! هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا خدا را آشکارا ببینیم؛ پس در حالی که مینگریستید، صاعقه شما را فراگرفت».[۷]
در آیهٔ بعد، از زندهشدن آنان پس از مرگ یاد شده است.[۸] پیوند تفصیلی این آیات با درخواست حضرت موسی علیه السلام در آیهٔ ۱۴۳ سورهٔ اعراف، در روایت امام رضا علیه السلام توضیح داده شده است.
گفتوگوی امام رضا با مأمون
در گزارشی از گفتوگوی مأمون با امام رضا علیه السلام دربارهٔ عصمت پیامبران، مأمون از درخواست حضرت موسی علیه السلام برای رؤیت خدا پرسید. او به این آیه استناد کرد: وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي. «و هنگامی که موسی به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! خود را به من بنمای تا به تو بنگرم. فرمود: هرگز مرا نخواهی دید».[۹] پرسش مأمون این بود که چگونه موسی، با جایگاه نبوت و آگاهی از خدا، چنین درخواستی کرده است.[۱۰]
آگاهی موسی از دیدهنشدن خدا
بر اساس پاسخ امام رضا علیه السلام، حضرت موسی میدانست که خداوند با چشم دیده نمیشود. هنگامی که خدا با او سخن گفت و او را برای مناجات نزدیک ساخت، موسی نزد قوم بازگشت و آنان را از این واقعه آگاه کرد. قوم گفتند تا خود سخن خدا را همانند موسی نشنوند، سخن او را نمیپذیرند.
مراحل گزینش نمایندگان قوم
در نقل عربی این روایت، شمار قوم هفتصد هزار نفر ذکر شده است. موسی از میان آنان هفتاد هزار نفر، سپس هفت هزار نفر، پس از آن هفتصد نفر و سرانجام هفتاد نفر را برای میعاد برگزید. او آنان را به طور سینا برد، در دامنهٔ کوه نگاه داشت و خود بالا رفت. سپس از خدا خواست با او سخن بگوید و سخن را به گوش آنان برساند. بر اساس روایت، خداوند سخن را در درخت پدید آورد و آن را بهگونهای منتشر کرد که آنان از بالا و پایین، راست و چپ، پشت سر و پیش رو آن را شنیدند.[۱۱]
درخواست رؤیت و وقوع صاعقه
با وجود شنیدن سخن، آنان گفتند تا خدا را آشکارا نبینند، نمیپذیرند که آنچه شنیدهاند کلام خدا بوده است. در ادامهٔ روایت آمده است که به سبب این سرکشی، صاعقه آنان را فراگرفت و از دنیا رفتند. موسی به درگاه خدا عرضه داشت که اگر نزد بنیاسرائیل بازگردد و آنان بگویند همراهانش را برده و به کشتن داده است، چه پاسخی بدهد؟ خداوند آنان را زنده کرد و همراه او فرستاد.
پس از آن، قوم از موسی خواستند که از خدا درخواست رؤیت کند و سپس چگونگی خدا را برای آنان بازگو کند.
پاسخ موسی به درخواست قوم
حضرت موسی علیه السلام به آنان گفت که خداوند با دیدگان مشاهده نمیشود، کیفیت ندارد و از طریق آیات و نشانههایش شناخته میشود. بااینحال، آنان بر درخواست خود اصرار کردند. موسی به خدا عرضه داشت که سخن بنیاسرائیل را شنیده است و خدا به صلاح آنان داناتر است. بر اساس روایت، خداوند به او اجازه داد درخواست قوم را مطرح کند و فرمود که او را به سبب نادانی آنان مؤاخذه نخواهد کرد.
در این هنگام، موسی گفت: «پروردگارا! خود را به من بنمای تا به تو بنگرم»، و پاسخ شنید: «هرگز مرا نخواهی دید».
تجلی بر کوه و معنای بازگشت موسی
در ادامهٔ آیه آمده است:
وَلَٰكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ. «اما به کوه بنگر؛ اگر در جای خود باقی ماند، مرا خواهی دید. پس هنگامی که پروردگارش بر کوه تجلی کرد، آن را درهم کوبید و موسی مدهوش افتاد. چون به هوش آمد، گفت: تو پاک و منزّهی؛ به سوی تو بازگشتم و من نخستین مؤمنانم».[۱۲]
در توضیح امام رضا علیه السلام، تجلی بر کوه با آیهای از آیات الهی تفسیر شده است. همچنین «تُبْتُ إِلَيْكَ» به بازگشت از درخواست ناشی از نادانی قوم، به معرفت موسی نسبت به خدا، و «أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» به پیشگامی او در میان آنان در باور به دیدهنشدن خدا توضیح داده میشود.[۱۳]
بنابراین، در این روایت، درخواست رؤیت به ناآگاهی شخص موسی نسبت داده نشده است؛ بلکه در پاسخ به اصرار قوم و با اجازهٔ الهی مطرح میشود.
ارتباط دو روایت با موضوع انتخاب امام
روایت گفتوگوی امام رضا علیه السلام با مأمون، به توضیح درخواست رؤیت و دفاع از عصمت حضرت موسی میپردازد. روایت سعد بن عبدالله، از گزینش نمایندگان قوم موسی در استدلال مربوط به انتخاب امام استفاده میکند. این دو روایت، موضوع و هدف یکسانی ندارند؛ اما در شرح مقاله، هر دو به داستان گزینش هفتاد نفر ارتباط مییابند. نتیجهٔ مربوط به انتخاب امام باید به روایت دوم نسبت داده شود، نه اینکه مستقیماً از آیهٔ درخواست رؤیت یا از گفتوگوی امام رضا علیه السلام با مأمون برداشت شود.
در نهایت، فراز «إِنَّهُ إِمَامٌ مِنَ اللَّهِ» در خطبه غدیر، منشأ امامت امیرالمؤمنین علیه السلام را بهصراحت الهی معرفی میکند.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • فضیلت امیرالمؤمنین بر دیگران • قبول نشدن توبه منکر ولایت
پانویس
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، خطبهٔ غدیر، فرازهای «واقبلوه فقد نصبه الله» و «إنه إمام من الله».
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، خطبهٔ غدیر.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، خطبهٔ غدیر، فراز پیش از «إنه إمام من الله».
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، خطبهٔ غدیر، فراز «أخی ووصیی وخلیفتی والإمام من بعدی» و «إلا أنه لا نبی بعدی».
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۲، روایت سعد بن عبدالله قمی، بخش پرسش از انتخاب امام.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۵۵.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ ۵۵.
- ↑ سورهٔ بقره، آیهٔ ۵۶.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۴۳.
- ↑ الاحتجاج، ترجمهٔ جعفری، ج ۲، صص ۴۶۲–۴۶۴.
- ↑ الاحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۲، گفتوگوی امام رضا علیه السلام با مأمون دربارهٔ عصمت پیامبران، ذیل آیهٔ ۱۴۳ سورهٔ اعراف.
- ↑ سورهٔ اعراف، آیهٔ ۱۴۳.
- ↑ الاحتجاج، ترجمهٔ جعفری، ج ۲، صص ۴۶۲–۴۶۴.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- ترجمهٔ الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، ترجمهٔ جعفری.
