انتقام خداوند از مجرمان در خطبه غدیر
انتقام خداوند از مجرمان در خطبه غدیر به فراز: لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَ لا يُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ «در انتقام خود شتاب نمیکند و درباره آنان نسبت به آنچه از عذابش سزاوار شدهاند، پیشدستی نمیکند.» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. در این فراز، خداوند با وجود قدرت بر مجازات گناهکاران، به شتاب در انتقام و عذاب آنان توصیف نشده، بلکه بر حلم، مهلت دادن و تدبیر حکیمانه او تأکید شده است.
معنای فراز
این عبارت از دو بخش تشکیل شده است: لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ یعنی خداوند در انتقام و مجازات شتاب نمیکند. و: لا يُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ یعنی خداوند در رساندن عذابی که گناهکاران سزاوار آن شدهاند، عجله نمیکند. بر اساس شرحهای خطبه غدیر، این تعبیر بیانگر آن است که تأخیر در مجازات، ناشی از ناتوانی خداوند نیست؛ بلکه از حکمت، حلم و مهلت دادن به بندگان سرچشمه میگیرد. و این خود باعث افزودن بار گناه و عصیان مجرمان خواهد شد؛ زیرا آنها نسبت به این سنّت الهی غافل هستند.
انتقام از ماده «نقم» بهمعنای انکار یک چیز و عیبگیری از آن است.[۱] گفته شده که خدای متعال در چهار آیه قرآن[یادداشت ۱] خود را با وصف «ذو انتقام» معرفی نموده است. همراهشدن «ذو»، که بهمعنای مالکیت است، با انتقام (ذوانتقام) به این مطلب اشاره دارد که انتقامگرفتن خداوند از روی اختیار بوده و هدفمند است، نه اینکه غیر اختیاری و ناشی از عصبانیت باشد:[۲]
... وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُوانْتِقام…؛ و خداوند توانا و صاحب انتقام است (آل عمران:۴). «ذوانتقام» از اسمای حسنای خداوند است که در همهٔ موارد در کنار اسم «عزیز» آمده است. علت همراهبودن این دو اسم در قرآن کریم این دانسته شده که عزت بهمعنای چیرهشدن و برتری یافتن است و کسی میتواند انتقام بگیرد که بر دیگران برتری و تسلط داشته باشد.
بهگفته سید محمدحسین طباطبایی (درگذشت: ۱۳۶۰ش)، مفسر قرآن، «ذوانتقام» از اسمای حسنای خداوند است که در همهٔ موارد در کنار اسم «عزیز» آمده است.[۳]
حسن مصطفوی (درگذشت: ۱۳۸۴ش)، مفسر قرآن و لغوی، معتقد است که علت همراهبودن این دو اسم در قرآن کریم این است که عزت بهمعنای چیرهشدن و برتری یافتن است و کسی میتواند انتقام بگیرد که بر دیگران برتری و تسلط داشته باشد.[۴]
از نظر جعفر سبحانی، فقیه و مفسر قرآن، انتقام الهی در مقابل عقابکردنِ سریع است و انتقام، شدیدتر از مجازات سریع و زود بوده است؛ چرا که وقتی در عذاب انسان گناهکار تعجیل شود، فرصت گناهکردن را چندان پیدا نمیکند؛ اما وقتی مهلت داده شود و فرصت نافرمانی بیشتر پیدا کند، مستحق شدیدترین مجازاتها خواهد بود.[۵]
حلم خداوند در برابر گناهکاران
این فراز با صفت «حلیم» که در فراز پیشین خطبه آمده است ارتباط دارد: كَرِيمٌ حَلِيمٌ ذُو أَنَاةٍ خداوند با وجود توانایی کامل بر مؤاخذه، به بندگان فرصت بازگشت و اصلاح میدهد. قرآن کریم میفرماید: وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ؛ و اگر خداوند مردم را به سبب آنچه انجام دادهاند مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر زمین باقی نمیگذاشت. (فاطر:۴۵) این آیه به مهلت دادن خداوند و تأخیر در مؤاخذه عمومی اشاره دارد.
تفاوت حلم الهی و ناتوانی
در برخی شرحهای کلامی تأکید شده است که تأخیر خداوند در مجازات، نشانه ضعف یا ناتوانی نیست؛ زیرا خداوند قدرت کامل بر همه موجودات دارد. تفاوت میان انسان و خداوند در این است که انسان گاهی به دلیل ناتوانی از مجازات صرفنظر میکند، اما خداوند با وجود قدرت کامل، از روی حکمت و رحمت، مهلت میدهد.
انتقام الهی و عدالت
انتقام در مورد خداوند به معنای خشم نفسانی یا واکنش احساسی نیست؛ بلکه به معنای اجرای عدالت و رساندن هر موجود به نتیجه اعمال خود است. قرآن کریم میفرماید: وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى؛ و اگر خداوند مردم را به سبب ستمشان مؤاخذه میکرد، هیچ جنبندهای را بر زمین باقی نمیگذاشت؛ ولی آنان را تا زمانی معین مهلت میدهد. (نحل:۶۱) این آیه نشان میدهد که تأخیر در مجازات، با عدالت الهی منافات ندارد.
مهلت دادن به مجرمان
قرآن درباره کسانی که گمان میکنند تأخیر در مجازات نشانه رهایی آنان است، میفرماید: وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ؛ کسانی که کافر شدند گمان نکنند مهلتی که به آنان میدهیم برایشان بهتر است. (آل عمران:۱۷۸) بر اساس این آیه، مهلت الهی بخشی از نظام حکیمانه خداوند است.
از سال دهم هجری به بعد مجرمان در شکستن بیعت غدیر و ظلم و ستم به خاندان عصمت و طهارت و ائمه غدیر علیهم السلام کوتاهی نکردهاند؛ با این حال، خداوند را در انتقام و عذاب، صبور دیدهاند، زیرا خداوند متعال این انتقام سخت و عذاب خود را بهدست آخرین امام غدیر علیه السلام در زمان ظهور و رجعت پیاده خواهد کرد.
در دعای کمیل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: وَ لَا تُعَاجِلْنِی بِالْعُقُوبَةِ عَلَی مَا عَمِلْتُهُ فِی خَلَوَاتِی؛ از زشتی کردار و بدی رفتار و تداوم تقصیر و نادانی و بسیاری شهواتم و غفلتم، شتاب نکنی.[۶]
هدف خداوند از انتقام گرفتن
درباره هدف خداوند در انتقامگرفتن در ذیل این پاره از خطبه غدیر از سوی برخی محققان چنین گفته شده است: در میان انسانها رایج است که وقتی عمل بدِ یک فرد موجب نقص و ضررشان شود، با مجازاتِ وی میخواهند قلب خود را التیام دهند و در صورتِ توان ضرر خود را جبران کنند یا بهوسیلهٔ انتقام حدأقل عصبانیت خود را خالی کنند؛ اما خدا ساحتش مقدّستر از آن است که از اعمال بندگان بدکارش متضرّر شود یا نقصی بر او وارد آید.
گفته شده که انتقام خداوند، انتقام مظلوم از ظالم نیست که جنبه تلافیکردن داشته باشد؛ همچنین انتقام قاضی از بزهکار نیست که جنبه تأدیبی و تأمینی داشته باشد؛ بلکه انتقام خداوند که مجازات گناهکاران است بنا به مقتضای عدل الهی است: خدا زمانی از یک گروه انتقام میگیرد که اجرای عدالت و اصلاح امور مقتضای آن را داشته باشد و بر وفق نظام کامل خلقت، انتقام لازم باشد. این زمانی رخ میدهد که برنامه انسان و جریان امور او بر خلاف نظم الهی و در مقابل کتاب، احکام و تکالیف الهی و در مقابل رسولان او باشد. در این صورت بر خداوند واجب میشود که او را مؤاخذه و عقاب کند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله دین خود را یاری کند و از سویی کفر و مکر شیاطین و دشمنان را نابود کند و نور خود را کامل نماید.[۷]
بنابراین هدف خداوند از انتقام، اصلاح زمین از فساد است؛ یعنی مفسدانی را که امید هیچگونه خیری از آنها نیست و همه منافذ نور و هدایت را بر خودشان بستهاند از بین برده و ریشهکن میکند. پس خداوند انتقامگیرنده از ظالمان بهخاطر حق مظلومان است: ... فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذینَ أجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ…؛ ولی (هنگامی که اندرزها سودی نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یاری کردیم) و یاری مؤمنان، همواره حقّی است بر عهده ما (روم:۴۷).
گفته شده که هرکجا در قرآن و سنّت انتقام به خدا نسبت داده شده، بهدلیل تضییع حقی از حقوق دین الهی و شریعت آسمانی است. همچنین خداوند از گروهی نیز در قیامت انتقام خواهد گرفت و هدف از این انتقام انجام وعده الهی است؛ چرا که خداوند وعده داده که بهزودی در میان بندگانش بهحق قضاوت میکند و اعمال آنها را جزا میدهد؛ اگر خیر است جزای خیر و اگر شر است جزای شر میدهد: لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أساءواْ بِمَا عَمِلُواْ وَ یجزِیَ الَّذِینَ أحْسَنُواْ بِالحُسْنیَ؛ تا بدکاران را به کیفر کارهای بدشان برساند و نیکوکاران را در برابر اعمال نیکشان پاداش دهد (نجم:۳۱).[۸]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ آل عمران/۴؛ مائده/۹۵؛ ابراهیم/۴۷؛ زمر/۳۷.
منابع
- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ حسن مصطفوی، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
- تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور؛ محمدطاهر ابن عاشور، بیروت: فرهنگ نشر نو، ۱۴۲۰ق.
- المیزان فی تفسیر القرآن؛ سید محمدحسین طباطبایی، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ق.
- شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- معجم مقاییس اللغة؛ احمد بن فارس بن زکریاء قزوینی رازی، تحقیق: عبد السلام محمد هارون، بیروت: دار الفکر، ۱۳۹۹ق.
