انفاق بخشش کردن قسمتی از مال را براى حلّ مشكل تهيدستان و كارهاى خير و امور عام المنفعه، گرچه خود هنگام انفاق در مضيقه‌ى مالى و فشار مادى قرار داشته باشند!![۱]این مفهوم وسیع‌تر از صدقه است و شامل تقویت فرهنگ اسلام و سایر نیازهای اجتماعی نیز می‌گردد.

معناى انفاق

فخر الدين در مجمع البحرين فى قوله تعالى:  إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفٰاقِ ، فرموده: گفته‌اند: يعنى خشية الفقر و الفاقة (ترس از فقير شدن و تنگدستى). انفق الرجل، در زمانى است كه فقير گردد و مالش از دست برود، و قوله:  وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ ؛ يعنى تزكيه مى‌كنند و صدقه مى‌دهند، و قوله:  اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهٰارِ سِرًّا وَ عَلاٰنِيَةً ، از ابن عباس روايت شده كه اين آيه دربارۀ على عليه السّلام نازل گرديده است؛ او را چهار درهم بود كه درهمى را در شب، و درهمى را در روز، و درهمى را نهانى، و درهمى را آشكارا صدقه داد، و قوله:  إِذٰا جٰاءَكَ الْمُنٰافِقُونَ ، جمع منافق است و منافق كسى مى‌باشد كه كفر خود را مخفى كند، و در حديث آمده است كه منافق كسى است كه تظاهر به ايمان و به اسلام نمايد.[۲]

در فرهنگ لغات آمده: انفاق، خرج كردن و دادن مال، درويش شدن، خرج كردن بر كسى و نفقه دادن به او، و رايج شدن بازار كالا.[۳]

در فرهنگ عميد نيز چنين آمده: انفاق به كسر همزه؛ يعنى نفقه دادن، خرج كردن، دادن يا بخشيدن مال به كسى.[۴]

در مقدمۀ كتاب مرآة الانوار و مشكات الاسرار هم گفته شده: انفق ماله؛ يعنى مالش را خرج نمود، و رجل منفاق، كثير النفقه را گويند، و نفقه، آن چيزى از پول و مانند آن است كه آن را خرج مى‌كنند، و انفاق و نفقه، تأويل شده به علم مأخوذ از اهل آن و رسانيدن اين علم به اهلش، و لذا جنبۀ معنوى و روحانى دارد، بنا بر اينكه انسان هرچه از علوم مأخوذ از كتاب و سنت منسوب به ائمه معصومين عليهم السّلام را بر برادران مؤمن، ذوى الارحام، اهل و غير آن بذل و نشر نمايد، مانند: انتشار معالم دينى، دفع شبهات مخالفان مضل، بيان فضايل و كمالات آنان و ساير آنچه بر شأن و جلالشان دلالت دارد، چنين كارى تأويل به انفاق است.[۵]

گستره‌ى انفاق

تمام هستى و شؤون انسان، به حضرت حق جلّ ذكره تعلّق دارد و بشر، فقير و نیازمند درگاه احديت است، پس گستره‌ى انفاق، به ميزان گستره‌ى هستى انسان و همه‌ى چيزهايى است كه خداوند به وى بخشيده است، مانند: مال، آبرو، مقام و منصب اجتماعى، و جان و... انسان سالك به هر ميزان كه بندگى خويش را در برابر پروردگار متعال درك نموده باشد، وسعت انفاق وى افزون‌تر مى‌گردد. ازاين‌جهت قرآن كريم در توصيف كسانى كه واقعا در راه پاكى و ايمان به خدا هستند و مى‌خواهند خضوع باطنى خود را در برابر او اظهار كنند، مى‌فرمايد:  وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ [۶] و از آنچه به ايشان روزى داده‌ايم، انفاق مى‌كنند.

اين امر، شامل تمامى شؤون و دارايى‌هاى حقيقى و اعتبارى ايشان مى‌شود؛ زيرا آن را حقيقتا به ذات اقدس الهى نسبت مى‌دهند. تا آنجا كه ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام، تمام هستى خويش را در طبق اخلاص مى‌نهد و با محبوب خود چنين نجوا مى‌نمايد:

[۷]
تركت الخلق طرا فى هواكا و ايتمت العيال لكى اراكا

برخلاف كسانى كه در مسير بندگى حق تعالى نيستند و نه تنها انفاقى نمى‌كنند، بلكه بخل مى‌ورزند و مردم را نيز به بخل امر مى‌كنند، اگر انفاقى هم داشته باشند يا براى نشان دادن به مردم و رسيدن به اغراض دنيايى است،[۸] و يا براى بازداشتن ديگران، از رفتن در مسير حق و حقيقت است،[۹] و يا با كراهت انفاق مى‌كنند.[۱۰]

بنابراين امام صادق عليه السّلام در حديث عنوان بصرى، درصدد بيان بخشى از جلوه‌ى حقيقت بندگى برآمده و انفاق مالى را براى وى مطرح فرمود؛ هرچند بندگى، حقيقتى است كه گستره‌ى آن تمام وجود انسان را فرامى‌گيرد و انفاق بر تمام نعمت‌هايى كه خدا به وى ارزانى داشته صدق مى‌نمايد. بر همين اساس امام على عليه السّلام هر خيرى كه از انسان صادر شود را صدقه دانسته و فرموده است: «كلّ معروف صدقه.»[۱۱]هر كار خوبى صدقه است.

مهم‌ترین موارد مصرف انفاق

پژوهشگران مهم‌ترین موارد مصرف انفاق را معرفی کرده‌اند.[۱۲] از جمله:

  • والدین و خویشاوندان
  • یتیمان
  • فقرا و مساکین
  • در‌راه‌ماندگان
  • مهاجران در راه خدا
  • آزادی بردگان
  • جهاد
  • کمک و دلجویی از برخی کافران

مراتب انفاق

انفاق، متناسب با مراتب مختلف ايمان، درجات گوناگونى دارد:

۱. براى آنان كه مالكيت خداوند را در حدّ توجه ذهنى درك كرده و پذيرفته‌اند (علم اليقين)، انفاق ايشان در محدوده‌ى واجبات و مستحبات مالى مطرح مى‌شود و معمولا با دشوارى همراه است؛ زيرا انسان در اين مرتبه، به اموال و دارايى‌هاى خويش دلبسته است؛ زيرا آن‌ها را مال خود مى‌بيند هرچند در محدوده‌ى ذهن و گفتار خويش، آن‌ها را به خداوند متعال منتسب مى‌داند، به همين جهت جدا شدن از آن‌ها براى وى، سخت و طاقت‌فرسا است.

۲. انسان پس از مجاهده، رياضت و توجه به آثار خوب دنيايى و آخرتى انفاق، و سپس انجام آن، قلبش نورانى گشته و تعلقات قلبى‌اش نسبت به دارايى‌هاى خود، جهت الهى مى‌يابد و به‌تدريج، مملوك بودن خود و مالك بودن پروردگار متعال را باور نموده و به آن ايمان مى‌آورد (عين اليقين) و در پى كسب رضاى او انفاق مى‌كند، هرچند از بركات دنيايى و آخرتى انفاق نيز بهره‌مند مى‌گردد. انفاق نمودن براى اين گروه، سخت و دشوار نيست و به آسانى در راه رضاى خداوند، از اموال و دارايى‌هاى خود مى‌گذرند.

۳. انسان پس از اينكه تمامى قواى وجودى خود (ادراكى و تحريكى) را - پس از ايمان به مملوك حقيقى بودن آن‌ها براى خداوند - در راه او و براى تحصيل رضايت و خشنودى او به كار بست و به انفاق اموال بيرونى خود در راه رضاى الهى اكتفا نكرد؛ بلكه به‌طور گسترده‌اى انفاق كرد، خداوند متعال پرده‌هاى بيشترى را از چهره‌ى قلب او كنار مى‌زند و او را به نورانيّت‌هاى عميق‌ترى مى‌رساند تا جايى كه افعال خود را نيز مملوك و بنده‌ى حق تعالى مى‌بيند و خود و هرآن‌چه در اختيار دارد را به مولى و صاحب اختيار خويش متعلّق مى‌داند، به‌همين‌جهت اموال خداوند را در آنچه او فرموده مصرف مى‌كند، به تعبير امام صادق عليه السّلام: «لا يرى العبد لنفسه فيما خوّله اللّه ملكا، لأنّ العبيد لا يكون لهم ملك، يرون المال مال اللّه، يضعونه حيث أمرهم اللّه به.»

بنده‌ى خدا نبايد خويش را مالك چيزى بداند كه خدا به وى مرحمت كرده؛ زيرا بندگان، مال و ملكى براى خود قايل نيستند و همه را از آن حق مى‌دانند و [آن را] در راهى كه او امر كرده قرار مى‌دهند [و مصرف مى‌كنند].[۱۳]

فضايل انفاق

انسان با نيازمندى‌هاى مادى، روانى و روحى، قدم در اين عالم نهاده است و علاوه بر اين، داراى كشش‌ها و انگيزه‌هاى گوناگونى نسبت به موجودات اين عالم و افراد هم‌نوع خود است و هريك از فعاليت‌هاى او، در جهت تأمين اين نيازها و برآورده شدن انگيزه‌هايش مى‌باشد، يكى از حالات فطرى و روانى او، متأثر شدن از ديدن انسان نيازمند است كه او را به نفع نياز و دستگيرى از او متمايل مى‌كند، ازاين‌جهت كسى كه فطرت انسانى او خاموش يا ضعيف نشده باشد، سعى مى‌كند از آنچه از امور مادى به دست آورده، به نيازمندان نيز برساند؛ زيرا با توجه به مقتضاى اين عالم و تحولاتى كه در آن رخ مى‌دهد، مى‌داند كه ممكن است او نيز روزى به اين گرفتارى مبتلا شود و لازم باشد كه ديگران به حال او رسيدگى كنند.

بنابراين قرآن كريم، يكى از اوصاف پرهيزكاران و كسانى كه مى‌خواهند در مسير پاكى فكرى، عملى و ارتباطات اجتماعى باشند را پس از ايمان به غيب، اظهار خضوع در برابر حق و اقامه‌ى نماز، انفاق از آنچه روزى‌شان شده بيان مى‌فرمايد.[۱۴] نيز آن را نيز يكى از نشانه‌هاى صاحب عقل و درك قوى (از نظام هستى و روابط صحيح بين انسان‌ها) دانسته است[۱۵] و در نتيجه به جهت فضيلت والاى اين عمل، نشانه‌ى ايمان به خدا،[۱۶] توكل بر او،[۱۷] خضوع در برابر او،[۱۸] استكبار نداشتن نسبت به او،[۱۹] بنده‌ى خداوند مهربان بودن، و از متذكّران از آيات الهى بودن[۲۰]، معرفى شده است.

شرايط تأثير انفاق

با دقت در اعمالى كه از انسان سرمى‌زند، فهميده مى‌شود كه آن‌ها هم از زمينه‌ها، افكار و روحيه‌هاى درونى او نشأت مى‌گيرد و البته شرايط و عوامل بيرونى نيز در انجام آن‌ها مؤثر است و پس از انجام آن، آثارى در خود شخص و ديگران نيز مى‌گذارد. انفاق نيز يكى از كارهاى مطلوبى است كه آثار فراوانى دارد و هر مقدار شرايط فكرى و روحى بالاترى تحقق يابد، تأثير انفاق در خود و ديگران بيشتر خواهد بود كه آن‌ها عبارتند از:

۱. ايمان و اخلاص

اين دو امر، با هر عمل و صفت نفسانى همراه باشد، آثار بسيار مهم دنيايى، آخرتى و روحى دارد و در كارآيى بعضى از امور، مانند انفاق، سفارش خاصّ به آن دو شده است.

ازاين‌جهت قرآن كريم انفاق كافران را در دنيا و آخرت، اين‌گونه بيان مى‌كند: «آنچه در اين زندگى دنيايى انفاق مى‌كنند، مانند باد سوزانى است كه به زراعت قومى - كه بر خود ستم كرده - مى‌وزد و آن را نابود مى‌سازد.»[۲۱] و «به راستى كسانى كه كافر شده‌اند، اموال‌شان را براى بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج مى‌كنند، آنان اين اموال را اين‌گونه انفاق مى‌كنند، لكن موجب حسرت و اندوهشان مى‌شود و سپس، شكست خواهند خورد.»[۲۲]

نيز نسبت به كسانى كه اخلاص در انفاق را رعايت نمى‌كنند يا براى نشان دادن به مردم و اعتبار يافتن نزد ايشان انفاق مى‌كنند و يا پس از انفاق، به نيازمند منّت مى‌گذارند يا او را اذيّت مى‌كنند، مى‌فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، صدقه‌هاى خود را با منّت گذاردن و آزار كردن، باطل نسازيد، مانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى‌كند و به خدا و روز قيامت ايمان ندارد، (كار او) مانند قطعه‌ى سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد، (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد و آن را صاف و رها كند. آن‌ها از كارى كه انجام داده‌اند، چيزى به دست نمى‌آورند.»[۲۳]

۲. انفاق از راه حلال و در راه حلال

انفاق و صدقه در مرحله‌ى اوّل براى تطهير روح از تعلقات دنيايى و در مرحله‌ى دوم، براى تطهير مال و رشد آن است؛ چنان‌كه قرآن كريم مى‌فرمايد:

 خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِهٰا [۲۴]: از اموال آنان صدقه‌اى بگير تا به‌وسيله‌ى آن، پاك و پاكيزه‌شان سازى.

بنابراين بايد از راه پاكى به دست بيايد تا آن تأثير را داشته باشد، امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: «اگر مردم به آنچه خدا به ايشان امر كرده است، عمل كنند (اموال را از راه حلال به دست آورند) و آن را در آنچه او نهى كرده (حرام) انفاق كنند، از ايشان قبول نمى‌شود. هم‌چنين اگر نهى الهى را انجام دهند (اموال را از راه حرام به دست آورند) و آن را در آنچه او به ايشان امر كرده انفاق كنند، از ايشان قبول نمى‌شود، تا اينكه آن را از (راه) حق بگيرند و در (راه) حق انفاق كنند.»[۲۵]

۳. انفاق آنچه محبوب است

يكى از گرايش‌هاى فطرى، محبت به خود و امورى است كه به او نسبت دارد و چون انسان به‌وسيله‌ى انفاق، نسبتى را از خود سلب مى‌كند، هر مقدار به مزاياى انفاق بيشتر دقت كند و از كرامت و شخصيت انسانى بيشترى برخوردار باشد و يا مرتبه‌ى ايمانى او بالا باشد، همواره سعى مى‌كند انفاقش برجستگى ويژه‌اى داشته باشد، بنابراين علاوه بر مراعات اخلاص و امورى كه گذشت، از بهترين اموال خويش مى‌بخشد، چنان‌كه خداوند متعال با توجه دادن اين حقيقت به انسان، به او خطاب مى‌فرمايد:

 لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِيمٌ [۲۶]: هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد؛ و از هرچه انفاق كنيد قطعا خدا بدان داناست.

نيز روايت‌شده كه روزى امام صادق عليه السّلام شكر (كه چيز باارزشى بود) صدقه مى‌دادند، به آن حضرت عرض شد: آيا شكر را صدقه مى‌دهيد؟ فرمود: «بله، چون چيزى از آن نزد من محبوب‌تر نيست و من دوست دارم محبوب‌ترين چيز نزد خود را صدقه دهم.[۲۷]»

۴. تعادل در انفاق

حكمت انفاق، پاسخ به نداى فطرى خويش است كه نوعا براى رفع نياز نيازمند است، علاوه بر اينكه حسّ نوع‌خواهى انسان را نيز ارضا مى‌كند، ازاين‌جهت براى اينكه اين عمل بين انسان‌ها رايج‌شده و تداوم يابد، روحيه‌ى نوع انسان‌ها در انجام آن در نظر گرفته‌شده و آن، حفظ تعادل در انفاق است؛ چنان‌كه خداوند متعال در وصف «عباد الرحمن» مى‌فرمايد:

 وَ الَّذِينَ إِذٰا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كٰانَ بَيْنَ ذٰلِكَ قَوٰاماً [۲۸]: و كسانى‌اند كه چون انفاق كنند، نه ولخرجى مى‌كنند و نه تنگ مى‌گيرند، و ميان اين دو [روش] حد وسط را برمى‌گزينند.

امام كاظم عليه السّلام نيز مى‌فرمايد: «لا تبذل لاخوانك من نفسك ما ضرّه عليك اكثر من منفعته لهم.»[۲۹] بذل نكن براى برادرانت از خويشتن، آنچه را كه ضررش بر تو بيشتر از منفعت آن براى ايشان است.[۳۰]

آثار انفاق

آثار فردی و اجتماعی انفاق شامل موارد زیر است:

  • تزکیه نفس: انفاق سبب پاک‌شدن نفس از رذایل اخلاقی است (آیه ۱۰۳ سوره توبه).[۳۱]
  • آرامش روحی: براساس آیه ۲۶۵ سوره بقره، انفاق موجب آرامش روحی می‌شود.[۳۲]
  • تعدیل ثروت: انفاق باعث توزیع عادلانه ثروت و جلوگیری از تجمع آن در دست ثروتمندان می‌شود.[۳۳]
  • جبران و افزایش مال: با استناد به آیه ۳۹ سوره سبا، انفاق باعث افزایش مال انفاق‌کننده می‌شود.
  • تامین امنیت اجتماعی: انفاق برای جهاد و آمادگی نظامی به تأمین امنیت اجتماعی کمک می‌کند.
  • پاداش در آخرت: انفاق به پاداش در آخرت منجر می‌شود.[۳۴]

انفاق کردن از اعمال عيد غدير[۳۵]

از موارد بسيار مهم در مورد روز و عید غدیر، اعمال و آداب عيد غدير است. به علت اهمیت اين روز، اعمال و آدابى ذكر شده كه با هيچ روزى برابرى نمى‏ كند و مختص به قشر خاص و سن معينى نيست، و داراى ابعاد اعتقادى و عبادى مختلفى است. از جمله آداب عيد غدير انفاق و صدقه است.[۳۶]

از نام ‏هاى روز غدير «يوم الانفاق» است. انفاق در هر حالى در زندگى انسان و سلامتى و عاقبت به خيرى در خود صدقه دهنده و نسل او و توفيق در انجام كارهاى خير تاثير دارد. نمونه‏ هاى انفاق را مى ‏توان در مهمانى، آب دادن، تهيه لباس براى مستمندان، موعظه و نصيحت دلسوزانه و از مال و جان و آبرو براى ديگران مايه گذاشتن مشاهده كرد. در روز عيد غدير -  كه بهترين ايام براى انفاق است -  ثواب اين نيكى‏ ها مضاعف مى ‏شود. يک درهم انفاق در آن روز دويست هزار درهم محسوب مى‏ شود، و در روايتى يک درهم را به يک ميليون در هم برابر دانسته است.

  • اميرالمؤمنين ‏عليه السلام مى ‏فرمايند: «لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ بِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِينَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا»[۳۷] شيعيان ما در خوشحالى ما خوشحال و در حزن ما محزون مى ‏شوند، و مال و جانشان را براى ما بخشش مى‏ نمايند. شيعيان و دوستان اهل‏ بیت ‏علیهم السلام اين كلام امام ‏عليه السلام را نصب ‏العين خود قرار دهند، تا مجالس ائمه‏ عليهم السلام با عظمت گردد، و در آن روزها از دادن صدقه و انفاق و خوشحال كردن فقراى شيعه كوتاهى ننمايد.
  • اميرالمؤمنين ‏عليه السلام: «فالدرهم فيه بمائتى الف درهم، و المزيد من الله عزوجل»[۳۸]: يک درهم انفاق در روز غدير برابر با انفاق دويست هزار درهم است، و زيادتر از اين مقدار نيز از جانب خداوند عزوجل امكان دارد.
  • اميرالمؤمنين‏ عليه السلام: «و عودوا بالمزيد من الخير على اهل التأميل لكم»[۳۹]: در روز غدير به كسانى كه به شما اميد دارند زياد خير برسانيد.
  • اميرالمؤمنين‏ عليهم السلام: «هبوا لاخوانكم و عيالكم من فضله بالجهد من جودكم، و بما تناله القدرة من استطاعتكم»[۴۰]: در روز غدير از فضل الهى به برادران و خانواده خود به ميزان جود و توان خويش بخشش كنيد.
  • اميرالمؤمنين‏ عليه السلام: «و تهانئوا نعمة الله كما هنّأكم الله بالثواب فيه على اضعاف الاعياد قبله و بعده الا فى مثله»[۴۱]: در روز غدير نعمت‏هاى الهى را بخشش كنيد، همانگونه كه خداوند در اين عيد ثوابى چندين برابر آنچه در اعياد گذشته و بعد از آن بخشيده به شما عنايت كرده است.
  • «قال مولانا جعفر بن محمد الصادق‏ عليه السلام: و الدرهم ينفق بالف درهم»[۴۲]: يک درهم انفاق در روز غدير برابر با هزار درهم انفاق مى ‏باشد.
  • «عن على بن الحسن العبدلى، قال: سمعت اباعبدالله جعفر بن محمد الصادق‏ عليه السلام يقول: الدرهم فيه بمائة الف درهم»[۴۳]: يک درهم انفاق در روز غدير برابر با صد هزار درهم مى ‏باشد.
  • «عن على بن الحسين العبدى، قال: سمعت اباعبدالله الصادق‏ عليه السلام يقول: الدرهم فيه بالف الف درهم»[۴۴]: يک درهم انفاق در روز غدير برابر با يک ميليون درهم است.
  • «قال الصادق ‏عليه السلام: (فى هذا اليوم) و لا تقعد عن الخير و سارع الى ذلك»[۴۵]: در اين روز از انجام كار خير كوتاهى مكن و به سوى آن شتاب كن.
  • «عن احمد بن محمد بن ابى‏ نصر، قال: كُنّا عند الرضاعليه السلام و المجلس غاصٌّ باهله. فتذاكروا يوم الغدير، فقال الرضا عليه السلام: و الدرهم فيه بالف درهم لاخوانك العارفين»[۴۶]: احمد بن محمد گفت: در مجلس حضرت رضا عليه السلام بوديم در حالى كه آن مجلس پر از جمعيت بود. درباره روز غدير گفتگو كردند، حضرت رضا علیه السلام فرمود: يک درهم انفاق در روز غدير برابر هزار درهم است كه به برادرانت كه (به حق) عارف مى ‏باشند انفاق نمايى.
  • «قال الرضا عليه السلام: هو يوم الحباء و العطية»[۴۷]: حضرت رضا عليه السلام فرمود: روز غدير روز پاداش و عطاست.[۴۸]

پانویس

  1. زیبایی‌های اخلاق، ص۳۷۷.
  2. مجمع البحرين، ص ۴۱۱.
  3. ملخّص المنجد و منتهى الأرب، ص ۱۷۵.
  4. فرهنگ عميد، ص ۱۹۹.
  5. مقدمۀ برهان، ص ۲۱۳. فرهنگ قرآن، اخلاق حمیده، ج ۱، ص۲۱۷
  6. سوره‌ بقره، آيه‌ ۳؛ سوره‌ انفال، آيه‌ ۳؛ سوره‌ حج، آيه‌ ۳۵؛ سوره‌ قصص، آيه‌ ۵۴.
  7. تمامى مردم را در ميل به تو رها كردم و خانواده‌ام را در راه يتيمى آوردم تا تو را بينيم.
  8. سوره‌ نساء، آيات ۳۷ و ۳۸.
  9. سوره‌ انفال، آيه‌ ۳۶.
  10. سوره‌ توبه، آيه‌ ۵۴.
  11. خصال، ص ۱۳۴، روايت ۱۴۵.
  12. رضوی، انفاق ـ همایش دانشنامه امام رضا علیه السلام، ص۶۱۹
  13. تحریری، محمدباقر، شرح حدیث عنوان بصری، ص۲۱۰،
  14. سوره‌ بقره، آيه‌ ۳.
  15. سوره‌ رعد، آيه‌ ۲۲.
  16. سوره‌ انفال، آيه‌ ۳.
  17. سوره‌ شورى، آيه‌ ۳۸.
  18. سوره‌ حج، آيه‌ ۳۵.
  19. سوره‌ سجده، آيه‌ ۱۶.
  20. سوره‌ فرقان، آيه‌ ۶۷.
  21. سوره‌ بقره، آيه‌ ۱۱۷.
  22. سوره‌ انفال، آيه‌ ۳۶.
  23. سوره‌ بقره، آيه‌ ۲۶۴.
  24. سوره توبه آیه ۱۰۳
  25. من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۵۷، روايت ۱۶۹۴.
  26. آل عمران آیه ۹۲
  27. فروع كافى، ج ۴، ص ۶۱، روايت ۳.
  28. فرقان آیه ۶۷
  29. اصول كافى، ج ۴، ص ۳۳، روايت ۲.
  30. تحریری، محمدباقر، شرح حدیث عنوان بصری، ص ۲۱۷
  31. احمدی و بندعلی، «انفاق»، ص۵۶۱
  32. فرهنگ قرآن، ج۵، ص۲۵۴.
  33. تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۸
  34. محدثی، انفاق، ص۲۵ و ۲۶.
  35. آداب عيد غدير (خانه كودک): ص۵۶-۱۴۵. غدير دعا و محبت (نيشابورى): ص۳۷-۶۲. همراه با ذى ‏الحجه (اوحدى): ج ۲ ص۱۰۵-۱۸۱. ترجمه الغدير (امينى - واحدى): ص ۶۵۹. اسرار غدير: ص۲۴۶، ۲۵۴-۲۵۶. چهارده قرن با غدير: ص۲۳۳، ۲۳۴. قنوت خورشيد: ص ۲۹، به نقل از كتاب: غدير عيد برتر (صدرى). چهارده قرن با غدير: ص۷۷، ۱۵۳-۱۵۷، ۲۰۱-۲۰۹، ۲۳۳، ۲۳۴. غدير در قرآن: ج ۳ ص۳۳۸-۳۴۰. اسرار غدیر: ص۲۴۶، ۲۵۲، ۲۵۳، ۲۵۴-۲۵۶، ۲۸۱، ۳۵۳-۳۶۳.
  36. خطبه حضرت على‏ عليه السلام در روز غدير. تهذيب: ج ۳ ص ۱۴۴. غرر الحكم: ج ۲ ص۵۴۶-۶۶۸.
  37. بحار الانوار،جلد ۶۵، صفحه .۱۵
  38. بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۱۱۷، به نقل از مصباح الزائر.
  39. بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۱۱۷، به نقل از مصباح الزائر.
  40. بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۱۱۷، به نقل از مصباح الزائر.
  41. بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۱۱۷، به نقل از مصباح الزائر.
  42. بحار الانوار: ج ۹۸ ص ۳۲۲، به نقل از العدد القويه.
  43. بحار الانوار: ج ۹۸ ص ۳۰۳، به نقل از اقبال الاعمال.
  44. وسائل الشيعة: ج ۸ ص ۸۹ ، به نقل از: تهذيب الاحكام: ج ۳ ص۱۴۳، ۱۴۴ ح۳۱۷.
  45. بحار الانوار: ج ۹۸ ص ۳۰۷، به نقل از اقبال الاعمال.
  46. تهذيب الاحكام: ج ۶ ص ۲۴.
  47. اقبال الاعمال: ص ۷۷۸، به نقل از كتاب النشر و الطى.
  48. دانشنامه غدیر ج ۴، ص ۳۸۶