اِبْن بَطّه عُکْبَری
اِبْن بَطّه عُکْبَری (۹۱۷-۹۹۷ م) فقیه، متکلم و محدث برجسته حنبلی در سده چهارم هجری بود. وی به دلیل دفاع سرسختانه از خلفای سهگانه و مواضع تند جدلی علیه مخالفان، به ویژه شیعه، شناخته میشود. مهمترین اثر او «الابانه» است که عقاید حنبلی و ردیهای بر فرق دیگر را در بر دارد.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوعبدالله عبیدالله بن محمد بن محمد بن حمدان العکبری الحنبلی |
| سرشناسی | فقیه، متکلم و محدث حنبلی سده چهارم هجری |
| تولد | ۳۰۴ قمری، عکبرا |
| وفات | ۳۸۷ قمری |
| خویشان سرشناس | نسب وی به عتبه بن فرقد (صحابی پیامبر) میرسد. |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابوبکر نَجّاد، ابوبکر عبدالعزیز (غلام خَلّال)، عبدالله بن محمد بغوی، ابوبکر بن ابی داوود سجستانی |
| شاگردان | ابوعبدالله بن حامد، ابونعیم اصفهانی، ابوالفتح بن ابیالفوارس، ابوعلی حسن بن شهاب عکبری |
| تحصیلات | تحصیل در بغداد، سفرهای علمی به بصره، شام، مکه و اردبیل |
| مذهب | حنبلی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | فقه، کلام، حدیث، دفاع از عقاید اهل سنت و خلفای سهگانه |
| علت شهرت | تألیف کتاب «الابانه»، دفاع متعصبانه از مذهب حنبلی و مواضع تند جدلی علیه مخالفان (به ویژه شیعه) |
زندگینامه
ابوعبدالله عبیدالله بن محمد بن محمد بن حمدان عکبری حنبلی، نسب وی به عتبه بن فرقد، صحابی پیامبر صلی الله علیه وآله، میرسد.[۱] او در عکبرا زاده شد و در کودکی برای تحصیل به بغداد رفت.[۲]
بر پایه گزارش خطیب بغدادی[۳] و ذهبی[۴]، وی پس از تحصیل در بغداد به بصره، شام، مکه و اردبیل سفر کرد و حدود سال ۳۴۵ قمری به بغداد بازگشت؛ اما با توجه به بررسی مشایخ و شاگردانش، مدت زیادی در بغداد نماند و حدود چهل سال پایانی عمر را در زادگاهش عکبرا گذراند.
ابن بطه در مباحث کلامی تنها به کتاب و سنت ـ مطابق روش پیشینیان حنبلی ـ تکیه داشت و با تعصب شدید، اندیشه حنبلی را مطرح میکرد. در فصل اول کتاب «الابانه» حملات تندی به مخالفان، به ویژه شیعه، وارد کرده است.[۵]
حتی فصل دوم این کتاب که برای تبیین اعتقادات نوشته شده، جنبه جدلی دارد. برای درک بهتر کلام وی، مقایسه کتاب «الابانه» با آثار مخالفان معاصرش مانند «الاستغاثه» ابوالقاسم کوفی مفید است.
او از شخصیتهای برجسته جنبشی بود که در سده چهارم قمری برای دفاع از ابوبکر، عمر، عثمان و نیز معاویه و دیگر صحابه مورد بیمهری شیعیان پدید آمد.[۶] از جمله نخستین کسانی بود که معاویه را با لقب «خال المؤمنین» یاد کرد.[۷]
وی حتی مردم را از تحقیق در رویدادهایی مانند جنگ جمل و صفین نهی میکرد.[۸] با وجود نقل و نقد عقاید مخالفان، آگاهی دقیقی از آرای فرق اسلامی نداشت؛ مثلاً به غلط به معتزله نسبت داد که مرتکب گناه کوچک را کافر میدانند،[۹] حال آنکه معتزله حتی مرتکب گناه بزرگ را فقط فاسق میدانند. همچنین فرقهها را به صورتی آشفته ذکر کرده و برخی معتزلیان مانند مردار و ابوبکر اصم را در زمره جهمیه آورده و هشام فوطی و فضیل رقاشی را از شیعه شمرده است.[۱۰]
ذهبی او را در فقه امام دانسته [۱۱] و حتی گفتهاند در پانزده سالگی فتوا میداده است.[۱۲] وی نزد فقهای نامدار حنبلی مانند ابوبکر نجاد و ابوبکر عبدالعزیز (غلام خَلّال) تحصیل کرد[۱۳] و فقیهی چون ابوعبدالله بن حامد از شاگردانش بود.[۱۴] با این حال آرای فقهی او بازتاب گستردهای در فقه حنبلی نداشته است. فصل سوم کتاب «الابانه» (ص۶۸-۸۴) و نیز عناوین آثار فقهی مفقودش، نشاندهنده رویکرد جدلی او در فقه است.
او اوامر کتاب و سنت را به واجب و مستحب تقسیم نکرده[۱۵] و در برخی مسائل اختلافی میان حنبلیان، مواضع معقولتری اتخاذ کرده است؛ مانند عدم استحباب ازدواج برای فرد بیرغبت[۱۶]، منع اجبار دختر صغیر به ازدواج، بدعت دانستن طلاق ثلاث.[۱۷]
جایگاه رجالی
سند روایات ابن بطه حتی در زمان خودش مورد طعن مخالفان قرار گرفت[۱۸] و ابن جوزی به پاسخگویی این اشکالات پرداخت.[۱۹]
علما غیرحنبلی پس از او، با وجود احترام به شخصیتش، او را در حدیث ضعیف دانستهاند.[۲۰] اما برخی نقدها و توضیحات او درباره احادیث، نشان از اطلاعات گستردهاش در این زمینه دارد.[۲۱] از مشایخ بنام او میتوان عبدالله بن محمد بغوی، ابوبکر بن ابی داوود سجستانی و ابوذر بن باغندی را نام برد.[۲۲]
شاگردان
از راویان و شاگردان معروف او حافظ ابونعیم اصفهانی و ابوالفتح بن ابی الفوارس بودند. ابوعلی حسن بن شهاب عکبری نیز از شاگردان خاص اوست که تقریباً تنها راوی کتاب «الابانه» محسوب میشود.[۲۳]
ابن بطه در مکه با ابوبکر آجری (مؤلف الشریعه) آشنا شد و با او مکاتبه داشت.[۲۴]
در سده چهارم قمری، با قدرتگیری شیعه (به دلیل تأسیس خلافت فاطمی در مصر، فعالیت داعیان اسماعیلی، قدرتیابی شرفای بغداد و ورود آل بویه)، رقابت و گاه درگیریهای خشونتآمیز بین پیروان دو مذهب حنبلی و شیعه رخ داد و برخی حنبلیان مانند مروزی و بربهاری در این درگیریها نقش داشتند.[۲۵]
در این فضا، ابن بطه به مقابله تند با مخالفان مذهبی برخاست و حتی بسیاری را تکفیر و خونشان را مباح شمرد.[۲۶] احتمالاً به همین دلیل، تحت تعقیب حکومت بغداد (که تحت نفوذ آل بویه بود) قرار گرفت و به عکبرا پناه برد.[۲۷]
وی با اینکه اطاعت از حاکم را به عنوان یک اصل میپذیرفت و اختیاراتی برای حاکم قائل بود[۲۸]، اما در عمل راهحل روشنی برای رابطه حاکم و رعیت ارائه نمیداد.[۲۹]
گاه اعمال حکام را ـ مانند شکنجه زندانیان برای اخذ اقرار ـ نکوهش میکرد. او عالمان اهل سنت را به دلیل سکوت در برابر بدعتها سرزنش میکرد و نه تنها از بدعتهای مذهبی، بلکه از بیبندوباری اجتماعی و خرافات رایج میان مردم نیز به شدت آزرده بود. گفته شده کتاب «الابانه» را در واکنش به مشاهده انواع بدعتها در جامعه تألیف کرده است.[۳۰]
آثار
او افزون بر یکصد تألیف داشته که تنها نام برخی از آنها باقی مانده است.[۳۱]
- «الشرح و الابانه علی اصول السنة و الدیانه»
- «جزء فی الکلام علی مسألة الخلع (یا الخلع و ابطال الحیله)»
روايت حديث غدير[۳۲]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عبيدالله بن محمد، ابوعبدالله، ابن بَطّه است.[۳۳] در «بحار الانوار» از «المناقب» ابن شهرآشوب حديث غدير را با اشاره مختصر به ماجراى غدير از «الاِبانة» ابن بَطّه نقل كرده است.[۳۴] سمعانى[۳۵]: او را توثيق و از علم و تأليفات او تمجيد كرده است.
پانویس
- ↑ ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۲، ص۱۴۴
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۷۲
- ↑ تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۷۱-۳۷۲
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۵۲۹
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۸۹-۹۰
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۴۶ و ۶۵؛ ابن اثیر، النهایه، ج۳، ص۱۶۸؛ مقدسی، احسن التقاسیم، ص۱۲۶
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۶۵
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۶۴
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۶۳
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۹۲
- ↑ ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۵
- ↑ ابن عماد، شذرات الذهب، ج۳، ص۱۲۴
- ↑ علیمی، المنهج الاحمد، ج۲، ص۵۱ و ۶۸
- ↑ ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۲، ص۱۴۴
- ↑ ابن هبیره، الافصاح، ج۲، ص۳۲۴
- ↑ ابن هبیره، الافصاح، ج۲، ص۳۲۴
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۶۹-۷۰؛ ابن هبیره، الافصاح، ج۲، ص۳۴۸) و نیز نظرش درباره عرض معابر (ابویعلی، الاحکام السلطانیه، ص۲۱۳
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۷۲-۳۷۴
- ↑ ابن جوزی، المنتظم، ج۷، ص۱۹۴
- ↑ ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۱۳۷؛ ذهبی، العبر، ج۲، ص۱۷۱؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۵
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۷۶؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۷۲
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۷۱-۳۷۵؛ ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۲، ص۱۴۴-۱۴۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۵۲۹-۵۳۲؛ علیمی، المنهج الاحمد، ج۲، ص۱۶ و ۲۴-۲۵
- ↑ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۰، ص۳۷۱-۳۷۵؛ ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۲، ص۱۴۴؛ ابن رجب، ذیل طبقات الحنابله، ج۱، ص۱۰۷-۱۰۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۵۲۹؛ علیمی، المنهج الاحمد، ج۲، ص۱۲۶
- ↑ علیمی، المنهج الاحمد، ج۲، ص۶۵
- ↑ مقدسی، احسن التقاسیم، ص۱۲۶؛ ابن اثیر، الکامل، ج۸، ص۲۱۳ و ۳۰۷
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۵۰
- ↑ ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۲، ص۱۴۶
- ↑ ابویعلی، الاحکام السلطانیه، ص۲۱۳
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۳۴-۳۶ و ۶۷
- ↑ ابن بطه، الشرح و الابانه، ص۴
- ↑ ابن ابی یعلی، طبقات الحنابله، ج۲، ص۱۵۲
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۵۰.
- ↑ دانشنامه غدیر،ج ۱۵،ص ۱۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۵۹. المناقب: ج ۳ ص ۲۵.
- ↑ الانساب: «البَطّى».