خطیب تبریزی، ولی‌الدین ابوعبدالله محمد بن عبدالله عمری تبریزی، محدث و خطیب سنیِ قرن هشتم هجری و مؤلف کتاب مشهور «مِشکاة المصابیح» است. او با تکمیل و توسعه «مصابیح السنة» بَغَوی، مشکاة را به یکی از جامع‌ترین جوامع حدیثی متأخر اهل سنت تبدیل کرد و از همین راه شهرت یافت. مهم‌ترین آثارِ منسوب به او، افزون بر مشکاة، کتاب رجالی «الإکمال فی أسماء الرجال» است که به شرح راویان همین مجموعه حدیثی اختصاص دارد. او ادیب، و نحوی کامل، لغوی و در شمار ائمّه ادب و لغت و اکابر علمای سنّت بوده، اینکه بخطیب تبریزی شهرت یافته در معجم الادباء تغلیطش کرده و گوید که او ابن الخطیب است نه خطیب.

خطیب تبریزی
اطلاعات فردی
نام کاملابوعبدالله محمد بن عبدالله خطیب عمری تبریزی
سرشناسیولی‌الدین، محدث و خطیب سنی
تولدپیش از اوایل قرن هشتم هجری
وفات۷۴۱ قمری
اطلاعات علمی
استادانابن دهان و ابن برهان و شیخ عبد القاهر جرجانی و خطیب بغدادی
شاگردانعلی بن مبارکشاه صدیقی، صدرالدین احمد بن نصرالله قزوینی و…
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتتألیف «مِشکاة المصابیح» و تکمیل «مصابیح السنة» بغوی

جایگاه علمی

منابع رجالی معتبر لقب او را «وَلی‌الدین» ضبط کرده‌اند؛ طِیبی در مقدمه شرح خود بر مشکاة، از او با عنوان «الشیخ الإمام، ولی‌الدین الخطیب التبریزی» یاد می‌کند و بدین‌گونه ضبط لقب را تثبیت می‌سازد.[۱] ابن حجر عسقلانی نیز در نقل اسناد مشکاة، لقب وی را «ولی‌الدین» آورده است.[۲]

تنها تاریخ محقق و مستقیماً مرتبط با زندگی او، تصریح خودش در خاتمه برخی نسخه‌های خطی مشکاة المصابیح است که در آن فراغت از تألیف کتاب را به «آخر رمضان سنة ۷۳۷ ق / ۲ مه ۱۳۳۷ م» نسبت داده است.[۳] آربری، بدون ارائه مستند صریح، سال ۷۴۱ ق / ۱۳۴۰ م را به عنوان سال وفات او پیشنهاد کرده و زَرکلی نیز همین تاریخ را تکرار کرده است.[۴]

از زندگی شخصی و مراحل تحصیل خطیب تبریزی گزارش منسجم و مفصلی در منابع قدیم برجای نمانده و بیشتر اطلاعات موجود از خلال اسناد نقل مشکاة و تصریحات شارحان آن بازیابی می‌شود. مقدمه طِیبی (د ۷۴۳ ق) بر کتاب الکاشف نشان می‌دهد که میان او و خطیب تبریزی رابطه‌ای نزدیک و دوستانه برقرار بوده است؛ طِیبی تصریح می‌کند که مشکاة بنا به توصیه او تألیف شده و خود، شرحی بر آن نگاشته است.[۵]

در پرتو موج مهاجرت عالمان ایرانی پس از یورش مغول به سوی سرزمین‌های غربی اسلامی، احتمال می‌رود که خطیب تبریزی نیز ایران را ترک گفته و مدتی در مراکز علمی شام یا مصر اقامت کرده باشد. تنها منبعی که به نوعی منصب رسمی او اشاره دارد، هدیة العارفین بغدادی است که لقب «خطیب الفَخریة» را برای وی ذکر می‌کند،[۶] لقبی که به‌احتمال ناظر به منصب خطابت او در مدرسهٔ فَخریهٔ قاهره است؛ مقریزی در بیان مدارس مصر از مدرسه فخریه یاد کرده است.[۷]

معرفی شاگردان خطیب تبریزی عمدتاً از رهگذر اسانید کتاب مشکاة المصابیح صورت گرفته است. دست‌کم پنج تن از عالمان برجسته مستقیماً از او روایت کرده‌اند:

  • امام‌الدین علی بن مبارکشاه صدیقی که ملا علی قاری در مقدمه مرقاة المفاتیح از او یاد کرده است.[۸]
  • صدرالدین احمد بن نصرالله قزوینی که نام او در صلة الخلف رودانی، الجواهر الغوالی بدیری و حصر الشارد سندی آمده است.[۹]
  • جمال‌الدین حسین اخلاطی که ابن حجر در هدایة الرواة و سندی از وی به عنوان راوی مشکاة نام برده‌اند.[۱۰]
  • تقی‌الدین ابوالفتح محمد بن محمد ابن همام، عالم حنفی عسقلانی‌الاصل ساکن مصر، که ابن رافع در الوفیات، از او یاد می‌کند و سندی نیز در حصر الشارد او را در سلسله راویان مشکاة ثبت کرده است.[۱۱]
  • شمس‌الدین قرشی / مقدسی که ابن حجر و سندی نام وی را ضبط کرده‌اند، هرچند تطبیق دقیق او با یک شخصیت معیّن نیازمند بررسی مستقل است.[۱۲]

این شبکه حدیثی که از تبریز تا مصر و شام را دربر می‌گیرد، نشان می‌دهد که مشکاة المصابیح از همان سده هشتم در محیط‌های مختلف علمی شنیده و روایت شده و جایگاه مؤلف را به‌عنوان محدثی با نفوذ فرامنطقه‌ای تثبیت کرده است.

منابع تراجم، هرچند در شرح جزئیات زندگی خطیب تبریزی کم‌گفتارند، اما در اشاره به گرایش‌ها و ملکات اخلاقی او نکاتی پراکنده در اختیار می‌گذارند. ابن حجر، او را بیش از آن‌که «محدّث صرف» بنامد، «خطیبی فاضل» معرفی می‌کند[۱۳] و این تعبیر بر بعد وعظی و منبری شخصیت او دلالت دارد. ملا علی قاری او را «مُظهِر دقایق» دانسته و در مقدمه مرقاة المفاتیح، بر دقت نظر او در گزینش و تنظیم احادیث تأکید کرده است.[۱۴]

دوست نزدیک او، شرف‌الدین طِیبی، در مقدمه الکاشف، وی را در شمار اولیا و زهاد آورده و از صفای باطن و گرایش او به نوعی زهد صوفیانه سخن گفته است.[۱۵]

مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین اثر خطیب تبریزی، کتاب «مِشکاة المصابیح» است که او در آن، کتاب «مصابیح السنة» اثر حسین بن مسعود بَغَوی (د ۵۱۶ ق) را مبنا قرار داده و در عین استفاده گسترده از آن، کاستی‌هایش را برطرف و ساختار آن را توسعه داده است. بَغَوی در مصابیح السنة مجموعه‌ای از احادیث پیامبر صلی الله علیه وآله را، عمدتاً از کتب شش‌گانه، فراهم آورده بود، اما در بسیاری موارد اسناد و منابع دقیق روایات را ذکر نکرده و نیز بخش‌هایی از ابواب حدیثی را فروگذاشته بود.[۱۶]

خطیب تبریزی در مشکاة، نخست منابع احادیث مصابیح را مشخص و به هر حدیث، مأخذ آن در جوامع حدیثی اهل سنت را افزوده و در موارد لازم، روایات بَغَوی را از حیث متن و سند تدقیق و اعتبارسنجی کرده است. افزون بر این، او در هر باب، فصل سومی را به احادیثی اختصاص داده که در مصابیح از قلم افتاده بود؛ بدین ترتیب، در ساختار نهایی مشکاة، فصل اول و دوم متناظر با «صحاح» و «حِسان» بَغَوی، و فصل سوم تکمله مستقلی از تألیفات خطیب تبریزی است.[۱۷]

با آن‌که مشکاة المصابیح اثری سنی‌مذهب است، در قرون اخیر نزد عالمان شیعه نیز به عنوان منبع مهمی از احادیث اهل سنت شناخته شده و در مقام احتجاج، مورد استناد قرار گرفته است. محمد معصوم بن محمد صالح دماوندی در کتاب محبوب المؤمنین فی کیفیة حب الأئمة الطاهرین علیهم السلام، گروهی از احادیث مربوط به فضائل اهل بیت را از مشکاة و دیگر جوامع حدیثی اهل سنت برگزیده و در اثبات مدعاهای کلامی خود به آنها تمسّک جسته است.[۱۸]

میرزا محمد کشمیری دهلوی نیز در کتاب المنتخبات من الکتب الکثیرة لاهل السنة، شرح مشکاة نوشته عبدالحق دهلوی، یعنی اشعة اللمعات، را یکی از منابع اصلی خود قرار داده است.[۱۹]

روایت حدیث غدیر[۲۰]

یکی از علما و بزرگان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده ولی‌الدین محمد بن عبدالله خطیب عمری تبریزی مشهور به خطیب تبریزی است.[۲۱] خطیب تبریزی در «مشکاة المصابیح» حدیث غدیر را با اشاره به ماجرای غدیر و نیز بدون اشاره به ماجرای خاصی در دو مورد روایت کرده است.[۲۲]

منابع


پانویس

  1. الکاشف عن حقائق السنن، ج ۱، ص ۳۶۸
  2. هدایة الرواة، ج ۱، ص ۵۷
  3. فهرس مخطوطات برلین، ج ۲، ص ۱۱۹
  4. زرکلی، الأعلام، ج ۶، ص ۲۳۴
  5. الکاشف، ج ۱، ص ۳۶۸
  6. بغدادی، هدیة العارفین، ج ۲، ص ۱۵۶
  7. المواعظ والاعتبار، ج ۴، ص ۲۰۷
  8. مرقاة المفاتیح، ج ۱، ص ۴۱؛ نیز: شوکانی، اتحاف الاکابر، ص ۹۶؛ بصری، الإمداد، ص ۵۷؛ فلانی، قطف الثمر، ص ۲۸؛ بدیری، الجواهر الغوالی، ص ۶۴.
  9. صلة الخلف رودانی ص ۴۰۸
  10. هدایة الرواة ج ۱، ص ۵۹
  11. الوفیات، ج ۱، ص ۴۸۷
  12. الوفیات، ج ۱، ص ۴۸۷
  13. هدایة الرواة، ج ۱، ص ۵۷
  14. مرقاة، ج ۱، ص ۳۹
  15. الکاشف، ج ۱، ص ۳۶۸
  16. طِیبی، الکاشف، ج ۱، ص ۴–۷
  17. الکاشف، ج ۱، ص ۴–۷
  18. کشف الحجب، ص ۴۹۳
  19. الذریعة، ج ۲۲، ص ۳۶۵
  20. چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۲۷۷.
  21. دانشنامه غدیر، ج ۹، ص ۷۶.
  22. مشکاة المصابیح: ج ۳ ص ۲۴۳–۲۴۶.