دعبل خزاعی (۱۴۸–۲۶۴ ق)، شاعر برجستهٔ شیعی و از مدافعان سرسخت اهل‌بیت علیهم السلام، با سروده‌های خود، علیه ستمگران عباسی قیام کرد و عمری را در سفر و مبارزهٔ شعری سپری نمود. او که هم‌عصر با چهار امام معصوم بود، با قصیدهٔ مشهور «مدارس آیات» در محضر امام رضا علیه السلام درخشید و نام خود را در تاریخ ادب شیعه جاودان ساخت. شهرت او به‌سبب هجوهای بی‌پروایانهٔ عباسیان، مدایح در ستایش خاندان پیامبر علیهم السلام و سرانجام شهادت بر اثر زهر، تا امروز باقی مانده است.

دعبل خزاعی
اطلاعات فردی
نام کاملدعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی
سرشناسیشاعر برجستهٔ شیعی، سرایندهٔ قصیدهٔ تائیه (مدارس آیات)
تولد۱۴۸ قمری (در کوفه یا قرقیسا)
وفات۲۴۶ یا ۲۶۴ قمری (در شوش، بر اثر زهر)
نحوه درگذشتمسمومیت با زهر در شوش
محل دفنشوش (خوزستان، ایران)
اطلاعات علمی
استادانمسلم بن الولید (صریع الغوانی)
مذهبشیعه (امامی)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتشعر
علت شهرتقصیدهٔ تائیه، هجو عباسیان، مدایح اهل‌بیت علیهم السلام، والی‌گری سمنجان

زندگی‌نامه

دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی، در سال ۱۴۸ قمری در زمان خلافت منصور عباسی دیده به جهان گشود.[۱] زادگاه او را بیشتر کوفه دانسته‌اند، هرچند از قرقیسا (شهری بر ساحل فرات، نزدیک رقه و واسط) نیز به عنوان زادگاه یاد شده است. او از قبیلهٔ خزاعه بود و نسبش به بدیل بن ورقاء می‌رسید که پیامبر صلی الله علیه وآله در فتح مکه برای او و فرزندانش دعای خیر کرد.[۲] عبدالله بن بدیل بن ورقاء، از نیاکان او، از اصحاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام و یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت در صفین بود که با رشادت بسیار به شهادت رسید.[۳] پدر دعبل، علی بن رزین، خود از شاعران روزگار بود[۴] و خاندان او از بیوتات قدیم شیعه و راویان حدیث و شعر به‌شمار می‌رفتند؛ از دیگر شعرای این خاندان می‌توان به عمویش عبدالله بن رزین، برادرش علی و پسرعمویش «ابوالشیص» اشاره کرد.[۵]

کودکی، استادی و آغاز شاعری

دعبل کودکی و جوانی را در کوفه گذراند و فنون شعری را نزد استاد خود، مسلم بن الولید ملقب به صریع الغوانی (متوفی ۲۰۸ ق)، آموخت.[۶] مسلم بن الولید تا مدتی او را از خواندن شعرش برای دیگران منع می‌کرد، اما پس از پختگی در یکی از قصایدش، به او اجازه داد که اشعارش را عرضه کند. ابونواس نیز دعبل را برای سرودن همان قصیده تحسین کرد؛ هنگامی که مغنیان این قصیده را برای هارون الرشید خواندند، خلیفه به وجد آمد و دعبل را به دربار فراخواند و صلهٔ فراوانی به او داد.

دوران خلفاء عباسی

در سال ۱۷۳ ق، عباس بن جعفر خزاعی، از سوی هارون الرشید حاکم خراسان شد و دعبل هم‌قبیله‌ای خود را به ولایت شهر سمنجان منصوب کرد.[۷] دعبل تا سال ۱۷۵ ق در این سمت بود و سپس به بغداد رفت و در کرخ ساکن شد. پس از قتل امین، برای حج به مکه رفت و در مصر نزد ابوالقاسم مطلب بن عبدالله خزاعی (والی مصر) رفت و عامل آسوان شد، اما به زودی عزل گردید و او را هجو کرد و به بغداد بازگشت. با روی کار آمدن مأمون (۲۰۴ ق)، دعبل مدتی از هجو عباسیان دست کشید، اما چون مأمون آزار علویان را از سر گرفت، بار دیگر هجو عباسیان را آغاز کرد.[۸]

قصیدهٔ تائیه

پس از آنکه امام رضا علیه السلام به اجبار مأمون به خراسان رفت و ولایت عهدی را پذیرفت، دعبل به همراه ابراهیم بن عباس صولی (متوفی ۲۴۳ ق) به مرو رفت و در محضر امام بار یافت. در این دیدار، قصیدهٔ معروف «تائیه» یا «مدارس آیات» را که در مدینه سروده بود، برای امام خواند. این قصیده که بلندترین و مشهورترین سرودهٔ اوست، شامل ۱۳۰ بیت و دربردارندهٔ حماسهٔ تاریخ بنی‌هاشم، مناقب آل علی علیهم السلام و مصائب ایشان است. امام رضا علیه السلام از شنیدن آن گریست و ده هزار درهم از سکه‌های منقوش به نام خود و همچنین جبه‌ای از جامه‌های شخصی‌اش را به دعبل بخشید.[۹] بخش عظیم زندگی دعبل در سفر به بلاد مختلف اسلامی – از بغداد تا مصر و شام، و از حجاز تا ری، مرو و خراسان – سپری شد. او هم‌عصر با چهار امام معصوم (از امام کاظم علیه السلام امام رضا علیه السلام امام جواد علیه السلام و امام هادی علیه السلام) بود و در دوران خلافت هفت خلیفهٔ عباسی، با شعر خود به مبارزه با ظلم پرداخت و در رثای اهل‌بیت مدیحه‌سرایی نمود.

شهادت

هجوهای تند دعبل علیه عباسیان، به ویژه نکوهش متوکل و مالک بن طوق (فرماندار دمشق)، خشم آنان را برانگیخت. مالک بن طوق در صدد قتل او برآمد. دعبل به بصره گریخت و سپس به اهواز رفت. در یکی از آبادی‌های شوش به نام طیبه، فردی مأمور با عصای زهرآگین، پس از نماز عشاء، به پشت پای دعبل زد و او را مسموم ساخت. وی روز بعد بر اثر این زخم درگذشت و پیکرش به شوش منتقل و در آنجا دفن شد. تاریخ شهادت او را سال ۲۴۶ ق (و به قولی ۲۶۴ ق) نوشته‌اند و سن او را ۹۸ سال ذکر کرده‌اند.[۱۰]

آثار

از آثار برجای‌ماندهٔ دعبل می‌توان به دیوان اشعار او اشاره کرد که ابوبکر محمد بن یحیی صولی (متوفی ۳۳۵ ق) آن را در سیصد ورق گردآوری کرد، اما دیوان اصلی برجای نمانده است. در دوران معاصر، عبدالصاحب دجیلی (نجف، ۱۹۶۲ م) و عبدالکریم اشتر (دمشق، ۱۹۶۴ م) کوشش‌هایی برای گردآوری اشعار او داشتند که مجموعهٔ اشتر را کامل‌ترین می‌دانند.[۱۱] از دیگر آثار او می‌توان به کتاب «الواحدة فی مناقب العرب و مثالبها»، «طبقات الشعراء» (که منبع بسیاری از ادبا و مورخان بوده) و کتاب «وصایا الملوک» اشاره کرد. قصیدهٔ تائیه همچنان مهم‌ترین اثر اوست و با مضمون ولایی و تاریخی خود، جایگاهی ویژه در ادب شیعه دارد.

شعر عربی در غدیر[۱۲]

در طول چهارده قرن، مسئله غدیر در قالب اشعار عربی، فارسی، اردو، ترکی و غیر آن به نظم کشیده شده است. در این بین چند تن از اصحاب ائمه علیهم السلام اشعاری درباره غدیر دارند که از جمله آنان دعبل خُزاعی است.

پانویس

  1. دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۷، مدخل «دعبل خزاعی» از باقر قربانی زرّی
  2. ترجمه الغدیر، ج ۴، ص ۲۶۷
  3. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۵، ص ۱۹۶–۱۹۷
  4. مرزبانی، معجم الشعراء، ص ۲۸۴، به نقل از ترجمه الغدیر، ج ۴، ص ۲۷۰
  5. ترجمه الغدیر، ج ۴، ص ۲۷۰–۲۷۱
  6. دانشنامهٔ شعر عاشورایی، مرضیه محمدزاده، ج ۱، ص ۹۹
  7. مصطفی قلی‌زاده، دعبل خزاعی؛ شاعر دار بر دوش، فصل هشتم، کتابخانه تبیان
  8. شیخ‌الرئیس کرمانی، شعر شیعی و شعرای شیعه در عصر اول عباسی، ص ۱۹۵
  9. دانشنامهٔ شعر عاشورایی، ج ۱، ص ۱۰۰
  10. دانشنامهٔ شعر عاشورایی، ج ۱، ص ۱۰۱
  11. راهنمای پژوهش دربارهٔ دعبل خزاعی، عبدالحسین طالعی، فصلنامه سفینه، سال یازدهم، شماره ۴۱، زمستان ۱۳۹۲
  12. چهارده قرن با غدیر: ص ۱۶۶.