پرش به محتوا

امام جواد علیه السلام

از ویکی غدیر
امام جواد علیه‌السلام
ناممحمد بن علی
نسبمحمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم
کنیهأبو جعفر (أبو جعفر الثانی)
لقبالجواد، التقی، المرتضی، المنتجب، القانع
زادروزسال ۱۹۵ هجری - شب جمعه ۱۹ رمضان (به قولی ۱۰ رجب یا نیمه رمضان)
زادگاهمدینه منوره
شهادتسال ۲۲۰ هجری - آخر ذی‌القعده (به قولی ۲۹ ذی‌القعده) - روز شنبه (به قولی سه‌شنبه)
قاتلمعتصم عباسی (با زهر به دست ام‌فضل بنت مأمون)
محل دفنبغداد (کاظمین) - کنار قبر جدش امام موسی کاظم علیه‌السلام
طول عمر۲۵ سال (به قولی ۲۵ سال و چند ماه)
والدینپدر: امام رضا علیه‌السلام مادر: سبیکه (خیزران، درّه، ریحانه) نوبیه
همسرانام‌فضل بنت مأمون، سمانه مغربیه (مادر امام هادی)
فرزندانامام هادی علیه‌السلام، موسی، فاطمه، امامه، حکیمه، خدیجه، ام‌کلثوم
پس ازامام رضا علیه‌السلام
پیش ازامام هادی علیه‌السلام
مدت امامتهفده سال (۲۰۳ تا ۲۲۰ هجری)
نقشامام نهم شیعیان
حوادثازدواج با ام‌فضل بنت مأمون، مناظره با یحیی بن اکثم، شهادت در کاظمین
مخالفانمأمون (درباره ازدواج)، معتصم، عباسیان
یاران برجستهعبدالعظیم حسنی، ابوهاشم جعفری، علی بن مهزیار، احمد بن ابی‌نصر بزنطی، خیران الخادم، ابراهیم بن محمد همدانی
حاکمان هم‌عصرمأمون (تا ۲۱۸ ق)، معتصم (۲۱۸–۲۲۷ ق)

امام محمد بن علی بن موسی علیه السلام، مشهور به «جواد» و «تقی»، نهمین پیشوای شیعیان و نخستین امامی است که در کودکی به مقام امامت نائل آمد. ایشان در دهم رجب سال ۱۹۵ هجری قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند و در سال ۲۲۰ هجری قمری در بغداد به دستور معتصم عباسی مسموم شده و به شهادت رسیدند. دوران امامت ایشان هفده سال (از سال ۲۰۳ تا ۲۲۰ هجری) به طول انجامید که همزمان با خلافت مأمون و معتصم بود.

لقب «جواد» به معنای «بخشنده» و «تقی» به معنای «پرهیزگار» است. کنیه ایشان «ابو جعفر» و به «ابو جعفر ثانی» نیز شهرت دارند تا با امام باقر علیه السلام (ابو جعفر اول) اشتباه نشوند. امام جواد علیه السلام جایگاهی ویژه در تاریخ اسلام دارند. ایشان نخستین امامی هستند که در سنین کودکی به امامت رسیدند. پس از شهادت امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۳ هجری، امام جواد علیه السلام که حدود هشت سال داشت، عهده‌دار امامت و رهبری معنوی جامعه شیعه شدند. این رویداد، از یک سو نشان‌دهنده عظمت علمی و معنوی ایشان بود که حتی در کودکی، برترین علمای زمان خود را در مناظرات علمی مغلوب می‌ساختند، و از سوی دیگر، چالش‌های جدیدی را برای اثبات امامت ایشان در میان شیعیان و دیگر فرقه‌ها پدیدآورد. شیخ مفید در الإرشاد در این باره می‌نویسد: امام پس از رضا علی بن موسی علیه السلام، فرزندش محمد بن علی المرتضی بود که با نص و اشاره از پدرش به او و با تکامل فضل در او (به امامت رسید).

دوران کوتاه امامت امام جواد علیه السلام با تحولات بزرگی در جهان اسلام همراه بود: پایان خلافت مأمون، به قدرت رسیدن معتصم، و جریان ازدواج ایشان با ام‌فضل (دختر مأمون) که خود ماجرایی پیچیده و عبرت‌آموز است. در این فضای پرآشوب سیاسی، امام جواد علیه السلام توانستند با بهره‌گیری از فرصت‌های پیش‌آمده، معارف اصیل اسلام و تشیع را گسترش دهند و با مناظرات علمی و معجزات خود، برتری مکتب اهلبیت علیهم السلام را به اثبات رسانند.

ولادت

تاریخ ولادت

امام محمد بن علی الجواد علیه السلام در سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر مدینه منوره دیده به جهان گشودند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد:[۱] «وَ کَانَ مَوْلِدُهُ علیه السلام فِی شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ تِسْعِینَ وَ مِائَةٍ»؛ ولادت آن حضرت در ماه رمضان سال ۱۹۵ هجری بود. طبرسی در إعلام الوری نیز می‌نویسد:[۲] «ولد علیه السلام فی شهر رمضان من سنة خمس و تسعین و مائة لسبع عشرة لیلة مضت من الشهر. و قیل: للنصف منه لیلة الجمعة»؛ در ماه رمضان سال ۱۹۵ هجری، هفده شب از ماه گذشته، متولد شد. و گفته شده: نیمه آن، شب جمعه. بر اساس روایت ابن عیاش، ولادت ایشان در روز جمعه، دهم رجب بوده است.

سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد:[۳] «ولد بالمدینة لیلة الجمعة فی ۱۹ شهر رمضان أو للنصف منه أو ۱۰ رجب یوم الجمعة»؛ در مدینه شب جمعه، ۱۹ رمضان یا نیمه آن یا ۱۰ رجب روز جمعه متولد شد.

پدر بزرگوار

پدر بزرگوار امام جواد علیه السلام، امام رضا علیه السلام (هشتمین پیشوای شیعیان) است که در سال ۲۰۳ هجری در سناباد (نزدیک طوس) به دستور مأمون مسموم شده و به شهادت رسیدند. امام جواد علیه السلام در زمان شهادت پدر، حدود هشت سال داشت و از آن زمان، امامت بر دوش ایشان نهاده شد.

مادر بزرگوار

مادر گرامی امام جواد علیه السلام، بانویی بزرگوار به نام «سبیکه»[۴] (و به قولی «دره»، «ریحانه» یا «خیزران») بود که از کنیزان با فضیلت و پارسای زمان خود به‌شمار می‌رفت. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد:[۵] «وَ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ یُقَالُ لَهَا سَبِیکَةُ وَ کَانَتْ نُوبِیَّةً» ؛مادرش کنیزی بود که به او «سبیکه» می‌گفتند و اهل نوبه بود. طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد:[۶] «وَ امّه أُمّ ولد یقال لها: سبیکة. و یقال: درّة، ثمّ سمّاها الرضا علیه السلام خیزران، و کانت نوبیّة»؛ مادرش کنیز بود که به او «سبیکه» می‌گفتند، و گفته شده «دره»، سپس امام رضا علیه السلام او را «خیزران» نامید و او اهل نوبه بود.

مقام مادر امام جواد علیه السلام چنان والا بود که امام رضا علیه السلام در حدیثی، مادر فرزندشان را به حضرت مریم تشبیه کرده و فرمودند: «فرزندم (جواد علیه السلام) مانند عیسی است».[۷]

نام، کنیه و القاب

نام مبارک امام نهم، «محمد» است. کنیه مشهور ایشان «ابو جعفر» است و به «ابو جعفر ثانی» نیز شهرت دارند تا با امام باقر علیه السلام (ابو جعفر اول) اشتباه نشوند. سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد:[۸] «کنیته أبو جعفر و یقال أبو جعفر الثانی تمییزا له عن الباقر علیه السلام»؛ کنیه او ابو جعفر است و به ابو جعفر دوم گفته می‌شود تا از امام باقر علیه السلام تمییز داده شود.

لقب‌های مشهور آن حضرت عبارت است از: «الجواد»، «التقی»، «المرتضی»، «المنتجب» و «القانع».[۹] مشهورترین لقب ایشان «جواد» است. طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد:[۱۰] «وَ لَقَبُهُ: التَّقِیُّ، وَ الْمُنْتَجَبُ، وَ الْجَوَادُ، وَ الْمُرْتَضَی»؛ لقب او: تقی، منتجب، جواد و مرتضی است.

دوران حیات با پدر

امام جواد علیه السلام در دوران کودکی، توفیق همراهی با پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام را داشتند. ایشان حدود هشت سال در کنار پدر زندگی کردند و از ایشان علوم و معارف الهی را فرا گرفتند.[۱۱] امام رضا علیه السلام که می‌دانستند فرزندشان در سنین کودکی به امامت خواهد رسید، با تربیت ویژه و نص صریح، ایشان را برای این مسئولیت بزرگ آماده ساختند.

امام رضا علیه السلام در مورد فرزند خود بارها به اصحاب خود فرموده بودند که امام پس از او، فرزندش محمد است. این نصوص، که توسط راویان موثق نقل شده است، یکی از مهم‌ترین دلایل امامت امام جواد علیه السلام به‌شمار می‌رود.

اولاد و فرزندان

امام جواد علیه السلام دارای فرزندان متعددی بودند. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد:[۱۲] «وَ خَلَّفَ بَعْدَهُ مِنَ الْوُلْدِ عَلِیّاً ابْنَهُ الْإِمَامَ مِنْ بَعْدِهِ وَ مُوسَی وَ فَاطِمَةَ وَ أُمَامَةَ ابْنَتَیْهِ وَ لَمْ یُخَلِّفْ ذَکَراً غَیْرَ مَنْ سَمَّیْنَاهُ»؛ پس از خود از فرزندان، علی (فرزندش که امام پس از اوست) و موسی و دو دخترش فاطمه و امامه را به جا گذاشت و فرزند پسر دیگری جز کسانی که نام بردیم، به جا نگذاشت.

اما در برخی منابع، فرزندان دیگری نیز برای ایشان ذکر شده است. از جمله حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم.[۱۳] از میان فرزندان امام جواد علیه السلام:

  1. امام علی النقی (هادی) علیه السلام: دهمین پیشوای شیعیان که پس از پدر به امامت رسید.
  2. موسی مبرقع: دومین فرزند برجسته امام جواد علیه السلام. به دلیل زیبایی بسیار، در کوچه‌ها برقع بر صورت می‌انداخت تا مورد توجه قرار نگیرد.
  3. فاطمه، امامه، حکیمه، خدیجه و ام‌کلثوم: دختران امام جواد علیه السلام.

امامت

امام جواد علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۳ هجری، در حالی که حدود هشت سال سن داشتند، عهده‌دار امامت شدند. مدت امامت ایشان هفده سال (۲۰۳ تا ۲۲۰ هجری) بود.

شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد:[۱۴] «وَ قُبِضَ بِبَغْدَادَ فِی ذِی الْقَعْدَةِ سَنَةَ عِشْرِینَ وَ مِائَتَیْنِ وَ لَهُ یَوْمَئِذٍ خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ سَنَةً وَ کَانَتْ مُدَّةُ خِلَافَتِهِ لِأَبِیهِ وَ إِمَامَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَ عَشْرَةَ سَنَةً»؛ در بغداد در ذی‌القعده سال ۲۲۰ هجری از دنیا رفت و در آن هنگام بیست و پنج سال داشت و مدت خلافتش برای پدرش و امامتش پس از او هفده سال بود.

امامت در کودکی

گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که به دلیل سن اندک امام جواد علیه‌السلام، گروه‌های مختلفی از شیعیان به تکاپو افتادند و هر یک راهی را برگزیدند. دسته‌ای به عبدالله بن موسی (برادر امام رضا علیه‌السلام) روی آوردند، اما پس از مدتی کوتاه، او را شایسته مقام امامت نیافتند و از وی روی گرداندند.[۱۵] گروهی دیگر به احمد بن موسی (برادر دیگر امام رضا علیه‌السلام) گرایش یافتند، و عده‌ای نیز به فرقه واقفیه پیوستند که پیش‌تر نیز در میان شیعیان حضور داشتند.[۱۶]

با این حال، اکثر اصحاب و یاران امام رضا علیه‌السلام بر امامت فرزندش محمد بن علی (امام جواد) علیه‌السلام اتفاق نظر داشتند و از او پیروی کردند.[۱۷]

به نوشته حسن بن نوبختی، علت اصلی این اختلافات، این بود که جمعی از شیعیان، بلوغ جسمانی را شرط اساسی برای امامت می‌دانستند و خردسالی را مانعی برای احراز این مقام الهی تلقی می‌کردند. البته این مسئله در زمان حیات امام رضا علیه‌السلام نیز مطرح شده بود و ایشان در پاسخ به کسانی که خردسالی فرزندشان را بهانه می‌کردند، به نبوت حضرت عیسی علیه‌السلام در کودکی استناد می‌فرمودند و می‌گفتند: «سن عیسی در هنگام عطای نبوت، از سن فرزند من نیز کمتر بود.»[۱۸]

نیز در برابر این شبهه، به آیات قرآن کریم درباره نبوت حضرت یحیی علیه‌السلام در خردسالی (سوره مریم، آیه ۱۲) و سخن گفتن حضرت عیسی علیه‌السلام در گهواره (سوره مریم، آیات ۳۰–۳۲) استناد می‌شد.[۱۹]

خود امام جواد علیه‌السلام نیز در مقام پاسخ به منتقدان و کسانی که سن کم او را مورد خدشه قرار می‌دادند، به داستان جانشینی حضرت سلیمان علیه‌السلام اشاره می‌کرد و می‌فرمود: «سلیمان هنگامی که کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا می‌برد، از سوی پدرش داوود علیه‌السلام به جانشینی برگزیده شد، اما علمای بنی‌اسرائیل این امر را انکار کردند.»[۲۰] این استدلال، نشان از آن داشت که سن پایین، هرگز مانعی برای پذیرش منصب الهی از سوی خداوند نیست و خداوند به هر کس که بخواهد، در هر سنی که باشد، حکمت و مقام می‌بخشد.

حاکمان معاصر

دوران امامت امام جواد علیه السلام همزمان با دو تن از خلفای عباسی بود. طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد:[۲۱] «وَ کَانَتْ فِی أَیَّامِ إِمَامَتِهِ بَقِیَّةُ مُلْکِ الْمَأْمُونِ، وَ قُبِضَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی أَوَّلِ مُلْکِ الْمُعْتَصِمِ»؛ در دوران امامت او، باقی‌مانده پادشاهی مأمون بود و امام علیه السلام در آغاز پادشاهی معتصم از دنیا رفت.

بر اساس این گزارش، حاکمان هم‌عصر امام جواد علیه السلام عبارت بودند از:[۲۲]

  1. مأمون (تا سال ۲۱۸ هجری) - بقیه دوران حکومت او
  2. معتصم (۲۱۸–۲۲۷ هجری) - امام در سال ۲۲۰ هجری در زمان معتصم به شهادت رسیدند

دلایل امامت

امامت امام جواد علیه السلام با دلایل عقلی و نقلی متعددی اثبات می‌شود. مهم‌ترین دلیل بر امامت ایشان، نصوص امام رضا علیه السلام به شاگردان و اصحاب خاص خود است.[۲۳] شیخ مفید در الإرشاد اسامی افرادی را که از امام رضا علیه السلام نص بر امامت امام جواد علیه السلام را نقل کرده‌اند، برشمرده است:[۲۴] «فَمِمَّنْ رَوَی النَّصَّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَی ابْنِهِ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام بِالْإِمَامَةِ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ علیه السلام وَ صَفْوَانُ بْنُ یَحْیَی وَ مُعَمَّرُ بْنُ خَلَّادٍ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ یَسَارٍ وَ ابْنُ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیُّ وَ ابْنُ قِیَامَا الْوَاسِطِیُّ وَ الْحَسَنُ بْنُ الْجَهْمِ وَ أَبُو یَحْیَی الصَّنْعَانِیُّ وَ الْخَیْرَانِیُّ وَ یَحْیَی بْنُ حَبِیبٍ الزَّیَّاتُ فِی جَمَاعَةٍ کَثِیرَةٍ یَطُولُ بِذِکْرِهِمُ الْکِتَابُ»؛ از کسانی که نص بر امامت ابو جعفر علیه السلام را از ابو الحسن الرضا نقل کرده‌اند، عبارتند از: علی بن جعفر بن محمد صادق، صفوان بن یحیی، معمر بن خلاد، حسین بن یسار، ابن ابی نصر بزنطی، ابن قیاما واسطی، حسن بن جهم، ابو یحیی صنعانی، خیرانی و یحیی بن حبیب زیات و جمعی کثیر که ذکر آنان کتاب را طولانی می‌کند.

نصوص امام رضا علیه السلام

شیخ کلینی در الکافی و شیخ مفید در الإرشاد نصوص متعددی از امام رضا علیه السلام درباره امامت امام جواد علیه السلام نقل کرده‌اند. از جمله:

  • نص صفوان بن یحیی:[۲۵] «قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام قَدْ کُنَّا نَسْأَلُکَ قَبْلَ أَنْ یَهَبَ اللَّهُ لَکَ أَبَا جَعْفَرٍ فَکُنْتَ تَقُولُ یَهَبُ اللَّهُ لِی غُلَاماً فَقَدْ وَهَبَهُ اللَّهُ لَکَ وَ قَرَّ عُیُونَنَا بِهِ فَلَا أَرَانَا اللَّهُ یَوْمَکَ فَإِنْ کَانَ کَوْنٌ فَإِلَی مَنْ فَأَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ وَ هُوَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْهِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ هَذَا ابْنُ ثَلَاثِ سِنِینَ قَالَ وَ مَا یَضُرُّ مِنْ ذَلِکَ قَدْ قَامَ عِیسَی بِالْحُجَّةِ وَ هُوَ ابْنُ أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثِ سِنِینَ»؛ به امام رضا علیه السلام گفتم: پیش از آنکه خداوند ابو جعفر را به تو ببخشد، از تو می‌پرسیدیم و تو می‌فرمودی: خداوند به من پسری خواهد بخشید. پس خداوند او را به تو بخشید و چشم‌های ما را روشن کرد. خداوند روز تو را به ما نشان ندهد. اگر حادثه‌ای رخ دهد، به که مراجعه کنیم؟ پس با دست خود به ابو جعفر اشاره کرد در حالی که او در برابر او ایستاده بود. به او گفتم: فدایت شوم، این کودک سه ساله است؟ فرمود: چه زیانی از این دارد؟ عیسی با حجت قیام کرد در حالی که کمتر از سه سال داشت.
  • نص معمر بن خلاد:[۲۶] «سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام وَ ذَکَرَ شَیْئاً فَقَالَ مَا حَاجَتُکُمْ إِلَی ذَلِکَ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ قَدْ أَجْلَسْتُهُ مَجْلِسِی وَ صَیَّرْتُهُ مَکَانِی وَ قَالَ إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ یَتَوَارَثُ أَصَاغِرُنَا عَنْ أَکَابِرِنَا الْقُذَّةَ بِالْقُذَّةِ»؛ از امام رضا علیه السلام شنیدم که در ضمن سخنی فرمود: چه نیاز دارید به این؟ این ابو جعفر است که او را در مجلس خود نشاندم و به جای خود قرار دادم. و فرمود: ما اهلبیتی هستیم که کوچکان ما از بزرگان ما به ارث می‌برند، همچون پرهای تیر که یکی با دیگری برابر است.
  • نص ابن ابی نصر بزنطی:[۲۷] «قَالَ لِیَ ابْنُ النَّجَاشِیِّ مَنِ الْإِمَامُ بَعْدَ صَاحِبِکَ فَأُحِبُّ أَنْ تَسْأَلَهُ حَتَّی أَعْلَمَ فَدَخَلْتُ عَلَی الرِّضَا علیه السلام فَأَخْبَرْتُهُ قَالَ فَقَالَ لِی الْإِمَامُ ابْنِی وَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ ثُمَّ قَالَ هَلْ یَجْتَرِئُ أَحَدٌ أَنْ یَقُولَ ابْنِی وَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ یَکُنْ وُلِدَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَلَمْ تَمْضِ الْأَیَّامُ حَتَّی وُلِدَ صلی الله علیه وآله»؛ ابن نجاشی به من گفت: امام پس از صاحب تو کیست؟ دوست دارم از او بپرسی تا بدانم. بر امام رضا علیه السلام وارد شدم و او را خبر دادم. فرمود: امام فرزند من است، در حالی که هنوز فرزندی نداشت. سپس فرمود: آیا کسی جرأت دارد بگوید «فرزند من» در حالی که فرزندی ندارد؟ هنوز ابو جعفر علیه السلام به دنیا نیامده بود. روزها نگذشت که او متولد شد.
  • نص ابن قیاما واسطی (که از واقفه بود):[۲۸] «دَخَلْتُ عَلَی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ أَ یَکُونُ إِمَامَانِ قَالَ لَا إِلَّا أَنْ یَکُونَ أَحَدُهُمَا صَامِتاً فَقُلْتُ لَهُ هُوَ ذَا أَنْتَ لَیْسَ لَکَ صَامِتٌ فَقَالَ لِی وَ اللَّهِ لَیَجْعَلَنَّ اللَّهُ مِنِّی مَا یُثْبِتُ بِهِ الْحَقَّ وَ أَهْلَهُ وَ یَمْحَقُ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَهْلَهُ وَ لَمْ یَکُنْ فِی الْوَقْتِ لَهُ وَلَدٌ فَوُلِدَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام بَعْدَ سَنَةٍ»؛ بر علی بن موسی وارد شدم و به او گفتم: آیا دو امام می‌شوند؟ فرمود: نه، مگر اینکه یکی از آن دو ساکت باشد. به او گفتم: این تو هستی که برای تو ساکتی نیست. پس به من فرمود: به خدا سوگند، خداوند از من چیزی قرار خواهد داد که حق و اهلش را با آن استوار کند و باطل و اهلش را با آن نابود سازد. در آن وقت فرزندی نداشت. پس از یک سال ابو جعفر علیه السلام برای او متولد شد.
  • نص حسن بن جهم:[۲۹] «کُنْتُ مَعَ أَبِی الْحَسَنِ علیه السلام جَالِساً فَدَعَا بِابْنِهِ وَ هُوَ صَغِیرٌ فَأَجْلَسَهُ فِی حَجْرِی وَ قَالَ لِی جَرِّدْهُ انْزِعْ قَمِیصَهُ فَنَزَعْتُهُ فَقَالَ لِیَ انْظُرْ بَیْنَ کَتِفَیْهِ فَنَظَرْتُ فَإِذَا فِی إِحْدَی کَتِفَیْهِ شِبْهُ الْخَاتَمِ دَاخِلَ اللَّحْمِ ثُمَّ قَالَ لِی أَ تَرَی هَذَا مِثْلُهُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ کَانَ مِنْ أَبِی علیه السلام»؛ با ابو الحسن علیه السلام نشسته بودم که فرزند خردسال خود را خواست و او را در دامن من نشاند و به من فرمود: او را برهنه کن، پیراهنش را بردار. پیراهنش را برداشتم. فرمود: میان دو کتفش بنگر. نگریستم، در یکی از کتف‌هایش چیزی شبیه خاتم درون گوشت بود. سپس به من فرمود: آیا این را می‌بینی؟ مانند آن در این مکان از پدرم علیه السلام بود.

مناظرات علمی

مناظره با یحیی بن اکثم

یکی از مهم‌ترین رویدادهای علمی دوران امام جواد علیه السلام، مناظره ایشان با یحیی بن اکثم (قاضی القضات زمان مأمون) است.[۳۰] این مناظره در جریان ازدواج ایشان با ام‌فضل (دختر مأمون) برگزار شد و نشان‌دهنده عظمت علمی و قدرت استدلال امام در سنین کودکی است.

شیخ مفید در الإرشاد به تفصیل این ماجرا را نقل کرده است. زمانی که مأمون تصمیم به ازدواج دخترش ام‌فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان به شدت اعتراض کردند و گفتند:[۳۱] «إِنَّ هَذَا الصَّبِیَّ وَ إِنْ رَاقَکَ مِنْهُ هَدْیُهُ فَإِنَّهُ صَبِیٌّ لَا مَعْرِفَةَ لَهُ وَ لَا فِقْهَ»؛ این کودک، هر چند رفتارش تو را خوش آید، کودکی است که نه معرفتی دارد و نه فقهی. مأمون در پاسخ گفت: «إِنَّ هَذَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ عِلْمُهُمْ مِنَ اللَّهِ وَ مَوَادِّهِ وَ إِلْهَامِهِ»؛ این از خاندانی است که علمشان از خداست و از فیض و الهام اوست. سپس پیشنهاد داد که ابو جعفر را امتحان کنند.

در روز مناظره، امام جواد علیه السلام با وجود سن کم (حدود نه سال) در جایگاه ویژه‌ای نشست و یحیی بن اکثم در برابر ایشان قرار گرفت. یحیی از امام سؤال کرد:[۳۲] «مَا تَقُولُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فِی مُحْرِمٍ قَتَلَ صَیْداً»؛ در مورد محرمی که صیدی را کشته است، چه می‌فرمایی؟ امام در پاسخ، با بیان چندین شرط، نشان دادند که پاسخ به این سؤال بدون در نظر گرفتن تمام جوانب ممکن نیست: «قَتَلَهُ فِی حِلٍّ أَوْ حَرَمٍ عَالِماً کَانَ الْمُحْرِمُ أَمْ جَاهِلًا قَتَلَهُ عَمْداً أَوْ خَطَأً حُرّاً کَانَ الْمُحْرِمُ أَمْ عَبْداً صَغِیراً کَانَ أَمْ کَبِیراً مُبْتَدِئاً بِالْقَتْلِ أَمْ مُعِیداً مِنْ ذَوَاتِ الطَّیْرِ کَانَ الصَّیْدُ أَمْ مِنْ غَیْرِهَا مِنْ صِغَارِ الصَّیْدِ کَانَ أَمْ کِبَارِهَا مُصِرّاً عَلَی مَا فَعَلَ أَوْ نَادِماً فِی اللَّیْلِ کَانَ قَتْلُهُ لِلصَّیْدِ أَمْ نَهَاراً مُحْرِماً کَانَ بِالْعُمْرَةِ إِذْ قَتَلَهُ أَوْ بِالْحَجِّ»؛ آن را در حل یا حرم کشته است؟ محرم عالم بوده یا جاهل؟ عمداً کشته یا خطا؟ محرم آزاد بوده یا بنده؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ اولین بار شکار کرده یا تکرار کرده؟ صید از پرندگان بوده یا غیر آن؟ از صیدهای کوچک بوده یا بزرگ؟ بر کار خود اصرار دارد یا پشیمان است؟ کشتن صید در شب بوده یا روز؟ محرم برای عمره بوده یا برای حج؟

یحیی بن اکثم از شنیدن این شروط متحیر شد و نتوانست پاسخی دهد. سپس مأمون از امام خواست که پاسخ تفصیلی سؤال را بیان فرمایند. امام نیز با دقت کامل، احکام مختلف قتل صید در حال احرام را بر اساس شرایط گوناگون بیان کردند.

سپس خود امام از یحیی سؤالی کردند که او نیز نتوانست پاسخ دهد: «خَبِّرْنِی عَنْ رَجُلٍ نَظَرَ إِلَی امْرَأَةٍ فِی أَوَّلِ النَّهَارِ فَکَانَ نَظَرُهُ إِلَیْهَا حَرَاماً عَلَیْهِ فَلَمَّا ارْتَفَعَ النَّهَارُ حَلَّتْ لَهُ فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْسُ حَرُمَتْ عَلَیْهِ فَلَمَّا کَانَ وَقْتُ الْعَصْرِ حَلَّتْ لَهُ فَلَمَّا غَرَبَتِ الشَّمْسُ حَرُمَتْ عَلَیْهِ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَیْهِ وَقْتُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ حَلَّتْ لَهُ فَلَمَّا کَانَ انْتِصَافُ اللَّیْلِ حَرُمَتْ عَلَیْهِ فَلَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ حَلَّتْ لَهُ مَا حَالُ هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ بِمَا ذَا حَلَّتْ لَهُ وَ حَرُمَتْ عَلَیْهِ»؛ درباره مردی به من خبر ده که در اول روز به زنی نگاه کرد و نگاهش به او حرام بود، چون روز بالا آمد برای او حلال شد، چون خورشید زوال یافت بر او حرام شد، چون وقت عصر فرا رسید برای او حلال شد، چون خورشید غروب کرد بر او حرام شد، چون وقت نماز عشا فرا رسید برای او حلال شد، چون نیمه شب شد بر او حرام شد، چون فجر طلوع کرد برای او حلال شد. حال این زن چیست و به چه سبب بر او حلال و حرام شد؟

یحیی نتوانست پاسخ دهد. امام پاسخ دادند که این زن، کنیزی بود که در ابتدای روز برای مردی اجنبی بود، سپس او را خرید و برایش حلال شد، سپس آزاد کرد و حرام شد، سپس با او ازدواج کرد و حلال شد، سپس ظهار کرد و حرام شد، سپس کفاره داد و حلال شد، سپس یک طلاق داد و حرام شد، سپس رجوع کرد و حلال شد.

پس از این مناظره، مأمون به عباسیان گفت: «إِنَّ أَهْلَ هَذَا الْبَیْتِ خُصُّوا مِنَ الْخَلْقِ بِمَا تَرَوْنَ مِنَ الْفَضْلِ وَ إِنَّ صِغَرَ السِّنِّ فِیهِمْ لَا یَمْنَعُهُمْ مِنَ الْکَمَالِ»؛ همانا اهلبیت از میان مردم به آنچه از فضیلت می‌بینید، اختصاص یافته‌اند و خردسالی در میان آنان مانع کمال نمی‌شود) و سپس دستور ازدواج را صادر کرد.

مناظره با دیگران

علاوه بر مناظره با یحیی بن اکثم، مناظرات دیگری نیز از امام جواد علیه السلام نقل شده است. از جمله مناظره با احمد بن ابی داود (از قاضیان معتصم) و گفتگوهای ایشان با عبدالله بن موسی، ابوهاشم جعفری و عبدالعظیم حسنی.[۳۳]

معجزات و کرامات

احضار و انتقال مرد شامی

از معجزات شگفت‌انگیز امام جواد علیه السلام، داستان شخص شامی است که در الإرشاد نقل شده است. شیخ مفید به نقل از علی بن خالد می‌نویسد:[۳۴] شخصی از اهل شام که در محل نصب سر مبارک امام حسین علیه السلام به عبادت مشغول بود، در خواب یا بیداری شخصیتی را دید که او را در یک شب از شام به مسجد کوفه، سپس به مسجد النبی در مدینه و سپس به مکه و باز به شام بازگرداند. آن شخص خود را محمد بن علی بن موسی بن جعفر (امام جواد علیه السلام) معرفی کرد. هنگامی که این خبر به محمد بن عبدالملک زیات (والی) رسید، آن شخص را به زنجیر کشید و به عراق فرستاد و در زندان کرد. علی بن خالد برای او نامه‌ای به والی نوشت و از او درخواست آزادی کرد. والی در پشت نامه نوشت: «به کسی که تو را در یک شب از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و از مدینه به مکه و از مکه به شام بازگرداند، بگو تو را از این زندان خارج کند.» فردای آن روز، آن شخص از زندان ناپدید شد و کسی ندانست که به زمین فرورفت یا پرندگان او را ربودند.

علم به اسرار و اخبار غیبی

از دیگر معجزات امام جواد علیه السلام، علم ایشان به اسرار و اخبار غیبی است. در الإرشاد به نقل از ابوهاشم جعفری آمده است:[۳۵] «دَخَلْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام وَ مَعِی ثَلَاثُ رِقَاعٍ غَیْرُ مُعَنْوَنَةٍ وَ اشْتَبَهَتْ عَلَیَّ فَاغْتَمَمْتُ فَتَنَاوَلَ إِحْدَاهَا وَ قَالَ هَذِهِ رُقْعَةُ رَیَّانَ بْنِ شَبِیبٍ ثُمَّ تَنَاوَلَ الثَّانِیَةَ فَقَالَ هَذِهِ رُقْعَةُ فُلَانٍ فَبُهِتُّ أَنْظُرُ إِلَیْهِ فَتَبَسَّمَ وَ أَخَذَ الثَّالِثَةَ فَقَالَ هَذِهِ رُقْعَةُ فُلَانٍ»؛ بر ابو جعفر علیه السلام وارد شدم در حالی که سه نامه بدون نشانی با خود داشتم و برایم مشتبه شده بود و غمگین شدم. یکی از آنها را برداشت و فرمود: این نامه ریان بن شبیب است. سپس دومی را برداشت و فرمود: این نامه فلان است. متحیر شدم و به او نگاه کردم. تبسم کرد و سومی را برداشت و فرمود: این نامه فلان است.

همچنین نقل شده است که ابوهاشم جعفری به امام گفت که به خوردن گل (خاک) علاقه دارد. امام سکوت کرد و پس از چند روز به او فرمود:[۳۶] «قَدْ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْکَ أَکْلَ الطِّینِ»؛ یعنی خداوند خوردن خاک را از تو برطرف کرد. ابوهاشم می‌گوید: امروز هیچ چیزی برای من از آن (خاک) منفورتر نیست.

پیش‌بینی مرگ

در إعلام الوری، از امیه بن علی نقل شده است که به امام جواد علیه السلام گفت:[۳۷] «دَعَا یَوْماً الْجَارِیَةَ فَقَالَ قُولِی لَهُمْ یَتَهَیَّئُونَ لِلْمَأْتَمِ. فَلَمَّا تَفَرَّقُوا قَالُوا أَ لَا سَأَلْنَاهُ مَأْتَمِ مَنْ؟ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِکَ فَقَالُوا مَأْتَمِ مَنْ؟ قَالَ مَأْتَمُ خَیْرِ مَنْ عَلَی ظَهْرِهَا. فَأَتَانَا خَبَرُ أَبِی الْحَسَنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ بَعْدَ ذَلِکَ بِأَیَّامٍ فَإِذَا هُوَ قَدْ مَاتَ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ»؛ روزی کنیز را فراخواند و فرمود: به آنان بگو برای عزاداری آماده شوند. چون پراکنده شدند، گفتند: چرا از او نپرسیدیم که عزاداری برای کیست؟ فردا نیز چنین کرد. گفتند: عزاداری برای کیست؟ فرمود: عزاداری برای بهترین کسی که بر روی زمین است. پس از چند روز خبر شهادت ابو الحسن (امام رضا) علیه السلام به ما رسید و معلوم شد که در همان روز از دنیا رفته است.

همچنین نقل شده است که امام جواد علیه السلام به یکی از وکلای خود نوشت:[۳۸] «احْمِلُوا إِلَیَّ الْخُمُسَ فَإِنِّی لَسْتُ آخُذُهُ مِنْکُمْ سِوَی عَامِی هَذَا»؛ خمس را برای من بفرستید، زیرا من آن را از شما جز در امسال نمی‌گیرم. و در همان سال به شهادت رسید.

شفای تشنگی

در الإرشاد به نقل از محمد بن علی هاشمی آمده است:[۳۹] «دَخَلْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام صَبِیحَةَ عُرْسِهِ بِبِنْتِ الْمَأْمُونِ وَ کُنْتُ تَنَاوَلْتُ مِنَ اللَّیْلِ دَوَاءً فَأَوَّلُ مَنْ دَخَلَ عَلَیْهِ فِی صَبِیحَتِهِ أَنَا وَ قَدْ أَصَابَنِی الْعَطَشُ وَ کَرِهْتُ أَنْ أَدْعُوَ بِالْمَاءِ فَنَظَرَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فِی وَجْهِی وَ قَالَ أَرَاکَ عَطْشَانَ قُلْتُ أَجَلْ قَالَ یَا غُلَامٌ اسْقِنَا مَاءً فَقُلْتُ فِی نَفْسِی السَّاعَةَ یَأْتُونَهُ بِمَاءٍ مَسْمُومٍ وَ اغْتَمَمْتُ لِذَلِکَ فَأَقْبَلَ الْغُلَامُ وَ مَعَهُ الْمَاءُ فَتَبَسَّمَ فِی وَجْهِی ثُمَّ قَالَ یَا غُلَامُ نَاوِلْنِی الْمَاءَ فَتَنَاوَلَ الْمَاءَ فَشَرِبَ ثُمَّ نَاوَلَنِی فَشَرِبْتُ»؛ صبح روز عروسی ایشان با دختر مأمون بر ابو جعفر علیه السلام وارد شدم. شب قبل دارویی خورده بودم و تشنه شده بودم، اما نمی‌خواستم آب بخواهم. امام به چهره‌ام نگریست و فرمود: تشنه‌ات می‌بینم. گفتم: آری. فرمود: ای غلام، به ما آب بیاور. با خود گفتم: همین الآن برای او آب مسموم می‌آورند و غمگین شدم. غلام با آب آمد. امام تبسم کرد و فرمود: ای غلام، آب را به من بده. آب را گرفت و نوشید، سپس به من داد و من نوشیدم.

اخلاق و سیره عملی

علم و دانش

امام جواد علیه السلام از نظر علمی، برترین فرد زمان خود بودند. مناظره ایشان با یحیی بن اکثم در سنین کودکی، گواه روشنی بر این مدعاست. مأمون درباره ایشان می‌گوید:[۴۰] «إِنَّ هَذَا الْفَتَی مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ عِلْمُهُمْ مِنَ اللَّهِ وَ مَوَادِّهِ وَ إِلْهَامِهِ»؛ این جوان از خاندانی است که علمشان از خداست و از فیض و الهام اوست.

حلم و بردباری

امام جواد علیه السلام در برابر ناملایمات و بدرفتاری مردم، بسیار بردبار و حلیم بودند. نقل شده است که وقتی ام‌فضل (همسر ایشان) از رفتار امام نزد پدرش مأمون شکایت کرد، مأمون در پاسخ او نوشت:[۴۱] «یَا بُنَیَّةُ إِنَّا لَمْ نُزَوِّجْکِ أَبَا جَعْفَرٍ لِتُحَرِّمِی عَلَیْهِ حَلَالًا فَلَا تُعَاوِدِی لِذِکْرِ مَا ذَکَرْتِ بَعْدَهَا»؛ ای دخترم! ما ابو جعفر را به همسری تو درنیاوردیم که حلال را بر او حرام کنی. پس دیگر آنچه گفتی، تکرار مکن.

کرم و سخاوت

لقب «جواد» به معنای بخشنده، نشان‌دهنده سخاوت بی‌نهایت امام است.[۴۲] ایشان در بخشش و دستگیری از نیازمندان بسیار سخاوتمند بودند. نقل شده است که امام جواد علیه السلام در شب عروسی خود با دختر مأمون، هدایای بسیاری به مردم بخشیدند.[۴۳]

عبادت و زهد

امام جواد علیه السلام در عبادت و زهد نیز سرآمد بودند. ایشان با وجود سن کم، به عبادت و تهجد شبانه بسیار اهمیت می‌دادند و از زهد و پارسایی والایی برخوردار بودند.

ازدواج با ام‌فضل

یکی از رویدادهای مهم دوران امامت امام جواد علیه السلام، ازدواج ایشان با ام‌فضل (دختر مأمون) است.[۴۴] این ازدواج با مخالفت شدید عباسیان روبرو شد، اما مأمون با اصرار بر آن، در نهایت این ازدواج را انجام داد.

شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد که مأمون به دلیل فضل و علم و کمال عقل امام جواد علیه السلام، شیفته ایشان شد و تصمیم به ازدواج دخترش با ایشان گرفت:[۴۵] «وَ کَانَ الْمَأْمُونُ قَدْ شُعِفَ بِأَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام لِمَا رَأَی مِنْ فَضْلِهِ مَعَ صِغَرِ سِنِّهِ وَ بُلُوغِهِ فِی الْعِلْمِ وَ الْحِکْمَةِ وَ الْأَدَبِ وَ کَمَالِ الْعَقْلِ مَا لَمْ یُسَاوِهِ فِیهِ أَحَدٌ مِنْ مَشَایِخِ أَهْلِ الزَّمَانِ»؛ مأمون شیفته ابو جعفر علیه السلام شده بود به خاطر فضل او با وجود خردسالی و رسیدنش در علم و حکمت و ادب و کمال عقل به مرتبه‌ای که هیچ‌یک از پیران زمان با او برابری نمی‌کردند.

عباسیان در اعتراض به مأمون گفتند که این کودک (امام جواد) نه معرفتی دارد و نه فقهی. مأمون در پاسخ گفت که این از خاندانی است که علمشان از خداست و پیشنهاد امتحان ایشان را داد. پس از مناظره با یحیی بن اکثم که به برتری علمی امام انجامید، مأمون دستور ازدواج را صادر کرد.[۴۶]

مهر امام جواد علیه السلام برای ام‌فضل، به اندازه مهر جدّه بزرگوارشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (پانصد درهم) بود.[۴۷]

اصحاب و راویان

امام جواد علیه السلام با وجود سن کم و دوره کوتاه امامت، شاگردان و راویان بسیاری را تربیت کردند. شیخ طوسی در رجال خود، نام ۱۱۳ نفر از اصحاب و راویان آن حضرت را ذکر کرده است.[۴۸]

از جمله اصحاب و راویان برجسته امام جواد علیه السلام می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۴۹]

  1. عبدالعظیم حسنی: از اصحاب خاص امام جواد علیه السلام که مقدار قابل توجهی حدیث از آن حضرت نقل کرده است. او در ری سکنا گزید و به ترویج و اشاعه احادیث اهلبیت علیهم السلام همت گماشت. در اثر فعالیت‌های او، تشیع در ری رو به گسترش نهاد.
  2. داود بن قاسم (ابو هاشم جعفری): از خاندان جعفر بن ابی‌طالب و از برجسته‌ترین یاران امام جواد علیه السلام. او احادیث زیادی از امام نقل کرده و در کتب رجال از او به نیکی یاد شده است.
  3. علی بن مهزیار: در اصل از هندجان بود و پس از آمدن به اهواز، به اهوازی شهرت یافت. او از امام رضا و امام جواد علیهما السلام هر دو روایت نقل کرده و از نزدیکان امام جواد بوده است.
  4. احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی: از اصحاب اجماع که از خواص شیعیان امام رضا و امام جواد علیهما السلام بود. همه علما از او ستایش کرده‌اند.
  5. خیران الخادم: یکی از وکلای امام جواد علیه السلام.
  6. ابراهیم بن محمد همدانی: یکی از وکلای امام جواد علیه السلام.

شهادت و مدفن

سبب شهادت

امام جواد علیه السلام در سال ۲۲۰ هجری قمری به دستور معتصم عباسی و با زهر به شهادت رسیدند. شیخ مفید در الإرشاد درباره سبب شهادت می‌نویسد:[۵۰] «وَ قِیلَ إِنَّهُ مَضَی مَسْمُوماً وَ لَمْ یَثْبُتْ بِذَلِکَ عِنْدِی خَبَرٌ فَأَشْهَدُ بِهِ»؛ گفته شده که با زهر از دنیا رفت و خبری بر این امر نزد من ثابت نشده است تا بر آن گواهی دهم) اما بسیاری از منابع، شهادت ایشان را با زهر تأیید کرده‌اند.

بر اساس نقل مشهور، معتصم به ام‌فضل (همسر امام و دختر مأمون) که از امام جواد علیه السلام فرزندی نداشت و به دلیل توجه امام به همسر دیگرش (سمانه مغربیه) به ایشان حسادت می‌ورزید، پیشنهاد داد که به امام زهر دهد. ام‌فضل نیز این کار را انجام داد و زهر را در انگور یا اناری به امام خوراند.[۵۱]

سید محسن امین در أعیان الشیعة می‌نویسد:[۵۲] «قیل ان المعتصم جعل یعمل الحیلة فی قتل أبی جعفر علیه السلام و أشار علی ابنة المأمون زوجته بان تسمه لأنه وقف علی انحرافها عن أبی جعفر ع و شدة غیرتها علیه لتفضیله أم أبی الحسن ابنه علیها و لأنه لم یرزق منها ولدا فأجابته إلی ذلک و جعلت سما فی عنب رازقی و وضعته بین یدیه»؛ گفته شده که معتصم در قتل ابو جعفر علیه السلام حیله‌گری می‌کرد و به دختر مأمون (همسر امام) اشاره کرد که او را مسموم کند، زیرا از انحراف او نسبت به ابو جعفر علیه السلام و شدت حسادت او به خاطر ترجیح دادن مادر ابو الحسن (فرزندش) بر او و اینکه از او فرزندی نیافته بود، آگاه شد. او نیز این کار را پذیرفت و سم را در انگور رازقی گذاشت و در برابر او نهاد.

تاریخ شهادت

امام جواد علیه السلام در روز آخر ذی‌القعده (یا به قولی ۲۹ ذی‌القعده) سال ۲۲۰ هجری قمری، در سن بیست و پنج سالگی به شهادت رسیدند.[۵۳] طبرسی در إعلام الوری می‌نویسد:[۵۴] «قُبِضَ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِبَغْدَادَ فِی آخِرِ ذِی الْقَعْدَةِ سَنَةَ عِشْرِینَ وَ مِائَتَیْنِ، وَ لَهُ یَوْمَئِذٍ خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ سَنَةً»؛ در بغداد در آخر ذی‌القعده سال ۲۲۰ هجری از دنیا رفت و در آن هنگام بیست و پنج سال داشت.

محل دفن

پیکر مطهر امام جواد علیه السلام در مقابر قریش در بغداد، در کنار قبر جد بزرگوارشان امام موسی کاظم علیه السلام (در کاظمین) به خاک سپرده شد. شیخ مفید در الإرشاد می‌نویسد:[۵۵] «وَ دُفِنَ فِی مَقَابِرِ قُرَیْشٍ فِی ظَهْرِ جَدِّهِ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام»؛ در مقابر قریش در پشت سر جدش ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام دفن شد. طبرسی نیز می‌نویسد:[۵۶] «وَ دُفِنَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی مَقَابِرِ قُرَیْشٍ فِی ظَهْرِ جَدِّهِ مُوسَی عَلَیْهِ السَّلَامُ»؛ در مقابر قریش در پشت سر جدش موسی علیه السلام دفن شد.

امروزه این مکان، به حرم مطهر کاظمین در بغداد (عراق) تبدیل شده است که محل دفن دو امام بزرگوار (امام کاظم و امام جواد علیهما السلام) است و یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های شیعیان به‌شمار می‌رود.

حکمت‌ها و کلمات قصار

از امام جواد علیه السلام، کلمات قصار و حکمت‌آموز بسیاری نقل شده است. برخی از آنها عبارتند از:[۵۷]

  • «مَنْ وثِقَ بِاللَّهِ أَرَاهُ السُّرُورَ»؛ هر کس به خدا توکل کند، خداوند شادی را به او نشان می‌دهد.
  • «مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْهِ کَفَاهُ الْأُمُورَ»؛ هر کس بر خدا توکل کند، خداوند امور او را کفایت می‌کند.
  • «الثِّقَةُ بِاللَّهِ حِصْنٌ لَا یَتَحَصَّنُ فِیهِ إِلَّا مُؤْمِنٌ أَمِینٌ»؛ توکل بر خدا دژی است که جز مؤمن امین در آن پناه نمی‌گیرد.
  • «الدِّینُ عِزٌّ وَ الْعِلْمُ کَنْزٌ وَ الصَّمْتُ نُورٌ»؛ دین عزت است و علم گنج است و خاموشی نور است.
  • «مِنِ اسْتَفَادَ أَخاً فِی اللَّهِ فَقَدِ اسْتَفَادَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ»؛ هر کس برادری در راه خدا به دست آورد، خانه‌ای در بهشت به دست آورده است.

پانویس

  1. الإرشاد، المفید، ج2، ص273
  2. إعلام الوری، الطبرسی، ج2، ص91
  3. أعیان الشیعة، محسن الأمین، ج2، ص32
  4. کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۲
  5. الإرشاد، المفید، ج2، ص273
  6. إعلام الوری، ج2، ص91
  7. إعلام الوری، ج2، ص91
  8. أعیان الشیعة، ج2، ص32
  9. ابن‌شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۷۹
  10. إعلام الوری، ج2، ص91
  11. أعیان الشیعة، ج2، ص32
  12. الإرشاد، المفید، ج2، ص295
  13. أعیان الشیعة، ج2، ص33
  14. الإرشاد، المفید، ج2، ص273
  15. فرق الشیعة، نوبختی، ص۸۸؛ مناقب آل أبی‌طالب، ابن‌شهر آشوب، ج۴، ص۳۸۳
  16. فرق الشیعة، نوبختی، ص۷۷–۷۸؛ تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، جاسم، ص۷۸
  17. فرق الشیعة، نوبختی، ص۸۸
  18. الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۲۲
  19. الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۸۲
  20. الکافی، کلینی، ج۱، ص۳۸۳
  21. إعلام الوری، ج2، ص91
  22. پیشوایی، سیره پیشوایان، ص۵۳۰
  23. مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۸–۳۷
  24. الإرشاد، المفید، ج2، ص274-275
  25. الإرشاد، المفید، ج2، ص276
  26. الإرشاد، المفید، ج2، ص276
  27. الإرشاد، المفید، ج2، ص277
  28. الإرشاد، المفید، ج2، ص277-278
  29. الإرشاد، المفید، ج2، ص278
  30. مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۷۸
  31. الإرشاد، المفید، ج2، ص282
  32. الإرشاد، ج2، ص283
  33. إعلام الوری، ج2، ص96-100
  34. الإرشاد، المفید، ج2، ص289-291
  35. الإرشاد، المفید، ج2، ص293
  36. الإرشاد، المفید، ج2، ص294
  37. إعلام الوری، الطبرسی، ج2، ص100
  38. إعلام الوری، ج2، ص100
  39. الإرشاد، المفید، ج2، ص291-292
  40. الإرشاد، ج2، ص282
  41. الإرشاد، ج2، ص288
  42. قرشی، حیاة الامام محمد الجواد، ص۷۰–۷۱.
  43. الإرشاد، ج2، ص287-288
  44. بیهقی، تاریخ بیهقی، ص۴۶
  45. الإرشاد، ج2، ص281
  46. الإرشاد، ج2، ص281-285
  47. الإرشاد، ج2، ص284
  48. طوسی، رجال الطوسی، ص۳۷۳–۳۸۳
  49. حیات فکری و سیاسی ائمه، جعفریان، ص491
  50. الإرشاد، المفید، ج2، ص295
  51. أعیان الشیعة، ج2، ص36
  52. أعیان الشیعة، ج2، ص36
  53. الإرشاد، المفید، ج2، ص273
  54. إعلام الوری، ج2، ص91
  55. الإرشاد، المفید، ج2، ص295
  56. إعلام الوری، ج2، ص91
  57. أعیان الشیعة، ج2، ص35

منابع

  • الإرشاد، شیخ مفید (محمد بن محمد بن نعمان)، انتشارات کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ هجری قمری
  • إعلام الوری بأعلام الهدی، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات آل البیت، قم، ۱۴۱۷ هجری قمری
  • أعیان الشیعة، سید محسن امین عاملی، دار التعارف، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری
  • الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۷ هجری قمری
  • بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری
  • مناقب آل أبی طالب، ابن شهرآشوب (محمد بن علی)، انتشارات علامه، قم، ۱۳۷۹ هجری قمری
  • کشف الغمة فی معرفة الأئمة، علی بن عیسی اربلی، بنی هاشمی، تبریز، ۱۳۸۱ هجری قمری
  • الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، ابن صباغ مالکی، دار الهدی، قم، ۱۴۲۲ هجری قمری
  • إثبات الوصیة، علی بن حسین مسعودی، دار الکتب الإسلامیة، قم، ۱۴۲۵ هجری قمری
  • دلائل الإمامة، محمد بن جریر طبری (صغیر)، مؤسسة البعثة، قم، ۱۴۱۳ هجری قمری
  • روضة الواعظین، محمد بن حسن فتال نیشابوری، انتشارات رضی، قم، ۱۳۷۵ هجری شمسی
  • الخرائج و الجرائح، قطب راوندی (سعید بن هبة الله)، انتشارات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، قم، ۱۴۰۹ هجری قمری
  • منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۹ هجری شمسی
  • حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، انتشارات انصاریان، قم، ۱۳۸۱ هجری شمسی
  • رجال الطوسی، شیخ طوسی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۵ هجری قمری
  • بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ هجری قمری
  • الثاقب فی المناقب، ابن حمزه طوسی، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۱۱ هجری قمری
  • الاختصاص، شیخ مفید (محمد بن محمد بن نعمان)، انتشارات کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ هجری قمری
  • عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، ابن عنبه (احمد بن علی)، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ هجری قمری