سعید الدین فَرغانی
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | سعیدالدین محمد بن احمد الفرغانی |
| سرشناسی | عارف و شارح مکتب ابنعربی |
| تولد | ۶۲۹ هجری قمری، کاشانِ وادی فرغانهدر سمرغند |
| وفات | ۶۹۹ یا ۷۰۰ هجری قمری دمشق |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | صدرالدین قونوی، وابسته به سلسله سهروردیه |
| شاگردان | شماری از صوفیان مدرسه قونیه و شام |
| تحصیلات | علوم عرفانی و تصوف نظری در قونیه، مصر و شام |
| مذهب | صوفی سنی، پیرو مکتب ابنعربی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| علت شهرت | تألیف «مشارق الدراری» و «منتهی المدارک» |
سعیدالدین فرغانی (حدود ۶۳۰–۷۰۰ق) عارف و شارح برجسته مکتب ابنعربی، شاگرد ممتاز صدرالدین قونوی و در عین حال وابسته به سلسله سهروردیه بود که در قونیه و سپس مصر و شام به تکمیل علوم عرفانی پرداخت. مهمترین اثر او «مشارق الدراری» (شرح فارسی بر قصیده تائیه کبری ابن فارض) و ترجمه و تکمیل عربی آن با عنوان «منتهی المدارک» است. او با ساماندهی و تثبیت اصطلاحات عرفان نظری –از جمله دربارهٔ وحدت وجود و مراتب سفرهای چهارگانه– نقشی اساسی در تبدیل مکتب ابنعربی به یک دستگاه مفهومی دقیق ایفا کرد و آثار بعدی مانند «تمهید القواعد» و «مصباح الأنس» عمیقاً از دستگاه اصطلاحی او بهره بردند.
زندگینامه
سعیدالدین فرغانی، از برجستهترین شاگردان صدرالدین قونوی، شارح بزرگ تائیه کبری ابن فارض است که اثر اصلی او «مشارق الدراری» تقریرات درسهای قونوی بر این قصیده، نخست به فارسی و سپس با افزودههای مهمی به عربی (با عنوان «منتهی المدارک») است. تسلط فرغانی بر زبان فارسی چنان بود که دشوارترین مباحث تائیه را با نثری رسا و منظم توضیح داد و به درخواست استاد خود مقدمهای عربی بر آن نوشت که یک دوره نسبتاً کامل از عرفان نظری با طرح دقیق سلسله تجلیات را دربردارد؛ چنانکه جامی تصریح کرده هیچکس مبانی تحقیق عرفان را به استحکام و انسجام مقدمه فرغانی تقریر نکرده است.[۱]
قونوی در حلقه درس خود در قونیه، قصیده «نظم السلوک» (تائیه کبری) ابن فارض را به فارسی برای گروهی از علما و طالبان تصوف تدریس میکرد و مجلس را غالباً با خواندن بیتی از این قصیده ختم مینمود، سپس بر همان بیت به زبان «عجمی» معانی لدنّی و نکات تازه میگفت؛ بهگونهای که جز اصحاب ذوق کسی تاب درک آن نداشت و گاهی فردای همان روز بر همان بیت معنایی دیگر، دقیقتر و غریبتر اظهار میکرد.[۲]
فرغانی در تاریخ تصوف، تنها بهخاطر پیوند با مکتب ابن عربی اهمیت ندارد، بلکه از این جهت نیز مهم است که در عین شاگردی قونوی، به سلسله سهروردیه و بهویژه به شیخ شهابالدین عمر سهروردی صاحب «عوارف المعارف» (م ۶۳۲ق) نیز منسوب است و خود را از حیث صحبت، وابسته به این سلسله میشمارد.[۳] این پیوند، نمونهای روشن از آن است که چگونه طریقتهای مختلف صوفی، به سبب قوت نظری و غنای فکری مکتب ابن عربی، در سطح اندیشه به این مکتب ملحق شدند و آن را بهعنوان دستگاه اصلی عرفان نظری پذیرفتند.[۴]
«مشارق الدراری» مهمترین اثر فرغانی و تقریر فارسی درس قونوی بر تائیه ابن فارض است که مقدمه آن –بهویژه در نسخه عربیِ توسعهیافته با عنوان «منتهی المدارک» – در حکم یک دوره منظم عرفان نظری تلقی میشود و در آن، مراتب تجلی و ساختار هستیشناسی وحدت وجودی با دقتی مثالزدنی سامان یافته، تا جاییکه در خود آثار قونوی نیز کمتر نمونهای با این میزان انسجام میتوان یافت.[۵] جامی نیز در «نفحات الانس» تصریح کرده است که هیچکس «مسائل علم حقیقت» را به اندازه فرغانی در دیباچه شرح تائیه فارضیه «چنان مضبوط و مربوط» طرح نکرده است.[۶] این تبیین عقلانی و منسجم از عرفان نظری، همراه با دقت در کاربرد واژگان، یکی از عوامل اصلی فراهم شدن زمینه گفتوگوی عمیقتر میان عرفان و فلسفه در دورههای بعد بهشمار میآید.[۷]
روایت حدیث غدیر[۸]
یکی از علما و بزرگان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده سعیدالدین فَرغانی (م ۶۸۹ ق) است.[۹] فَرغانی حدیث غدیر را در شرح تائیّه ابن فارض آورده، که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.[۱۰]
پانویس
- ↑ جامی، نفحات الانس، چاپ سنگی قدیم، ص۵۵۸
- ↑ قونوی، مقدمه مشارق الدراری، نسخه چاپی، ص۲–۵
- ↑ فرغانی، مقدمه مشارق الدراری، ص۱۰–۱۲
- ↑ یزدانپناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ص۳۴–۶۰
- ↑ فرغانی، منتهی المدارک، مقدمه، ص۳–۴۰
- ↑ جامی، نفحات الانس، ص۵۵۸
- ↑ یزدانپناه، فروغ معرفت، ص۸۰–۸۲؛ امینینژاد، آشنایی با مجموعه عرفان اسلامی، ص۱۷۶–۲۲۸
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۲۷۴.
- ↑ دانشنامه غدیر، ج ۱۱، ص ۳۰۰.
- ↑ برای شرح حال فرغانی ر.ک. العِبَر فی خبر من غَبَر: حوادث سال ۶۸۹. نفحات الانس: ص ۵۵۹.