عبدالرحمن بن محمد بن خلدون
ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون (۷۳۲-۸۰۸ ق)، مورخ، جامعهشناس قرن هشتم و نهم هجری، با اثرخود «العبر و دیوان المبتدا و الخبر» و بهویژه «مقدمه» آن، به عنوان پیشگام علم تاریخنگاری انتقادی و جامعهشناسی (علم العمران) شناخته میشود. اندیشههای خلدونی، حاصل تلفیق تجربیات عملی او در مناصب سیاسی و قضایی در مغرب اسلامی و مصر، با دانش عمیق فلسفی و تاریخی است. دیدگاههای مذهبی و تاریخی او در مواردی (مانند تحلیل واقعه عاشورا و نقد تشیع) محل مناقشه و گاه فاقد انصاف است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | عبدالرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمی |
| سرشناسی | تاریخنگار، جامعهشناس، فیلسوف تاریخ و سیاستمدار |
| تولد | ۱ رمضان ۷۳۲ قمری، تونس |
| وفات | ۲۵ رمضان ۸۰۸ قمری، قاهره، مصر |
| محل دفن | قاهره، مصر |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | محمد بن ابراهیم آبلی، عبدالمهیمن حضرمی |
| تحصیلات | فقه مالکی، فلسفه، تاریخ، کلام |
| مذهب | اهل سنت، مالکی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | تاریخ، جامعهشناسی (علم العمران)، اقتصاد، فلسفه تاریخ |
| علت شهرت | نگارش «العبر» و بنیانگذاری علم تاریخنگاری انتقادی و جامعهشناسی |
زندگینامه
ابن خلدون در اول رمضان ۷۳۲ ق در تونس زاده شد. نسب او به صحابی پیامبر صلی الله علیه وآله، وائل بن حجر حضرمی میرسد.[۱] زندگی او آکنده از فعالیتهای سیاسی و دیوانی در دربارهای تونس، فاس، غرناطه و مصر بود. او بارها به مقام وزارت و «قاضی القضاتی» در مذهب مالکی رسید، اما همزمان به دلیل دسیسههای درباری، مدتی نیز در قلعه ابن سلامه در الجزایر زندانی شد. این زندان، فرصت تأمل و آغاز نگارش کتاب «العبر» را فراهم کرد. پس از آزادی، در ۷۸۴ ق به قاهره مهاجرت نمود و به تدریس در الازهر و منصب قضاوت دست یافت. دیدار او با تیمور گورکانی در دمشق (۸۰۳ ق) از نقاط عطف زندگی سیاسیاش است. وی سرانجام در رمضان ۸۰۸ ق در قاهره درگذشت.[۲]
اساتید
وی دانشهای مقدماتی را نزد پدر و علمای تونس فراگرفت. از استادان تأثیرگذار او میتوان به این افراد اشاره کرد:
- محمد بن ابراهیم آبلی (درگذشته ۷۵۷ ق): که نقش کلیدی در گرایش او به فلسفه و منطق ایفا کرد.
- ابومحمد عبدالمهیمن حضرمی: در علوم نقلی (حدیث، نحو).
- قاضی ابن عبدالسلام: در فقه مالکی.
تألیفات
از جمله آثار ابن خلدون می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- «العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر...» (تاریخ ابن خلدون): این اثر هفت جلدی، مشتمل بر «المقدمه» (جلد اول) و تاریخ عمومی جهان است. شهرت اصلی او مدیون «المقدمه» است که در آن به طرح «علم العمران» میپردازد.
- «لباب المحصل فی اصول الدین»: تلخیص و نقدی است بر کتاب «محصل افکار المتقدمین و المتأخرین» فخرالدین رازی، که نشان از تبحر کلامی او دارد.
اندیشههای ابن خلدون
علم العمران
ابن خلدون در مقدمه، از ضرورت تأسیس علمی جدید به نام «علم العمران البشری» یا جامعهشناسی سخن میگوید. به زعم او، تاریخ تنها نقل رویدادها نیست، بلکه باید به کشف قوانین حاکم بر حیات اجتماعی و سیاسی جوامع بپردازد.[۳]
نظریه «عصبیت»
مهمترین مفهوم تحلیلی او «عصبیت» است؛ یعنی حس همبستگی و انسجام گروهی مبتنی بر پیوندهای خونی، ایدئولوژیک یا مصلحتی. به نظر وی، هر دولت پنج مرحله را طی میکند: پیروزی، استبداد، فراغت و رفاه، مرحله رضایت و خرسندی، و سرانجام اسراف و تباهی، این چرخه، ماهیتی قهری و تکرارشونده در تاریخ دارد.[۴]
روش تاریخنگاری
او برای اولین بار در سنت اسلامی، اصولی برای نقد تاریخی منابع طرح کرد، از جمله بررسی انگیزههای راوی، تطبیق گزارش با واقعیتهای شناخته شده و توجه به امکان وقوع رویدادها.
نقدها و تناقضات فکری
با وجود نوآوریهای روشمند، برخی تحلیلهای تاریخی او محل نقد است. به عنوان مثال، در تحلیل واقعه عاشورا، رویکردی کاملاً «اجتهادمحور» دارد و بدون قضاوت اخلاقی، هم اقدام امام حسین علیه السلام و هم عمل یزید را ناشی از اجتهاد شخصی میداند.[۵] همچنین، دیدگاههای او درباره تشیع (از جمله انکار نصوص امامت امام علی علیه السلام) اغلب یکسویه و غیرمنصفانه است و بر منابع مورد قبول اهل سنت استوار است.[۶]
روايت حديث غدير[۷]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حديث غدير را نقل كرده عبدالرحمن بن محمد، ابن خلدون، ولى الدين (ت ۷۳۲ - م ۸۰۸ ق) است. ابن خلدون در مقدمه تاريخش در بيان «نصّ امامت نزد اماميه»، حدیث غدیر را به عنوان نصّ جلىّ آورده، و البته پس از آن به مناقشه در مفاد حديث پرداخته است.[۸] سخاوى[۹]: علم او و نيز قرائات هفتگانه و ادبيات و كتابت و خط وى را ستوده است.
پانویس
- ↑ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۶۰
- ↑ زرکلی، الأعلام، ج۳، ص۳۳۰
- ↑ مدرسی چهاردهی، «فلسفه تاریخ و اجتماع پیش از ابن خلدون»، ماهنامه وحید، ۱۳۴۳، ص۱۹
- ↑ فراهانی و قربانپور، «نقش عصبیت در تاریخ از دیدگاه ابن خلدون»، قبسات، زمستان ۱۳۸۵، ص۱۵۱
- ↑ خاتمی، «نقل عاشورا»، مجله اطلاعرسانی و کتابداری، دی ۱۳۸۸
- ↑ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۲۴۶
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۸۲.
- ↑ المقدمة: ص ۱۳۸.
- ↑ الضوء اللاّمع: ج ۴ ص ۱۴۵.