عبدالملک بن ابی‌عثمان نیشابوری

ابوسعد عبدالملک بن محمد بن ابراهیم خرگوشی نیشابوری (درگذشت ۴۰۶/۴۰۷ ق)، از عالمان، محدثان و صوفیان شافعی مذهب در قرن چهارم هجری قمری است. وی با تألیف آثاری در حدیث، سیره نبوی و تصوف، و نیز با ایفای نقش فعال در عرصه اجتماعی از جمله تأسیس نخستین بیمارستان عمومی و ارائه خدمات گسترده در قحطی بزرگ نیشابور، چهره‌ای در تاریخ علم و فرهنگ بر جای گذاشت.

عبدالملک خرگوشی نیشابوری
اطلاعات فردی
نام کاملعبدالملک بن محمد بن ابراهیم خرگوشی نیشابوری
سرشناسیعالم، محدث، صوفی، واعظ و بنیان‌گذار نخستین بیمارستان عمومی نیشابور
تولد(احتمالاً بین ۳۲۱ تا ۳۳۰ قمری) نیشابور
وفات۴۰۶ یا ۴۰۷ قمری، نیشابور
محل دفنخانقاه شخصی در کوی خرگوش، نیشابور
خویشان سرشناسپدرش ابوعثمان محمد (از زاهدان و عالمان نیشابور)
اطلاعات علمی
استادانپدرش ابوعثمان محمد، ابوعلی محمد بن عبدالوهاب، دارقطنی (در بغداد)، و محدثان حجاز، شام و مصر
تحصیلاتعلوم حدیث، فقه، تصوف
مذهباهل سنت، شافعی (اشعری)
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتعظ و ارشاد، خدمات اجتماعی و درمانی
علت شهرتتأسیس اولین بیمارستان عمومی در نیشابور

زندگینامه[۱]

نیشابور در قرن چهارم هجری، به عنوان «دارالسنه و العوالی»، یکی از کانون‌های اصلی تولید و انتقال علم در تمدن اسلامی بود. در میان چهره‌های متعدد این عصر، ابوسعد خرگوشی موقعیتی ویژه دارد؛ چرا که فعالیت او تنها به حجره‌های درس و مجالس وعظ محدود نماند، بلکه در قالب اقدامات عمرانی و اجتماعی نوآورانه‌ای همچون تأسیس بیمارستان عمومی تبلور یافت. با وجود این، اطلاعات زندگینامه‌ای درباره وی پراکنده است.

  • کنیه اصلی وی ابوسعد (و نه ابوسعید) ذکر شده است. نسبت «خرگوشی» به محله یا کوی «خرگوش» در نیشابور اشاره دارد که خانقاه و مدفن وی نیز در آنجا قرار داشت. پدرش، ابوعثمان محمد بن ابراهیم، خود از زاهدان و عالمان صوفی‌مسلک نیشابور بود و خرگوشی با تعبیر «الزاهد بن الزاهد» توصیف شده است.[۲]
  • تاریخ دقیق تولد وی نامعلوم است، اما با توجه به اینکه وی از حاکم نیشابوری (متولد ۳۲۱ ق) کوچک‌تر بوده، می‌توان تولد او را در فاصله سال‌های ۳۲۱ تا ۳۳۰ قمری تخمین زد.[۳]
  • منابع در تاریخ وفات وی اختلاف دارند: جمادی‌الاولی ۴۰۶ ق (به نقل خطیب بغدادی از ابوصالح نیشابوری) یا ۴۰۷ ق. وی در خانقاه خود در کوی خرگوش به خاک سپرده شد و قاضی ابوعمر بسطامی، از علمای شافعی، بر وی نماز گزارد.[۴]

اساتید و سفرهای علمی

خرگوشی دانش خود را نخست در نیشابور و نزد عالمان آن دیار فراگرفت. سپس سفرهای علمی گسترده‌ای را در دهه ۳۷۰ قمری آغاز کرد که سال‌ها به طول انجامید:

  • حجاز: سال‌ها در مکه و مدینه مجاور بود و از محدثانی چون ابوعمر بستی (در ۳۷۶ ق) و ابوالفضل جعفر بن فضل (ابن حنزابه) سماع حدیث کرد.
  • عراق: در بغداد در مجالس املای محدث نامدار، ابوالحسن دارقطنی (درگذشت ۳۸۵ ق) حضور یافت و از وی روایت کرد. همچنین از ابوالقاسم تنوخی نیز بهره برد.
  • شام و مصر: به مناطق شام (مانند صیدا)، فلسطین و مصر سفر کرد و از محدثان آن سرزمین‌ها حدیث شنید.[۵] این سفرها نشان‌دهنده پی‌جویی وی در دانش حدیث و گسترش شبکه علمی اوست.

جایگاه راوی

  • خرگوشی از علما شافعی مذهب بود و در باورهای کلامی، پیرو مکتب اشعری به شمار می‌آمد. ابن عساکر نام او را در زمره اعیان پیروان امام اشعری آورده است.[۶]
  • وی به جریان تصوف متشرع خراسان تعلق داشت که بر پایه التزام به سنت و شریعت استوار بود و هم‌طراز با تصوف امام قشیری قرار می‌گرفت. وی هم به ارشاد و وعظ می‌پرداخت و هم به زهد و پارسایی مشهور بود.
  • فعالیت‌های اجتماعی و عمرانی: نقطه تمایز خرگوشی، توجه عملی او به خدمت اجتماعی بود:
    • او را بانی نخستین بیمارستان عمومی در نیشابور دانسته‌اند که در آن، اصحابش به پرستاری از بیماران می‌پرداختند.
    • در قحطی سخت سال ۴۰۱ ق، اقدام به انتقال بیماران به بیمارستان، تیمارداری، تکفین و تدفین مردگان کرد.
    • وی خانقاه، مدرسه و کتابخانه‌ای نیز در کوی خرگوش بنیان نهاد که سال‌ها پس از وی، عالمانی چون حافظ ابوحازم عبدوی و ابن منجویه در آن به تدریس اشتغال داشتند.

تألیفات

از وی آثاری در حوزه‌های مختلف بر جای مانده که برخی عبارتند از:

  • «شرف النبی صلی الله علیه وآله» یا «تهذیب الشرف»: از مشهورترین آثار وی، مشتمل بر فضائل و خصائص نبوی.
  • «البشارة و النذارة» یا «دلائل النبوة».
  • «الامالی» یا «املاء ابوسعد الخرگوشی»: حاصل مجالس املای حدیثی وی.
  • «رسالة فی علم الصوفیه» یا «الرسالة الخرگوشیه»: در بیان مصطلحات و احوال صوفیه.
  • «التعویذات النبویة».

روايت حديث غدير[۷]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عبدالملک بن ابى ‏عثمان نيشابورى، ابوسعد خرگوشى است.[۸] در كتاب «بحار الانوار» از كتاب «المناقب» ابن‏ شهرآشوب حديث غدير را از خرگوشى در كتاب «شرف المصطفى ‏صلى الله عليه و آله» نقل كرده است.[۹] ذهبى: او ثقه و واعظ و مؤلف كتاب «الزهد» و «دلائل النبوة» و كتاب ‏هاى ديگر بوده است. حاکم بسيار او را ستوده است.

پانویس

  1. تاریخ الإسلام، ج 28، ص 161
  2. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور
  3. تاریخ الإسلام، ج 28، ص 161
  4. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد
  5. سمعانی، الانساب؛ ابن عساکر، تبیین کذب المفتری
  6. ابن عساکر، تبیین کذب المفتری
  7. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۵۸.
  8. دانشنامه غدیر،ج ۱۵،ص ۸.
  9. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۵۹. المناقب: ج ۳ ص ۳۵.