عبدالملک بن محمد ثعالبی (ابومنصور، نیشابوری)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابومنصور عبدالملک بن محمد بن اسماعیل ثعالبی نیشابوری |
| سرشناسی | ادیب، شاعر، لغوی و کاتب نامدار ایرانی سدههای چهارم و پنجم هجری |
| تولد | ۳۵۰ هجری قمری، نیشابور |
| وفات | ۴۲۹ هجری قمری (به روایتی ۴۳۰ ق)، نیشابور |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ابوبکر محمد بن عباس خوارزمی |
| شاگردان | نورالدین ابوالحسن علی بن حسن باخرزی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی |
| تحصیلات | تحصیل ادب و علوم در نیشابور نزد دانشمندان عصر |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | ادبیات عربی، لغت، بلاغت، تاریخ، تمدن، شرححالنویسی |
| علت شهرت | تألیف «یتیمة الدهر»، «ثمار القلوب»، «فقه اللغة»، «لطائف المعارف» و دهها اثر دیگر |
ابومنصور عبدالملک بن محمد ثعالبی (درگذشته ۴۲۹ ه.ق)، ادیب، شاعر و لغوی ایرانی سده چهارم و پنجم هجری بود. شهرت او بیشتر به دلیل تألیف آثاری مانند «یتیمة الدهر» (در شرح حال شاعران) و کتابهای ادبی و لغوی چون «ثمار القلوب» و «فقه اللغة» است.
زندگینامه
ابومنصور عبدالملک بن محمد ثعالبی نیشابوری، ادیب، شاعر، لغوی و کاتب برجسته ایرانی، در سال ۳۵۰ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود. کنیهاش «ابومنصور» و شهرت «ثعالبی» از پیشهٔ جدش، ابوعلی ثعالبی، در پوستبرداری و دوخت پوستین از پوست روباه گرفته شده است.[۱]
اطلاعات دقیقی از دوران کودکی و تحصیلات اولیه ثعالبی در دست نیست، اما مسلم است که وی نزد دانشمند مشهور، ابوبکر محمد بن عباس خوارزمی (متوفی ۳۸۳ ق) ادب آموخت و خود نیز مدتی به تدریس اشتغال داشت.[۲] وی سپس به حرفه کتابت و دبیری روی آورد و تا پایان عمر به تألیف آثار ادبی پرداخت.[۳] از جمله شاگردان نامدار او میتوان به نورالدین ابوالحسن علی بن حسن باخرزی و ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی اشاره کرد.[۴]
ثعالبی تمام عمر خود را در مشرق جهان اسلام گذراند. زادگاهش نیشابور در آن عصر از رقبای فرهنگی مهم بغداد به شمار میرفت. آشنایی او با خاندان ادبپرور «آل میکال» در نیشابور، به ویژه همنشینی با امیر ادیب ابوالفضل عبیداللّه بن احمد میکالی (متوفی ۴۳۶ ق)، دریایی از دانش و آشنایی با بزرگان عصر را برایش به ارمغان آورد. ثعالبی از کتابخانه غنی میکالی بهره فراوان برد و گنجینهای از نظم و نثر عربی را گردآوری کرد.[۵]
وی در سال ۳۸۲ ق به بخارا سفر کرد و با ادیبانی چون بدیعالزمان همدانی (متوفی ۳۹۸ ق) آشنا شد.[۶] شهرت عمده ثعالبی پس از تألیف کتاب «یتیمة الدهر فی محاسن اهل العصر» (که تراجم احوال شاعران عصرش بود) حاصل شد و همین شهرت، کلید راهیابی او به دربار حاکمان و سلاطین گشت.[۷]
او به دربارهای متعددی راه یافت و آثارش را به ایشان اهدا کرد:
- دربار قابوس بن وشمگیر در گرگان: کتابهای «المبهج» و «التمثیل و المحاضرة» را به وی هدیه کرد.[۸]
- دربار امیر نیشابور (ابوالمظفر نصر بن سبکتگین): کتابهای «اجناس التجنیس» و «الاقتباس» را به نام او کرد و «سحرالبلاغة» را به سپهسالارش اهدا نمود.[۹]
- دربار خوارزمشاهیان (ابوالعباس مأمون بن مأمون): در پی قحطی خراسان (۴۰۱ ق) به خوارزم رفت و آثاری چون «آداب الملوک»، «اللطائف و الظرائف» و «نثر النظم» را تألیف کرد.[۱۰]
- دربار سلطان محمود غزنوی: کتاب «لطائف المعارف» را برای او نوشت.[۱۱]
- بازگشت به نیشابور: پس از شصت سالگی به نیشابور بازگشت و مورد تکریم قرار گرفت. در این دوران آثاری مانند «ثمار القلوب»، «فقه اللغة» و «سرّ العربیة» را تألیف و به دوستش میکالی اهدا کرد.[۱۲] همچنین در سالهای پایانی، کتابهایی چون «خاص الخاص» و «تتمة الیتیمة» (ذیل یتیمة الدهر) را نوشت.[۱۳]
ثعالبی در سال ۴۲۹ ق (و به قولی ۴۳۰ ق) در نیشابور درگذشت.[۱۴]
تألیفات
ثعالبی نویسندهای پرکار بود که دهها اثر در زمینههای لغت، بلاغت، تاریخ، تمدن و به ویژه گردآوری گزیدههای ادبی و شرح حال نویسی از خود به جای گذاشت.[۱۵] تعداد آثار منسوب به او را تا ۱۲۵ عنوان برشمردهاند. مهمترین اثرش «یتیمة الدهر» است که به عنوان الگویی برای شرححالنویسی شاعران پس از او مورد استفاده قرار گرفت. آثار او را میتوان به گروههای زیر تقسیم کرد:
- «یتیمة الدهر»
- «تتمّة الیتیمه
- «احسن ما سمعت»
- «خاص الخاص»
- «کنزالکتّاب»
- «لطائف المعارف»
- «الفرائد و القلائد»
- «المبهج»
- «اللطائف الظرائف»
- «غرر البلاغة»
- «التمثیل و المحاضرة»
- «أحاسن کلم النبی»
- «حلیة المحاضرة»
- «سرّ الأدب فی مجاری علوم العرب»
- «سحر البلاغة»
- «ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب»
- «مرآة المروآت»
- «برد الاکباد فی الأعداد»
روايت حديث غدير[۱۶]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده عبدالملک بن محمد ثعالبى نيشابورى، ابومنصور (م ۴۲۹ ق) است.[۱۷] ابومنصور ثعالبى صاحب «يتيمة الدهر» در كتاب ديگرش «ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب» حديث غدير را نقل كرده و اشاره به عيد غدير دارد.[۱۸] ابن کثیر و يافعى[۱۹]: او را توثيق كرده و در علم ادبیات و تاریخ بسيار ستوده اند.
پانویس
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، ج۱، ص۴۷؛ ابن خلّکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۱۸۰؛ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۲۲-۲۳
- ↑ دائرةالمعارف اسلام، چاپ دوم، ذیل ماده؛ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۵۹-۶۲
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، مقدمه عطیه، ص۵-۱۲
- ↑ عبدالرحیم بن احمد عباسی، معاهد التنصیص، ج۳، ص۲۶۶؛ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۶۴
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، مقدمه عطیه، ص۶
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، یتیمة الدهر، ج۴، ص۲۹۳
- ↑ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۳۰-۳۲؛ عبدالملک بن محمد ثعالبی، کتاب التوفیق للتلفیق، مقدمه ناجی و زاهد، ص۱۱-۱۲
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، التمثیل و المحاضره، ج۱، ص۴-۵؛ عبدالسلام محمد هارون، «دراسة نقدیة حول تحقیق کتاب التمثیل و المحاضرة»، ص۶۰۴
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، کتاب التوفیق للتلفیق، مقدمه ناجی و زاهد، ص۱۳؛ عبدالملک بن محمد ثعالبی، سحرالبلاغة، ج۱، ص۶
- ↑ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۳۹-۴۰؛ دائرةالمعارف اسلام، چاپ اول، ذیل «الثعالبی»
- ↑ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۴۰-۴۱
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغة، ج۱، ص۱۱ و ۲۰-۲۱؛ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۴۳-۴۵
- ↑ محمود عبداللّه جادر، الثعالبی ناقداً و ادیباً، ج۱، ص۴۵-۴۷؛ عبدالملک بن محمد ثعالبی، تتمّة الیتیمه، ج۱، ص۱
- ↑ ابن خلّکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۱۸۰؛ ذهبی، العبر، ج۳، ص۱۷۴؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۹، ص۱۹۴
- ↑ عبدالملک بن محمد ثعالبی، آداب الملوک، مقدمه عطیه، ص۱۴
- ↑ چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۶۴.
- ↑ دانشنامه غدیر،ج ۱۵،ص ۸.
- ↑ ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب: ص ۵۱۱ .
- ↑ تاريخ ابن كثير: ج ۱۲ ص ۴۴، حوادث سال ۴۲۹. مرآة الجنان: حوادث سال ۴۲۹. ابن خلّكان نيز ثعالبى و آثارش را ستوده است: وفيات الاعيان: ج ۱ ص ۳۱۵.