مجدالدین ابناثیر
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوالسعادات مجدالدین مبارک بن محمد شیبانی موصلی |
| سرشناسی | رجالی • مفسر • محدث • فقیه شافعی |
| تولد | ۵۴۴ق |
| وفات | ۶۰۶ق |
| نحوه درگذشت | ابتلا به فلج در سالهای پایانی عمر |
| خویشان سرشناس | عزّالدین ابناثیر (برادر)، ضیاءالدین ابناثیر (برادر) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | ناصحالدین ابومحمد سعید بن دهّان بغدادی • ابوبکر یحیی بن سعدون مغربی قرطبی |
| شاگردان | تاجالدین عبدالمحسن بن محمد حامض • فخرالدین بخاری |
| تحصیلات | علوم ادبی و دینی |
| مذهب | شافعی |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | رجال • تفسیر • حدیث • فقه |
| علت شهرت | تألیف کتابهایی از جمله جامع الاصول من احادیث الرسول • النهایة فی غریب الحدیث |
مَجْدُالدّین اِبْناَثیر (درگذشت: ۶۰۶ق) یکی از عالمان اهل سنت دانسته شده که حدیث غدیر را نقل کرده است. او در کتاب خود، جامع الاصول من احادیث الرسول، این حدیث را نقل کرده است. مجدالدین ابناثیر از محدثان مورد اعتماد بهشمار رفته است؛ آنچنان که عبدالله بن اسعد یافعی (درگذشت: ۷۶۸ق)، مورخ، او را بسیار ستوده است.
مجدالدین ابناثیر از عالمان برجسته سده ششم هجری و برادر عزالدین ابناثیر و ضیاءالدین ابناثیر بود که پس از مهاجرت به موصل، در دستگاه اتابکان زنگی به مناصب عالی دیوانی و مشاورت دست یافت و جایگاه سیاسی ـ اداری مهمی کسب کرد. وی در سالهای پایانی عمر به سبب فلج خانهنشین شد و با وقف دارایی خود به فعالیتهای علمی پرداخت؛ با وجود شهرت علمی گسترده، تصریح به وثاقت رجالی او اندک است، هرچند برخی منابع او را از ثقات دانستهاند.
مهمترین آثار مجدالدین ابناثیر کتابهای النهایة فی غریب الحدیث و کتاب جامع الاصول من احادیث الرسول بهشمار رفته که کتاب دوم گزیده و مجموعهای از صحاح ششگانه اهل سنت میباشد و احادیث به ترتیب الفبایی گردآوری شده است.
جایگاه: روایت حدیث غدیر
یکی از عالمان اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده مجدالدین ابناثیر جزری (درگذشت:۶۰۶ ق) است.[۱] ابن اثیر حدیث غدیر را در کتاب خود، جامع الاصول من احادیث الرسول، آورده است.[۲] مجدالدین ابناثیر از محدثان مورد اعتماد بهشمار رفته است؛ آنچنان که عبدالله بن اسعد یافعی (درگذشت: ۷۶۸ق)، مورخ، او را بسیار ستوده است.[۳]
همچنین، برادر او عزالدین علی بن محمد شیبانی جزری (درگذشت: ۶۳۰ق)، مورخ و رجالی، درباره برادر خود در کتاب تاریخش، الکامل فی التاریخ، چنین نوشته است: «و در آن [سال ۶۰۶ق]، در پایان ذیالحجه، برادرم مجدالدین ابوالسعادات مبارک بن محمد بن عبدالکریم کاتب درگذشت. او در یکی از ربیع (اول یا ثانی) سال ۵۴۴ق متولد شد. او در چندین علم از جمله فقه، اصول، نحو، حدیث و لغت دانشمند بود. او آثار مشهوری در تفسیر، حدیث، نحو، حساب و غریب الحدیث داشت… او نویسندهای فصیح، نمونهای برای پیروی و دارای ایمانی قوی و پایبندی به راه راست بود. خداوند او را رحمت کند و از او راضی باشد. او بهراستی یکی از بهترین مردان زمان خود بود. شاید هر کسی آنچه را که ذکر کردهام بخواند، مرا به اغراق متهم کند، اما کسانی از زمان ما که او را میشناختند میدانند که من در وصف او کوتاهی کردهام».[۴]
زندگینامه
مجدالدین ابوالسعادات مبارک بن محمد بن محمد شیبانی جزریِ موصلی، مشهور به مجدالدین ابناثیر، در جزیره ابنعمر (شهری مرزی میان سوریه و ترکیه امروزی) چشم بهجهان گشود.[۵] او برادر بزرگتر دو تن از عالمان مشهور جهان اسلام، یعنی عزّالدین ابناثیر (مورخ و رجالی) و ضیاءالدین ابناثیر (ادیب و نویسنده) است.[۶]
بهنقل از منابع، ابن اثیر دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاهش سپری کرد و سپس بههمراه خانواده به موصل مهاجرت نمود. مجدالدین در دوران اقامت خود در موصل، با اتابکان زنگی که از سوی سلجوقیان بر آن منطقه حکومت میکردند، ارتباط نزدیکی برقرار کرد. این ارتباط سبب شد تا بهواسطه چند تن از حاکمان زنگی، به مقام مشاور ویژه و منشی خاص دست یابد.[۷]
بهگزارش برخی منابع، وی مدتی بهعنوان خزانهدار سیفالدین غازی بن مودود بن زنگی (درگذشت: ۵۷۶ق) خدمت کرد. پس از آن، سیفالدین او را به سرپرستی دیوان جزیره ابنعمر منصوب نمود. سپس به موصل بازگشت و از سوی وزیر جلالالدین ابوالحسن علی بن منصور اصفهانی، نیابت دیوان را عهدهدار شد. در ادامه، به خدمت مجاهدالدین قایماز (درگذشت: ۵۹۵ق) درآمد و در آنجا به مرتبهای بلند دست یافت. هنگامی که مجاهدالدین در سال ۵۸۹ق دستگیر و زندانی شد و عزّالدین مسعود جانشین وی گردید، مجدالدین در خدمت مسعود باقی ماند. پس از درگذشت مسعود، به جانشین وی نورالدین ارسلانشاه پیوست و در دوران فرمانروایی او به قدرت و اعتبار عظیمی دست یافت.[۸]
گزارش شده که مجدالدین در سالهای پایانی عمر دچار بیماری فلج شد و توانایی حرکت دست و پای خود را از دست داد و از نوشتن بازماند. به ناچار خانهنشین شد و رباطی (خانقاهی) در یکی از آبادیهای اطراف موصل بنا نهاد و تمام دارایی خود را وقف آن کرد.[۹] خانه او همواره محل تجمع عالمان، ادیبان و پژوهشگران علوم قرآنی و معارف دینی بود. گفته شده است که در همین ایام، گروهی از برجستگان روزگار او را در تألیف آثارش یاری میکردند.[۱۰]
گفته شده که مجدالدین گاهی شعر نیز میسرود.[۱۱] با اینکه او از شهرت و اعتبار فراوانی نزد تمامی عالمان و رجالشناسان فرقههای مختلف اسلامی برخوردار است، در مورد «وثاقت» وی کمتر اظهار نظر شده است، مگر ابنقاضی شهبه که به نقل از ابننقطه (درگذشت: ۶۲۹ق)، محدث و رجالی، او را از «ثقات» شمرده است.[۱۲]
استادان
در برخی منابع، درباره استادان مجدالدین ابن اثیر چنین گفته شده است: در موصل، ادبیات را از استادانی چون ناصحالدین ابومحمد سعید بن دهّان بغدادی، ابوبکر یحیی بن سعدون مغربی قرطبی و ابوالحزم مکی بن ریان بن شبه ماکسی نحوی ضریر فراگرفت.[۱۳] علم حدیث را نیز از محدثان موصل، از جمله ابوالفضل بن طوسی، آموخت. همچنین در سفری که برای گزاردن حج داشت، در بغداد از محضر استادانی چون ابوالقاسم بن خل، عبدالوهاب بن سکینه، ابوالقاسم یعیش بن صدقه فراتی، ابوالفرج عبدالمنعم بن عبدالوهاب بن کلیب حرانی و ابواحمد عبدالوهاب بن علی بن علی بهره برد و به استماع حدیث پرداخت.[۱۴]
شاگردان
نقل شده که مجدالدین در بسیاری از علوم رایج روزگار خود تبحر داشت و در تمامی آنها شاگردانی تربیت کرد و آثاری پدیدآورد. از کسانی که از او روایت کردهاند چنین یاد شده است:
تألیفات
مهمترین آثار مجدالدین ابناثیر کتابهای النهایة فی غریب الحدیث و کتاب جامع الاصول من احادیث الرسول بهشمار رفته که کتاب دوم گزیده و مجموعهای از صحاح ششگانه اهل سنت میباشد و احادیث به ترتیب الفبایی گردآوری شده است. از دیگر آثار مکتوب و خطی باقیمانده به موارد زیر اشاره شده است:
- الإنصاف فی الجمع بین الکشف والکشاف
- المصطفی والمختار فی الأدعیة والأذکار
- کتاب الشافی فی شرح مسند الإمام الشافعی
- المرصّع فی الآباء و الأمّهات و البنین و البنات و الأذواء و الذّوات
- منال الطالب فی شرح طوال الغرائب.[۲۲]
پانویس
- ↑ چکیده عبقات الانوار، ص ۲۷۱.
- ↑ جامع الاصول، ج۸، ص۶۴۹.
- ↑ مرآة الجنان، ج۴، ص۱۰.
- ↑ الکامل فی التاریخ، ج۱۲، ص۲۸۸.
- ↑ معجم الادباء، ج۱۷، ص۷۱.
- ↑ وفیات الاعیان، ج۵، ص۳۹۷؛ نامه دانشوران، ج۳، ص۲۱۸.
- ↑ معجم الادباء، ج۱۷، ص۷۲–۷۳.
- ↑ معجم الادباء، ج۱۷، ص۷۲–۷۳.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۴۹۰.
- ↑ نامه دانشوران، ج۳، ص۲۳۸.
- ↑ معجمالادباء، ج۱۷، ص۷۴–۷۶.
- ↑ طبقات الشافعیة، ج۲، ص۶۱.
- ↑ یاقوت حموی، معجمالادبا، ج۱۷، ص۷۱–۷۲.
- ↑ التکملة لوفیات النقلة، ج۳، ص۳۱۰.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۴۹۰.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۴۹۰.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۴۹۰.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۴۹۰.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۲۱، ص۴۹۰.
- ↑ مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج۱، ص۱۴؛ مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج۲، ص۲۳۳.
- ↑ انباه الرواة، ج۳، ص۲۵۸
- ↑ وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۴۱؛ الاعلام، ج۵، ص۲۷۲.
منابع
- الأعلام: قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین؛ خیرالدین بن محمود زرکلی، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۹۸۰م.
- التکملة لوفیات النقلة؛ عبدالعظیم بن عبدالقوی منذری، تحقیق: بشار عواد معروف، نجف: مطبعة الآداب، ۱۳۹۱ق.
- جامع الاصول فی احادیث الرسول؛ مبارک بن محمد مجدالدین ابن اثیر، بیروت: مکتبة الحلوانی و مطبعة الملاح و مکتبة دار البیان، ۱۳۹۲ق.
- چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، بهکوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
- سیر اعلام النبلاء؛ محمد بن احمد ذهبی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
- طبقات الشافعیة؛ أبو بکر بن أحمد بن محمد بن عمر اسدی شهبی دمشقی (تقیالدین ابنقاضی شهبة)، تحقیق: حافظ عبد العلیمخان، بیروت: عالم الکتب، ۱۴۰۷ق.
- الکامل فی التاریخ؛ علی بن محمد جزری (ابن اثیر)، بیروت: دار صادر و دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
- مآثر الإنافة فی معالم الخلافة؛ أحمد بن علی بن أحمد فزاری قلقشندی، تحقیق: عبد الستار أحمد فراج، الکویت: مطبعة حکومة الکویت، ۱۹۸۵ق.
- مرآة الجنان و عبرة الیقظان فی معرفة ما یعتبر من حوادث الزمان؛ عبدالله بن اسعد یافعی، تحقیق: منصور خلیل، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
- معجم الادباء؛ یاقوت بن عبدالله حموی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۰ق.
- نامه دانشوران ناصری: در شرح حال ششصد تن از دانشمندان نامی؛ جمعی از نویسندگان، قم: دار العلم، بیتا.
- وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان؛ احمد بن محمد (ابن خلکان)، بیروت: دار صادر، ۱۹۹۴ق.