محمد بن جعفر غندر بصری

محمد بن جعفر غندر (ابوعبدالله هذلی بصری) از محدثان برجسته و ثقه اهل سنت در سده دوم هجری است که در حدود سال ۱۲۰ قمری در بصره زاده شد. وی ملازم بیست‌ساله شعبه بود و در حدیث او استوارترین راوی به شمار می‌رفت تا آنجا که کتابش در روایات شعبه، حکم میان مردم بود. او با وجود ساده‌لوحی‌اندک، راوی‌ای صادق و دقیق بود و سرانجام در ذی‌قعده سال ۱۹۳ قمری درگذشت.

محمد بن جعفر غُندَر
اطلاعات فردی
نام کاملمحمد بن جعفر بن زیاد هذلی بصری (ابوعبدالله)
سرشناسیمحدث ، حافظ، متقن و ثبت
تولدحدود ۱۲۰ هجری قمری - بصره
وفاتذی‌قعده ۱۹۳ هجری قمری
اطلاعات علمی
استادانشعبة بن حجاج، حسین معلم، عبدالله بن سعید بن ابی هند، عوف اعرابی، ابن جریج، جعفر بن میمون انماطی و...
شاگردانعلی بن مدینی، احمد بن حنبل، یحیی بن معین، ابن راهویه، ابوبکر بن ابی شیبه، عمرو بن علی، محمد بن بشار و...
تحصیلاتفراگیری حدیث در بصره و ملازمت بیست‌ساله با شعبه
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث
علت شهرتاستادی در حدیث شعبه، وثاقت و ضبط دقیق، کتابش مرجع اختلافات در روایات شعبه.

جایگاه رجالی

محمد بن جعفر غندر (حافظ، متقن، ثبت)، ابوعبدالله هذلی، بصری، کرابیسی تاج‌دار (فرش فروش)، یکی از استادان متقن وی در حدود سال ۱۲۰ هجری (دهه دوم سده دوم) دیده به جهان گشود.[۱]

اساتید

از استادانی چون حسین معلم، عبدالله بن سعید بن ابی هند، عوف اعرابی، ابن جریج، جعفر بن میمون انماطی، معمر، سعید بن ابی عروبه و شعبه روایت کرده و بسیار از او حدیث شنید و به تقویت و ضبط دقیق احادیث پرداخت.[۲]

شاگردان

راویانی چون علی بن مدینی، احمد بن حنبل، یحیی بن معین، ابن راهویه، ابوبکر بن ابی شیبه، عمرو بن علی، محمد بن بشار، محمد بن مثنی، محمد بن ولید بسری، ابراهیم بن محمد بن عرعره، خلیفه بن خیاط، سلیمان بن ایوب صاحب بصری، احمد بن منیع، عباس بن یزید بحرانی، یحیی بن حکیم مقوم، نصر بن علی و خلقی بسیار از او حدیث شنیده‌اند.[۳]

جایگاه علمی

  • یحیی بن معین می‌گوید: «او درست‌ترین مردم در ضبط کتاب‌های حدیثی بود و برخی خواستند در روایاتش خطایی بیابند اما نتوانستند».[۴] وی همچنین نقل می‌کند: «غندر روزی جرابی پر از کتاب برای ما بیرون آورد و گفت: هر چه می‌توانید بکوشید تا در این‌ها خطایی بیابید. ما هیچ خطایی در آنها نیافتیم. او پنجاه سال بود که یک روز روزه می‌گرفت و یک روز افطار می‌کرد».[۵]
  • عبدالرحمن بن مهدی می‌گوید: «ما در زمان حیات شعبه از کتاب‌های غندر بهره می‌بردیم و فوائد حدیثی استخراج می‌کردیم».[۶] همچنین نقل شده که وکیع بن جراح او را «صحیح الکتاب» می‌نامید.[۷]
  • عبدالله بن مبارک می‌فرمود: «هرگاه مردم در حدیث شعبه اختلاف کنند، کتاب غندر حکم میان آنهاست».[۸]
  • علی بن مدینی می‌گوید: «او در حدیث شعبه نزد من محبوب‌تر از عبدالرحمن بن مهدی است».[۹] خود ابن مهدی نیز اعتراف می‌کند: «غندر در حدیث شعبه از من استوارتر است».[۱۰]
  • احمد بن حنبل از قول غندر نقل می‌کند: «بیست سال ملازم شعبه بودم و از هیچ کس جز او حدیث ننوشتم و هرگاه از او می‌نوشتم، بر او عرضه می‌کردم». احمد می‌گوید: «گمان می‌کنم از روی ساده‌لوحی چنین می‌کرد».[۱۱]
  • ابوحاتم رازی می‌گوید: «غندر راستگو و ادیب بود و در حدیث شعبه ثقه است، اما در غیر شعبه، حدیثش نوشته می‌شود ولی بدان احتجاج نمی‌شود».[۱۲]

درباره لقب «غندر» و نکته‌ای از ساده‌لوحی او:

ابن جریج به دلیل سختگیری که در اخذ حدیث از خود نشان داد و اعتراض اهالی حجاز بر او، به وی گفت: «تو چیزی جز غندر (به معنای ساده‌لوح و کم‌خرد) نیستی» و این لقب بر وی ماند.[۱۳]

داستان مشهوری درباره ساده‌لوحی او نقل شده که خود وی تعریف کرده است: «مردم گمان می‌کنند من ماهی خریدم، خانواده‌ام آن را خوردند و دستم را در خواب به ماهی آلوده کردند. وقتی بیدار شدم، ماهی خواستم. گفتند: خوردی. گفتم: نه. گفتند: بوی دستت را استشمام کن. چنین کردم و گفتم: راست می‌گویید، اما سیر نشدم!».[۱۴] علی بن عثام پس از نقل این داستان می‌گوید: «او ساده‌لوح بود».

یحیی بن معین نیز داستان دیگری نقل می‌کند که غندر از شاگردانش خواست تا در بازار پشت سرش راه بروند تا مردم او را با دیدن آن همه شاگرد، تکریم کنند.[۱۵]

در جای دیگر نقل شده که وی بر فراز مناره‌ای می‌نشست و زکات خود را تقسیم می‌کرد تا مردم را به پرداخت زکات ترغیب کند.[۱۶]

وفات:

وی سرانجام در ذی‌قعده سال ۱۹۳ هجری، در حالی که نزدیک هشتاد سال داشت، درگذشت.[۱۷]

روايت حديث غدير[۱۸]

يكى از علما و بزرگان اهل‏ سنت كه حدیث غدیر را نقل كرده محمد بن جعفر غُندَر بصرى (م ۱۹۳ ق) است. در مسند احمد بن حنبل حديث غدير در ماجراى احتجاج اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در رحبه کوفه را از محمد بن جعفر نقل كرده ‏اند.[۱۹] ذهبى و يافعى و بَدَخشانى[۲۰]: از حسين معلّم و جماعتى از محدثان روايت كرده، و در صحاح شش گانه از او حديث نقل شده است. ابن‏ مَعين او را ستوده و گفته كه او استاد بخارى بوده و بخارى از وى روایت كرده است.

پانویس

  1. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۹۸
  2. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۹۸
  3. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۹۸-۹۹
  4. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۹۹، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۵
  5. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۰، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۳۱
  6. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۰، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۲۱
  7. تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۵
  8. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۰، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۲۱
  9. تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۳۱
  10. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۰
  11. تهذیب التهذیب، ج۳، ص۵۳۱
  12. الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۲۱، تهذیب الکمال، ج۲۵، ص۵
  13. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۹۹
  14. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۰
  15. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۱
  16. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۰
  17. سیر اعلام النبلاء، ج۹، ص۱۰۱
  18. چكيده عبقات الانوار (حديث غدير): ص ۲۰۲.
  19. مسند احمد: ج ۵ ص ۳۶۶.
  20. العِبَر فى خبر من غَبَر: حوادث سال ۱۹۳. الكاشف: ج ۳ ص ۲۹. مرآة الجنان: حوادث سال ۱۹۳. تراجم الحفّاظ (مخطوط).