مصحف فاطمه علیهاالسلام (کتاب)
«مصحف فاطمه علیهاالسلام» کتابی است که پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه وآله، جبرئیل وقایع آینده را برای حضرت زهرا سلام الله علیها بازگو میکرد و حضرت علی علیه السلام آن را مینوشت. این کتاب که از ودایع امامت به شمار میرود، اکنون نزد امام زمان علیه السلام است و شامل اخبار آینده و حقایق الهی است.
جایگاه مصحف فاطمه سلام الله علیها
مصحف فاطمه سلام الله علیها، کتابی آسمانی اما غیرقرآنی است که به املاء فرشته الهی (جبرئیل یا فرشته مخصوص) و به خط امیرالمؤمنین علیه السلام نگاشته شده است. امام صادق علیه السلام در تبیین آن میفرمایند: «مصحف فاطمه چيزى از كتاب خدا نيامده است و آن كتابى است كه پس از رحلت پدرش صلى الله عليه و آله بر فاطمه سلام الله علیها القا شده است».[۱]
بر اساس روایات، پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فرشته وحی برای تسلی و آرامش حضرت زهرا علیها السلام بر ایشان نازل میشد و از رویدادهای آینده تا روز قیامت سخن میگفت. امام علی علیه السلام این سخنان را کتابت میکرد. به این دلیل، آن حضرت را «مُحَدَّثَه» (کسی که فرشتگان با او سخن میگویند) نامیدهاند.
تفاوت آشکار با قرآن کریم
یکی از مهمترین نکات در شناخت این کتاب، تأکید امامان معصوم علیهم السلام بر عدم ارتباط آن با قرآن مجید است. ابو بصیر از امام صادق علیه السلام نقل میکند:
- «وَ إِنَّ عِنْدَنَا لَمُصْحَفَ فَاطِمَةَ وَ مَا یَدْرِیهِمْ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ، قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ؟ قَالَ: مُصْحَفٌ فِیهِ مِثْلُ قُرْآنِکُمْ هَذَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ اللَّهِ مَا فِیهِ مِنْ قُرْآنِکُمْ حَرْفٌ وَاحِدٌ.»: و در نزد ما همانا مصحف فاطمه است، و چه میدانند که مصحف فاطمه چیست؟ گفتم: مصحف فاطمه چیست؟ فرمود: مصحفی است که سه برابر قرآن شما در آن است، به خدا سوگند حتی یک حرف از قرآن شما در آن نیست.[۲]
همچنین در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است: «مصحف فاطمه ما أزعم أن فیه قرآناً»: مصحف فاطمه، من گمان نمیکنم در آن قرآنی باشد.[۳]
محتوا و ویژگیها
محتوای مصحف فاطمه سلام الله علیها را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد:
۱. اخبار غیبی و آینده جهان: امام صادق علیه السلام فرمود: «مصحف فاطمه... در آن اخبار و حوادثی است که واقع خواهد شد.».[۴] نیز از ایشان نقل شده: «ما من نبی ولا وصی ولا ملک إلا وفی مصحف فاطمة»: هیچ پیامبر و وصی و پادشاهی نیست مگر اینکه در مصحف فاطمه نام اوست.[۵]
۲. بیان جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله پس از رحلت و رویدادهای مربوط به اهل بیت علیهم السلام، به ویژه مصائب و پیروزیهای آنان تا زمان ظهور امام مهدی عجل الله فرجه.
۳. وصیت نامه الهی: بر اساس نقلی، این مصحف شامل وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها نیز میباشد.
از دیگر ویژگیهای این کتاب، سه برابر بودن حجم آن نسبت به قرآن کریم و نگهداری آن به عنوان یکی از «سلاحهای علم» و میراث امامت در نزد امامان معصوم علیهم السلام است که اکنون به امام مهدی عجل الله فرجه رسیده است.
اولين كتاب در ثبت غدير[۶]
اين كتاب از ودایع امامت است و در دست امامان بوده، تا كنون كه در دست حضرت بقيةاللَّه حجة بن الحسن العسكرى عجل اللَّه فرجه است. امام صادق علیه السلام آيه «سئل سائل بعذاب واقع...» را - كه در غدير نازل شده - تلاوت فرمودند و بيان داشتند كه منظور از آن كافرانِ به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام هستند، و سپس فرمودند: اين مطلب در مصحف فاطمة عليها السلام اين گونه است.
در روايتى ديگر در همين باره امام عليه السلام فرمود: بخدا قسم اين مطلب را جبرئيل اين چنين بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نمود، و اين مطلب در مصحف فاطمه عليها السلام اينگونه ثبت شده است.[۷]
منكر ولايت در مصحف فاطمه عليها السلام[۸]
در ماجراى حارث فهرى در غدير و اعتراض و جسارت هاى او و سنگ آسمانى، از جمله نكات جالب توجه تصريح قرآن به كفر منكرين ولايت در آيه سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ... [۹] است. آنچه در اينجا قابل ذكر است اينكه اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره مى فرمايد: منم آن كسى كه درباره دشمنانم چنين نازل شد: سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ؛ معنايش كسى است كه ولايت مرا انكار كرد.[۱۰] امام صادق عليه السلام هم درباره اين آيه از مصحف فاطمه عليها السلام نقل مى فرمايد كه منظور «منكر ولايت على عليه السلام» است.[۱۱]
بیشتر بخوانید: "حارث بن نعمان فهری".
منابع
غدیر در آیینه کتاب، تألیف: محمد انصاری.
پانویس
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۴۳
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۲۳۹
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ص ۱۵۳
- ↑ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۲۴۱
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۳۲
- ↑ غدير در آئينه كتاب: ص ۱۱.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۳۰ ح ۱۸۵.
- ↑ غدير در قرآن: ج ۱ ص ۴۰۴.
- ↑ معارج / ۱ - ۳.
- ↑ الفضائل (شاذان): ص ۸۴ . حلية الابرار: ج ۲ ص ۱۲۵. مجمع النورين: ص ۱۹۳.
- ↑ الكافى: ج ۱ ص ۴۲۲ ح ۴۷. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۳۰ ح ۱۸۵.