پرش به محتوا

ویژگی های دشمنان امیرالمومنین

از ویکی غدیر
ویژگی‌های دشمنان امیرالمؤمنین در خطبه غدیر
ویژگی‌های دشمنان امیرالمؤمنین در خطبه غدیر
مشخصات فراز
موضوعمعرفی دشمنان امیرالمؤمنین به‌عنوان سفیهان گمراه و برادران شیاطین
مفاهیماخوان الشیاطین؛ شیاطین انس و جن؛ سفاهت؛ گمراهی؛ زخرف القول
منابع و پیوندها
آیاتانعام: ۱۱۲–۱۱۳؛ حجر: ۴۲؛ بقره: ۱۳۰
روایاتامیرالمؤمنین علیه‌السلام: «لَوْلَا التُّقَى لَكُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ»؛ امام صادق علیه‌السلام: «تِلْكَ النَّكْرَاءُ وَتِلْكَ الشَّيْطَنَةُ»

ویژگی‌های دشمنان امیرالمؤمنین در خطبه غدیر مجموعه‌ای از صفات اعتقادی و رفتاری است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در بخش هفتم خطبه، با الهام از آیه ۱۱۲ سوره انعام بیان می‌کند. در این فراز، آنان «سفیهان گمراه» و «برادران شیاطین» خوانده شده‌اند که سخنان آراسته و فریبنده را به یکدیگر القا می‌کنند.

محور اصلی فراز، نقد یک الگوی دشمنی است: رویگردانی از هدایت الهی، جایگزین‌کردن مکر به‌جای عقل، آراستن باطل با کلمات زیبا و هماهنگی در انتقال تبلیغات گمراه‌کننده. بنابراین، هدف مقاله صرفاً نام‌بردن از اشخاص تاریخی نیست، بلکه تبیین معیارهایی است که در هر عصر می‌توان با آنها دشمنی با حق را شناخت.

متن فراز خطبه

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در ادامه معرفی اولیای خدا و حزب‌الله فرمود:

أَلَا إِنَّ أَعْدَاءَهُمُ السُّفَهَاءُ الْغُوَاةُ، إِخْوَانُ الشَّيَاطِينِ، يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا.

آگاه باشید که دشمنان آنان، سفیهان گمراه و برادران شیاطین‌اند؛ آنان سخنان آراسته و فریبنده را به یکدیگر القا می‌کنند.[۱]

عبارت پایانی فراز، اقتباسی از آیه ۱۱۲ سوره انعام است. پیامبر با آوردن عبارت قرآنی در خطبه، دشمنی با امامان را در امتداد الگوی مقابله شیاطین انس و جن با پیامبران قرار می‌دهد.

پشتوانه قرآنی فراز

شیاطین انس و جن

آیه‌ای که فراز خطبه بر آن استوار است، می‌فرماید:

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ؛ و این‌گونه برای هر پیامبری، دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برای فریب، سخنان زیبا و پوچ را به یکدیگر القا می‌کنند؛ و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ پس آنان و افتراهایشان را واگذار.(انعام:۱۱۲)

«شیطان» در این آیه به جن محدود نیست؛ انسان‌هایی نیز که با اغوا، تحریف و آراستن باطل دیگران را از راه حق دور می‌کنند، «شیاطین انس» خوانده شده‌اند. تعبیر «برادران شیاطین» در خطبه، اشتراک در هدف، روش و عمل را می‌رساند؛ نه برادری نسبی.

دل‌سپردن به سخنان فریبنده

آیه بعد، هدف این سخن‌پردازی را توضیح می‌دهد:

وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ؛ و تا دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، به آن مایل شود و آن را بپسندند و هرچه می‌خواهند مرتکب شوند.(انعام:۱۱۳)

آیه مراحل یک فرایند را نشان می‌دهد: میل قلبی به تبلیغات فریبنده، پسندیدن آن و سپس تبدیل آن به کردار. ازاین‌رو، «زخرف القول» تنها یک دروغ ساده نیست؛ سخنی است که با آرایش، نیمه‌حقیقت، تحریک عاطفه یا تعصب، باطل را پذیرفتنی جلوه می‌دهد.

پیروی از شیطان

خداوند خطاب به ابلیس می‌فرماید:

إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ؛ بی‌گمان، تو بر بندگان من تسلطی نداری، مگر آن گمراهانی که از تو پیروی کنند.(حجر:۴۲)

این آیه نشان می‌دهد که نفوذ شیطان، اجباری و سلب‌کننده اختیار انسان نیست. دشمنان حق آنگاه در مسیر شیطان قرار می‌گیرند که آگاهانه از او پیروی و روش‌های او را در مقابله با هدایت به کار می‌گیرند.

تحلیل ویژگی‌های بیان‌شده

۱. سفاهت

سفاهت در ادبیات قرآنی همیشه به معنای کم‌هوشی و ناتوانی فکری نیست؛ گاه انسان از هوش و مهارت ظاهری برخوردار است، اما با رویگردانی از خیر حقیقی و برگزیدن شر، به سفاهت عملی دچار می‌شود. قرآن رویگردانی از آیین ابراهیم را نمونه‌ای از سفیه‌کردن خویش می‌داند:

وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ؛ و جز کسی که خود را به سفاهت افکند، چه کسی از آیین ابراهیم روی می‌گرداند؟(بقره:۱۳۰)

در این چارچوب، مقابله با ولایت الهی حتی اگر با برنامه‌ریزی و زیرکی ظاهری همراه باشد، از نظر غایت و سرانجام، سفاهت است.

۲. گمراهی و گمراه‌کردن

واژه «الغواة» تنها به اشتباه شخصی اشاره ندارد، بلکه می‌تواند ناظر به افرادی باشد که خود از راه حق منحرف شده و با تبلیغ، تحریف و شبهه‌افکنی، دیگران را نیز منحرف می‌کنند.

۳. برادری با شیاطین

این تعبیر، از همسویی در سه سطح حکایت می‌کند:

  • همسویی در هدف؛ یعنی بازداشتن مردم از صراط مستقیم.
  • همسویی در روش؛ یعنی فریب، افترا و زیباسازی باطل.
  • همسویی در شبکه انتقال پیام؛ یعنی القای هماهنگ سخنان فریبنده از طریق افراد و گروه‌های مختلف.

۴. سخنان آراسته و فریبنده

«زُخْرُفَ الْقَوْل» به سخنی گفته می‌شود که ظاهری زیبا و فریبنده، اما محتوایی باطل دارد. مهم‌ترین ویژگی این روش آن است که باطل بی‌پرده عرضه نمی‌شود؛ بلکه با عنوان‌های عقلانی، دینی، اخلاقی یا مصلحت‌جویانه بازآرایی می‌شود. برای شناخت آن، نباید به جذابیت لفظی اکتفا کرد؛ بلکه باید محتوای آن را با قرآن، سنت معتبر و معیارهای حق سنجید.

تفاوت عقل با زیرکی فریبکارانه

در روایات، عقل حقیقی از مهارت در مکر و دستیابی به قدرت تفکیک شده است. از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل شده است:

لَوْلَا التُّقَى لَكُنْتُ أَدْهَى الْعَرَبِ.

اگر تقوا مانع نبود، من زیرک‌ترین عرب بودم.[۲]

آن حضرت در خطبه‌ای دیگر توضیح می‌دهد که معاویه از او زیرک‌تر نیست، اما نیرنگ و فجور به کار می‌برد؛ در حالی که تقوا، امیرالمؤمنین را از به‌کارگیری چنین روش‌هایی بازمی‌داشت.[۳]

امام صادق علیه‌السلام نیز در پاسخ به این پرسش که آنچه در معاویه بود چیست، فرمود:

تِلْكَ النَّكْرَاءُ، تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ، وَهِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ، وَلَيْسَتْ بِالْعَقْلِ.

آن، زیرکی و شیطنت است؛ به عقل شباهت دارد، اما عقل نیست.[۴]

بنابراین، از نگاه روایی، عقل ابزار عبادت خدا و رسیدن به سعادت است؛ مهارتی که با فریب، شکستن مرزهای اخلاقی و سلطه بر دیگران همراه شود، عقل نیست، هرچند در نظر مردم زیرکی به نظر برسد.

روایات تطبیقی و مرز آنها با متن خطبه

در برخی روایات تفسیری، تعبیر «شیاطین انس» یا نام‌های رمزی بر برخی مخالفان تاریخی اهل‌بیت علیهم‌السلام تطبیق شده است.[۵][۶][۷]

این گزارش‌ها از نظر متن، سند و دلالت یکسان نیستند و برخی از آنها به‌صورت رمزگذاری‌شده نقل شده‌اند. در نتیجه، باید آنها را «روایات تطبیقی» دانست، نه بخشی از لفظ خطبه غدیر. معیار اصلی این مدخل، همان الگوی عمومی بیان‌شده در خطبه و آیه ۱۱۲ انعام است؛ تطبیق بر هر شخص نیازمند دلیل مستقل و بررسی اعتبار روایت است.

شیوه‌های دشمنی با ولایت در این فراز

از مجموع فراز خطبه و آیات پیرامونی می‌توان این خصوصیات را استنباط کرد:

  1. رویگردانی از هدایت الهی: دشمنی با امام، در سیاق خطبه، رویگردانی از صراط مستقیم است.
  2. سفاهت عملی: انسان منافع کوتاه‌مدت را بر سعادت حقیقی مقدم می‌کند.
  3. مکر به‌جای عقل: به‌جای تسلیم در برابر حق، از فریب و حیله برای دستیابی به هدف استفاده می‌شود.
  4. تزیین باطل: ادعاهای باطل با واژه‌های زیبا، شعارهای جذاب و تحریک عواطف عرضه می‌شوند.
  5. انتقال شبکه‌ای شبهه: افراد و گروه‌ها با القای سخنان فریبنده به یکدیگر، جریان گمراهی را تقویت می‌کنند.
  6. افترا: آیه ۱۱۲ انعام، سرانجام آنان را با افتراهایشان پیوند می‌دهد.
  7. گمراه‌کردن دیگران: دشمنی با ولایت در حد یک انحراف شخصی باقی نمی‌ماند، بلکه به تلاش برای دورکردن جامعه از هدایت تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در خطبه غدیر، دشمنان امامان را با عبارت‌های «سفیهان گمراه» و «برادران شیاطین» معرفی کرد و شیوه آنان را القای هماهنگ سخنان آراسته و فریبنده دانست. این تعبیرها از آیه ۱۱۲ سوره انعام گرفته شده‌اند و دشمنی با ولایت را در چارچوب الگوی قرآنی مقابله شیاطین انس و جن با پیامبران قرار می‌دهند.

در این منطق، هوش ظاهری و توانایی در مکر، معادل عقل نیست. عقل حقیقی با عبودیت، تقوا و پذیرش حق همراه است؛ در مقابل، نیرنگی که مرزهای اخلاقی را می‌شکند، در روایت «شبیه عقل» و نه خود عقل شناخته شده است.

جستارهای وابسته

• ویژگی‌های اولیای خدا در خطبه غدیر • معرفی دشمنان در خطبه غدیر • ویژگی‌های دوستان اهل‌بیت در خطبه غدیر • صراط مستقیم در خطبه غدیر

پانویس

  1. ↑ الاحتجاج، ج ۱، ص ۸۰.
  2. ↑ بحار الأنوار، ج ۴۱، ص ۱۴۹.
  3. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۰.
  4. ↑ الکافی، ج ۱، ص ۱۱.
  5. ↑ بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۲۱۲، ح ۵.
  6. ↑ بحار الأنوار، ج ۳۷، ص ۱۲۰ و ۱۶۸.
  7. ↑ عوالم العلوم، ج ۱۵/۳، ص ۱۲۵ و ۱۳۵.

منابع

  • الاحتجاج علی أهل اللجاج، احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، چاپ نخست، ۱۴۰۳ق.
  • الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • بحار الأنوار، محمدباقر مجلسی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • نهج البلاغه، گردآوری سید رضی، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ نخست، ۱۴۱۴ق.
  • عوالم العلوم والمعارف والأحوال، عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی، با مستدرکات محمدباقر موحد ابطحی، قم، مؤسسة الإمام المهدی، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش.