پیشگویی پیامبر در امر خلافت
پیشگویی تبدیل امامت به سلطنت در خطبه غدیر به فرازی از خطبه غدیر اشاره دارد که در آن پیامبر صلیاللهعلیهوآله، بر اساس نقل مفصل خطبه، از تبدیل امامت به «مُلک» و «اغتصاب» پس از خود خبر میدهد و غاصبان و تصاحبکنندگان غاصبانه این جایگاه را نکوهش میکند. در ادامه فراز، به تعابیری از سوره الرحمن درباره حسابرسی الهی و ناتوانی از مقابله با عذاب اشاره شده است.[۱]
در تفسیر امامیه، این عبارت با مسئله جانشینی پیامبر، غصب خلافت و تبدیل جایگاه امامت الهی به حکومت سیاسی و سلطنت مرتبط دانسته شده است. برخی شارحان خطبه، تحولات حکومت اسلامی در دوره بنیامیه و بنیعباس را از مصادیق تاریخی این هشدار معرفی کردهاند.[۲]
بااینحال، عبارت خطبه بهصورت مستقیم نام حاکمان یا سلسلههای تاریخی مشخصی را ذکر نمیکند. ازاینرو، باید میان متن پیشگویی، تفسیر کلامی امامیه و تطبیق آن بر رویدادهای تاریخی تفاوت گذاشت.
متن فراز خطبه غدیر
در نقل مفصل خطبه غدیر، پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
وَسَيَجْعَلُونَهَا مُلْكًا وَاغْتِصَابًا، أَلَا لَعَنَ اللَّهُ الْغَاصِبِينَ وَالْمُغْتَصِبِينَ، وَعِنْدَهَا سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ، فَيُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ.؛ و بهزودی آن را به سلطنت و تصاحب غاصبانه تبدیل خواهند کرد. آگاه باشید! خداوند غاصبان و تصاحبکنندگان غاصبانه را از رحمت خود دور سازد. و در آن هنگام، ای دو گروه جن و انس، به حساب شما خواهیم پرداخت؛ پس شعلهای از آتش و دودِ گداخته بر شما فرستاده میشود و نمیتوانید یاری بجویید.[۳]
این فراز از نظر محتوا دارای سه بخش اصلی است:
- خبر از تبدیل امامت به سلطنت و تصاحب غاصبانه؛
- نکوهش غاصبان و کسانی که در این تصاحب نقش دارند؛
- هشدار اخروی با استفاده از تعابیر سوره الرحمن.
موضوع اصلی مقاله، بررسی این سه بخش و ارتباط آنها با مسئله جانشینی پیامبر در تفسیر امامیه است.
جایگاه فراز در ساختار خطبه غدیر
فراز پیشگویی تبدیل امامت به سلطنت، پس از بیان استمرار امامت در نسل پیامبر صلیاللهعلیهوآله و دستور انتقال پیام به آیندگان قرار گرفته است.
در بخش پیشین، پیامبر درباره باقیماندن امامت در نسل خود تا قیامت سخن میگوید.
سپس اعلام میکند که مأموریت الهی خویش را ابلاغ کرده و از حاضران میخواهد پیام را به غایبان و نسلهای بعد انتقال دهند.
پس از این مطالب، هشدار مربوط به تبدیل امامت به سلطنت مطرح میشود.
این ترتیب در تفسیر امامیه اهمیت دارد؛ زیرا ابتدا جایگاه امامت و استمرار آن معرفی میشود و سپس از خطر تصاحب غاصبانه آن سخن به میان میآید.
بنابراین، در این تفسیر، عبارت «وَسَيَجْعَلُونَهَا مُلْكًا وَاغْتِصَابًا» در ارتباط با بحث امامت فهمیده میشود.
معنای پیشگویی در این فراز
در آغاز عبارت آمده است:
وَسَيَجْعَلُونَهَا؛ و بهزودی آن را تبدیل خواهند کرد.
حرف «سَـ» در زبان عربی از نشانههای اشاره به آینده است.
فعل «يَجْعَلُونَ» نیز درباره عملی سخن میگوید که گروهی آن را انجام خواهند داد.
ازاینرو، جمله از نظر ساختار زبانی دارای معنای خبری درباره آینده است.
در تفسیر امامیه، این خبر از آینده، هشداری پیامبرانه درباره تحولات جانشینی و حکومت پس از رحلت پیامبر دانسته میشود.
بااینحال، از نظر روش حدیثپژوهی، اعتبار انتساب یک پیشگویی به پیامبر باید بر اساس بررسی سند و تاریخ نقل آن ارزیابی شود.
بنابراین، پیشگوییبودن جمله در متن روایت با اثبات تاریخی صدور آن، دو مسئله متمایز است.
مرجع ضمیر «ها» در «وسیجعلونها»
در عبارت «وَسَيَجْعَلُونَهَا»، ضمیر «ها» به موضوعی اشاره میکند که در عبارتهای پیشین مطرح شده است.
در بخش قبل از این فراز آمده است:
إِنِّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَوِرَاثَةً فِي عَقِبِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ من آن را بهصورت امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت باقی میگذارم.[۴]
بر اساس این پیوستگی، در شرحهای امامیه، ضمیر «ها» در عبارت مورد بحث به امامت و جایگاه جانشینی مربوط دانسته شده است.
در این برداشت، مقصود آن است که گروهی در آینده، جایگاه امامت را به حکومت مبتنی بر تصاحب غاصبانه تبدیل خواهند کرد.
این تفسیر با ترتیب درونمتنی عبارتها ارتباط دارد.
معنای «مُلک» در عبارت خطبه
در خطبه آمده است:
مُلْكًا؛ سلطنت و فرمانروایی.
واژه «مُلک» در عربی از واژههای چندمعنایی است و میتواند به فرمانروایی، قدرت سیاسی، پادشاهی و سلطنت اشاره داشته باشد.
این واژه در قرآن نیز همیشه به معنای حکومت نامشروع نیست.
برای نمونه، قرآن درباره حضرت داوود علیهالسلام از اعطای ملک و حکمت سخن گفته است.
بنابراین، از نظر لغوی نمیتوان نتیجه گرفت که هر کاربرد واژه «مُلک» در متون اسلامی، بهخودیخود به معنای حکومت باطل است.
در فراز حاضر، قرارگرفتن «مُلک» در کنار «اغتصاب» و نکوهش غاصبان، نشان میدهد که تعبیر در بافتی انتقادی بهکار رفته است.
در تفسیر امامیه، مقصود از این عبارت تبدیل جایگاه الهی امامت به قدرت سیاسیِ تصاحبشده برخلاف حق دانسته شده است.
معنای «اغتصاب»
در ادامه عبارت آمده است:
وَاغْتِصَابًا؛ و تصاحب غاصبانه.
«اغتصاب» از ریشه «غَصْب» است.
در کاربرد لغوی و حقوقی، غصب به تصرف حق یا مال دیگری بدون مجوز و رضایت صاحب حق گفته میشود.
در موضوع امامت، این تعبیر در تفسیر امامیه به تصاحب جایگاه جانشینی پیامبر برخلاف تعیین الهی مربوط دانسته شده است.
بر این اساس، نویسندگان امامیه میان داشتن قدرت سیاسی در عمل و برخورداری از مشروعیت الهی برای امامت تفاوت میگذارند.
بنابراین، «غصب امامت» در این بحث اصطلاحی کلامی است که بر مبنای اعتقاد امامیه به تعیین الهی جانشین پیامبر معنا مییابد.
تفاوت امامت الهی و سلطنت سیاسی
در کلام امامیه، امامت منصبی الهی است که مشروعیت آن از تعیین امام به فرمان خداوند ناشی میشود.
بر اساس این دیدگاه، تصرف قدرت سیاسی بهتنهایی برای احراز منصب امامت کافی نیست.
در مقابل، سلطنت سیاسی ممکن است از راههای مختلف تاریخی مانند وراثت خانوادگی، انتخاب جانشین، بیعت یا غلبه نظامی شکل گرفته باشد.
از نظر تحلیلی، لازم است میان سه مفهوم تفاوت گذاشت:
| مفهوم | توضیح |
|---|---|
| امامت در کلام امامیه | منصب الهی هدایت و جانشینی پیامبر |
| حکومت و سلطنت | ساختار اعمال قدرت و اداره جامعه |
| غصب امامت | تصاحب جایگاه امامت برخلاف حق و مشروعیت مورد اعتقاد امامیه |
مفهوم مشروعیت در مسئله خلافت
یکی از مباحث اصلی این فراز، تفاوت مشروعیت دینی و استقرار سیاسی حکومت است.
در اندیشه امامیه، مشروعیت منصب امامت بر تعیین الهی استوار است و امیرالمؤمنین علیهالسلام جانشین منصوب پیامبر دانسته میشود.
در دیگر دیدگاههای کلامی اسلامی، درباره شیوه انعقاد خلافت و مبانی مشروعیت حکومت نظریههای متفاوتی مطرح شده است.
برای نمونه، در سنتهای مختلف فقه سیاسی اسلامی، بیعت، شورا، تعیین جانشین و شرایط زمامدار مورد بحث قرار گرفتهاند.
ازاینرو، ارزیابی مشروعیت حکومتهای تاریخی باید با روشنکردن مبنای کلامی یا فقهی مورد استفاده انجام شود.
در تفسیر امامیه از عبارت خطبه غدیر، تصرف جایگاه امامت برخلاف نصب الهی، مصداق غصب دانسته میشود.
نکوهش غاصبان و تصاحبکنندگان
در ادامه فراز آمده است:
أَلَا لَعَنَ اللَّهُ الْغَاصِبِينَ وَالْمُغْتَصِبِينَ؛ آگاه باشید! خداوند غاصبان و تصاحبکنندگان غاصبانه را از رحمت خود دور سازد.
«لعن» در کاربرد دینی به معنای دوری از رحمت الهی است.
در این جمله، غاصبان و کسانی که در تصاحب غاصبانه نقش دارند، نکوهش شدهاند.
دو واژه «الغاصبین» و «المغتصبین» از نظر ریشه و معنا به یکدیگر نزدیکاند.
برخی شارحان، از ذکر هر دو عنوان، نکوهش اصل تصاحب نامشروع و مشارکت در آن را برداشت کردهاند.[۵]
بااینحال، نمیتوان صرفاً از تفاوت صوری این دو واژه نتیجه گرفت که یکی الزاماً نام حاکمان و دیگری اصطلاحی اختصاصی برای همه پیروان آنان است.
چنین تفسیری به شاهد زبانی یا روایی مستقل نیاز دارد.
یاریرساندن به ستم و مسئولیت همراهان
در برخی شرحهای این فراز، میان تصاحب غاصبانه حکومت و حمایت آگاهانه از آن ارتباط برقرار شده است.
در این تحلیل، کمک به وقوع ظلم یا استمرار آن نیز میتواند موجب مسئولیت اخلاقی و دینی شود.[۶]
بااینحال، باید میان همراهی آگاهانه با رفتار ظالمانه و انتساب ظاهری یا اجتماعی به یک حکومت تفاوت گذاشت.
از نظر مسئولیت فردی، آگاهی، اختیار و نوع مشارکت اشخاص اهمیت دارند.
بنابراین، نمیتوان همه افرادی را که در یک حکومت تاریخی زندگی میکردهاند، بدون بررسی رفتار و شرایطشان، در یک حکم اخلاقی یا اعتقادی مشترک قرار داد.
تطبیق پیشگویی بر تاریخ خلافت
در مقاله پیشین ویکی غدیر، مهمترین تطبیق تاریخی این فراز، تبدیل خلافت به سلطنت در دوره امویان و استمرار شیوههای موروثی انتقال حکومت معرفی شده است.[۷]
در تاریخ اسلام، شکل انتقال قدرت در دورههای مختلف یکسان نبود.
پس از دوره نخست خلافت، تحولات سیاسی و نظامی گوناگونی رخ داد و با استقرار حکومت اموی، انتقال قدرت در چارچوب خاندان حاکم اهمیت بیشتری یافت.
ازاینرو، برخی پژوهشگران و شارحان خطبه غدیر این تحول را با عبارت «وَسَيَجْعَلُونَهَا مُلْكًا وَاغْتِصَابًا» مرتبط دانستهاند.
این ارتباط باید بهعنوان تطبیق تاریخی و تفسیری معرفی شود، نه نامبردن مستقیم از سلسلههای تاریخی در متن خطبه.
تبدیل خلافت به حکومت موروثی در دوره اموی
یکی از تحولات مهم تاریخ خلافت، تثبیت حکومت اموی به رهبری معاویه بن ابوسفیان بود.
در دوره معاویه، تعیین یزید بن معاویه بهعنوان جانشین، از رخدادهای مهم در تحول شیوه انتقال خلافت بهشمار میرود.
این اقدام با مسئله ولایتعهدی و انتقال قدرت در خاندان حاکم ارتباط داشت.
در تاریخنگاری اسلامی، این تحول از موضوعات مهم بررسی تبدیل خلافت به حکومت دودمانی است.
برخی شارحان خطبه غدیر، این رخداد را نمونهای از تبدیل امامت و خلافت به سلطنت دانستهاند.[۸]
بااینحال، بررسی مشروعیت دینی این اقدام در میان مکاتب مختلف اسلامی موضوعی کلامی و فقهی است که از توصیف تاریخی آن تفکیک میشود.
حکومت بنیامیه و بنیمروان
پس از معاویه و یزید، حکومت اموی با تحولات و بحرانهای سیاسی همراه شد.
در ادامه، شاخه مروانی خاندان اموی به قدرت رسید و حکومت در میان شماری از اعضای این خاندان انتقال یافت.
در این دوره، تعیین ولیعهد و حفظ قدرت در چارچوب خانواده حاکم از سازوکارهای مهم انتقال حکومت بود.
بااینحال، انتقال قدرت همیشه بهصورت جانشینی مستقیم پدر به پسر انجام نشد.
در برخی موارد، حکومت میان برادران، خویشاوندان یا شاخههای مختلف خاندان جابهجا شد.
بنابراین، ادعای اینکه همه حاکمان اموی بدون استثنا حکومت را مستقیماً به فرزند خود واگذار کردند، از نظر تاریخی دقیق نیست.
در تفسیر برخی شارحان امامیه، ساختار دودمانی این حکومت نمونهای از سلطنتیشدن خلافت دانسته شده است.
حکومت بنیعباس
بنیعباس نیز پس از سقوط حکومت امویان قدرت را به دست گرفتند.
خلافت عباسی در بخش عمده تاریخ خود ساختاری دودمانی داشت.
در این دوره، انتقال قدرت میان اعضای خاندان عباسی از شیوههای اصلی تعیین جانشین بود.
بااینحال، همانند دوره اموی، مناسبات سیاسی و جانشینی در همه دورهها یکسان نبود.
قدرت فرماندهان نظامی، رقابتهای درونخاندانی و تحولات منطقهای نیز بر جایگاه خلیفه و شیوه انتقال قدرت تأثیر داشت.
برخی شارحان غدیر حکومت عباسی را نیز در چارچوب نقد تبدیل خلافت به سلطنت بررسی کردهاند.[۹]
این تطبیق در چارچوب تفسیر تاریخی امامیه از عبارت خطبه قرار دارد.
آیا فراز خطبه نام حاکمان مشخصی را بیان میکند؟
در عبارت:
وَسَيَجْعَلُونَهَا مُلْكًا وَاغْتِصَابًا؛ و آن را به سلطنت و تصاحب غاصبانه تبدیل خواهند کرد.
نام هیچ شخص یا خاندان مشخصی ذکر نشده است.
بنابراین، تعیین اینکه کدام حاکمان یا گروهها مصداق این عبارتاند، به تفسیر درونمتنی و مستندات تاریخی مستقل نیاز دارد.
در منابع امامیه، این تعبیر با مسئله جانشینی پیامبر و تاریخ حکومتهای پس از ایشان مرتبط دانسته شده است.
بااینحال، نمیتوان همه جزئیات مربوط به بنیامیه، بنیمروان یا بنیعباس را از همین جمله کوتاه استخراج کرد.
این مدخل باید میان متن مستقیم خطبه و مصادیقی که شارحان برای آن پیشنهاد کردهاند، تمایز روشن برقرار کند.
آیا همه حکومتهای موروثی مصداق غصباند؟
از نظر لغوی، «مُلک» و «سلطنت» لزوماً به معنای تصاحب غاصبانه نیستند.
در تاریخ اسلام نیز حکومتهای موروثی با شیوههای متفاوتی از انتقال قدرت وجود داشتهاند.
در کلام امامیه، معیار غصب امامت، مخالفت با حق امامت منصوب الهی است.
بنابراین، مفهوم غصب در این بحث از صرف موروثیبودن یک حکومت فراتر میرود.
ازاینرو، نمیتوان بدون تعیین مبنای مشروعیت و بررسی مورد تاریخی، صرف خانوادگیبودن انتقال قدرت را برای اثبات مصداق عبارت خطبه کافی دانست.
آیه ۳۱ سوره الرحمن و هشدار درباره حسابرسی
در ادامه فراز خطبه غدیر، تعبیری از آیه ۳۱ سوره الرحمن آمده است:
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلَانِ؛ ای دو گروه جن و انس! بهزودی به حساب شما خواهیم پرداخت. (الرحمن:۳۱)
این آیه در بافت سوره الرحمن، بخشی از هشدارهای مربوط به قدرت و حسابرسی الهی است.
در آیه، «الثقلان» به دو گروه جن و انس اشاره دارد.
در نقل خطبه غدیر، این تعبیر پس از نکوهش غاصبان آمده است.
برخی شارحان، این پیوند را هشداری درباره حسابرسی الهی از کسانی دانستهاند که به حقوق دیگران تجاوز میکنند.[۱۰]
بااینحال، آیه ۳۱ الرحمن در معنای اولیه خود خطاب گستردهتری دارد و درباره یک گروه تاریخی معین نازل نشده است.
معنای «سنفرغ لکم»
تعبیر «سَنَفْرُغُ لَكُمْ» از نظر ظاهری درباره توجه به حسابرسی و رسیدگی سخن میگوید.
در تفسیر این آیه، باید توجه داشت که خداوند مانند انسانها گرفتار اشتغال، فراغت زمانی یا محدودیت توانایی نیست.
ازاینرو، مفسران این تعبیر را در چارچوب تهدید، حسابرسی و بیان قدرت الهی توضیح دادهاند.
در خطبه غدیر نیز استفاده از این عبارت در کنار نکوهش غاصبان، جنبه هشدار اخروی را برجسته میکند.
آیه ۳۵ سوره الرحمن و ناتوانی از مقابله با عذاب
در سوره الرحمن آمده است:
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ؛ بر شما دو گروه، شعلهای از آتش و دود گداخته فرستاده میشود و نمیتوانید در برابر آن یاری بجویید. (الرحمن:۳۵)
این آیه از ناتوانی جن و انس در مقابله با کیفر الهی سخن میگوید.
در نقل خطبه غدیر، این عبارت در ادامه هشدار درباره تصاحب غاصبانه امامت آمده است.
در تفسیر امامیه، قرارگرفتن آن پس از نکوهش غاصبان، تأکیدی بر مسئولیت اخروی و ناتوانی از فرار از حسابرسی الهی دانسته شده است.
بااینحال، باید میان معنای اصلی آیه قرآن و کاربرد آن در بافت خطبه تفاوت گذاشت.
معنای «شُواظ» و «نُحاس»
«شُواظ» در زبان عربی به شعله و زبانه آتش اشاره دارد.
درباره «نُحاس» در تفسیر آیه ۳۵ سوره الرحمن، توضیحهای لغوی و تفسیری متفاوتی ارائه شده است.
در برخی تفاسیر، این واژه به دود یا ماده گداخته تفسیر شده است.
ازاینرو، در ترجمه آیه باید به اختلاف دیدگاههای لغوی توجه داشت.
مقصود اصلی آیه، بیان عذاب و ناتوانی مخاطبان از مقابله با آن است.
در تفسیر خطبه غدیر نیز این تصویر قرآنی برای نشاندادن شدت هشدار نسبت به رفتارهای نکوهیده بهکار رفته است.
ارتباط دو آیه سوره الرحمن با پیشگویی خطبه
در عبارت خطبه، تعابیر برگرفته از آیات ۳۱ و ۳۵ سوره الرحمن پس از سخن درباره تصاحب غاصبانه امامت آمدهاند.
این پیوند از نظر محتوایی، میان رفتار انسانها در دنیا و مسئولیت آنان در آخرت ارتباط برقرار میکند.
در تفسیر برخی شارحان امامیه، نکوهش غاصبان با یادآوری حسابرسی الهی تکمیل میشود.
از نظر روش تفسیر، باید توجه داشت که این آیات در متن قرآن مخاطب و بافتی گسترده دارند.
بنابراین، قرارگرفتن آنها در خطبه به معنای آن نیست که معنای قرآنیشان بهصورت انحصاری به غصب خلافت محدود میشود.
آیه ۱۲۴ سوره بقره و مشروعیت امامت
از آیات مرتبط با مبنای کلامی امامت، آیه ۱۲۴ سوره بقره است:
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛ و هنگامی که پروردگار ابراهیم او را با فرمانهایی آزمود و او آنها را به انجام رساند، فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار میدهم. ابراهیم گفت: و از نسل من نیز؟ فرمود: عهد من به ستمگران نمیرسد. (بقره:۱۲۴)
در کلام امامیه، این آیه از مستندات الهیبودن منصب امامت و ضرورت شایستگی امام دانسته شده است.
در بررسی فراز پیشگویی خطبه غدیر، ارتباط این آیه با موضوع مشروعیت امامت مطرح میشود.
بااینحال، آیه ۱۲۴ بقره در بافت مستقیم خود درباره حضرت ابراهیم علیهالسلام است و نام حاکمان پس از پیامبر اسلام را ذکر نمیکند.
آیه ۵۸ سوره نساء و امانتداری در حکومت
خداوند میفرماید:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا؛ خداوند به شما فرمان میدهد امانتها را به صاحبانشان بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. خداوند چه نیکو شما را اندرز میدهد؛ خداوند شنوا و بیناست. (نساء:۵۸)
این آیه درباره امانتداری و عدالت در داوری است.
در مباحث سیاسی و اخلاقی اسلام، از آن برای توضیح ضرورت رعایت حقوق و عدالت در اداره جامعه استفاده شده است.
در تفسیر امامیه، موضوع امامت و حق پیشوایی نیز با مفهوم امانت الهی ارتباط داده شده است.
بااینحال، آیه یادشده مستقیماً درباره پیشگویی تبدیل امامت به سلطنت نیست و در این مقاله تنها بهعنوان آیهای مرتبط از نظر مفهوم عدالت و حق ذکر میشود.
دیدگاه شارحان خطبه غدیر
در کتاب شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، فراز «وَسَيَجْعَلُونَهَا مُلْكًا وَاغْتِصَابًا» با تحولات خلافت پس از رحلت پیامبر مرتبط دانسته شده است.
در این شرح، تبدیل خلافت به سلطنت در دوره معاویه و استمرار حکومتهای دودمانی اموی و عباسی از مصادیق تاریخی هشدار پیامبر معرفی شدهاند.[۱۱]
نویسنده همچنین عبارت «لَعَنَ اللَّهُ الْغَاصِبِينَ وَالْمُغْتَصِبِينَ» را در چارچوب نقد تصرف نامشروع حق امامت توضیح داده است.
در ادامه، آیات ۳۱ و ۳۵ سوره الرحمن نیز بهعنوان هشدار درباره سرانجام چنین رفتارهایی بررسی شدهاند.
این توضیحات، بخشی از سنت تفسیر کلامی امامیه از خطبه غدیر هستند و باید از لفظ مستقیم خطبه تفکیک شوند.
تفاوت نقل حدیث و تطبیق تاریخی
از نظر روش پژوهش، بررسی این فراز در دو مرحله انجام میشود.
نخست، بررسی متن و اعتبار نقل مفصل خطبه غدیر است.
در این مرحله باید مشخص شود عبارت مورد بحث در کدام منابع آمده و چه تفاوتهایی میان نسخهها و نقلها وجود دارد.
دوم، بررسی تطبیق تاریخی عبارت بر رخدادهای پس از رحلت پیامبر است.
در این مرحله باید شواهد مربوط به تحولات خلافت، تشکیل حکومتهای دودمانی و شیوه انتقال قدرت بررسی شوند.
اثبات وقوع یک تحول تاریخی، بهتنهایی جایگزین بررسی اعتبار انتساب پیشگویی به پیامبر نیست.
همچنین وجود عبارت پیشگویی در یک منبع روایی، بدون بررسی مستقل، همه تطبیقهای تاریخی ارائهشده توسط شارحان را اثبات نمیکند.
نقد حکومتهای نامشروع در تفسیر امامیه
در تفسیر امامیه، مشروعیت حکومت با حق امامت و فرمان الهی ارتباط دارد.
بر این اساس، تصاحب جایگاه امام منصوب الهی، حتی در صورت دستیابی عملی به قدرت، مشروعیت منصب امامت را ایجاد نمیکند.
در برخی آثار کلامی امامیه، حکومتهایی که برخلاف این مبنا شکل گرفتهاند، با عنوان غصب خلافت مورد نقد قرار گرفتهاند.
بااینحال، در بررسی تاریخی باید میان مبنای اعتقادی مشروعیت، شیوه واقعی انتقال قدرت و عملکرد حاکمان تفاوت گذاشت.
همچنین ارزیابی رفتار حاکمان و میزان مسئولیت همراهان آنان نیازمند بررسی رویدادها و شواهد اختصاصی هر دوره است.
بررسی دلالت فراز
دلالت لفظی
عبارت «وَسَيَجْعَلُونَهَا» دارای معنای خبری درباره آینده است.
«مُلْكًا وَاغْتِصَابًا» از تبدیل جایگاه مورد بحث به سلطنت و تصاحب غاصبانه سخن میگوید.
«لَعَنَ اللَّهُ الْغَاصِبِينَ وَالْمُغْتَصِبِينَ» نکوهش تصاحبکنندگان غاصبانه را بیان میکند.
دلالت درونمتنی
در نقل مفصل خطبه، این فراز پس از بیان استمرار امامت در نسل پیامبر و دستور انتقال پیام غدیر آمده است.
در تفسیر امامیه، این پیوستگی نشاندهنده ارتباط پیشگویی با موضوع جانشینی پیامبر است.
دلالت قرآنی
در ادامه عبارت، از تعابیر سوره الرحمن درباره حسابرسی و ناتوانی از مقابله با عذاب الهی استفاده شده است.
این تعابیر جنبه هشدار اخروی فراز را برجسته میکنند.
دلالت کلامی
در اندیشه امامیه، این فراز با مسئله غصب امامت و تفاوت میان حق جانشینی الهی و دستیابی عملی به قدرت سیاسی مرتبط است.
- دلالت تاریخی
برخی شارحان امامیه، حکومت امویان و عباسیان را از مصادیق تبدیل خلافت به سلطنت معرفی کردهاند.
این تطبیق بر تحلیل تاریخی و مبانی کلامی آنان استوار است و نام این حکومتها در عبارت مستقیم خطبه ذکر نشده است.
جمعبندی
در نقل مفصل خطبه غدیر، پیامبر صلیاللهعلیهوآله از تبدیل امامت به سلطنت و تصاحب غاصبانه آن در آینده سخن میگوید.
در ادامه، غاصبان و تصاحبکنندگان غاصبانه نکوهش شدهاند و با استفاده از تعابیر سوره الرحمن، به حسابرسی و مسئولیت اخروی اشاره شده است.
در تفسیر امامیه، این فراز با مسئله غصب جانشینی پیامبر و تفاوت امامت منصوب الهی با حکومت سیاسی مرتبط دانسته میشود.
برخی شارحان نیز تبدیل خلافت به حکومت دودمانی در دوره امویان و عباسیان را از مصادیق تاریخی این هشدار معرفی کردهاند.
از نظر پژوهشی، باید میان عبارت مستقیم خطبه، تفسیر کلامی مشروعیت و تطبیق تاریخی بر حکومتهای معین تفاوت گذاشت.
همچنین اعتبار انتساب پیشگویی به پیامبر باید با بررسی منابع نقل مفصل خطبه ارزیابی شود.
در مجموع، این فراز یکی از بخشهای مهم خطبه غدیر در موضوع آینده امامت، خطر تصاحب قدرت و مسئولیت حاکمان در برابر فرمان الهی بهشمار میرود.
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۵–۳۹۸.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، خطبه غدیر.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۶–۳۹۷.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۷.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۵–۳۹۸.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۵–۳۹۶.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۵–۳۹۸.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۷–۳۹۸.
- ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۳۹۵–۳۹۸.
منابع
- قرآن کریم.
- الاحتجاج علی أهل اللجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
