سبک‌شناسی خطبه غدیر (مقاله): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (Modir صفحهٔ سبک را به سبک شناسی خطبه غدیر منتقل کرد)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
به عبارت بهتر، سبک هر كس روشى است كه براى بيان انديشه خود بر مى‏ گزيند، مشروط به اينكه اين روش را خود ابداع كرده باشد، يا حداقل با روش ديگران متفاوت باشد.<ref>سبک خراسانى در شعر فارسى (محجوب): ص ۴۹-۵۱ .</ref>
به عبارت بهتر، سبک هر كس روشى است كه براى بيان انديشه خود بر مى‏ گزيند، مشروط به اينكه اين روش را خود ابداع كرده باشد، يا حداقل با روش ديگران متفاوت باشد.<ref>سبک خراسانى در شعر فارسى (محجوب): ص ۴۹-۵۱ .</ref>


پيشينه سبک شناسى را بايد در يونان و روم جستجو كرد. افلاطون سبک را كيفيت و امتيازى تعريف مى‏ كند كه گوينده ‏اى به لحاظ برخوردارى از الگوى مناسب و شايسته كلام از آن بهره‏مند است، و گوينده ‏اى ديگر به دليل فقدان اين الگوى مناسب از آن بى‏ بهره است. اما ارسطو سبک را خاصيت ذاتى كلام میداند و معتقد است هر اثرى داراى سبک است؛ حال اين سبک ممكن است ضعيف، متوسط يا عالى باشد.
پيشينه سبک شناسى را بايد در يونان و روم جستجو كرد. افلاطون سبک را كيفيت و امتيازى تعريف مى‏ كند كه گوينده ‏اى به لحاظ برخوردارى از الگوى مناسب و شايسته كلام از آن بهره ‏مند است، و گوينده ‏اى ديگر به دليل فقدان اين الگوى مناسب از آن بى‏ بهره است. اما ارسطو سبک را خاصيت ذاتى كلام میداند و معتقد است هر اثرى داراى سبک است؛ حال اين سبک ممكن است ضعيف، متوسط يا عالى باشد.


سبک خصوصيتى اكتسابى است، اما به درجات مختلف تقسيم ‏بندى مى شود. روميان نيز سبک را به درجات والا، معتدل و عاميانه تقسيم میكرده ‏اند.<ref>سنت و نوآورى در شعر معاصر (امين‏پور): ص ۱۷۹-۱۸۲.</ref>
سبک خصوصيتى اكتسابى است، اما به درجات مختلف تقسيم ‏بندى مى شود. روميان نيز سبک را به درجات والا، معتدل و عاميانه تقسيم میكرده ‏اند.<ref>سنت و نوآورى در شعر معاصر (امين‏پور): ص ۱۷۹-۱۸۲.</ref>
خط ۳۸: خط ۳۸:


==== '''۲. بسامد تكرار مترادفات''' ====
==== '''۲. بسامد تكرار مترادفات''' ====
الفاظ متفاوت و بسيار هستند، ولى معنى يكى است.<ref>دلائل الاعجاز (جرجانى): ص ۲۴۲.</ref> پيامبر صلى الله عليه وآله در خطبه غدير براى مفاهيم مختلف از كلمات مترادف بسيار استفاده كرده است. با توجه به اينكه چنين كاربردى كمتر در گفتار ديگران به كار مى‏رود و به اين دليل كه داراى بسامد بالايى مى ‏باشد، مى ‏توان آن را يكى از شاخصه‏ هاى سبک خطابى ايشان به شمار آورد. به عنوان نمونه:
الفاظ متفاوت و بسيار هستند، ولى معنى يكى است.<ref>دلائل الاعجاز (جرجانى): ص ۲۴۲.</ref> پيامبر صلى الله عليه وآله در [[خطبه غدیر]] براى مفاهيم مختلف از كلمات مترادف بسيار استفاده كرده است. با توجه به اينكه چنين كاربردى كمتر در گفتار ديگران به كار مى‏رود و به اين دليل كه داراى بسامد بالايى مى ‏باشد، مى ‏توان آن را يكى از شاخصه‏ هاى سبک خطابى ايشان به شمار آورد. به عنوان نمونه:


===== '''الف) ستايش: حمد، شكر، مدح''' =====
===== '''الف) ستايش: حمد، شكر، مدح''' =====
خط ۸۹: خط ۸۹:


==== '''۳. كاربرد نحوى افعال و كلمات در جمله''' ====
==== '''۳. كاربرد نحوى افعال و كلمات در جمله''' ====
علم نحو زبان و [[ادبیات]] عرب را قانونمند میكند و سعى در [[تعریف]] زبان و تمايل زيادى به ساكن بودن و ايستايى دارد، چون زبان دستگاهى زنده است و با جنبه‏ هاى مختلف زندگى ارتباط مستقيم دارد. تا زمانى كه جوشندگى زندگى هست زبان زنده است و متناسب با تغييرات زندگى، خود را با آن وفق مى‏ دهد و پيش مى‏رود، و دوره‏ هايى چون جوانى، ميانسالى، پيرى و مرگ را تجربه مى‏ كند. زبان ارگانيسمى زنده و در حال تحول است.<ref>مطلق (بهمنى): ص ۱۰۰.</ref>
علم نحو زبان و ادبیات عرب را قانونمند میكند و سعى در تعریف زبان و تمايل زيادى به ساكن بودن و ايستايى دارد، چون زبان دستگاهى زنده است و با جنبه‏ هاى مختلف زندگى ارتباط مستقيم دارد. تا زمانى كه جوشندگى زندگى هست زبان زنده است و متناسب با تغييرات زندگى، خود را با آن وفق مى‏ دهد و پيش مى‏رود، و دوره‏ هايى چون جوانى، ميانسالى، پيرى و مرگ را تجربه مى‏ كند. زبان ارگانيسمى زنده و در حال تحول است.<ref>مطلق (بهمنى): ص ۱۰۰.</ref>


با اين وجود، نويسنده، شاعر يا خطيبى هنرمند است، كه با به كارگيرى زبان تمامى قواعد را به درستى رعايت نمايد و جمله‏ هاى زيبايى پديد آورد.
با اين وجود، نويسنده، شاعر يا خطيبى هنرمند است، كه با به كارگيرى زبان تمامى قواعد را به درستى رعايت نمايد و جمله‏ هاى زيبايى پديد آورد.


اين امر در خطبه غدير به شكل تام انجام پذيرفته، به طورى كه مى ‏توان گفت: گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله از سستى تركيبات و ضعف [[تألیف]] به دور است، و زبان ايشان زبان استوار، فصيح و داراى زيبايى‏ هايى مى ‏باشد كه در ادامه اشاره خواهد شد.
اين امر در خطبه غدير به شكل تام انجام پذيرفته، به طورى كه مى ‏توان گفت: گفتار [[حضرت محمّد صلی الله علیه وآله|پیامبر صلی الله علیه و آله]] از سستى تركيبات و ضعف تألیف به دور است، و زبان ايشان زبان استوار، فصيح و داراى زيبايى‏ هايى مى ‏باشد كه در ادامه اشاره خواهد شد.


===== '''الف) كاربرد افعال''' =====
===== '''الف) كاربرد افعال''' =====
خط ۱۱۸: خط ۱۱۸:


====== '''چهارم: تركيب واژگان''' ======
====== '''چهارم: تركيب واژگان''' ======
تركيب واژه ‏ها براى دلالت بيشتر بر معناى مورد نظر، نشان از قدرت زبانى گوينده دارد. پيامبر صلى الله عليه وآله در خطبه غدير در اين باره تركيبات زيبايى به كاربرده، كه موجب اداى بيشتر معناى مورد نظر خواهد شد. برخى از اين تركيبات به كار رفته در جملات عبارتند از:
تركيب واژه ‏ها براى دلالت بيشتر بر معناى مورد نظر، نشان از قدرت زبانى گوينده دارد. [[حضرت محمّد صلی الله علیه وآله|پیامبر صلی الله علیه وآله]] در خطبه غدير در اين باره تركيبات زيبايى به كاربرده، كه موجب اداى بيشتر معناى مورد نظر خواهد شد. برخى از اين تركيبات به كار رفته در جملات عبارتند از:


بارئ المسموكات، و داحى المدحوّات، و جبار الارضين و السماوات.
بارئ المسموكات، و داحى المدحوّات، و جبار الارضين و السماوات.
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
بسامد بالاى استفاده از حروف دلالت بر احاطه فراوان پيامبر مكرم اسلام ‏صلى الله عليه وآله بر معناى حرف مربوط دارد. در اين باره فقط به بسامد تكرار حرف جرّ «عن» اشاره مى‏ شود:
بسامد بالاى استفاده از حروف دلالت بر احاطه فراوان پيامبر مكرم اسلام ‏صلى الله عليه وآله بر معناى حرف مربوط دارد. در اين باره فقط به بسامد تكرار حرف جرّ «عن» اشاره مى‏ شود:


عن السلام: ان جبرئيل هبط الىّ مراراً ثلاثاً، يأمرنى عن السلام ربى -  و هو السلام -  ان اقوم فى هذا المشهد.
عن السلام: ان [[جبرئیل]] هبط الىّ مراراً ثلاثاً، يأمرنى عن السلام ربى -  و هو السلام -  ان اقوم فى هذا المشهد.


عن تبليغ ذلك: و سألت جبرئيل ان يستعفى فى (السلام) عن تبليغ ذلك اليكم.
عن تبليغ ذلك: و سألت جبرئيل ان يستعفى فى (السلام) عن تبليغ ذلك اليكم.
خط ۲۸۷: خط ۲۸۷:
مطالعه سبک شناسانه خطبه غدير به خوبى نشان دهنده تمايز آن از ديگر متون ادبى است، زيرا بسامد بالاى استفاده از آرايه ‏هاى ادبى در كنار بسامد بالاى حروف و... ، نشانگر نمونه عالى از بلاغت بر ساختار زبانى است.
مطالعه سبک شناسانه خطبه غدير به خوبى نشان دهنده تمايز آن از ديگر متون ادبى است، زيرا بسامد بالاى استفاده از آرايه ‏هاى ادبى در كنار بسامد بالاى حروف و... ، نشانگر نمونه عالى از بلاغت بر ساختار زبانى است.


بلاغت آنچنان، در روح خطبه غدير عجين گشته كه تمامى الفاظش مراعات نظير را دارد، و مراعات نظير يعنى تناسب الفاظ از هر حيثى. اين مسئله به وجود نمى ‏آيد مگر اينكه گوينده از ذوق سرشار ادبى برخوردار باشد.
بلاغت آنچنان، در روح [[خطبه غدیر]] عجين گشته كه تمامى الفاظش مراعات نظير را دارد، و مراعات نظير يعنى تناسب الفاظ از هر حيثى. اين مسئله به وجود نمى ‏آيد مگر اينكه گوينده از ذوق سرشار ادبى برخوردار باشد.


وجود انواع جناس ‏ها و بسامد بالاى آن نشان دهنده رويكردى لحن درونى خطبه است.
وجود انواع جناس ‏ها و بسامد بالاى آن نشان دهنده رويكردى لحن درونى خطبه است.