پرسش و پاسخ از ولایت در غدیر
پرسش و پاسخ از ولايت در غدير××× 2 سخنرانى استثنائى غدير: ص 81 . واقعه قرآنى غدير: ص 115. ×××
پرسش و پاسخ پس از خطبه غدير را مىتوان از جهاتى مورد تحليل و بررسى قرار داد. پس از پايان خطبه غدير و مراسم عمامهگذارى اميرالمؤمنينعليه السلام و تبريك و تهنيت، چند سؤال كه از سوى مؤمنين و نيز منافقين از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيده شد، بر روشنگرى غدير افزود. گذشته از جلوه دادن عملى مفاهيم خطبه غدير، حضرت برنامههاى ويژهاى در نظر داشت كه هدف آن تكميل مفاهيم مطرح شده در خطبه بود.
اين طرح در سه قسمت به اجرا در آمد و نشان داد كه براى يك سخنرانى در غدير تا كجا فكر شده و چقدر دقيق برنامهريزى شده است. يكى نشان دادن حساسترين و مهمترين پيام خطبه با تكرار »مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...« ، و ديگرى پاسخ به سؤالاتى در زمينه مسائل مطرح شده در خطابه به خصوص شبهات منافقين، و سومى اعلان رسمى شكست توطئهگران بود.
در كنار تكرار حديث غدير توسط منادى پيامبرصلى الله عليه وآله در فضاى غدير، برنامه پاسخگويى به سؤالات بود.
بايد در نظر داشت سؤال زاييده توجه كامل مخاطب به خطاب است، چه اين سؤال از سوى دوستان باشد چه منافقان. گاهى هم سؤال كننده مىپرسد تا ديگران بدانند، و يا با اشاره خودِ پيامبرصلى الله عليه وآله سؤال مىكنند تا توضيحى لازم براى مردم ارائه شود و شبههاى بر طرف گردد. در هر صورت نتيجه اين پرسش و پاسخها جز تكميل مفاهيم غدير در اذهان مردم نخواهد بود.
در فرصتى همچون وقت نماز كه پيامبرصلى الله عليه وآله در ميان مردم حضور داشت، سلمان فارسى از ميان جمعيت صدا زد: يا رسولاللَّه، اين ولايت كه براى على اعلام فرمودى مانند كدام ولايت است؟
كيفيت مطرح شدن اين سؤال نشان مىداد كه تعمدى در طرح آن وجود دارد و درخواست نشان دادن شبيه براى اين ولايت براى تعيين دقيق حدود آن و جلوگيرى از هر تفسير ناروايى بر سخنان پيامبرصلى الله عليه وآله در خطابه است.
حضرت در پاسخ فرمود: »ولايتى همچون ولايت من« . اين جمله كوتاه بدان معنا بود كه به جاى هر گونه تفسيرى كافى است اعتقادى كه نسبت به من داريد نسبت به علىعليه السلام داشته باشيد. لذا به دنبال اين جمله فرمود: مَنْ كُنْتُ اَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِىٌّ اَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ: هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بودهام على نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر است.
سؤال بعدى را يكى ديگر از اصحاب مطرح كرد كه مىخواست مفهوم دقيق و ريشهدار ولايت را بداند. او پرسيد: منظور دقيق شما از »مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ« چه بود؟
پاسخ پيامبرصلى الله عليه وآله يكى از زيباترين جلوههاى كلام بود كه در كوتاهترين عبارات بلندترين معانى را جاى داد. آن حضرت ابتدا ولايت خدا را بر خود و ولايت مدارى خود را نسبت به خدا خاطر نشان كرد، و سپس ولايت خود و علىعليه السلام را نسبت به مردم فرع آن و منشعب از آن دانست؛ و در اين باره فرمود:
خداوند مولاى من است و از خودم بر من صاحب اختيارتر است، و در برابر خدا مرا براى خويش اختيارى نيست. پس از خدا من مولاى مؤمنان هستم و از مؤمنان بر خودشان صاحب اختيارترم، و در برابر من آنان را اختيارى نيست. اكنون هر كس كه من مولاى اويم - يعنى نسبت به او از خودش صاحب اختيارترم و در برابر من او را اختيارى نيست - على بن ابىطالب مولاى اوست، و در برابر او برايش اختيارى نيست.
سؤال ديگرى از سوى ابوبكر و عمر و منافقين مطرح شد كه نشان مىداد هدف آن قرار دادن آياتى از قرآن در برابر آيات غدير است! آنان سه آيه »اَطيعُوا اللَّهَ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ« )نساء / 59) و »اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ« )مائده / 55) و »اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْيَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً« )توبه / 16) را مطرح كردند.
هر سه آيه ظاهرى كلى داشت و سه كلمه »اولى الامر« در آيه اول و »زكات در حال ركوع« در آيه دوم و »مؤمنين« در آيه سوم قابليت انطباق بر مصاديق مختلفى داشت. اما پيامبرصلى الله عليه وآله درباره هر سه آيه بارها فرموده بود كه منظور از اين موارد فقط على بن ابىطالبعليه السلام است.
اكنون منافقين با پيش كشيدن اين سه آيه، تفسير هميشگى پيامبرصلى الله عليه وآله را درباره آنها زير سؤال بردند و گفتند: آيا اين سه آيه مخصوص علىعليه السلام است؟
پيامبرصلى الله عليه وآله فرصت را بسيار مناسب براى بستن راه هر شبههاى ديد و با سؤال كنندگان وارد گفتگو شد تا با ذكر تفصيلى درباره آيات مزبور به تكميل مفاهيم خطبه غدير بپردازد. آن حضرت ابتدا در پاسخ آنان يازده امام را به علىعليه السلام اضافه كرد و فرمود: آرى، اين آيات درباره على و جانشينان من تا روز قيامت است.
منافقين گفتند: يا رسولاللَّه، آنان را براى ما بيان فرما.
حضرت كه منتظر چنين سؤالى بود پاسخ داد: على برادرم و وزيرم و وارثم و وصيم و خليفهام در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من، سپس پسرم حسن، و سپس حسين، و بعد از او نُه نفر از فرزندان پسرم حسين، يكى پس از ديگرى كه قرآن با آنان است و آنان با قرآن اند. از آن جدا نمىشوند و قرآن از آنان جدا نمىشود تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند.
با معرفى دوازده امامعليهم السلام، اكنون جاى آن بود كه دست و پاى نفاق بسته شود و با نشان دادن گستره ولايتِ امامان، همسان بودن و صاحب اختيارى آنان با صاحب اختيارى خود اعلام گردد.
براى اين منظور پيامبر مكرم اسلامصلى الله عليه وآله در پيشگاه مردم رو به حضرت علىعليه السلام كرد و فرمود: هر كس تو را اطاعت كند مرا اطاعت كرده، و هر كس مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است؛ و هر كس از تو سرپيچى كند از خداى تعالى سرپيچى كرده است.××× 1 عوالم العلوم: ج 3 / 15 ص 234 - 231 133. منابع سؤال هنگام حركت از مدينه: عوالم العلوم: ج 3 / 15 ص 233. كتاب سليم: ص 198. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 25. ×××