ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی بن عبیدالله قرشی بغدادی، مشهور به ابن جوزی (۵۰۸-۵۱۰ تا ۵۹۷ق)، از چهره‌های علمی اهل سنت در سده ششم هجری است. وی در حوزه‌های گوناگونی چون تفسیر، حدیث، تاریخ، فقه، وعظ و طب آثاری پدید آورد و نامش در مراکز علمی اهل سنت زنده مانده است. با این حال، برخی رویکردهای رجالی او – به ویژه در جرح و تعدیل راویان – متأثر از دشمنی با اهل بیت علیهم السلام بوده و از سوی عالمان امامیه به نقد کشیده شده است.

ابوالفرج ابن جوزی (عبدالرحمن بن علی)
اطلاعات فردی
نام کاملابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی بن عبیدالله قرشی بغدادی
سرشناسیمحدث، مورخ، واعظ حنبلی، صاحب کتاب «الموضوعات»
تولد۵۰۸-۵۱۰ هجری قمری / بغداد (درب حبیب)
وفات۵۹۷ هجری قمری / بغداد
محل دفنبغداد
خویشان سرشناسسبط ابن جوزی (نوه، مورخ معروف)
اطلاعات علمی
استادانابن ناصر حنبلی، ابوالقاسم هروی، ابن زاغونی، ابوبکر دینوری، قاضی ابی یعلی، ابومنصور جوالیقی و...
شاگردانمحی‌الدین یوسف (پسر)، سبط ابن جوزی، حافظ عبدالغنی، شیخ موفق، ضیاء محمد، ابن خلیل، دبیثی، ابن نجار
تحصیلاتحدیث، تفسیر، فقه، اصول، ادبیات، وعظ، طب
مذهبحنبلی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتتصنیف در علوم مختلف
علت شهرتتألیف بیش از ۱۰۰ اثر (از جمله «المنتظم»، «الموضوعات»، «صید الخاطر»)

زندگی نامه[۱]

ابن جوزی در نسب با چند واسطه به محمد بن ابی‌بکر می‌رسد.[۲] درباره علت شهرت وی به «ابن جوزی» اقوال گوناگونی ذکر شده است: یکی از اجدادش به نام جعفر، به خرید و فروش گردو (جوز) اشتغال داشت؛ یا خانه او در بصره کنار نهری به نام «جوز» قرار داشت؛ یا در شهر واسط درخت گردوی منحصربه‌فردی در خانه او می‌رویید.[۳]

وی در «درب حبیب» بغداد بین سال‌های ۵۰۸ تا ۵۱۰ هجری قمری دیده به جهان گشود.[۴] پدرش را در حدود سه سالگی از دست داد و عمه‌اش سرپرستی او را بر عهده گرفت. ابن جوزی در کودکی با همسالان خود بازی نمی‌کرد و عمه‌اش از همان آغاز او را نزد علمای عصر می‌برد.[۵] خودش می‌گوید: «من از کودکی شیفته دانش بودم که همه رشته‌ها را بیاموزم و هر رشته را به طور کامل فراگیرم؛ سختی‌های راه دانش برایم از عسل شیرین‌تر بود».[۶] از سیزده سالگی به تألیف پرداخت[۷] و تا پایان عمر از نوشتن بازنایستاد.

اساتید

ابن جوزی نزد بیش از هشتاد استاد دانش آموخت.[۸] مهم‌ترین آنان عبارتند از:

  • ابن ناصر حنبلی: نخستین استاد وی در علوم حدیث و قرآن.
  • ابوالقاسم هروی: آموزگار وعظ و خطابه.
  • ابن زاغونی.
  • ابوبکر دینوری و قاضی ابی یعلی: در فقه، خلاف، جدل و اصول.
  • ابوالحصین، علی بن عبدالواحد، حسین بن محمد بارع، ابوالسعادات احمد بن متوکل.
  • ابومنصور جوالیقی: در علوم ادبی.[۹]

شاگردان

به دلیل جایگاه علمی ابن جوزی، شاگردان بسیاری از او استفاده کردند.[۱۰] از جمله:

  • محی‌الدین یوسف (پسرش)
  • شمس‌الدین یوسف (سبط ابن جوزی، نوه‌اش)
  • حافظ عبدالغنی
  • شیخ موفق
  • ضیاء محمد
  • ابن خلیل
  • دبیثی
  • ابن نجار

آثار

شمار آثار ابن جوزی بسیار است. ذهبی می‌گوید: «کسی را نمی‌شناسم به اندازه ابن جوزی تصنیف کرده باشد».[۱۱]

  • زاد المسیر فی علم التفسیر
  • المنتظم فی التاریخ
  • الموضوعات الکبری
  • صفة الصفوة
  • تلبیس ابلیس
  • صید الخاطر
  • الضعفاء و المتروکین
  • العلل المتناهیة فی الأحادیث الواهیة
  • دفع شبه التشبیه
  • الوفا فی فضائل المصطفی

جایگاه علمی

بیشتر تراجم‌نویسان اهل سنت، ابن جوزی را ستوده‌اند. ابن خلکان می‌نویسد: «او علامه عصر، امام وقت در حدیث و وعظ بود که در فنون گوناگون تصانیف متعدد دارد». ذهبی نیز می‌گوید: «کسی را به اندازه ابن جوزی تصنیف نمی‌شناسم».[۱۲]

جرح

ابن جوزی در کتاب «الموضوعات» خود، بسیاری از جرح و تعدیل‌ها را بر پایه دشمنی با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله پایه‌ریزی کرده و احادیث مناقب آنان را تکذیب نموده است.[۱۳] در زندگی امامان شیعه علیهم السلام جز زهد، تقوی، علم و فضیلت چیزی دیده نمی‌شود، اما دشمنان اهل بیت وقتی هیچ بهانه‌ای برای تضعیف آنان نمی‌یابند، با اصطلاحاتی مانند «لیس بشیء» آنان را بی‌اعتبار می‌کنند. ابن جوزی در مورد امام حسن عسکری علیه السلام می‌نویسد: «والحسن بن علی صاحب العسکر... لیس بشیء».[۱۴]

عالمان علم حدیث اهل سنت خود اذعان دارند که جرح بدون دلیل اساساً ارزشی ندارد.[۱۵] بنابراین جرح‌های ابن جوزی در مورد امامان اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان فاقد حجت است. برای نمونه، درباره امام رضا علیه السلام گفته شده: «یروی عن أبیه العجائب»[۱۶]، بدون اینکه مشخص شود «عجائب» چیست – چنین سخنی هرگز دلالت بر جرح ندارد.

وفات

ابن جوزی در سال ۵۹۷ هجری قمری در بغداد درگذشت.[۱۷]

معناى مولى در كلام ابن‏ جوزى[۱۸]

در كتاب «عوالم العلوم» فهرستى از راويان حدیث و شعرا و اهل لغت عامه كه معنى «اولى» را معناى اصلى كلمه مولى دانسته ‏اند آورده است[۱۹]، كه يكى از آن ها ابن‏ جوزی بغدادی (م ۵۹۷ق) است.[۲۰]

پانویس

  1. جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام، ج۱، ص۱۳۲
  2. تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۳۴۲
  3. النجوم الزاهره، ج۵، ص۱۷۳؛ شذرات الذهب، ج۴، ص۳۲۹؛ تذکرة الخواص، ص۲۷۸
  4. البدایة و النهایة، ج۱۳، ص۲۳ و ۳۵
  5. المنتظم، ج۱، ص۱۵
  6. صید الخاطر، ص۵۹ و ۳۱۶
  7. ذیل طبقات الحنابله، ص۴۱۶
  8. المنتظم، ج۱، ص۱۵
  9. تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۳۴۲-۱۳۴۷؛ صید الخاطر، ص۱۳۵
  10. وفیات الاعیان، ج۳، ص۱۴۱؛ تذکرة الخواص، ص۲۸۴
  11. تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۳۴۲، المنتظم، ج۱، ص۱۳، ۲۴۵، ۲۴۶، ۲۵۲ و ۳۲۴؛ روضات الجنات، ج۵، ص۳۸؛ مرآة الزمان، ج۸، ص۴۸۲
  12. تذکرة الحفاظ، ج۴، ص۱۳۴۲
  13. الموضوعات، ج۱، ص۴۱۵
  14. تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۹: ۶۲۸
  15. الکفایة فی علم الروایة، ج۱، ص۱۰۸؛ طبقات الشافعیة الکبری، ج۲، ص۱۱؛ تدریب الراوی، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۷؛ الیواقیت والدرر، ج۲، ص۳۷۴
  16. تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۹
  17. المنتظم، ج۱، ص۱۸
  18. اسرار غدير: ص ۱۱۳. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۱.
  19. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۵۹.
  20. دانشنامه غدیر،ج ۲،ص ۴۳۵