پرش به محتوا

ابن غالیه

از ویکی غدیر
(تغییرمسیر از ابن غاليه)

یحیی بن سعید بن علی حَنْبلی، معروف به ابن غالیه، در قطیفا که در غرب بغداد واقع است، سکونت داشته و به دلیل اعتماد زیاد، یکی از شهود مورد قبول در محاکم بوده است. ابن غالیه روایتگر مناظره بین فخر اسماعیل بن علی حنبلی و مرد حنبلی است که در کتاب های کلامی به آن اشاره شده است[۱].

نقل یک مناظره غدیری توسط ابن غالیه[۲]

همان گونه كه در موضوعات مختلف دينى مناظره و مباحثه صورت گرفته، در موضوع غدیر نيز چندين مناظره رخ داده، كه يكى از آنها داستان ابن‏ غاليه و فقیه حنبلی در زیارت عید غدیر است:

ابن‏ ابی ‏الحدید در شرح «نهج البلاغه» مى‏ گويد[۳]: يحيى بن سعيد بن على حنبلى كه معروف به ابن‏ غاليه است، و در قطيفا كه در جانب غرب بغداد است سكنى دارد.

از كثرت وثوق و اعتماد، او يكى از شهودى است كه شهادت او نزد قاضى محكمه مسموع است. وى براى من گفت:

من در نزد فخر اسماعیل بن علی حنبلی فقيه معروف به غلام ابن المثنى حاضر بودم، و فخر اسماعيل از پيشوايان حنبلی ها در بغداد بود و در فقه و مسائل خلاف يد طولايى داشت و تدريس علم منطق میكرد و مجلسى خوش و شيرين عبارت داشت. من او را ديده‏ ام و سخن او را شنيده ‏ام و در سنه ششصد و ده از دنيا رفت.

ابن‏ غاليه مى‏ گويد: ما روزى در نزد او به گفتگو مشغول بوديم كه يک نفر از حنبلى ‏ها وارد شد، و داستانى داشت به اين شرح:

بر عهده يكى از كوفيان طلبى داشت و رفته بود به كوفه تا دين خود را بگيرد. اتفاقاً رفتن او به کوفه مصادف شده بود با زیارت روز غدير، و اين مرد حنبلى در كوفه بود.

اين زيارت كه در روز هجدهم از ماه ذى ‏الحجه است، آن قدر از خلايق به مشهد و مرقد امیرالمؤمنین‏ علیه السلام گرد آمده بودند كه از حد شمارش بيرون بود.

ابن ‏غاليه مى‏ گويد: فَخر اسماعيل شروع كرد از احوال آن مرد پرسيدن، كه آيا مال تو وصول شد؟ و آيا مقدارى از آن مال در نزد بدهكار تو باقى مانده است؟ و آن مرد حنبلى جواب فخر را مى ‏داد.

تا اينكه آن مرد به فخر گفت: يا سيدى! اگر تو در روز غدير حضور داشتى، مشاهده مى كردى آنچه را كه از فضايح و گفتار شنيع و سبّ صحابه علنى با صداهاى بلند بدون هيچ مراقبه و هيچ ترسى، در كنار قبر على بن ابى‏ طالب‏ عليه السلام به وقوع مى‏ پيوندد!

فخر اسماعيل گفت: اين مردم كه سبّ مى‏ كنند چه گناهى دارند؟ سوگند به خدا، كسى آنها را بر سبّ جرأت نداد و اين باب را به روى آنان نگشود مگر صاحب همين قبر.

آن مرد گفت: صاحب اين قبر كيست؟!

فخر گفت: على ابن ابى ‏طالب ‏عليه السلام.

آن مرد گفت: يا سيدى! او است آن كسى كه اين سبّ را براى اين مردم سنت كرد و به آنها ياد داد و راه مردم را به آن گشود؟!

فخر گفت: آرى!

آن مرد گفت: يا سيدى! بنابراين اگر على ‏عليه السلام بر حق است پس چرا فلان و فلان را دوست داريم، و اگر باطل است پس چرا ما او را دوست داريم؟ در اينجا سزاوار اين است كه يا از او و يا از دو نفر ديگر تبرى بجوييم و بيزار شويم.

ابن ‏غاليه مى‏ گويد: آنچنان فقيه حنبلى فخر در جواب او درماند كه از مجلس به سرعت برخاست و نعل خود را پوشيد و گفت:

خدا لعنت كند اسماعيل را (فاعل بن فاعل) اگر جواب اين مسئله را بداند. و رفت و در اندرونش داخل شد. ما نيز برخاستيم و منصرف شديم.[۴]

پانویس

  1. ↑ حسینی طهرانی، محمدحسین، امام شناسی، جلد: ۷، صفحه: ۱۸۸، علامه طباطبايی، مشهد مقدس - ایران، 1426 ه.ق، غایة المرام و حجة الخصام في تعیین الإمام من طریق الخاص و العام، جلد: ۱، صفحه: ۳۰۳، فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام في النجف، صفحه: ۱۲۵،
  2. ↑ غدير بهترين روز خدا: ص۶۹-۸۲.
  3. ↑ ابن ابی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، جلد: ۹، صفحه: ۳۰۷، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، قم - ایران
  4. ↑ غاية المرام: ص ۹۲.