پرش به محتوا

ابوطالب انباری

از ویکی غدیر
ابوطالب انباری
اطلاعات فردی
نام کاملعبیدالله (یا عبدالله) بن ابی‌زید احمد بن یعقوب بن نصر انباری (معروف به ابن ابی‌زید)
سرشناسیمحدث امامیه در سدهٔ سوم و چهارم هجری
تولدنیمهٔ دوم سدهٔ سوم هجری (حدود ۲۷۰–۲۸۰ق)
وفات۳۵۶ هجری قمری (در شهر واسط)
محل دفنواسط (عراق کنونی)
اطلاعات علمی
استادانابوالعباس احمد بن مغلس حمانی، حسین بن قاسم بن شمون کاتب و…
شاگردانهارون بن موسی تلعکبری (م. ۳۸۵ق)، احمد بن محمد بن عبیدالله بن عیاش جوهری (م. ۴۰۱ق)، ابن قولویه، ابوغالب زراری (م. ۳۶۸ق) و…
مذهبابتدا واقفی مذهب، سپس در اواخر عمر به مذهب امامیه گروید
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتتألیف بیش از ۱۴۰ کتاب و رساله، از جمله: «طرق حدیث الغدیر»، «طرق حدیث الرایه»، «اسماء امیرالمؤمنین علیه‌السلام» و…

ابوطالب عبیدالله (عبدالله) بن ابی‌زید احمد بن یعقوب بن نصر انباری (م. ۳۵۶ق)، از محدثان امامیه در سدهٔ سوم و چهارم هجری و صاحب تألیفات بسیار در حوزه‌های فقهی، فلسفی و کلامی است. وی که ابتدا بر مذهب واقفه بود، در اواخر عمر به مذهب امامیه گروید و با وجود شهرت در زهد و عبادت، از سوی برخی بزرگان امامیه به غلو متهم شد و در انزوا زیست. جایگاه رجالی او به دلیل اختلاف نظر میان نجاشی و شیخ طوسی، همواره مورد بحث عالمان رجال بوده است.

زندگی‌نامه

ابوطالب عبیدالله (یا عبدالله) بن ابی‌زید احمد بن یعقوب بن نصر انباری، معروف به ابن ابی‌زید، اصالتاً از شهر انبار[۱] و مقیم واسط بود.[۲] نجاشی تنها با عنوان «عبیدالله» از او یاد کرده است، اما شیخ طوسی در کتاب‌های رجال و فهرست، گاهی از او با عنوان «عبیدالله» و گاهی با عنوان «عبدالله» نام برده است.[۳] به پیروی از او، دانشمندان رجال نیز هر دو نام را آورده‌اند.[۴] خویی با توجه به اتحاد کتاب‌ها، استادان و شاگردان، به درستی حکم کرده که هر دو یکی هستند و «عبدالله» تصحیفی از «عبیدالله» است.[۵] کنیهٔ پدر او «ابوزید» است،[۶] اما در فهرست طوسی به اشتباه «ابوزید» به عنوان جد او معرفی شده است.[۷] با توجه به اینکه ابوطالب در سال ۲۹۷ق از ابوالعباس حمایی حدیث شنیده است،[۸] تولد او باید در نیمهٔ دوم سدهٔ سوم هجری واقع شده باشد.

مذهب

دربارهٔ مذهب ابوطالب، تردیدی نیست که او ابتدا بر مذهب واقفه بود و بیشتر عمر خود را بر این مذهب گذراند، اما در پایان عمر به مذهب امامیه گروید. این مطلب را شاگرد و معاصر او، ابوغالب زراری، تأیید کرده است.[۹] ابن ندیم با اذعان به اینکه مذهب او دقیقاً معلوم نیست، از برخی روایت می‌کند که او بر مذهب ناووسیّه (قائلان به حیات و مهدویت امام صادق علیه‌السلام) بوده است.[۱۰] در نسخه‌های موجود از فهرست ابن ندیم، لفظ «بابوشیّه» آمده، اما به قرینهٔ نقل شیخ طوسی از ابن ندیم،[۱۱] این لفظ تصحیفی از «ناووسیه» است. با این حال، دربارهٔ ناووسیه نیز نمی‌توان باور کرد که ابوطالب مدتی بر این مذهب بوده است؛ زیرا خود ابن ندیم این اعتقاد را نداشته و تنها از شخصی نامعلوم نقل قول کرده است.[۱۲] بنابر این، تنها گرایش او به واقفه و سپس عدول به امامیه مسلّم است. پس از گروش به امامیه، او در زهد و عبادت و خشوع سرآمد همگان بود و از عامهٔ مردم واسط پرهیز داشت و نمازهای خود را در خرابه‌ها و مکان‌های خلوت به جای می‌آورد.[۱۳]

جایگاه رجالی

ابوطالب انباری در میان عالمان رجال، جایگاهی بحث‌برانگیز دارد. از یک سو، نجاشی او را توثیق کرده است[۱۴] و از سوی دیگر، شیخ طوسی او را تضعیف نموده است.[۱۵] دلیل تضعیف او، اتهام به غلو از سوی بزرگان امامیه بود. هنگامی که ابوطالب به بغداد وارد شد، بزرگان امامیه او را به غلو متهم کردند و کوشیدند او را در انزوا قرار دهند؛ به گونه‌ای که حسین بن عبیدالله غضائری نتوانست استادان خود را برای استفاده از محضر انباری راضی کند.[۱۶]

مامقانی با پذیرش توثیق نجاشی، او را ثقه دانسته است.[۱۷] اما خویی معتقد است که اضبط بودن نجاشی بر شیخ طوسی، در مقام شهادت (نه حکایت) اثری ندارد و در تعارض قول نجاشی و شیخ، تساقط رخ می‌دهد؛ از این‌رو، به وثاقت ابوطالب نمی‌توان حکم کرد.[۱۸] برخی دیگر از بزرگان مانند علامه حلی،[۱۹] ابن داوود حلی،[۲۰] شیخ حر عاملی[۲۱] و محقق داماد[۲۲] او را توثیق کرده‌اند. با این حال، از آنجا که ابوطالب در اواخر عمر در انزوا به سر می‌برد و ظاهراً روایت چندانی نکرده است، در روایاتی که تنها وی در نقل آن منفرد است، باید با تردید نگریست.

اساتید

ابوطالب از استادان برجسته‌ای چون ابوالعباس احمد بن مغلس حمانی، حسین بن قاسم بن شمون کاتب، احمد بن محمد بن رباح قلاء سوّاق و برادرش علی بن محمد بن رباح، حسن بن محمد بن جمهور عمی بصری، ابوالعباس ثعلب (م. ۲۹۱ق) و ابوبکر بن ابی‌داود سجستانی[۲۳] روایت کرده است.[۲۴]

شاگردان

شاگردان او نیز عبارت‌اند از: هارون بن موسی تلعکبری (م. ۳۸۵ق)،[۲۵] احمد بن محمد بن عبیدالله بن عیاش جوهری (م. ۴۰۱ق) و دیگر راویان شیعه و اهل‌سنت.[۲۶]

آثار

تألیفات ابوطالب انباری بسیار فراوان بوده و شمار آنها را تا ۱۴۰ کتاب و رساله گفته‌اند.[۲۷] از مهم‌ترین آثار او که در منابع به آن اشاره شده، عبارت‌اند از: «البیان عن حقیقة الانسان»، «الشافی فی علم الدین»، «الامامه»،[۲۸] «المطالب الفلسفیه»،[۲۹] «الصفوه»، «الانتصار للشیع من اهل البدع»، «التوحید والعدل والامامه»، «طرق حدیث الغدیر»، «طرق حدیث الرایه»، «طرق حدیث انت بمنزلة هارون من موسی»،[۳۰] «التفضیل»، «ادعیه الائمه»، «فدک»، «مزار ابی‌عبدالله علیه‌السلام»، «طرق حدیث الطائر»، «طرق حدیث قسیم النار»، «التطهیر»، «الخط والقلم»، «اخبار فاطمه علیهاالسلام»، «فرق الشیعه»، «الابانة عن اختلاف الناس فی الامامه»، «مسند خلفاء بنی عباس»، «اسماء امیرالمؤمنین علیه‌السلام» (که سید بن طاووس در الیقین، صفحه ۲۲۱ از آن بهره برده است)، «الامتحان»[۳۱] و «شرح شمایل النبی صلی الله علیه وآله و سلم لترمذی».[۳۲]

وفات

ابوطالب انباری سرانجام در سال ۳۵۶ هجری قمری در شهر واسط درگذشت.[۳۳]

تألیف در غدیر[۳۴]

از جمله مؤلفین مشهور چهارده قرن که در مورد غدیر تألیف داشته‌اند ابوطالب انباری (م ۳۵۶ ق) است. معرفی کتاب او از این قرار است: طرق حدیث الغدیر،[۳۵] عبیدالله بن احمد انباری (ابوطالب، ابن ابی زید، م ۳۵۶ ق) عربی، خطی. در کتاب «الفهرست» شیخ طوسی و «الفهرست» ندیم فقط نام «کتاب الامامة»، و در «معالم العلماء» نام «الامامة» آمده است. ولی از آنجا که در «رجال النجاشی» در تألیفات مؤلف کتاب الامامة را جدای از این کتاب نامبرده، معلوم می‌گردد این دو کتاب‌های جداگانه هستند.[۳۶]

پانویس

  1. نجاشی، رجال النجاشی، ص ۲۳۲
  2. ابن ندیم، الفهرست، ص ۲۴۷
  3. رجال الطوسی، ص ۴۳۲؛ الفهرست، ص ۱۰۳ و ص ۲۷
  4. تستری، قاموس الرجال، ج ۶، ص ۲۲۵، ۲۴۴؛ قهپایی، مجمع الرجال، ج ۳، ص ۲۵۸، ۲۶۴
  5. معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۹۵
  6. نجاشی، همان، ص ۲۳۲
  7. الفهرست، ص ۱۰۳
  8. نجاشی، همان، ص ۳۱۴
  9. نجاشی، همان، ص ۲۳۲
  10. الفهرست، ص ۲۴۴
  11. الفهرست، ص ۱۰۳
  12. تستری، قاموس الرجال، ج ۶، ص ۲۲۷
  13. نجاشی، همان، ص ۲۳۳
  14. رجال النجاشی، ص ۲۳۲
  15. رجال الطوسی، ص ۴۳۲
  16. نجاشی، همان، ص ۲۳۳
  17. تنقیح المقال، ج ۱۳، ص ۳۱۳
  18. معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۹۵
  19. خلاصة الاقوال، ص ۱۹۴
  20. رجال ابن داود، ص ۱۱۶
  21. وسائل الشیعه، ج ۳۰، ص ۴۰۵ و ۴۱۷
  22. إثنا عشر رسالة، ج ۷، ص ۲۸
  23. ابن نجار بغدادی، ذیل تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۲۰
  24. نجاشی، همان، ص ۳۱۴
  25. شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص ۴۴۹
  26. ابن نجار، همان، ج ۲، ص ۲۱
  27. نجاشی، ص ۲۳۲
  28. ابن ندیم، الفهرست، ص ۲۴۴
  29. شیخ طوسی، الفهرست، ص ۱۰۳
  30. نجاشی، همان، ص ۲۳۳
  31. بغدادی، ایضاح المکنون، ج ۲، ص ۲۷۲
  32. کحاله، معجم المؤلفین، ج ۶، ص ۲۳۷
  33. نجاشی، رجال النجاشی، ص ۲۳۳؛ نیز علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص ۱۹۴؛ ابن داوود حلی، رجال ابن داود، ص ۱۱۶
  34. چهارده قرن با غدیر: ص ۱۵۲. غدیر در آئینه کتاب.
  35. رجال النجاشی: ص ۲۳۳ ش ۶۱۷. تنقیح المقال: ج ۲ ص ۱۶۳ ش ۶۷۱۶. طبقات اعلام الشیعة (قرن چهارم): ص۱۵۱، ۱۶۱. الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب: ج۱ ص۱۵۴ ش۴. معجم رجال الحدیث: ج۱۰ ص۹۰ ش۶۶۶۶.
  36. الفهرست (شیخ طوسی): ص ۱۰۳ ش ۴۳۴. الفهرست (ندیم): ص ۲۴۷. معالم العلماء: ص ۴۹۹.