پرش به محتوا

ابونصر فارابی

از ویکی غدیر
ابونصر فارابی (معلم ثانی)
اطلاعات فردی
نام کاملابونصر محمد بن محمد بن طرخان بن اوزلغ فارابی
سرشناسیمعلم ثانی
تولد۲۵۹ یا ۲۶۰ هجری قمری / روستای وسیج، فاراب
وفاترجب ۳۳۹ هجری قمری / دمشق
اطلاعات علمی
استادانیوحنا بن حیلان، ابوبشر متی بن یونس، ابوبکر بن سراج نحوی
شاگردانابوزکریا یحیی بن عدی، ابراهیم بن عدی
تحصیلاتمنطق، فلسفه، ادبیات، ریاضیات، موسیقی، علوم پایه
مذهبشیعه (احتمالاً اسماعیلی) به گفته بسیاری از محققان
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتفلسفه، منطق، سیاست، موسیقی، الهیات
علت شهرتنظریه فیض، برهان امکان و وجوب، مدینه فاضله، احصاء العلوم، تأسیس فلسفه اسلامی

ابونصر محمد بن محمد بن طرخان بن اوزلغ فارابی (۲۵۹-۳۳۹ق) را بنیانگذار فلسفه اسلامی، بزرگ‌ترین فیلسوف مسلمان، بنیانگذار فلسفه سیاسی در اسلام و پایه‌گذار منطق اسلامی دانسته‌اند. او همچنین نخستین اندیشمند مسلمان است که به بررسی فلسفی موسیقی پرداخته. لقب معلم ثانی (پس از ارسطو که معلم اول بود) به او داده شده است.

جایگاه علمی

فارابی نخستین کسی است که دایرة‌المعارف علوم را تدوین کرد؛ پیش از او هیچ‌کس معارف زمان خود را گردآوری نکرده بود.[۱] به گفته سید حسین نصر، فارابی در زمان ترجمه علوم از فرهنگ‌های گوناگون، با نظم‌بخشی به علوم و ایجاد هماهنگی میان آنها و معارف اسلامی، از هرج‌ومرج فکری جلوگیری کرد.[۲] نام فارابی در فهرست مشاهیر جهانی یونسکو ثبت شده و سال ۲۰۲۰-۲۰۲۱م به مناسبت هزار و صد و پنجاهمین سال تولد او به نام وی گرامی داشته شد.

زندگی‌نامه

اطلاعات زندگینامه فارابی اندک است.[۳] وی در سال ۲۵۹[۴] یا ۲۶۰ق[۵] در روستای وسیج از توابع شهر فاراب (در ایران قدیم، قزاقستان کنونی) زاده شد. ابن‌ندیم در الفهرست (۳۷۷ق) او را از فاریاب خراسان دانسته است.[۶]

فارابی در زمان معتضد عباسی (حکومت ۲۷۸-۲۸۹ق) همراه پدر نظامی خود به حران و سپس به بغداد سفر کرد و در آنجا منطق، فلسفه، ادبیات، ریاضیات و علوم پایه را فراگرفت.[۷] استادان برجسته او یوحنا بن حیلان (درگذشته پیش از ۳۲۰ق) و ابوبشر متی بن یونس (درگذشته ۳۲۸ق) – هر دو فیلسوف مسیحی – بودند.[۸] ابوبکر بن سراج نحوی استاد نحو او و شاگردش در منطق بود.[۹] ابوزکریا یحیی بن عدی و برادرش ابراهیم از شاگردان فارابی به شمار می‌رفتند. گفته شده فارابی پیش از روی آوردن به فلسفه، به قضاوت اشتغال داشت.

فارابی از بغداد به دمشق و سپس به مصر سفر کرد و پس از مدتی به دمشق بازگشت و در زمان حکومت سیف‌الدوله حمدانی (۳۳۳-۳۵۶ق) در آنجا ماندگار شد.[۱۰] به گفته ابن‌خلکان، فارابی به زبان ترکی و هفتاد زبان دیگر آشنایی داشت[۱۱] – هرچند این گزارش اغراق‌آمیز شمرده شده است.[۱۲]

مذهب

برخی محققان با استناد به مطالب فارابی درباره ویژگی‌های رئیس جامعه، امام و امامت، او را شیعه دانسته‌اند.[۱۳] گفته شده فیلسوفان عموماً با تسنن رابطه خوبی نداشتند و بیشتر به تشیع تمایل داشتند. برخی نیز او را شیعه اسماعیلی شمرده‌اند[۱۴] و در شیعه بودن فارابی ادعای اجماع شده است.[۱۵] از نوآوری‌های فلسفی او می‌توان به تقسیم موجودات به واجب‌الوجود و ممکن‌الوجود، برهان امکان و وجوب، نظریه فیض و مدینه فاضله اشاره کرد.

وفات

فارابی در ماه رجب سال ۳۳۹ هجری قمری[۱۶] (۹۵۰ میلادی) در سن هشتاد سالگی در دمشق درگذشت.[۱۷] سیف‌الدوله حمدانی بر او نماز خواند و در دمشق به خاک سپرده شد.[۱۸]

تألیفات

تألیفات فارابی را بیش از صد اثر دانسته‌اند که به زبان‌های فارسی، ترکی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و عبری ترجمه شده‌اند.[۱۹] محسن مهدی، فارابی‌پژوه برجسته، آثار باقی‌مانده او را در دو دسته منطق و سیاست دسته‌بندی کرده، هرچند آثاری نیز در موسیقی دارد.[۲۰] برخی آثار مهم او عبارتند از:

  • احصاء العلوم
  • آراء اهل المدینة الفاضلة
  • السیاسة المدنیة
  • الموسیقی الکبیر
  • المنطقیات
  • التنبیه علی سبیل السعادة
  • کلام فی علم الالهی
  • الفصول المنتزعة
  • فصول الحکم
  • الجمع بین رأیی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطاطالیس

مجموعه آثار فارابی در نرم‌افزار «مجموعه آثار حکیم فارابی» از سوی مرکز تحقیقات کامپیوترى علوم اسلامى گردآوری شده است («مجموعه آثار حکیم فارابی رحمه الله»، وبگاه نور).

معناى اولى براى «مولى» در كلام فارابى[۲۱]

در كتاب «عوالم العلوم» فهرستى از راويان حدیث و شعرا و اهل لغت عامه كه معنى «اولى» را معناى اصلى كلمه مولى دانسته‏ اند آورده است[۲۲]، كه يكى از آنها ابونصر فارابى (م ۳۹۳ ق) است.

پانویس

  1. طوقان، الخالدون العرب، ص۸۵
  2. نصر، سنت عقلانی اسلام در ایران، ص۱۲۵
  3. مهدی، فارابی و بنیان‌گذاری فلسفه سیاسی اسلامی، ص۲۵؛ داوری اردکانی، فارابی مؤسس فلسفه اسلامی، ص۶۵-۶۶
  4. فیلسوف فرهنگ، ص۱۳
  5. مؤلفات الفارابی، ص۲۳
  6. ابن‌ندیم، الفهرست، ص۳۶۸
  7. فیلسوف فرهنگ ص۷و۱۳
  8. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۱۵۳-۱۵۴؛ یوسفیان، «شکل‌گیری فلسفه اسلامی»، ص۲۰۶-۲۰۷
  9. یوسفیان، همان، ص۲۰۷
  10. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۱۵۵
  11. ابن‌خلکان، همان، ج۵، ص۱۵۳و۱۵۵
  12. یوسفیان، «شکل‌گیری فلسفه اسلامی»، ص۲۰۴
  13. نعمة، فلاسفة الشیعه، ص۵۷۶-۵۷۹؛ داوری اردکانی، فارابی مؤسس فلسفه اسلامی، ص۶۶-۶۷
  14. یوسفیان، «شکل‌گیری فلسفه اسلامی»، ص۲۳۸
  15. حسینی، فلسفه سیاسی فارابی و ارتباط آن با ولایت فقیه، ۱۳۸۹ش، ص۳۶
  16. تاریخ فلاسفه ایرانی، ص۹۹.
  17. مؤلفات الفارابی، ص۲۴
  18. ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ج۵، ص۱۵۶؛ نعمة، فلاسفة الشیعه، ص۵۶۷؛ داوری اردکانی، ص۶۷
  19. محفوظ و آل‌یاسین، مؤلفات الفارابی، ص۲۴
  20. مهدی، فارابی و بنیان‌گذاری فلسفه سیاسی اسلامی، ۱۴۰۰ش، ص۱۰۶
  21. اسرار غدير: ص ۱۱۳. چهارده قرن با غدير: ص ۱۲۱.
  22. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۵۹.