پرش به محتوا

امام حسین علیه السلام

از ویکی غدیر
امام حسین علیه‌السلام
نامحسین بن علی
نسبحسین بن علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم
کنیهاباعبدالله
لقبسیدالشهداء، شهید، زکی، طیب، وفیّ، مبارک، رشید
زادروز۳ شعبان سال چهارم هجری (به قولی ۵ شعبان)
زادگاهمدینه منوره
شهادت۱۰ محرم سال ۶۱ هجری (عاشورا)
قاتلشمر بن ذی الجوشن (به فرمان عمر سعد)
محل دفنکربلا، عراق
طول عمر۵۷ سال (به قولی ۵۶ یا ۵۸ سال)
والدینپدر: علی بن ابی‌طالب علیه السلام
مادر: فاطمه زهرا سلام الله علیها
همسرانلیلی بنت ابی‌مره، شهربانو، رباب بنت امرء القیس
فرزندانعلی اکبر، علی اصغر (عبدالله)، امام سجاد علیه السلام، فاطمه، سکینه، رقیه
پس ازامام حسن مجتبی علیه السلام
پیش ازامام سجاد علیه السلام
مدت امامتده سال (۵۰ تا ۶۱ هجری)
نقشامام سوم شیعیان
حوادثواقعه کربلا (۶۱ هجری)
مخالفانیزید بن معاویه، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، شمر بن ذی الجوشن
یاران برجستهمسلم بن عقیل، عباس بن علی علیه السلام، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین، حر بن یزید ریاحی و شهدای کربلا
حاکمان هم‌عصرمعاویه بن ابی‌سفیان (تا ۶۰ هجری)، یزید بن معاویه (از ۶۰ تا ۶۱ هجری)
احادیث مشهور«مَن رَآنی فَقَد رَأی الحَقَّ»؛ «إِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ هُدًی وَ سَفِینَةُ نَجَاةٍ»
آثار مرتبطزیارت عاشورا، زیارت ناحیه مقدسه، کتاب «لهوف» ابن طاووس، «مقتل الحسین» مقرم

حسین بن علی علیه السلام، امام سوم از امامان دوازده‌گانه شیعه امامیه و یکی از چهارده معصوم علیهم السلام است. به اتفاق همه منابع، نام و نسب وی «حسین بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم» است. جد مادری او پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، پدرش امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر رسول خدا می‌باشد.

ولادت[۱]

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله او را به نام پسر دوم هارون، «شَبیر» که در لغت عبری به معنای «حسین» است، حسین نامید.[۲] بنابر روایات شیعی، پیامبر صلی الله علیه وآله به فرمان خداوند و پیش از هر انتخاب دیگری، نام حسین را بر او نهاد.[۳]

کنیه آن حضرت در تمام منابع «ابوعبدالله» ذکر شده است.[۴] القاب شریف آن حضرت عبارت‌اند از: رشید، طیب، وفیّ، سید، زکی، مبارک، سبط، شهید، سعید.[۵] نقش انگشتر آن حضرت بنا بر روایتی از امام رضا علیه السلام «إِنَّ اللَّهَ بَالِغٌ أَمْرَهُ» و بنا بر روایت امام صادق علیه السلام «الحمد لله» و در روایتی دیگر «لا إله إلا الله عُدَّةٌ للقاء الله» بوده است.[۶]

مشهور میان علمای امامیه آن است که ولادت آن حضرت در مدینه منوره، در سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت واقع شده است. برخی پنجم شعبان و برخی روز پنجشنبه را ذکر کرده‌اند. در توقیع حضرت صاحب‌الامر علیه السلام به قاسم بن علاء همدانی، ولادت در روز پنجشنبه سوم شعبان بیان شده است. شیخ طوسی به سند معتبر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که ولادت در پنجم شعبان سال چهارم هجرت بوده است.[۷] همچنین شیخ طوسی در تهذیب ولادت را آخر ربیع‌الأول سال سوم هجری ذکر کرده که خلاف مشهور است.[۸]

فطرس ملک

ابن بابویه و ابن قولویه و ابن شهرآشوب به اسناد معتبر از امام صادق علیه السلام روایت کرده‌اند: هنگامی که امام حسین علیه السلام متولد شد، خداوند جبرئیل را مأمور فرمود که با هزار فرشته برای تهنیت به خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله نازل شود. جبرئیل در مسیر خود به فرشته‌ای به نام «فطرس» که از حاملان عرش بود و به سبب تأخیر در انجام امر الهی، بالش شکسته و به جزیره‌ای افکنده شده بود، برخورد. فطرس از جبرئیل خواست او را نزد پیامبر ببرد. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «خود را به این مولود مبارک بمالد». فطرس خود را به امام حسین علیه السلام مالید، بالش برگشت و به آسمان پرواز کرد و گفت: «کیست مثل من که آزاد کرده حسین و مادر و جد اویم؟» سپس به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد: «ای محمد، امت تو او را خواهند کشت، اما هر کس او را زیارت کند، من زیارت او را به او می‌رسانم؛ هر که بر او سلام کند، سلام او را به او می‌رسانم؛ و هر که بر او صلوات فرستد، صلوات او را به او می‌رسانم».[۹]

شش ماهگی حمل

ابن بابویه به سند معتبر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که جبرئیل پیش از ولادت امام حسین علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه وآله خبر داد که امت او این فرزند را پس از وی شهید خواهند کرد. پیامبر صلی الله علیه وآله سه بار فرمود: «مرا به چنین فرزندی نیاز نیست». سپس امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز همین پاسخ را دادند تا بار سوم که خداوند فرمود: «در او و فرزندان او امامت و وراثت آثار پیامبران و خازن علوم اولین و آخرین خواهد بود». حضرت فاطمه سلام الله علیها راضی شد و پس از شش ماه به امام حسین علیه السلام باردار گشت.[۱۰] در شأن او آیه ۱۵ سوره احقاف نازل شد: «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا...» یعنی مدت حمل او و شیر بازگرفتن او سی ماه بود.[۱۱]

شمایل و سیره

در بیشتر منابع کهن از شباهت حسین بن علی علیه السلام به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سخن رفته است.[۱۲] امام علی علیه السلام فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خلق و خو و رفتار دانسته است.[۱۳] امام حسین علیه السلام سپیدچهره بود، گاه عمامه سیاه بر سر می‌گذاشت و موی سر و محاسن را خضاب می‌نمود.[۱۴]

۲۵ بار پیاده حج گزارد، با مسکینان می‌نشست و دعوت آنان را می‌پذیرفت.[۱۵] دشمنان نیز به فضائل او معترف بودند.[۱۶] عمرو بن عاص او را محبوب‌ترین فرد زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست.[۱۷]

نص امامت

نص و تعیین الهی از شرایط اساسی امامت است. عامه و خاصه به طرق متواتره روایت کرده‌اند که امام حسن علیه السلام در هنگام وفات، امام حسین علیه السلام را وصی و خلیفه خود گردانید و نصوص بسیاری بر امامت آن حضرت وجود دارد. کلینی و شیخ طبرسی به اسناد معتبر از امام باقر علیه السلام روایت کرده‌اند: هنگام ارتحال امام حسن علیه السلام، آن حضرت امام حسین علیه السلام را طلبید و فرمود: «ای برادر، تو را وصی خود می‌گردانم. مرا غسل ده، کفن کن و بر من نماز بگزار و نزد قبر رسول خدا ببر تا عهد خود را تازه کنم، سپس در بقعه دفنم کن».[۱۸]

نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده که امام حسن علیه السلام در لحظات آخر، محمد بن حنفیه را طلبید و فرمود: «ای محمد، حسین بعد از من امام است. این میراثی است که از پدر و جد به او رسیده است. خدا شما اهل بیت را از میان همه خلق برگزیده است. محمد، علی را برگزید برای خلافت، علی مرا برگزید برای امامت، و من حسین را انتخاب می‌کنم.» محمد بن حنفیه در پاسخ گفت: «تو امام منی و سید من، تو وسیله من به سوی محمدی. سوگند به خدا که او امام بود پیش از آنکه مخلوق شود و وحی خدا را می‌خواند پیش از آنکه به سخن آید. ما تسلیم و راضی شدیم و امامت او را پذیرفتیم».[۱۹]

در عصر خلفای سه‌گانه

بخش بزرگی از زندگی امام حسین علیه السلام – نزدیک به بیست و پنج سال – در دوره خلافت ابوبکر، عمر و عثمان سپری شد. با این حال، گزارش‌های تاریخی درباره جزئیات زندگی ایشان در این سال‌ها بسیار اندک است. به نظر می‌رسد علت اصلی این کم‌اطلاعی، سیاست حاکم بر جامعه آن روزگار بود که امام علی علیه السلام و فرزندانش را در انزوای سیاسی قرار داده بود.[۲۰]

خلیفه دوم

بر پایه نقل‌های تاریخی، در اوایل خلافت عمر، روزی امام حسین علیه السلام که حدود نه سال داشت، وارد مسجد شد. عمر بر فراز منبر رسول خدا صلی الله علیه وآله مشغول سخنرانی بود. امام حسین علیه السلام بر منبر بالا رفت و به عمر گفت: «از منبر پدرم فرود آی و بر منبر پدرت بنشین!» عمر پاسخ داد: «پدرم منبری نداشت».[۲۱] در عین حال، گزارش‌هایی از احترام ویژه خلیفه دوم نسبت به امام حسین علیه السلام نیز در منابع تاریخی به چشم می‌خورد.[۲۲]

خلیفه سوم

در دوره خلافت عثمان، هنگامی که ابوذر غفاری به سرزمین ربذه تبعید شد و خلیفه همگان را از بدرقه و همراهی او منع کرد، امام حسین علیه السلام به همراه پدر خود حضرت علی علیه السلام و برادرش امام حسن علیه السلام و چند تن دیگر، برخلاف دستور خلیفه، ابوذر را بدرقه نمودند.[۲۳]

در اواخر خلافت عثمان، هنگامی که گروهی از شورشیان به قتل او هتک حرمت کرده، خانه وی را محاصره کردند، بنابر برخی گزارش‌های تاریخی، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام به فرمان امام علی علیه السلام از خانه عثمان محافظت نمودند، هرچند خود از عملکرد خلیفه ناخشنود بودند.[۲۴] این گزارش موافقان و مخالفانی داشته است.[۲۵]

سید جعفر مرتضی عاملی با استناد به قرائن تاریخی – از جمله مخالفت جدی امام علی علیه السلام با عملکرد عثمان و وجود روایات معارض (مانند رد پیشنهاد کمک امام حسن علیه السلام از سوی خود عثمان) – وقوع این ماجرا را بعید و غیرقابل قبول دانسته است. وی همچنین به فرموده امام علی علیه السلام مبنی بر نه خوشحالی و نه ناراحتی از قتل عثمان، و نیز سیره آن حضرت در برخورد با ظالمان و یاری مظلومان استناد کرده و به نقل از باقر شریف قرشی در کتاب «حیاة الإمام الحسن علیه السلام» می‌گوید: «این جریان – بر فرض وقوع – به خاطر دفع تهمت از حسنین علیه السلام درباره شراکت در خون عثمان بوده است».[۲۶]

سید مرتضی علم الهدی نیز ضمن تردید در فرستادن حسنین علیهما السلام توسط امیرالمؤمنین علیه السلام برای حفاظت از عثمان، علت احتمالی این کار را جلوگیری از قتل عمدی عثمان و نیز رساندن آب و غذا به خانواده او می‌داند، نه جلوگیری از برکناری عثمان از خلافت؛ چرا که به اعتقاد او، عثمان به جهت کارهای ناروایش مستحق خلع از خلافت بود.[۲۷]

دوران خلافت امام علی علیه السلام

امام حسین علیه السلام در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در کنار پدر خود، امام علی علیه السلام، حضور داشت و به مقابله با پیمان‌شکنان و ظالمان پرداخت. از آن حضرت خطبه‌ای در جنگ صفین نقل شده که طی آن مردم را به جهاد ترغیب می‌کرد.[۲۸] همچنین امام حسین علیه السلام در مراحل مقدماتی جنگ صفین، نقش مهمی در گرفتن مسیر آب از دست سپاه شام ایفا نمود. امام علی علیه السلام پس از آن پیروزی فرمود: «هذا أول فتح ببرکة الحسین علیه السلام».[۲۹]

در جریان صفین، زمانی که عبیدالله بن عمر، امام حسین علیه السلام را ندا داد و گفت پدر تو با قریش چنین و چنان کرده است، امام او را متهم به پیروی از «قاسطین» (ستمگران) کرد و فرمود: اینان به زور اسلام را پذیرفتند، اما در اصل مسلمان نشده‌اند.[۳۰]

دوران امام حسن علیه السلام

امام حسین علیه السلام در دوره ده‌ساله امامت برادرش، به طور کامل از سیاست‌های او دفاع می‌کرد. آن حضرت حتی پس از شهادت امام حسن علیه السلام و در برابر درخواست‌های مکرر مردم عراق برای آمدن به کوفه، حاضر به پذیرش رأی آنان نشد و فرمود: «تا وقتی معاویه زنده است، نباید دست به اقدامی زد». این بدان معنا بود که امام حسین علیه السلام در آن ده سال، حکومت معاویه را به اجبار تحمل کرد. این نکته مهمی در مواضع سیاسی ایشان است که کمتر مورد توجه قرار گرفته، زیرا معمولاً امام حسین علیه السلام را بیشتر از زاویه قیام انقلابی در کربلا می‌شناسیم.[۳۱]

هاشم معروف حسنی در کتاب «سیرة الأئمة الاثنی عشر»[۳۲] تأکید می‌کند که امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام وصیت کرد و خلافت و مواریث نبوت را به او سپرد و همچنین به امام حسین علیه السلام و دیگر فرزندانش دستور اطاعت از امام حسن علیه السلام را داد. امام حسین علیه السلام در کنار برادرش ایستاد و شاهد تمام رویدادهایی بود که بر برادرش گذشت. آن دو در رأی و تمام تدابیری که امام حسن علیه السلام اتخاذ کرد، هماهنگی کامل داشتند. امام حسین علیه السلام به خوبی می‌دانست که اگر امام حسن علیه السلام وارد جنگ با معاویه می‌شد، سرانجام به نفع معاویه تمام می‌گردید و به کشته یا اسارت حسنین علیهما السلام و همه هاشمیان و شیعیان خالص آنان می‌انجامید.

هاشم معروف سپس به نقد روایاتی می‌پردازد که در منابعی همچون «أسد الغابة» ابن اثیر، «البدایة و النهایة» ابن کثیر و «تاریخ دمشق» ابن عساکر نقل شده و مدعی هستند که امام حسین علیه السلام از اقدام امام حسن علیه السلام ناخشنود بود و میان آن دو اختلاف نظر وجود داشته است. وی با استناد به تحلیل اوضاع و احوال آن دوران، این روایات را بی‌اساس می‌داند و معتقد است که آن دو کاملاً هماهنگ و همفکر بودند. به گفته وی، جعل اینگونه داستان‌های اختلاف‌انگیز، تلاشی است برای ثبت خطا بر یکی از این دو بزرگوار – هرچند از نوعی که نتوانند بر آنان عثره یا لغزشی در تاریخ پرفرازونشیبشان بیابند.[۳۳]

دوران یزید و خروج از مدینه

پس از مرگ معاویه در سال شصت هجری، یزید به قدرت رسید. معاویه در وصیت‌هایش به یزید گفته بود که تنها چهار نفر از قریش ممکن است با او مخالفت کنند: حسین بن علی، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی‌بکر. وی درباره امام حسین علیه السلام گفت: «مردم عراق هرگز او را دعوت نخواهند کرد مگر اینکه وادار به قیام کنند. پس اگر او قیام کرد و تو بر او پیروز شدی، از او درگذر، زیرا او قرابت نزدیک با پیامبر دارد و دارای حق بزرگ است».[۳۴]

یزید به ولید بن عتبه – والی مدینه – نامه نوشت و دستور داد از آن چهار نفر بیعت بگیرد و با شدت برخورد کند. ولید با مروان بن حکم مشورت کرد. مروان گفت: اگر بیعت نکردند، پیش از آنکه از مرگ معاویه مطلع شوند، گردنشان را بزن... .[۳۵]

امام حسین علیه السلام شب بعد با خاندان و جوانانش از مدینه خارج شد و به سوی مکه حرکت کرد. هنگام خروج، این آیه را تلاوت می‌فرمود: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ».[۳۶]

همسران و فرزندان امام حسین علیه السلام

درباره تعداد فرزندان امام حسین علیه السلام اختلاف نظر وجود دارد. برخی منابع چهار پسر و دو دختر و برخی دیگر شش پسر و سه دختر ذکر کرده‌اند. مهمترین همسران و فرزندان به شرح زیر است:

همسر نسب فرزندان توضیحات
شهربانو دختر یزدگرد سوم، پادشاه ساسانی امام سجاد علیه السلام محققان معاصر در نسب شهربانو تردید دارند.[۳۷]
رباب دختر امرؤ القیس بن عدی سکینه و عبدالله (علی اصغر) رباب در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت.[۳۸]
لیلیٰ دختر ابی‌مرة بن عروة ثقفی علی اکبر علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام در عاشورا به شهادت رسید.[۳۹]
ام اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله فاطمه (دختر بزرگ امام) ام اسحاق پیش از این همسر امام حسن علیه السلام بود.[۴۰]
سُلافه یا ملومه از قبیله قضاعه جعفر جعفر در زمان حیات امام علیه السلام از دنیا رفت و نسلی از او باقی نماند.[۴۱]
همسر دیگر رقیه شهادت در شام به دلیل رنج های اسارت.[۴۲]

در منابع تاریخی، از دختری به نام «رقیه» نیز یاد شده که در شام از دنیا رفت.[۴۳] ابن طلحه شافعی در «مطالب السؤول» تعداد فرزندان امام را ده تن شمرده است.[۴۴]

فضیلت گریه و ماتم بر امام حسین علیه السلام

در منابع حدیثی شیعه، ثواب بسیاری برای گریه و ماتم بر آن حضرت، به ویژه در روز عاشورا، نقل شده است. ابن قولویه به سند معتبر از ابن خارجه روایت کرده: روزی در خدمت امام صادق علیه السلام بودیم و امام حسین علیه السلام را یاد کردیم. حضرت بسیار گریست و ما نیز گریستیم. سپس سر برداشت و فرمود: «امام حسین علیه السلام می‌فرمود: من کشته گریه و زاری هستم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر آنکه گریان می‌شود».[۴۵]

شیخ مفید به سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت کرده: «هر جزع و گریه‌ای مکروه است، مگر جزع و گریه بر حسین علیه السلام».[۴۶] نیز از آن حضرت روایت شده: «هیچ روزی حسین بن علی علیه السلام نزد ما یاد نمی‌شد مگر اینکه تا شب کسی را متبسم نمی‌دیدی، و در تمام آن روز محزون و گریان بودیم و می‌فرمود: حسین علیه السلام سبب گریه هر مؤمن است.[۴۷]

فضیلت شهدای کربلا

اصحاب امام حسین علیه السلام با علم به شهادت خود، با بی‌باکی در جهاد شرکت می‌جستند. ابن بابویه به سند معتبر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: «پرده از پیش چشم آنان برداشته شده بود و منزل‌های خود را در بهشت دیده بودند، پس مبادرت می‌کردند که کشته شوند و به منزل‌های خود برسند».[۴۸]

قطب راوندی به سند صحیح از ابوحمزه ثمالی از امام سجاد علیه السلام روایت کرده: در شب عاشورا، پدرم به اصحاب خود فرمود: «اینک شب درآمد و راه گریختن بر شما گشوده شد، من بیعت خود را از گردن شما گشودم.» اصحاب گفتند: «هرگز این کار نخواهد شد. خدا را سپاس که ما را با تو شهید شدن کرامت بخشید.» سپس امام به آنان فرمود: «سر بالا کنید و نظر کنید.» آنان به فرمان خدا منازل خود را در بهشت دیدند و هر یک جایگاه خویش را شناختند. به همین سبب در آن صحرا رو به نیزه و شمشیر می‌رفتند تا زودتر به منزل خود برسند.[۴۹]

ابن بابویه به سند معتبر از امام جواد علیه السلام روایت کرده که امام سجاد علیه السلام می‌فرمود: «هنگامی که کار بر پدرم تنگ شد، رنگ چهره یارانش افروخته و دل‌هایشان مطمئن بود. پدرم فرمود: صبر کنید ای فرزندان بزرگواران! مرگ برای شما پلی است که از آن می‌گذرید و از سختی به نعیم ابدی منتقل می‌شوید. آیا کسی هست که نخواهد از زندانی به قصری رود؟ به درستی که پدرم از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل کرد که فرمود: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است، و مرگ پل مؤمنان به بهشت‌هایشان و پل کافران به عذاب‌هایشان است».[۵۰]

شهادت

امام حسین علیه السلام در دهم محرم سال ۶۱ هجری در سرزمین کربلا به شهادت رسید.[۵۱] سن شریف ایشان را ۵۶، ۵۷ و ۵۸ سال ذکر کرده‌اند.[۵۲] زیارت آن حضرت دارای فضیلتی عظیم است و در احادیث بر آن تأکید بسیار شده است.

اتمام حجت با غدیر

مقاله اصلی: "اتمام حجت امام حسین با غدير در منا"

يكى از شاخص ‏هاى زندگى معصومین‏ علیهم السلام تبلیغ غدير به شكل ‏هاى مختلف است. از جمله تبليغ غدير توسط امام حسين‏ عليه السلام در مِنا در مراسم حج است. شرايط شديد تقيه در زمان معاويه بر كسى پوشيده نيست، و هر چه به آخر دوران او نزديک‏ تر مى‏ شويم جو حاكم سخت ‏تر مى‏ شود. اما حضرت سيدالشهداء عليه السلام همين موقعيت را براى تبليغ غدير در جمع شخصيت‏ هاى اسلامى آن زمان انتخاب فرموده است.

پانویس

  1. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۹۹؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۵۱؛ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۲۷
  2. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۵۶-۳۵۷؛ ابن حنبل، مسند، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ص۹۹؛ کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳
  3. کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳-۳۴؛ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۱۳۷-۱۳۸
  4. ابن ابی شیبه، المصنف، ج۸، ص۶۵؛ ابن قتیبه، المعارف، ص۲۱۳
  5. ابن ابی الثلج، تاریخ الأئمه، ص۲۸؛ ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول، ج۲، ص۳۷۴
  6. کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۳-۴۷۴؛ ابن بابویه، الأمالی، ص۱۹۳-۱۹۴؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۵۸
  7. طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۴۱؛ مجلسی، جلاء العیون، ص۴۷۵
  8. طوسی، همان، ج۶، ص۴۱
  9. مجلسی، جلاء العیون، ص۴۷۷؛ ابن بابویه، أمالی، ص۱۱۳؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۰۸
  10. مجلسی، جلاء العیون، ص۴۷۸؛ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۲۰۶
  11. احقاف: ۱۵؛ مجلسی، همان، ص۴۷۸
  12. بلاذری، انساب الأشراف، ج۲، ص۳۶۶، ۴۵۳؛ دولابی، الذریة، ص۱۰۴
  13. ابن سعد، الطبقات، ج۶، ص۴۱۳
  14. ناطق بالحق، الإفادة، ص۱۱؛ ابن سعد، همان، ج۶، ص۴۱۵
  15. ابن سعد، همان، ج۶، ص۴۱۰، ۴۱۳
  16. ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۴۰
  17. ابن سعد، الطبقات، ج۶، ص۴۰۸
  18. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۱؛ مجلسی، جلاء العیون، ص۵۱۲
  19. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۱؛ مجلسی، جلاء العیون، ص۵۱۲-۵۱۳
  20. محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین، ج۲، ص۳۲۵
  21. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۰۰؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۴۰؛ بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۵۲
  22. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۱۱-۲۱۲
  23. کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۰۶-۲۰۷؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۸، ص۲۵۳-۲۵۴
  24. ابن‌قتیبه، الامامه و السیاسة، ج۱، ص۵۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۵۸
  25. محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین، ج۲، ص۳۳۱-۳۳۲
  26. جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة الامام علی علیه السلام
  27. سید مرتضی، الشافی فی الامامة، ج۴، ص۲۴۲
  28. جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه، ص۱۷۴
  29. جعفریان، همان، ص۱۷۴-۱۷۵
  30. جعفریان، همان، ص۱۷۵
  31. جعفریان، همان، ص۱۷۵
  32. سیرة الأئمة الاثنی عشر ج۳، ص۲۱-۲۳
  33. هاشم معروف، سیرة الأئمة، ج۳، ص۲۱-۲۳
  34. شرح حال و فضائل خاندان نبوت، ص۳۱۶-۳۱۷
  35. شرح حال و فضائل خاندان نبوت، ص۳۱۷-۳۱۸
  36. قصص، آیه ۲۱
  37. مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۳۱-۱۳۳
  38. ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۲۹
  39. طبری، تاریخ، ج۵، ص۴۶۸
  40. مصعب بن عبدالله، نسب قریش، ص۵۷
  41. ابن فندق، لباب الانساب، ص۳۵۵
  42. امین، اعیان الشیعة، ج۷، ص۱۹۶
  43. واعظ کاشفی، روضة الشهدا، ص۴۸۴؛ امین، اعیان الشیعة، ج۷، ص۱۹۶
  44. مطالب السؤول، ص۲۵۷
  45. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۰۸؛ مجلسی، جلاء العیون، ص۵۲۱
  46. طوسی، أمالی، ص۱۶۲؛ مجلسی، همان، ص۵۲۱
  47. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۱۰۸
  48. ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۲۲۹؛ مجلسی، جلاء العیون، ص۵۷۱
  49. قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۸۴۷؛ مجلسی، همان، ص۵۷۱
  50. ابن بابویه، معانی الأخبار، ص۲۸۸-۲۸۹؛ مجلسی، جلاء العیون، ص۵۷۱-۵۷۲
  51. ابن سعد، الطبقات، ج۶، ص۴۴۱؛ بلاذری، انساب، ج۲، ص۵۱۲
  52. طبری، تاریخ، ج۵، ص۳۹۴؛ مسعودی، التنبیه، ص۳۰۳

منابع

  • ابن ابی الثلج، تاریخ الأئمه، چاپ محمود مرعشی، قم ۱۴۰۶.
  • ابن ابی شیبه، المصنف، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹.
  • ابن اعثم کوفی، الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱.
  • ابن بابویه، الأمالی، قم ۱۴۱۷.
  • ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۵-۱۳۸۶.
  • ابن بابویه، کمال الدین، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۳ش.
  • ابن بابویه، معانی الأخبار، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۱ش.
  • ابن حنبل، مسند، بیروت: دارصادر.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵.
  • ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، چاپ یوسف بقاعی، قم ۱۳۸۵ش.
  • ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول، چاپ ماجد بن احمد عطیه.
  • ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵-۱۴۲۱.
  • ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
  • ابن قولویه، کامل الزیارات، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۷.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵.
  • بلاذری، انساب الأشراف، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق ۱۹۹۶-۲۰۰۰.
  • دولابی، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینی جلالی، قم ۱۴۰۷.
  • طبرانی، المعجم الکبیر، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت ۱۴۰۴.
  • طبری، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت.
  • طوسی، الأمالی، قم ۱۴۱۴.
  • طوسی، تهذیب الأحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱.
  • قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، قم ۱۴۰۹.
  • کلینی، الکافی، چاپ علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۷۵ش.
  • مفید، الإرشاد، بیروت ۱۴۱۴.
  • مجلسی، بحارالأنوار، بیروت ۱۴۰۳.
  • مجلسی، جلاء العیون، چاپ سرور، تهران ۱۳۸۰ش.
  • ناطق بالحق، الإفادة، چاپ محمدکاظم رحمتی، تهران ۱۳۸۷ش.