بشیر بن سعد (درگذشت ۱۲ هجری قمری) از صحابه انصار و تیره بنی‌مالک خزرج مدینه بود که در غزوات بدر و احد حضور داشت و از نخستین بیعت‌کنندگان با ابوبکر در سقیفه بنی‌ساعده به شمار می‌رود. او در زمان خلافت ابوبکر در فتوحات عراق شرکت داشت و در سال ۱۲ هجری بر اثر جراحت در ناحیه عین‌التّمر (نزدیک کوفه) درگذشت. پسرش نعمان بن بشیر نخستین مولود انصار پس از هجرت و بعدها حاکم کوفه بود.

بشیر بن سعد (ابونعمان)
اطلاعات فردی
نام کاملبشیر بن سعد بن ثعلبة بن جُلاس بن زید بن مالک بن نجّار خزرجی
سرشناسیصحابی پیامبر صلی الله علیه وآله، از انصار، نخستین بیعت‌کننده با ابوبکر در سقیفه
تولدپیش از هجرت
وفات۱۲ هجری قمری / عین‌التمر (نزدیک کوفه)
نحوه درگذشتجراحت در میدان جنگ
محل دفنبانقیا، عین‌التمر (عراق)
خویشان سرشناسنعمان بن بشیر (فرزند)
اطلاعات علمی
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
علت شهرتنخستین بیعت‌کننده با ابوبکر در سقیفه بنی ساعده، شرکت در بدر و احد، پدر نعمان بن بشیر (صحابی و حاکم کوفه)

زندگی نامه

از صحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و از قبیله انصار، تیره بنی‌مالک خزرج مدینه بود.[۱] او فرزندی به نام نعمان بن بشیر داشت که نخستین مولود از گروه انصار پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله به مدینه بود و بعدها به جایگاه‌های بالایی دست یافت.[۲] بشیر بن سعد جزو معدود افراد مدینه بود که توانایی خواندن و نوشتن داشت.[۳]

بشیر همراه گروهی از اهل یثرب در عقبه با رسول خدا صلی الله علیه وآله بیعت کرد.[۴] او در غزوات بدر و احد و برخی پیکارهای دیگر حضور داشت.[۵]در ماه‌های شعبان و شوال سال هفتم هجری، پیامبرصلی الله علیه وآله او را به دو مأموریت نظامی فرستاد:[۶]

  • نخستین مأموریت: همراه سی تن به سوی بنی‌مره در فدک. در این نبرد بشیر به سختی مجروح شد؛ همراهان او را مرده پنداشته به مدینه بازگشتند، اما وی پس از مداوا در فدک به مدینه بازگشت.[۷]
  • دومین مأموریت: همراه سیصد تن به منطقه جناب (جایگاه بنی غطفان). جنگی درنگرفت، اما غنایمی به دست آمد.[۸]

سقیفه و بیعت با ابوبکر

پس از شهادت پیامبرصلی الله علیه وآله، در سقیفه بنی ساعده، بشیر بن سعد از نخستین کسانی بود که با ابوبکر بیعت کرد.[۹] روایتی نشان می‌دهد که او انصار را به دوری از نزاع و اختلاف فرامی‌خواند.[۱۰]

برخی منابع حس حسادت بشیر نسبت به سعد بن عباده (بزرگ خزرج که برای امارت خود بر انصار تلاش می‌کرد) را در شتاب او برای بیعت با ابوبکر بی‌تأثیر ندانسته‌اند.[۱۱] همین موضوع بعدها مایه اختلاف و نزاع میان اوس و خزرج شد.[۱۲] در عین حال، روایتی نیز نشان می‌دهد که بشیر به بیعت با امیرالمؤمنین علی علیه السلام تمایل داشته است.[۱۳]

وفات

در خلافت ابوبکر، زمانی که خالد بن ولید به فتوحات عراق مشغول بود، بشیر بن سعد از سپاهیان او به شمار می‌رفت. در سال ۱۲ هجری قمری در منطقه بانقیا از توابع عین‌التمر (غرب کوفه، نزدیک انبار) بر اثر جراحت درگذشت و در همان ناحیه به خاک سپرده شد.[۱۴]

اتمام حجت بر بشير با غدير[۱۵]

بار اول كه امیرالمؤمنین ‏علیه السلام را به اجبار براى بیعت با ابوبکر آوردند و آن حضرت امتناع فرمود و احتجاجاتى نمود، بشير بن سعيد[۱۶] -  يا بشير بن سعد -  و عده ‏اى از انصار كه طرفدار ابوبکر بودند گفتند: اى اباالحسن، اگر انصار اين سخنان را قبل از بيعت با ابوبكر از تو مى ‏شنيدند، حتى دو نفر در امامت تو اختلاف نمى ‏كردند.

  • حضرت در پاسخ فرمود: ... به خدا قسم هرگز ترس آن نداشتم كه كسى براى خلافت خود را بالا بگيرد و با ما اهل ‏بيت در آن نزاع كند و آنچه شما انجام داديد حلال به شمارد! گمان ندارم پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدیر خم براى احدى حجتى و براى گوينده ‏اى سخنى باقى گذاشته باشد.

قسم مى ‏دهم كسانى را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير خم شنيدند كه مى ‏فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ..»، برخيزند و به آنچه شنيده ‏اند شهادت دهند. دوازده نفر از اهل بدر برخاستند و به ماجراى غدیر شهادت دادند، و ساير مردم هم در اين باره مطالبى گفتند و سر و صدا بلند شد. عمر ترسيد مردم سخنان امیرالمؤمنین‏ علیه السلام را بپذيرند، و لذا مجلس را تعطيل كرد!![۱۷]

پانویس

  1. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۰۱؛ خلیفه، طبقات، ج۱، ص۲۱۰-۲۱۱؛ ابن حزم، جمهره انساب العرب، ص۳۶۳-۳۶۴
  2. بلاذری، انساب الاشراف، ص۴۷۳-۴۷۴؛ ابوالفرج، الاغانی، ج۱۴، ص۱۱۹؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۴۱۱-۴۱۲
  3. بلاذری، انساب الاشراف، ص۴۷۳-۴۷۴
  4. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۰۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۷۲
  5. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۴۸؛ ابن عبدالبر، همان، ج۱، ص۱۷۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۱۹۵
  6. واقدی، المغازی، ج۱، ص۵-۶
  7. واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۲۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۸-۱۱۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۹
  8. واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۲۷؛ ابن سعد، همان، ج۲، ص۱۲۰؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۳
  9. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۴؛ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۲۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳
  10. طبری، تاریخ، ج۳، ص۲۲۱
  11. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۹-۱۰، به نقل از السقیفه جوهری
  12. زبیر بن بکار، الاخبار الموفقیات، ص۵۷۸؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۱۸
  13. ابن ابی الحدید، همان، ج۶، ص۱۲
  14. واقدی، المغازی، ج۲، ص۱۶۵؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۲۴۴، ۲۴۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۷۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ص۷۸
  15. چهارده قرن با غدير: ص ۴۱. اسرار غدير: ۲۶۳-۲۷۲ .
  16. دانشنامه غدیر،ج ۵،ص ۸۹
  17. بحار الانوار: ج ۲۸ ص ۱۸۶. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۱۵.