تجلی نظم و وحدت الهی غدیر در عصر ظهور (مقاله)
چکیده
- بعثت علت محدثه اسلام و غدیر علت مبقیه آن بود.
- غدیر تجلّی هدایتگران در آیه
لِکلِّ قَومِ هادٍ
بود. - در غدیر با اطاعت از امامان هدایتگر، همه ملتها تحت یک نظم و وحدت الهی به سر منزل مقصود میرسند.
- در معنای غدیر حضرت زهراعلیها السلام فرموده: «وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ، وَ اِمامَتَنا اَماناً مِنَ الفُرقَةِ».
- بیعت غدیر به معنای دست اتحاد مسلمین بر ولایت بود.
- دستور ابلاغ غدیر تا قیامت به معنای اتحاد همه مسلمین در همه مکانها بر سر ولایت است.
- غدیر اتمام حجت نهایی بر سعادت ابدی در سایه اطاعت از امام معصوم علیه السلام برای وحدت و نظم نوین جهان و ارتباط همه قلبها است.
- با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ» طعم شیرین غدیر و رسیدن به آرزوهای بشریت در کامشان تلخ گردید.
- سقیفه درهای رحمت گشوده را بست، و جهنّم را برای مسلمین به ارمغان آورد.
- با حاکمیت جابرانه سقیفه، ائمه معصومین علیهم السلام نتوانستند غدیر از دست رفته را به کام زندگی مردم برگردانند.
- غدیر یعنی نظم و وحدت با پیروی از دین واحد و تشکیل یک حکومت واحد جهانی با مدیریت مردی آسمانی به تضمین عصمت الهی.
- با آشکار شدن صراط مستقیم غدیر در عصر ظهور و بسته شدن راههای انحرافی دین، حقیقت نظم و وحدت کلمه نمایان خواهد شد.
- با کنار گذاشتن غدیر در سقیفه، بشریت به سمت بی نظمی و تفرقه پیش رفت.
- عوامل بی نظمی و تفرقه که ریشه در فراموشی غدیر دارد عبارتند از نفاق، دنیاگرایی، حزب گرایی، بیتفاوتی، سطحی نگری، ترس و سُست عنصری.
- راههای ایجاد نظم و وحدت قبل از ظهور:
- - اعتقاد به غدیر.
- - عمل به حدیث ثقلین.
- - امتحان الهی بر مبنای امامت در امّت اسلامی.
- - ایمان مشروط به ولایت و اخذ دین از آنان.
- - بیان حقایق اگر چه وحدت برهم خورد.
- - رجوع به خدا و رسول در اختلاف.
دیروز علامه امینیها و دلسوختگان غدیر با زحمات خود، از کتب عامه اصل واقعه غدیر و تردید در آن و شبهات وارده در لفظ «مولا» را پاسخ داده و اثبات نمودهاند. امروز نوبت شکافتنِ سرزمینِ نورانی و پر برکت غدیر است، که سالیان زیادی است به خاطر دشمنی با غدیر خم، گنجینههای معرفتی آن پنهان مانده و بشر از دستیابی به آن محروم شده است. آنچه پیش رو دارید با موضوع «تجلّی نظم و وحدت الهی در عصر ظهور»، بیان گوشه ای از یکی از این ارتباط هاست؛ که به محضر شهیده دفاع از غدیر، حضرت زهراعلیها السلام تقدیم مینمایم.
تجلی نظم و وحدتِ الهی غدیر در عصر ظهور[۱]
انبیا علیهم السلام بنیانگذاران وحدت بر اساس دین واحد خدا
خداوند متعال پس از خلقت آدم تا امروز رسولانی را برای هدایت بشر فرستاد، تا مردم با ایمان به آنها در راه خدا متحد شوند، و دچار ذلت و خواری تفرقه نگردند. انبیاء و رسولان نیز یکی پس از دیگری با تبلیغِ دینی واحد، وظیفه خود را در راه این هدف انجام دادند، همان گونه که خداوند در قرآن میفرماید:
اِنَّ الدّینَ عِندَ اللَّهِ الاِسلامُ
:[۲] «همانا دین در نزد خدا اسلام (و تسلیم بودن در برابر حق) است».
تا نوبت به خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله رسید، و خداوند دین ایشان را خاتم الادیان، و قرآن معجزه جاوید را قانون واحد الهی و تنها قانون نامه آسمانی برای بشریّت معرفی فرمود و با این بعثت بر مؤمنین منّت نهاد؛ آنجا که میفرماید:
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً مِن اَنفُسِهِم
:[۳] «خداوند بر مؤمنان منّت نهاد (و نعمت بزرگی بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت». بیست و سه سال دوره رسالت سراسر حادثه، همراه با رنج و مشقت و اذیت برای پیامبر صلی الله علیه وآله، برای دعوت همه مردم به توحید و یکتاپرستی و ترک عادات جاهلیت، در حال سپری شدن بود.
همان گونه که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند: «ما اوذیَ نَبیٌّ مِثلَ ما اوذیتُ»: «هیچ پیامبری به اندازه من مورد آزار قرار نگرفت».[۴] آخرین سال عمر شریف ایشان وقایع مهمی را در خود جای داده بود، و آن حضرت به امر الهی در حالی خود را برای سفر آخرت آماده مینمودند که دو حکم الهی یکی حج و دیگری اعلان ولایت باقی مانده بود.
لذا اجرای این دو حکم با هم قرین گشته و بلافاصله پس از حجة الوداع و فراغت از آن خداوند به پیامبرش فرمود:
فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب
:[۵] «پس هنگامی که از آن کار مهم فارغ شدی منصوب کن».
کنگره عظیم وحدت در سرزمین غدیر
واقعه تاریخی غدیر خم، در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری اتفاق افتاد که در واقع اعلان رمز اتحاد مسلمانان بر سر ولایت امامان معصوم علیهم السلام بود. خداوند به وسیله پیک وحی حضرت جبرئیل علیه السلام، قبولی رسالتِ بیست و سه ساله آن حضرت را با آن همه زحمت، در گرو انتصاب امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان جانشین خود قرار دادند.
قرآن شریف به این امر مهم اشاره نموده است، آنجا که میفرماید:
وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ
:[۶] «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان! و اگر نکنی رسالت او را انجام ندادهای»!
پس از اجرای این حکم الهی، خداوند بر رسالت خاتم الاوصیاء و اسلامِ با امیرالمؤمنین علیه السلام مهر تأیید زد و فرمود:
الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً
:[۷] «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آئین شما پذیرفتم»؛ و این به معنای لزوم اتحاد مسلمین بر سر دین کاملی بود که در غدیر مورد رضای ربّ تبارک و تعالی قرار گرفت.
غدیر روز تجلی هدایتگران الهی
بیست و سه سال مردم با علت محدثه اسلام یعنی پیامبرصلی الله علیه وآله آشنا شده بودند، ولی علت مبقیه اسلام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را در آیه
اِنَّما اَنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَومٍ هادٍ
:[۸]«تو فقط بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است»، جستجو میکردند و پرسش داشتند.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: «أنَا المُنذِرُ وَ عَلِیٌّ الهادی وَ بِکَ یا عَلِیُّ یَهتَدِی المُهتَدون»: «من ترساننده امت و علی راهنمای آنان است»، و سپس فرمودند: «یا علی! توسط تو مردم به راه راست هدایت خواهند شد».[۹]
خداوند روز غدیر را زمان پاسخگویی به همه این سؤالات بشریت قرار داده، همان گونه که فرموده است:
اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ
:[۱۰] «ما را به راه راست هدایت کن.»
روزِ غدیر را روزِ تجلّیِ هدایتگران الهی قرار داد، و بنابراین آیه
لِکُلِّ قَومٍ هادٍ
[۱۱] تفسیر شد و نیاز بشریت پاسخ داده شد. پیامبر خداصلی الله علیه وآله نیز به امر الهی برای متذکر شدن چنین موضوع مهم در این روز تاریخی فرمودهاند: «یَومُ غَدیرِ خُمٍّ اَفضَلُ اَعیادِ اُمَّتی»: «افضل اعیاد امّت من روز غدیر خم است».[۱۲]
خطبه غدیر یا ندای وحدت
پیامبر صلی الله علیه وآله در خطبههای مفصل با ندای «مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاهُ»[۱۳] بشریتِ تشنه معارفِ غدیر را به زیر چتر ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام فراخوانده، تا در کنار زلال برکه غدیر سیراب گردند و با اطاعت از امامان هدایتگر همه ملتها تحت یک نظم و وحدت الهی، به سر منزل مقصود برسند.
حضرت زهراعلیها السلام ثمره قبول ولایت و اطاعت از امام را نظم و وحدت الهی معرفی کرده و در خطبه فدکیه با صراحت میفرمایند: «... وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا اَماناً مِنَ الفُرقَةِ»:[۱۴] «خداوند برای سامان یافتن جامعه اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را بر همه واجب کرده، و برای در امان ماندن از تفرقه ما را پیشوا و امام مردم قرار داده است».
امام هادی علیه السلام در متن زیارت جامعه کبیره کلام حضرت زهراعلیها السلام را تفسیر نموده و در بخشی از آن میفرمایند: «... وَ بِمُوالاتِکُم … ائتَلَفَتِ الفُرقَةُ»، یعنی اختلاف و تفرقه با اعتقاد به امامت و دوستی اهل بیت علیهم السلام تبدیل به وحدت میگردد.
بیعت، تجلی وحدت در غدیر
پیامبر خداصلی الله علیه وآله به منظور ایجاد نظم و وحدت بین ملتهای مسلمان و تداوم آن در جوامع بشری از همه مردم ۱۲۴۰۰۰ نفری حاضر در غدیر خم،[۱۵] برای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و اوصیاء طاهرینشان بیعت گرفتند[۱۶]و در خطبه غدیر فرمودند:
اَلا وَ اِنّی عِندَ انقِضاءِ خُطبَتی اَدعوکُم اِلی مُصافَقَتی عَلی بَیعَتِهِ وَ الاِقرارِ بِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعدی. اَلا وَ اِنّی قَد بایَعتُ اللَّهَ وَ عَلِیٌّ قَد بایَعَنی وَ اَنا آخِذُکُم بِالبَیعَةِ لَهُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
آگاه باشید! پس از پایان خطبه ام شما را برای بیعت با او و اقرار به امامتش فرا میخوانم که با من و سپس با او دست بیعت دهید. آگاه باشید! همانا من با خدا بیعت نمودهام و امیرالمؤمنین با من بیعت کرده است، و من از طرف خداوند برای او بیعت میگیرم.
در روز بیستم ذی الحجه در توقفی سه روزه در سرزمین غدیر،[۱۷] علاوه بر مردان زنان نیز با پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام بیعت نمودند، و بر قبول ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام بر خودشان اقرار کردند.
پیامبرصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر فرمودند: «وَ قَد اَمَرَنِیَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَن آخُذَ مِن اَلسِنَتِکُمُ الاِقرارَ بِما عَقَدتُ لِعَلِیٍّ مِن اِمرَةِ المُؤمِنینَ وَ مَن جَاءَ بَعدَهُ مِنَ الاَئِمَّةِ مِنّی وَ مِنهُ.»[۱۸] خداوند به من فرمان داده که از زبانهای شما در مورد امامت امیرالمؤمنین و امامانی که بعد از او میآیند و از نسل من و اویند اقرار بگیرم.
غدیر، تجلّی اتحاد مورد رضای خداوند
پس از واقعه غدیر و اعلان ولایت، در سایه اطاعت و پیروی از ائمه هدی علیهم السلام برای رسیدن به وحدت و نظم نوین جهانی قلب ملتها میتپید، و بشریّت سعادتی غیرقابل وصف و دیدنی را پیش روی خود میدید؛ بنابراین تمام موجودات برای برخورداری از چنین حکومتی انتظار میکشیدند. با کُند شدن ضربان قلب رسالت انتظار میرفت با تپش دوباره ولایت پیکره بی جان اسلام روح تازه بگیرد؛ تا هیچ حقّی از کسی پایمال نگشته و کسی مورد ظلم واقع نشود.
این همان پیشبینی خداوند حکیم در روز غدیر بود، که با اعلان رسمی ولایت پیامبرصلی الله علیه وآله تداوم نظم و وحدت را در بین مردم تضمین میکرد. پولی طعم شیرین غدیر و رسیدن به آرزوهای حقیقی، با گفتن «حَسبُنا کتابُ اللَّهِ»[۱۹]در کام بشریت تلخ گردید، و اهل سقیفه مردم را از رسیدن به لذّتهای دنیوی و اُخروی محروم نمودند.
سقیفه تجلی تفرقه و اختلاف
اهل سقیفه مانند بقیه مسسلمانان در روز غدیر دستور پیامبرشان در مورد «ثقلین» را شنیدند که رمز اتحاد در اسلام بود، و متعهد شدند به سفارش آن حضرت عمل کنند، ولی نسبت به کلام ایشان و عهد خود بی اعتنا شدند. پیامبرصلی الله علیه وآله روز غدیر در میان آن انبوه جمعیت فرمودند: «مَعاشِرَ النّاسِ اِنَّ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبینَ مِن وُلدی هُمُ الثَّقَلُ الاَصغَرُ وَ القُرآنُ الثَّقَلُ الاَکبَرُ فَکُلُّ واحِدٍ مُنبِئٌ عَن صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ.»[۲۰] ای مردم! همانا امیرالمؤمنین و پاکان از فرزندان من از نسل او ثقل[۲۱]اصغر و قرآن ثقل اکبر است. هر یک از آن دو از دیگری خبر میدهد و موافق با اوست. آن دو هرگز از یکدیگر جدا نمیشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.
اهل سقیفه با عدم پذیرش ولایت الهی اهل بیت علیهم السلام تفرقه و اختلاف را آغاز کردند و با پایهگذاری دین دیگری بر ضد ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام پرچم تفرقه بین مسلمین را برافراشتند. پیامبرصلی الله علیه وآله در خطبه مفصّل غدیر به این موضوع اشاره نموده و این آیه را قرائت فرمودند:
وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الاِسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرینَ
، «اللَّهُمَّ اِنّی اُشهِدُکَ وَ کَفی بِکَ شَهیداً اَنّی قَد بَلَّغتُ»:[۲۲] «هر کس جز اسلام ([و تسلیم در برابر فرمان حقّ) آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است».
همچنان با این اعتقاد بسیاری از انسانها در ضلالت و گمراهی به سر برده و با اطاعت و پیروی از اهل سقیفه نسبت به نعمت بزرگ الهی که ولایت الهی اهل بیت علیهم السلام است کافر شده، و سخط و عذاب الهی را برای خود فراهم نمودهاند. در صورتی که با قبول ولایت و اطاعت از امام زمانشان امیرالمؤمنین علیه السلام خداوند درهای آسمان و زمین را بر روی آنان میگشود:
وَ لَو اَنَّ اَهلَ القُری آمَنوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَرضِ وَ لکِن کَذَّبوا فَأَخَذناهُم بِما کانوا یَکسِبونَ
،[۲۳] تا دیگر مسلمین دچار تفرقه و بی نظمی نشوند.[۲۴] همچنین اگر همه مردم در قبول ولایت متفق میشدند، خداون، جهنم را خلق نمیکرد. در روایت آمده که حضرت فرمودند:
«لَوِ اجتَمَعَ النّاسُ عَلی حُبِّ عَلِیِّ بنِ اَبی طالِبٍ لَما خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النّارَ»:[۲۵] «اگر مردم بر محبت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اجتماع میکردند، خداوند آتش را خلق نمیکرد». خداوند در مورد مزد رسالت بیست و سه ساله پیامبرصلی الله علیه وآله میفرماید:
قُل لا اَسألُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربی
[۲۶] «بگو: در برابر این (رسالت و تبلیغ) پاداشی از شما نمیطلبم»!
اما اهل سقیفه با دشمنی آشکار در مقابل امیرالمؤمنین علیه السلام و غصب خلافت آن حضرت و تکذیب فرمان الهی در مورد قبولِ وصایت و خلافت بلافصل ایشان بعد از نبی صلی الله علیه وآله، پایههای ظلم و ستم را محکم کرده و اهل بیت علیهم السلام را یکی پس از دیگری به وسیله زهر یا شمشیر به شهادت رساندند، همان گونه که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله فرمودند: «ما مِنّا اِلاّ مَسمومٌ اَو مَقتولٌ»:[۲۷]«هیچیک از ما (معصومین) نیست مگر آنکه یا مسموم یا مقتول است».
وعده وحدت الهی در عصر ظهور
با این بنیان شومی که بین مسلمین نهاده شد ائمه معصومین علیهم السلام در زمان حیاتشان به خاطر اینکه عنان حکومتِ ظاهری به دست آنها نبود، نتوانستند طعم شیرین و لذیذ غدیر خم و برکاتِ آن را به ذائقههای مردم برگردانند.
این است که در زمان ظهور امام زمان علیه السلام به دلیل تحقّق وعده الهی برای اجرای حکومتِ عدل گستر، هیچ ظالم و ستمگری قدرت تعرض به ایشان را نداشته و بیعتی نیز از طرف ستمکاران بر گردن آن حضرت نمیباشد.
همان گونه که امام صادق علیه السلام میفرمایند: «یَقومُ القائِمُ وَ لَیسَ لاَحَدٍ فی عُنُقِهِ عَهدٌ وَ لا عَقدٌ وَ لا بَیعَةٌ»:[۲۸] «در حالی ظهور میکند که از هیچکسی در گردن او عهد و پیمان و بیعتی نباشد».
در حکومت حضرت امام مهدی علیه السلام گرچه ظالمین و فرقههای ضالّه از اجرای اهداف علوی ناخوشایندند، ولی خداوند برای تحقّق اهداف غدیر ظرف زمانی را با نام عصر ظهور انتخاب نموده تا با حکومت عدل گستر در آن زمان نظم جهانی و وحدتِ الهی به دنیا برگردانده شود.
نظم و وحدت یعنی پیروی از یک دین واحد و تشکیل یک حکومت واحد جهانی با مدیریت مردی آسمانیتبار به تضمین عصمتی الهی، که قرآن در سوره احزاب به این عصمت الهی اشاره نموده و فرموده است:
اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً
:[۲۹] «همانا خداوند میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد». وعده دین واحد الهی را خداوند در قرآن چنین بیان میفرماید:
هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکونَ
:[۳۰] «او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حقّ فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند»!
روایات زیادی از طرف اهل بیت علیهم السلام در مورد تحقق وعدههای خدا به ما رسیده از جمله حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:
«المَهدِیُّ مِن عِترَتی مِن وُلدِ فاطِمَة، یُقاتِل عَلی سُنَّتی کَما قاتَلتُ اَنَا عَلَی الوَحیِ»:[۳۱] «حضرت امام مهدی از عترت من است و از فرزندان فاطمه علیها السلام است، او بر اساس سنّت من پیکار میکند چنانکه من بر اساس وحی پیکار نمودم.» بنابراین، منتظران مصلح در سرتاسر عالم، برای نفس کشیدن و زندگی در آن عصر ظهور لحظه شماری میکنند.
وحدت حقیقی بر اساس صراط مستقیم
اهمیت نظم و وحدت الهی، در صدر اسلام از طرف حضرت باری تعالی مورد عنایت بوده است و تحت عنوان تألیف قلوب به آن اشاره شده است.
خداوند در قرآن میفرماید:
هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَ بِالمُؤمِنینَ، وَ اَلَّفَ بَینَ قُلوبهِم لَو اَنفَقتَ ما فیِ الاَرضِ جَمیعاً ما اَلَّفتَ بَینَ قُلوبِهِم وَ لکِنَّ اللَّهَ اَلَّفَ بَینهُم اِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ.
[۳۲] اوست آنکه تو را با یاریش و به وسیله مؤمنین تأیید کرد، و دلهای آنها را با هم الفت داد! اگر تمام آنچه روی زمین است صرف میکردی تا دلهای آنان را الفت دهی نمیتوانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است.
از برکات زمان ظهور امام زمان علیه السلام نیز تألیف قلوب خواهد بود.
صادق آل محمد علیه السلام میفرمایند: «خداوند به وسیله آن حضرت بین دلهای پراکنده و مخالف یکدیگر ائتلاف میبخشد.»[۳۳]
همچنین در فرازی از دعای ندبه آمده است: «اَینَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضا»: «کجاست آنکه میان پراکندگی صلاح و رضا را جمع میکند»؟
حقیقت نظم و وحدت چنگ زدن به ریسمان الهی است، همان گونه که خداوند میفرماید: «وَ اعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوا»[۳۴]
بنابراین، در مسیر صراط مستقیم حرکت کردن و دوری جستن از راههای انحرافی و تفرقه، همان اطاعت و پیروی از خداوند باری تعالی است که در سوره انعام میفرماید:
وَ اَنَّ هذا صِراطی مُستَقیماً فَاتَّبِعوهُ وَ لا تَتَّبِعوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُم عَن سَبیلِهِ ذلِکُم وَصّاکُم بِهِ لَعَلَّکُم تَتَّقونَ
:[۳۵]
«این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حقّ دور میسازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش میکند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید»! با آشکار شدن صراط مستقیم و بسته شدن راههای انحرافی دین در عصر ظهور، حقیقت نظم و وحدت کلمه که خدا وعده داده نمایان خواهد شد.
از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمودند: «تُرِکتُم عَلَی المَحَجَّةِ البَیضاءِ الَّتی لیلُها کَنَهارِها …»:[۳۶]«بر راه روشنی گزارده شدید که شبش همانند روز روشن است». پس راه واضح است به حدی که سیر کننده در آن گمراه نمیگردد.
وحدت غدیر با معرفی صراط مستقیم
در غدیر خم راهِ روشن و واضح و صراط مستقیم الهی توسط نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله معرفی و تبیین گردید، همان گونه که در خطابه غدیر در تفسیر سوره حمد آن حضرت فرمودند: «مَعاشِرَ النّاسِ، اَنَا صِراطُ اللَّهِ المُستَقیمُ الَّذی اَمَرَکُم بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِیٌّ مِن بَعدی ثُمَّ وُلدی مِن صُلبِهِ اَئِمَّةٌ یَهدونَ اِلَی الحَقِّ وَ بِهِ یَعدِلونَ.»
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، الحَمدُللَّهِ رَبِّ العالَمینَ، الرَّحمنِ الرَّحیمِ، مالِکِ یَومِ الدّینِ، اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ، اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ، صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهِم وَ لاَ الضّالّینَ
.«فِیَّ نَزَلَتْ وَ فیهِم نَزَلَت وَ لَهُم عَمَّت وَ اِیّاهُم خَصَّت.»[۳۷]
ای مردم! من آن صراط مستقیمی هستم که خداوند شما را به پیروی آن دستور داده، و بعد از من علی و سپس فرزندان من از نسل او پیشوایان هدایت به سوی حق هدایت میکنند و به حقّ دادگری مینمایند. سپس این آیات را تلاوت فرمودند:
«به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. خداوندی که بخشنده و بخشایشگر است. مالک روز جزاست. پروردگارا! تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. ما را به راه راست هدایت کن، راه کسانی که به آنها نعمت بخشیدی، نه کسانی که بر آنان خشم و غضب نمودی و نه راه گمراهان.» به خدا قسم (این سوره) درباره من و اهل بیت من نازل شده؛ شامل حال آنان است و به آنان اختصاص دارد.
برهم زنندگان وحدت پس از پیامبرصلی الله علیه وآله
بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دشمنان و منافقین در غدیرِ امیرالمؤمنین علیه السلام طمع کردند، و با غصب خلافت تا امروز راه هدایت را برای بشریت تاریک نمودهاند؛ بنابراین با این ظلم که بالاترین درجه ظلم است، فضای زندگی بشریّت را بعد پیامبرشان توأم با غم و سختی نمودند.
شهادت غم بار حضرت زهراعلیها السلام به عنوان اولین حادثه تلخ بعد از شهادت پیامبر خداصلی الله علیه وآله رقم خورد و لکه ننگی بر پیشانی غاصبین خلافت و مسلمانان آن زمان گذاشت. از لحظه ای که صدای ناله دختر پیامبرصلی الله علیه وآله بین در و دیوار به گوش رسید، محوریّت نظم و وحدت مسلمین از هم گسیخته شد.
بنابراین با شهادت مظلومانه حضرت محسن بن علی علیهما السلام در کنار مادر، سند مظلومیت غدیر امیرالمؤمنین علیه السلام توسط غاصبین خلافت امضا گردید؛ و از آن لحظه به بعد مسلمین جهان و بشریّت به سمت بی نظمی و تفرقه کشیده شدند.
این است که در عصر ظهور، نظم و وحدت الهی به دست منجی بشریّت امام زمان علیه السلام برگردانده خواهد شد، و شروع حکومت عدالت گستر آن حضرت با انتقام از قاتلین حضرت زهرا و حضرت محسن بن علی علیهم السلام خواهد بود.
عوامل تفرقه مسلمانان
ریشههای بی نظمی و تفرقه را در بیش از نیمی از خطابه پیامبر صلی الله علیه وآله در مورد منافقین میتوان جستجو کرد. بسیار جالب توجه است که حضرت در سرزمین غدیرخم فرمودند:وَ سَأَلتُ جَبرَئیلَ اَن یَستَعفِیَ لِیَ السَّلامَ عَن تَبلیغِ ذلِکَ اِلَیکُم اَیُّهَا النّاسُ لِعِلمی بِقِلَّةِ المُتَّقینَ وَ کَثرَةِ المُنافِقینَ وَ اِدغالِ الآثِمینَ وَ خَتلِ المُستَهزِئینَ بِالاِسلامِ.[۳۸]
من از جبرئیل خواستم که از خدا بخواهد و مرا از تبلیغ این پیام به شما - ای مردم - معاف بدارد، زیرا از کمی پرهیزگاران و زیادی منافقان و فساد و تباهی سرزنش کنندگان و مکر و حیله مسخره کنندگان اسلام باخبرم.
مهمترین عوامل و ریشههای بی نظمی و تفرقه را میتوان در تاریخ اسلام به خصوص زمان بعد از شهادت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، بدون غرض ورزی و تعصبّات بی جا جستجو نمود و نتایج ذیل را به دست آورد. عوامل زمینهساز بی نظمی و تفرقه عبارتند از:
- نفاق.
- دنیاگرایی.
- حزب گرایی
- بیتفاوتی.
- سطحی نگری.
- ترس و سستعنصری.
- حسادت.
- کینهتوزی.
با بررسی این عوامل در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله و بعد از ایشان به نتایج مشابهی میرسیم، و آن اینکه با وجود این علل و ریشهها حقّ حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گرفته شد، و پایههای ظلم و ستم چیده شده و گسترش پیدا میکند.
تا زمان ظهور امام زمان علیه السلام که طبق وعده الهی تمام این ریشهها توسط آن بزرگوار نابود شده و موانع اجرای اهداف غدیر برطرف خواهد شد؛ و بشریت از برکات غدیر و تجلّی اهداف آن - که نظم و وحدت یکی از آنهاست - برخوردار خواهد شد.
۱. نفاق عامل اختلاف
گروه نفاق در طول رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله اقدامات زیادی انجام دادند از جمله: نوشتن صحیفه ملعونه اول، صحیفه ملعونه دوم، قصد ترور پیامبرصلی الله علیه وآله در گردنه هرشی، نافرمانی از جیش اسامه، تمرّد از آوردن کاغذ و دوات برای نوشتن وصیت آخر پیامبرصلی الله علیه وآله؛ و بسیاری از اقدامات دیگر.
در زمان حیات رسول خداصلی الله علیه وآله منافقین نقاب بر چهره داشتند، ولی بعد از شهادت ایشان با بالا بردن شمشیرهای برهنه بر روی سر صاحب غدیر امیرالمؤمنین علیه السلام در سقیفه بن یساعده و غصب خلافت ایشان چهرههایشان آشکار گشت.
بزرگترین شخصیتی که در طول تاریخ اسلام نقاب از چهره نفاق منافقین کنار زد و اهداف پلید آنها را آشکار نمود و در این راه با دفاعی جانانه از صاحب غدیر تا آخرین نفس ایستاد، شهیده دفاع از غدیر حضرت زهراعلیها السلام بودند.
از مهمترین آموزههای حوادث ناگوار تاریخ اسلام به خصوص بعد از شهادت پیامبرصلی الله علیه وآله، شناسایی چهرههای پلید و پنهانی دشمنان به ظاهر دوست است؛ اما مهمتر از آن شناساندن آن چهرههای نقابدار به همه مردم است، همانطور که محور اساسی مبارزات حضرت زهراعلیها السلام بعد از شهادت پدر بزرگوارشان تا آخرین لحظات عمر کوتاه آن حضرت شناساندن و افشای خط نفاق و اقدامات مخفیانه آنان بود.
لذا رسالتی که دختر پیامبرصلی الله علیه وآله به عهده داشتند آن چنان سنگین و باارزش بود، که در اجرای آن مصیبتهایی از جمله شکستن سینه و پهلو و سقط جنین و نیلی شدن صورت بهای سنگین این افشاگری شد.
پس نکات ذکر شده نشان از این دارد که طراحانِ غصب خلافت هر چند در ظاهر همراه پیامبرصلی الله علیه وآله بودند و با او رفت و آمد داشتند و خود را جزء خواص جا زده بودند، اما دلهای آنان را خار نفاق گرفته بود و فقط منتظر فرصتی بودند که به اهداف شومشان برسند.
با شهادت پیامبرصلی الله علیه وآله به تعبیر حضرت زهراعلیها السلام خار نفاق که در دلهای آنها خلیده بود آشکار گشت،[۳۹] و فصل غم باری برای اهل بیت علیهم السلام آغاز شد.
در نتیجه منزل وحی که به عنوان مجمع مخالفین خلافت غصبی شناخت شده بود، با آتش نفاق شعلهور شد، و با همین شعلههای نفاق دختر پیامبرصلی الله علیه وآله به شهادت رسیدند.
نفاق و عصر ظهور
در عصر ظهور حضرت بقیة اللَّه علیه السلام برای اتمام حجت و رفع عذر، با پیروان همه ادیان با کتابهای آسمانی خودشان بحث و محاجّه میکنند، و نویدهای موجود در کتابهای هر آیینی را که از آمدن مصلح جهانی خبر دادهاند به آنها یادآوری میکنند.
هر کس ایمان بیاورد از او میگذرند؛ و هر کس پس از شناخت حق و اثبات حقیقت بر کفر و الحاد خود اصرار بورزد، به سزای خود میرسد.
این معنی به اهل کتاب انحصار ندارد، بلکه از فرقههای به ظاهر مسلمان نیز که خود را اهل قرآن میدانند، هر کس در برابر حق تسلیم نشود طعمه شمشیر میگردد.
خداوند تبارک و تعالی به امامان اهل بیت علیهم السلام نیرویی عطا فرموده که هر کس را ببینند تشخیص میدهند که آیا اهل ایمان است یا اهل نفاق؛ چنانکه امام باقرعلیه السلام میفرمایند:
«اِنّا لَنَعرِفُ الرَّجُلَ اِذا رَأَیناهُ بِحَقیقَةِ الایمانِ وَ حَقیقَةِ النِّفاقِ»:[۴۰] «هنگامی که ما شخصی را ببینیم مؤمن یا منافق بودن او را میشناسیم».
۲. دنیاگرایی عامل اختلاف مسلمین
یکی از عواملی که مانع از پذیرش حق توسط مردم گشته و در طول تاریخ رسالت انبیاء الهی علیهم السلام به شکلهای مختلف از آن جلوگیری نموده، دنیا طلبی است. در این آزمون دینداری، انسانها چه زود دین خود را در مقابل این متاع اندک فروختهاند و صفحات تاریخ نیز گواه این مطلب است.
وحدت و نظم از نیازهای فطری بشری است که خداوند حکیم پیشبینی آن را نموده، و شرط رسیدن به آن را نیز پیروی از انبیاء الهی و اوصیاء ایشان قرار داده است. لکن توجه صرف به خواستههای نفسانی و زیاده طلبیها و قدرت طلبی، مانع از اطاعت فرامین الهی شده، و جاری نشدن قوانین در بین مردم و ملتها باعث از هم پاشیدگی و تفرقه و بی نظمی خواهد شد.
اگر صفحات تاریخ صدر اسلام و دوره رسالت پیامبر اسلام حضرت محمدصلی الله علیه وآله را مورد بررسی قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که یکی از مهمترین واجبات الهی که دیگر واجبات را نیز تحت تأثیر خود قرار داده، بحث معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان جانشینی پیامبر خداصلی الله علیه وآله بوده است، که آن حضرت نیز در مکانها و زمانهای مختلف متذکر این موضوع شدهاند و شاخص اصلی این اعلان ولایت روز هجده ذی الحجه سال دهم هجری یعنی روز غدیر خم است.
لذا بزرگترین نگرانی پیامبرصلی الله علیه وآله این بود که این کار به نحو شایستهای صورت پذیرد و بعد از ایشان وحدت مسلمین و نظم دچار تزلزل نشود؛ اما متأسفانه در دوره رسالت ایشان و به خصوص پس از شهادت آن بزرگوار، دنیا طلبان و کسانی که از روی طمع اسلام آورده بودند، با استفاده از دنیا طلبی مردم توانستند بر جامعه حکومت کنند و مانع از اجرای دقیق احکام الهی شوند.
غصب فدک ثمره دنیا طلبی
غصب فدک نیز ثمره دنیا طلبی و جاه طلبی شورای سقیفه بود، زیرا درآمدِ فدک ابزار مناسبی برای در بند کردن مردم دنیاپرست بود؛ لذا با تمام قدرت ارث حضرت زهراعلیها السلام غصب گردید و آن حضرت برای دفاع از حقِّ به تاراج رفته خود، بین جمعیت با ابابکر مناظره کرد؛ لکن خلیفه غاصب در جواب اهانتها روا داشت و اراجیف غیر معقول مطرح کرد. اما دنیاطلبان حاضر در جلسه به سبب ترس از به خطر افتادن دنیای خود هیچ اعتراضی نکردند و حق را پایمال نمودند.
از بیان مطالب ذکر شده نتیجه میگیریم که اگر کسی دنیاگرا شد، دنیا و آخرت خود و دیگران را ویران و بی نظم کرده و باعث تفرقه بین مردم و جوامع بشری میشود، و بسته به جایگاه خود و نحوه اجرای اهداف پلید شیطانی این اثر بیشتر خواهد شد. جاه طلبان سقیفه که بار سنگین شهادت یگانه دخت رسول خداصلی الله علیه وآله را به دوش کشیدند، سرانجام با فروختن دین و دنیای خود بزرگترین اثرِ تفرقه و بی نظمی را در جهان بشریت از خود بر جای گذاشتند.
رفع دنیاگرایی در عصر ظهور
در عصر ظهور و حکومت عدالت گستر حضرت بقیة اللَّه علیه السلام دنیامحوری هیچ رنگ و بویی نخواهد داشت و با مدیریت ایشان به اذن الهی، با ریشه کن شدن صفت رذیله دنیاپرستی و دنیاگرایی، بینظمی و تفرقه ناشی از این صفت رذیله تبدیل به نظم و وحدت بین بشریت خواهد شد. چنانکه پیامبر خداصلی الله علیه وآله میفرمایند:
«یَقسِمُ المالَ صِحاحاً وَ یَملأ اللَّهُ قُلوبَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ غِنیً وَ یَسَعُهُم عَدلُهُ.»[۴۱]
مال را عَلَی السویه تقسیم میکند و دلهای امت محمدصلی الله علیه وآله را با بینیازی پر میکند و عدالتش همه آنها را فرا میگیرد (و دیگر کسی خود را ناگزیر از ستم نمیبیند).
امیرالمؤمنین علیه السلام با قرائت این آیه خبر از وفور نعمتها در عصر ظهور میدهند:
وَ نُرِیدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُم فِی الاَرضِ
:[۴۲] «ما اراده کردهایم به آنان که روی زمین به ضعف کشیده شدهاند منت نهاده، آنها را وارثان و پیشوایان زمین قرار دهیم».[۴۳]
امام باقرعلیه السلام در این باره میفرمایند:
«وَ تُجمَعُ اِلَیهِ اَموالُ الدُّنیا مِن بَطنِ الاَرضِ وَ ظَهرِها فَیَقولُ لِلنّاسِ: تَعالَوا اِلی ما قَطَعتُم فیهِ الاَرحامَ وَ سَفَکتُم فیهِ الدِّماءَ الحَرامَ وَ رَکِبتُم فیهِ ما حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ. فَیُعطی شَیئاً لَم یُعطِهِ اَحَدٌ کانَ قَبلَهُ وَ یَملَأُ الاَرضَ عَدلاً وَ قِسطاً وَ نوراً کَما مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً وَ شَرّاً.»[۴۴]
ثروتهای روی زمین و گنجهای درون آن از تمام نقاط جهان به سوی او گرد میآید. آنگاه خطاب به مردم میفرمایند: بیایید این همان متاع دنیاست که برای آن با خویشاوندان قطع رحم کردید، و خونهای حرام را ریختید، و به حریم گناهان وارد شدید، و مرتکب محرمات الهی شدید. این ثروتها را چنان در اختیار مردم قرار میدهد که در تاریخ بخششهای جهان بیسابقه خواهد بود. زمین را پر از عدل و داد و نور میکند، همان گونه که مملو از جور و ستم و شر شده باشد.
۳. حزب گرایی عامل اختلاف مسلمین
با ظهور اسلام و دعوت به سوی نظم و وحدت الهی، در سایه هدایت گریهای خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله، قبائل و احزاب یکی پس از دیگری به دین اسلام رو آوردند. خدا در قرآن میفرماید: «وَ رَأَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فی دینِ اللَّهِ اَفواجاً»:[۴۵] «مردم را میبینی که گروه گروه در دین خدا وارد میشوند». این گونه پیکره امت اسلامی شکل گرفته و با تدبیر و حسن خلق رسول خداصلی الله علیه وآله این دین جهانی گشت.
متأسفانه پس از شهادت آن حضرت، گردانندگان سقیفه و احزاب آن دوره از تعصبات قبیله ای و حزبی یاران پیامبرصلی الله علیه وآله بهره برده و ساختار نظام اجتماعی امت اسلامی را برهم زدند. با کنار زدن حقیقت غدیر و روی کار آمدن باطل، بزرگترین خیانت اهل سقیفه به بشریت آشکار گردید، که ثمره آن جلوگیری از تداوم نظم و وحدت الهی بود. در سقیفه ملاک برای تعیین خلیفه، دین خدا و وصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و لیاقت و کاردانی افراد نبود، بلکه بحثها بر محور قبیله گرایی یا عصبیّتِ حزبی بود.
در اینجا اشاره ای خواهیم داشت به گروههایی که در آن شرایط حضور داشتند. عرب بر اساس محیط قبیلگی زندگی میکرد و این محیط و مناسبات آن بود که زمینه را برای شکل گرفتن احزاب گوناگون آماده میکرد. این احزاب عبارت بودند از: حزب ثلاثه، حزب تیم و عَدیّ، حزب امویان و طُلَقاء، حزب انصار خَزرَج که شامل دو جناح مخالفِ هم بود: جناحِ سعد بن عباده و جناحِ بشیر بن سعد، و حزب انصارِ اَوس.
بعد از شهادت پیامبرصلی الله علیه وآله بعضی افراد پیشِ روی جامعه آن زمان اهداف و فعالیتهای خود را در قالب گروه و حزبِ خاص انجام میدادند، و با دید حزبی و قبیله ای در جریانات گام برداشته و اقدام نمودند، و باعث تفرقه و بی نظمی در امت اسلام میشدند.
برچیدن حزب گرایی در عصر ظهور
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمایند: «یَعطِفُ الهَوی عَلَی الهُدی اِذا عَطَفوا الهُدی عَلَی الهَوی وَ یَعطِفُ الرَّأیَ عَلَی القُرآنِ اِذا عَطَفُوا القُرآنَ عَلَی الرَّأیِ، وَ یُریهِم کَیفَ عَدلُ السّیرَةِ وَ یُحیِی مَیِّتَ الکِتابِ وَ السُّنَّةِ»:[۴۶] «هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند او امیال نفسانی را به هدایت برمیگرداند، و هنگامی که دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر کنند او آراء و افکار را به قرآن بازمیگرداند. او به مردم نشان میدهد که چه نیکو میتوان به عدالت رفتار نمود. او تعالیم فراموش شده قرآن و سنت را زنده میسازد».
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه
المُلکُ یَومَئِذِ للَّهِ
[۴۷] فرمودند: «یَرفَعُ المَذاهِبَ عَنِ الاَرضِ فَلا یَبقی اِلاَّ الدّینُ الخالِصُ»:[۴۸] «همه ادیان و مذاهب از روی زمین برداشته میشود و جز دین خالص باقی نمیماند». سپس فرمودند:
«فَوَ اللَّهِ یا مُفَضَّلُ لَیُرفَعُ عَنِ المِلَلِ وَ الاَدیانِ الاختِلافُ وَ یَکونُ الدّینُ کُلُّهُ واحِداً، کَما قالَ جَلَّ ذِکرُهُ:
اِنَّ الدّینَ عِندَ اللَّهِ الاِسلامُ
.[۴۹]
ای مفضل، به خدا سوگند ناهماهنگی ادیان و مذاهب از بین میرود و فقط یک دین در سراسر گیتی حکومت میکند، چنانکه خدای تبارک و تعالی فرموده: به راستی دین نزد خدا عبارت از اسلام است و بس.[۵۰]
لذا امام زمان علیه السلام در عصر ظهور با تأییدات الهی طبق سیره و سنّت اجداد طاهرینشان امت واحد دور از هر تفرقه و بی نظمی را مدیریت خواهند نمود.
۴. بیتفاوتی عامل رشد تفرقه
ایجاد بی نظمی و تفرقه در امت اسلامی فقط به وسیله گروه حاکم غاصب نبود، بلکه آفت بیتفاوتی در رگهای اصحاب نامدار و توده مردم جریان پیدا کرد و غیرت دینی محو شد؛ و مدینه شاهد غصب حقوق سیاسی و مالی و اجتماعی امیرالمؤمنین علیه السلام گردید.
مردمی که در قبال اطاعت و پیروی از امیرالمؤمنین علیه السلام و یاری آن حضرت درگرفتن حق غصب شده، بیتفاوتی نشان دادند، نسبت به این بیتفاوتی نیز هیچ توجیه قابل قبولی نداشتند؛ زیرا در طول رسالت پیامبرصلی الله علیه وآله از روز «یوم الدار» و نزول
وَ اَنذِر عَشیرَتَکَ الاَقرَبینَ
، و در زمانها و مکانهای دیگر به خصوص اعلان رسمی ولایت در روز غدیر، نسبت به خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام برای همه مردم اتمام حجت شده بود. حضرت زهراعلیها السلام در مسجد مدینه خطاب به مردم فرمودند:
«یا مَعاشِرَ الفِتیَةِ وَ اَعضادَ المِلَّةِ، وَ اَنصارَ الاِسلامِ، ما هذِهِ الغَمیزَةُ …».[۵۱]
هان ای جوانمردان! ای بازوان ملت و ای یاوران اسلام! این سستی و بیتفاوتی در مورد حقوق من چرا؟ این سهل انگاری در برابر آفت و ستم و بیداد برای چه؟ آیا پدر گرانمایه ام پیامبرصلی الله علیه وآله نمیفرمودند: «حرمت هر کس با گرامی داشتن فرزندش رعایت میگردد؟» چه زود رنگ پذیرفتید و بی درنگ در غفلت خفتید؟!
البته کسانی که بنای قدرت طلبی و غصب خلافت را داشتند با آمادهسازی قبلی خود، هر مانعی را که سدّ راه خود میدیدند به راحتی با این مردم بیتفاوت از پیش روی خود برمیداشتند. از این رو با اقداماتی از قبیل کتمان فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام، انحراف افکار عمومی از قضیه غدیر خم، و ادعای نسخ فرمان پیامبرصلی الله علیه وآله، نقش مؤثری در بیتفاوتی مردم داشتند.
۵. سطحی نگری عامل اختلاف
از صفات رذیله ای که امت اسلامی زمان بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله را دچار تفرقه و بی نظمی نمود، سطحی نگری آنهاست. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در این زمینه میفرمایند: «ما اَخافُ عَلَی اُمَّتی الفَقرَ وَ لکِن اَخافُ عَلَیهِم سوءَ التَّدبیرِ».[۵۲] میفرمایند که من بر امّت خود از ناحیه فقر اقتصادی بیم ندارم! یعنی فقر امت مرا از پا درنمیآورد، ولی از یک چیز دیگر بر امّت خود بیمناکم و آن کج فکری، بد فکری، بداندیشی، جهل و نادانی است. اگر مردم مسلمان، روشن بینی و دور بینی و آینده بینی و عمق بینی و ژرف بینی را از دست دهند و ظاهر بین شوند، آن وقت است که برای اسلام خطر پیدا میشود.
سطحی نگری پیروان رسول خداصلی الله علیه وآله سبب شد تا بسیاری از گرایشها و معیارهای جاهلی بر قوانین عقلی و شرعی مقدم شود. این افراد با طراحان سقیفه که آشکارا خلافت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را انکار کردند و مسیر خلافت و ولایت را به انحراف کشاندند، همراهی کرده و با بیعتشان خلافت غصبی را تثبیت نمودند.
تبلیغات جَوسازان آن چنان در بین مردم سطحی نگر تأثیر گذاشته بود که همان حرفها و یاوههای جاه طلبان سقیفه را تکرار میکردند و به عنوان ایراد به امیرالمؤمنین علیه السلام میگفتند: «تو چهره ات خنده روست و مزاح میکنی. مردی باید خلیفه شود که عبوس باشد و مردم از او بترسند».[۵۳]
همچنین در تاریخ نقل شده که در جریان غصب فدک ساده لوحی و خوش باوری مردم به کمک غاصبین آمد. هنگامی که در مسجد پیامبرصلی الله علیه وآله بین حضرت زهراعلیها السلام و ابوبکر مناظره رخ داد، ابوبکر حدیثی دروغین را به پیامبرصلی الله علیه وآله نسبت داد، و آنگاه فاطمه علیها السلام با استناد به آیات قرآن، جعلی و دروغ بودن آن حدیث را به خوبی هویدا ساخت. اما کلمات ظاهر پسند ولی دروغین ابوبکر مردم را فریب داد و کسی برنخاست تا سند حدیث را جویا شود، و بپرسد که آخر این چه حدیثی است که تنها تو شنیدهای و هیچیک از همراهان و صحابیان رسول خداصلی الله علیه وآله آن را نشنیدهاند؟ چرا دخت رسول خداصلی الله علیه وآله این حدیث را قبول ندارد؟
اما مصیبت دیگر این بود که حضرت زهراعلیها السلام شبها سوار بر مرکب میشد و با مولا امیرالمؤمنین علیه السلام به مجالس انصار و مهاجرین و در خانه آنها میرفت و از آنها طلب یاری مینمود؛ اما آنها با بینشی ضعیف چنین جواب میدادند: «ما با ابوبکر بیعت کردهایم. اگر همسر تو و پسر عمویت (امیرالمؤمنین علیه السلام) در این امر بر ابوبکر سبقت میگرفت ما از امیرالمؤمنین علیه السلام سرنتافته و با ابوبکر بیعت نمیکردیم».[۵۴]
آری، سطحی نگری مردم که در رفتار و گفتارشان عیان بود، خلافت غصبی را تقویت کرد و اهل بیت علیهم السلام را به حاشیه راند و چنان کرد که حضرت زهرای اطهرعلیها السلام با باری از غم وا ندوه خلوتِ «بیت الاحزان» را برگزید.
۶. ترس و سستعنصری عامل تفرقه
ایجاد نظم و وحدت در امت اسلامی بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله طبق فرمایش حضرت زهراعلیه السلام با اطاعت و پیروی از امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اجرا بوده است، اما آنچه که مردم را از اطاعت بازداشت و نسبت به آن حضرت رویگردان شدند، ترسی بود که با توجه به سستعنصری مردم ظهور پیدا کرد، و غاصبان خلافت با استفاده از آن قدرت ظالمانه خود را تثبیت نمودند.
با مرور در تاریخ اسلام در مییابیم که خلفای غاصب چگونه عملکردی در رسیدن به قدرت داشتند. تشنگان قدرت با شمشیرهای برهنه مرگ پیامبرصلی الله علیه وآله را انکار کردند و ناشران این خبر را تهدید به مرگ نمودند تا فرصت خوبی برای اجرای برنامههای پیشبینی شده خود داشته باشند.
آنان با سازماندهی گروههای خود، ورود و خروج از مدینه را ممنوع اعلان کرده، و کسانی که قصد فرار و خارج شدن از مدینه را داشتند ترور کردند، و با هجوم به مخالفان توسط قبیله بنی اسلم بیعت با خلیفه را قطعی نمودند، و مخالفان خود را به اتهام ارتداد از صحنه خارج ساختند.[۵۵]
عده ای را با تهدید به قتل و عده ای را با ضرب و شتم از صحنه خارج کردند. مردم در آن هیاهو و آشوب جز نهیب و سایه شمشیر چیزی نمیدیدند، و آنان که ترس و زبونی در قلبشان ریشه افکنده بود و جان و مال خویش را دوست داشتند و اصالتی برای دین و ایمان قائل نبودند، دم فرو بسته سفارشات رسول خداصلی الله علیه وآله را به فراموشی سپردند، و سقیفه را با بیعتشان پایدار کردند. فضا چنان غبارآلود شد که خانه وحی به عنوان خانه فتنه معرفی شد، و صدای ریحانه نبی صلی الله علیه وآله از بین در و دیوار به گوش رسید!
ترس و زبونی و سستعنصری سکوتِ خفّت باری را بر مدینه حاکم نمود و اهل مدینه را به ذلت و خواری کشاند و آنان برای همیشه محکوم تاریخ شدند. اما حضرت زهراعلیها السلام در برابر این ترس سکوت نکرد و تا پای جان از صاحب غدیر دفاع کرد. قرائت خطبه فدکیه در مسجد و همچنین قرائت خطبه برای زنان مهاجر و انصار گواه بر سرزنش آن حضرت در مورد این صفت رذیله است.
۷. حسادت عامل اختلاف
با گذری در تاریخ مییابیم که صفت ناپسند حسد دست قابیل را به خون برادرش هابیل آلوده کرد و برادران یوسف را به آن ستم بزرگ وادار نمود؛ بسیاری از آنچه از قتلها، فتنهها، دشمنیها و انحرافات رخ داده ریشه در همین صفت رذیله دارد؛ چنانچه امام صادق علیه السلام میفرمایند: «اُصولُ الکُفرِ ثَلاثَةٌ: الحِرصُ وَ الاستِکبارُ وَ الحَسَدُ»:[۵۶] «سه چیز از اصول کفر است: حرص و تکبّر و حسد».
در حوادث بعد از شهادت رسول خداصلی الله علیه وآله به روشنی آشکار است که چگونه صفات نیک بعضی از اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله تحت الشعاع صفت نکوهیده حسد قرار گرفت و نتوانستند از امتحان عظیم وصایای پیامبرصلی الله علیه وآله روسفید بیرون آیند.
۸. کینهتوزی با اهل بیت علیهم السلام عامل تفرقه
یکی از عوامل بینظمی و تفرقه در امّت اسلامی کینهتوزی بعضی از خواص و مردم قبائل آن زمان میباشد؛ که منشأ بعضی از این کینهتوزیها نسبت به پیامبرصلی الله علیه وآله و خاصه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بوده، و بعضی دیگر کینهتوزی بین قبائل بوده است.
این کینهتوزیها در زمان رسالت رسول خداصلی الله علیه وآله با توجه به مجاهدتهای امیرالمؤمنین علیه السلام ایجاد گشت، و بعد از شهادت پیامبرصلی الله علیه وآله بُروز داده شد. پیامبرصلی الله علیه وآله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «ضَغائِنُ فی صُدورِ اَقوامٍ عَلَیکَ لا یُظهِرونَها حَتّی یَفقِدونی»:[۵۷] «کینههایی از تو در دل قومی است که آن را برای تو آشکار نمیکنند مگر پس از آنکه مرا از دست بدهند».
حضرت زهراعلیها السلام در حالی که در اُحد بر مزار حمزه سید الشهداءعلیه السلام عزاداری میکرد، وقتی از ایشان پرسیدند: «چرا مردم بر ضدّ شما و امیرالمؤمنین علیه السلام تهاجم آوردند و حقّ مسلم او را غصب کردند؟ فرمودند:
«لکِنَّها اَحقادٌ بَدرِیَّةٌ وَ تِراتٌ اُحُدیَّةٌ کانَت عَلَیها قُلوبُ النِّفاقِ مُکتَمِنَةِ لاِمکانِ الوُشاةِ فَلَمَّا استُهدِفَ الاَمرُ اَرسَلَت عَلَینا شَآبیبَ الآثارِ.»[۵۸]
این همه کینهتوزیها از جنگ بدر و انتقام جوییها از جنگ احد است که بر دلهای منافقان پنهان بود، اما روزی که حکومت او را غصب کردند تمام آن کینهها و حسادتها را بر ما فرو ریختند.
کینهتوزی بین مسلمین عامل تفرقه
مکّیان مهاجر و غیر مهاجر، در پی به دست آوردن فرصتی مناسب برای فرونشاندن کینههای دیرینه خود بودند، ولی در زمان حیات رسول خداصلی الله علیه وآله زمینه آن فراهم نشد. از این رو، انصارِ اوس و خزرج همواره در این هراس بودند که به خاطر نبودن پیامبرصلی الله علیه وآله مکّیان انتقام گذشته را بگیرند.
این هراس و آن کینهها مانع از آن شد که با هم وحدت داشته باشند و گفتار رسول خداصلی الله علیه وآله در مورد وصایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام را پیروی نمایند؛ و عدم این اتحاد باعث نقش آفرینی در سقیفه شد.
رفع کینهها در عصر ظهور
در عصر ظهور طبق وعده ای که پیامبرصلی الله علیه وآله دادهاند ریشه کن شدن کینهتوزیها و تفرقه به دست حضرت مهدی علیه السلام صورت میپذیرد، چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خداصلی الله علیه وآله پرسیدند: آیا حضرت امام مهدی علیه السلام از ما اهل بیت هستند یا از غیر ما؟ فرمودند:
«لا، بَل مِنّا مَن یَختِمُ اللَّهُ بِهِ الدّینَ کَما فَتَحَ بِنا وَ بِنا یُنقَذونَ مِنَ الفِتنَةِ کَما اُنقِذوا مِنَ الشِّرکِ وَ بِنا یُؤَلِّفُ اللَّهُ بَینَ قُلوبِهِم بَعدَ عَداوَةِ الفِتنَةِ کَما اَلَّفَ بَینَ قُلوبِهِم بَعدَ عَداوَةِ الشِّرکِ وَ بِنا یُصبِحونَ بَعدَ عَداوَةِ الفِتنَةِ اِخواناً کَما اَصبَحوا بَعدَ عَداوَةِ الشِّرکِ اِخواناً فی دینِهِم.»[۵۹]
خیر از غیر ما نیستند! بلکه حضرت مهدی از ما هستند. خداوند به وسیله او دین را به اتمام میرساند، چنانکه به وسیله ما آغاز نمود. به دست ما از فتنه رهایی مییابند، چنانکه به دست ما از شرک رهایی یافتند. خداوند پس از کینههای فتنه گری به دست ما در میان آنها الفت و صمیمیّت ایجاد میکند، چنانکه بعد از کینهتوزیهای شرک به دست ما در میانشان صفا و صمیمیت ایجاد نمود. بعد از عداوت روزگار فتنه به وسیله ما برادری خود را بازیابند، چنانکه بعد از عداوت شرک به دست ما برادر ایمانی گشتند.
اعتقاد به غدیر تنها راه وحدت الهی
برای نظم و وحدتی بر اساس دین الهی چند پایه قابل توجه است:
۱. اعتقاد به واقعه مهم تاریخی غدیر خم و قبول ولایت
بنابراین اعتقاد به اینکه در روز غدیر خم خداوند حکیم هدایت گرانی را برای بشریت و امت واحد اسلامی پیشبینی نموده و وظیفه انسانها پیروی و اطاعت از ایشان است، باعث میشود محوریت انسجام اسلامی و نظم بین ملتها حفظ شود؛ و با قبول ولایت انسانها در زیر چتر عظیم ولایتِ الهی حضرات معصومین علیهم السلام به نعمت وحدت و نظم الهی دست پیدا کنند.
۲. عمل به حدیث ثقلین و اطاعت از کلام پیامبرصلی الله علیه وآله
اگر تمام مسلمانان به حدیث ثقلین عمل کرده بودند میتوانست وحدت اسلامی قوی بین آنها ایجاد گردد، به حدّی که بادها نتواند آنها را به حرکت درآورد و طوفانها نتواند آن را از جا بَرکند، و کسی متعرض آن نشده و دشمنان اسلام آنها را سست نگردانند، و این تنها راه خلاصی مسلمانان و نجات آنهاست، و ماسوای آن باطل و گفتاری بی معناست.
ثقل اکبر و ثقل اصغر هر دو باعث ایجاد وحدت و نظم در مسلمین هستند، به شرط آنکه این دو را به فرمایش پیامبرصلی الله علیه وآله از هم جدا نکنید.
امام باقرعلیه السلام در تفسیر آیه شریفه
الَّذینَ اِن مَکَّنّاهُم فِی الاَرضِ …
:[۶۰] «کسانی که اگر آنها را در روی زمین امکانات دهیم، نماز را بپا میدارند و زکات میپردازند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند، و عاقبت امور از آنِ خداوند است». درباره این آیه میفرمایند:
«اِنَّها لَم تَرعَ حَقَّ نَبیِّها اَما وَ اللَّهِ لَو تَرَکوا الحَقَّ عَلی اَهلِهِ لَمَا اختَلَفَ فِی اللَّهِ تَعالی اثنان.»[۶۱]
این امت حق و حریم پیامبرصلی الله علیه وآله را در مورد اهل بیتش رعایت نکردند. به خدا سوگند اگر این امت حقّ را از سرچشمه زلال اهل بیت میگرفتند حتی دو نفر هم در مورد پروردگار اختلاف نمیکردند.
۳. امتحان الهی بر مبنای امامت در امت اسلامی
خداوند متعال این امت را بعد از شهادت پیامبرش بر مسئله امامت به حقّ امتحان کرده؛ آنجا که میفرماید:
وَ اعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوا
:[۶۲] «همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید»!
از آیات دیگر نیز استفاده میشود که وصیت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله همانند وصیت دیگر انبیاء عدم تفرقه و ایجاد اتحاد بر محور حقّ و حقیقت است، که قرآن عظیم میفرماید:
شَرَعَ لَکُم مِنَ الدّینِ ما وَصّی بِهِ نوحاً وَ الَّذی اَوحَینا اِلَیکَ وَ ما وَصَّینا بِهِ اِبراهیمَ وَ موسی وَ عیسی اَن اَقیموا الدّینَ وَ لا تَتَفَرَّقوا
:[۶۳] «آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام سفارش کردیم این بود که دین را بر پا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید».
وَ لا تَکونوا کَالَّذینَ تَفَرَّقوا وَ اخْتَلَفوا مِن بَعدِ ما جاءَهُمُ البَیِّناتُ وَ اولئِکَ لَهُم عَذابٌ عَظیمٌ
:[۶۴] «مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ پس از آنکه نشانههای روشن پروردگار به آنان رسید»!
مسلم در صحیح نقل کرده است که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند:
«سألتُ ربّی ثلاثاً فأعطانی اثنتین و منعنی واحدةً. سَأَلتُ رَبّی اَن لا یَهلِکَ اُمّتی بِالسُّنِّةِ فَأَعطانیها، وَ سَأَلتُهُ اَن لایَهلِکَ اُمَّتی بِالغَرَقِ فَأعطانیها، وَ سَألتُهُ اَن لا یَجعَلَ بَأسَهُم بَینَهُم فَمَنَعَنیها.»[۶۵]
از پروردگارم سه چیز درخواست کردم، دو تای آن را به من عطا نمود و مرا از یکی از آنها منع کرد. از او درخواست کردم امتم را با قحطی هلاک نگرداند، و پذیرفت. درخواست نمودم که امتم را با غرق هلاک نکند، و پذیرفت. ولی خواستم که بینشان نزاع نباشد، و آن را نپذیرفت.
۴. ایمانِ مشروط به اعتقاد به ولایت اهل بیت علیهم السلام و اخذ دین از طریق آنان
ایمانی مانع از تفرقه و بی نظمی است که مشروط به اعتقاد به ولایت اهل بیت علیهم السلام باشد، و چون مردم بر اساس باورهای اعتقادی خود زندگی کرده و پایبند هستند، اگر زندگیها بر اساس اعتقادات غیر سنّت الهی باشد بی نظمی و تفرقه آشکار میگردد.
خداوند باری تعالی در روز غدیر خم با معرفی حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و اعتقاد به آن حضرت پایههای دوستی و برادری را با یک اعتقاد واحد چید، و مردم پس از پذیرفتن دین اسلام با این اعتقاد مؤمن گردیدند و با یکدیگر برادر شدند، زیرا در قرآن آمده:
اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَةٌ
:[۶۶] «مؤمنین با هم برادرند».
۵. بیان حقایق در سنّت الهی و سیره معصومین علیهم السلام
بیان حقایق در سنّت الهی و سیره معصومین علیهم السلام آشکارا آمده، حتی جایی که احتمال یا یقین بر ایجاد اختلاف بوده باز هم بیان حقیقت لازم بوده و ترک نشده است و عمل به آن نیز سفارش شده است.
اینک به نمونههایی از موارد تقدیمِ حقّ بر وحدت در سنّت الهی و در سیره معصومین علیهم السلام اشاره میکنیم:
۱. سنّت الهی
خداوند با علم ازلی میدانست که با دستور ابلاغ به پیامبرش بین حق و باطل جدایی حاصل میشود، و این ابلاغ باعث دو دستگی میشود، ولی حتی در انجام ندادن این کار پیامبرش را تهدید میکند
وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ
:[۶۷] «و اگر (آنچه را که خدا به تو وحی نموده) به مردم نرسانی، رسالت او را انجام ندادهای»!
۲. سیره رسول خداصلی الله علیه وآله در ابلاغ ولایت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر
پیامبرصلی الله علیه وآله میدانست که مسلمانان با طرح این مسئله اختلاف کرده و به دو دسته شیعه امیرالمؤمنین علیه السلام و مخالف او تقسیم میشوند، ولی در عین حال از بیان حقّ کوتاه نیامد.
۳. سیره حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در حکومت داری
آن حضرت میدانستند که با طرد معاویه و طلحه و زبیر، حکومتش برهم خورده و وحدت اسلامی متلاشی خواهد شد؛ ولی در عین حال دست به این کار زدند.
۴. سیره حضرت زهراعلیها السلام
حضرت زهراعلیها السلام با آنکه میدانستند امت اسلامی بعد از شهادت پدر از هر طرف مورد تعرض است و مردم نیز تازه مسلمان بودند. با این همه چنان مطلب را مهم دیده که از خانه به سوی مسجد میآیند و با ابوبکر محاجّه میکنند و به دفاع از حقّ امام زمانشان قیام مینمایند.
۵. سیره امام حسین علیه السلام
کاری که امام حسین علیه السلام کردند و بعد از واقعه عاشورا چه نهضتها و قیامهایی را در جامعه به راه انداختند همگی توجیه گر این نکته است که هنگام تعارض بین بیان حقِّ مسلّم و مسئله وحدت اسلامی، بیان حق مسلّم مقدّم است.
۶. رجوع به خدا و رسول صلی الله علیه وآله
از دیگر راههای ایجاد نظم و وحدت الهی، در هنگام اختلاف در جانشینی پیامبرصلی الله علیه وآله رجوع به خدا و رسول صلی الله علیه وآله است، که خداوند میفرماید:
یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اَطیعوا اللَّهَ وَ اَطیعوا الرَّسولَ وَ اولِی الاَمرِ مِنکُم فَاِن تَنازَعتُم فی شَیءٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللَّهِ وَ الرَّسولِ اِن کُنتُم تُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَ الیَومِ الآخِرِ ذلِکَ خَیرٌ وَ اَحسَنُ تَأویلاً
:[۶۸] «ای کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالامر از خود را! و هر گاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این کار برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است».
همچنین خداوند میفرماید:
وَ اَطیعوا اللَّهَ وَ رَسولَهُ وَ لا تَنازعوا فَتَفشَلوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم وَ اصبِروا اِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرین
:[۶۹] «فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع و کشمکش نکنید، تا سست نشوید و قدرت و شوکت شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است»!
بنابراین با رجوع به خدا و رسول صلی الله علیه وآله در مسائل و موضوعات خارجی از جمله تعیین امام و جانشینی بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله باعث ایجاد نظم و وحدت الهی در امت اسلامی شدهایم.
معرفی آخرین وحدت بخش انسانها در خطابه غدیر
در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری در حجة البلاغ پیامبرصلی الله علیه وآله با معرفی ائمه اثنی عشرعلیهم السلام و خصوصاً حضرت مهدی علیه السلام نظم و وحدت را برای آینده بشریت از طرف خداوند به ارمغان آورده فرمودند:
- «اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَئِمَّةِ مِنَّا القائِمُ المَهدِیُّ». آگاه باشید! همانا آخرین امام مهدی قائم از ماست.
- «اَلا اِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَی الدّینِ.»آگاه باشید! او بر همه ادیان پیروز خواهد شد.
- «اَلا اِنَّهُ المُنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ.» آگاه باشید! او انتقام گیرنده از ستمگران است.
- «اَلا اِنَّهُ فَاتِحُ الحُصونِ وَ هادِمُها.» آگاه باشید! او فتح کننده دژها و ویران کننده آنهاست.
- «اَلا اِنَّهُ قاتِلُ کُلِّ قَبیلَةٍ مِن اَهلِ الشِّرکِ.»آگاه باشید! او بر همه طوایف و قبایل اهل شرک غلبه یافته و آنها را هدایت میکند.
- «اَلا اِنَّهُ مُدرِکٌ بِکُلِّ ثارِ لاَولِیاءِ اللَّهِ.» آگاه باشید! او گیرنده خونبهای همه اولیای خداست.
- «اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللَّهِ.» آگاه باشید! او یاری کننده دین خداست.
- «اَلا اِنَّهُ الغَرّافُ فی بَحرٍ عَمیقٍ.» آگاه باشید! او جرعه نوش و پیمانه گیر از دریای بیکران الهی است.
- «اَلا اِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضلٍ بِفَضلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهلٍ بِجَهلِهِ.»آگاه باشید! او هر صاحب فضیلتی را به مقدار فضلش و هر نادانی را به قدر نادانیاش نشان دهد و علامت نهد.
- «اَلا اِنَّهُ خِیَرَةُ اللَّهِ وَ مُختارُهُ.» آگاه باشید! او برگزیده و انتخاب شده خداوند تبارک و تعالی است.
- «اَلا اِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلمٍ وَ المُحیطُ بِهِ.» آگاه باشید! او وارث همه علوم و احاطه دارنده بر همه فهمها و ادراکها است.
- «اَلا اِنَّهُ المُخبِرُ عَن رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ المُنَبِّهُ بِأَمرِ ایمانِهِ.»آگاه باشید! او حکایت از پروردگارش کند و از او خبر دهد و نشانههای او را برافراشته سازد.
- «اَلا اِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ.» آگاه باشید! او راه یافته و استوار است.
- «اَلا اِنَّهُ المُفَوَّضُ اِلَیهِ.» آگاه باشید! اوست که همه امور مردم به او واگذار شده است.
- «اَلا اِنَّهُ قَد بَشَّرَ بِهِ مَن سَلَفَ مِنَ القُرونِ بَینَ یَدَیهِ.» آگاه باشید! اوست که پیشینیان از قرنها پیش به ظهور او بشارت دادهاند.
- «اَلا اِنَّهُ الباقی حُجَّةً وَ لا حُجَّةَ بَعدَهُ وَ لا حَقَّ اِلاّ مَعَهُ وَ لا نورَ اِلاّ عِندَهُ.» آگاه باشید! اوست حجت باقی خداوند و پس از او حجتی نخواهد بود. حقی نیست مگر با او، و نوری جز نزد او نیست.
- «اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنصُورَ عَلَیهِ.» آگاه باشید! کسی بر او چیره نخواهد شد و بر او پیروز نگردد.
- «اَلا وَ اِنَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فی اَرضِهِ وَ حَکَمُهُ فی خَلقِهِ وَ اَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ عَلانِیَتِهِ.» آگاه باشید! او ولیّ خدا در زمین و داور او در میان خلق و امانت دار او در امور نهان و آشکار اوست.
برکات وحدت بخش عصر ظهور
چهار نقطه اصلی در عصر ظهور وجود دارد که که ثمره آنها تحقق هرچه دقیق تر و آسانتر وحدت است:
۱. وحدت کلمه
امام هادی علیه السلام میفرمایند: «هُوَ الَّذی یَجمَعُ الکَلِمَ وَ یُتِمُّ النِّعَمَ وَ یُحِقُّ اللَّهُ الحَقَّ وَ یُزهِقَ الباطِلَ، وَ هُوَ مَهدِیُّکُمُ المُنتَظَرُ»: «او کسی است که وحدت کلمه ایجاد میکند، و نعمتها را کامل میسازد، و خداوند حق را به دست او تحقق میبخشد و باطل را نابود میسازد. او مهدی منتظر شماست».
آنگاه حضرت این آیه را تلاوت کردند:
بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکُم
[۷۰] و سپس فرمودند: «به خدا سوگند بقیة اللَّه اوست».[۷۱]
۲. عزت مؤمنین در سایه عدل
در دعای ندبه میخوانیم: «اَینَ مُعِزُّ الاَولِیاءِ وَ مُذِلُّ الاَعداءِ». امام صادق علیه السلام فرمودند: «اَوَما عَلِمتَ اَنَّ لِلحَقِّ دَولَةً وَ لِلباطِلِ دَولَةً، وَ کِلاهُما ذلیلٌ فی دَولَةِ صاحِبِهِ. فَمَن اَصابَتهُ دَولَةُ الباطِلِ اقتُصَّ مِنهُ فی دَولَةِ الحَقِّ»:[۷۲] «مگر نمی دانی که برای حق دولتی و برای باطل دولتی است، و هر یکی در دولت دیگری خوار و بیمقدار است. کسی که در دولت باطل مورد ستم قرار گیرد در دولت حق از او رفع ستم میشود».
۳. جمع عقول بندگان
درباره شرایط زندگی در حکومت حضرت امام مهدی علیه السلام میخوانیم:
«اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ یَدَهُ عَلی رُؤوسِ العِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقولَهُم وَ اَکمَلَ بِهِ اَخلاقَهُم، ثُمَّ مَدَّ اللَّهُ لِشیعَتِنا فی اَسماعِهِم وَ اَبصارِهِم حَتّی لا یَکونَ بَینَهُم وَ بَینَ القائِمِ بَریدٌ یُکَلِّمُهُم فَیَسمَعونَ وَ یَنظُرونَ اِلَیهِ وَ هُوَ فی مَکانِهِ.»
هنگامی که قائم ما قیام کند دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهای آنها را گرد آورد و رشد آنها را کامل گرداند و خداوند بر وسعت بینایی و شنوایی آنان میافزاید و در میان حضرت قائم علیه السلام و آنها مانع و سدی نمیماند. هر وقت حضرت قائم علیه السلام بخواهد با آنها سخن بگوید آنها هر کجا باشند میشنوند، و آنها هر کجا هستند نگاه میکنند و او رادر اقامتگاه خود میبینند.[۷۳]
۴. وفور نعمت و امنیت
همچنین درباره زندگی در روزگار حضرت بقیة اللَّه الاعظم علیه السلام فرمودند: «اِذا قامَ حَکَمَ بِالعَدلِ وَ ارتَفَعَ فی اَیّامِهِ الجَورُ وَ آمَنَت بِهِ السُّبُلُ وَ اَخرَجَتِ الاَرضُ بَرَکاتِها وَ رُدَّ کُلُّ حَقٍّ اِلی اَهلِهِ وَ لَم یَبقَ اَهلُ دینٍ حَتّی یُظهِروا الاِسلامَ وَ یَعتَرِفوا بِالایمانِ»:[۷۴] «چون قائم قیام کند به عدالت داوری میکند و در زمان او ستم ریشه کن میشود و راهها امن میگردد و زمین برکتهای خود را ظاهر میکند و هر حقّی به صاحب حق بر میگردد و پیرو هیچ آیینی نمیماند جز اینکه به اسلام میگرود و به آن ایمان میآورد».
سپس فرمودند: «تَأمَنُ السُبُلُ، تَمشِی المَرأَةُ بَینَ العِراقِ وَ الشّامِ لا تَضَعُ قَدَمَیها اِلاّ عَلَی النَّباتِ وَ عَلی رَأسِها مِکتَلُها لا یُهَیِّجُها سَبُعٌ وَ لا تَخافُهُ»:[۷۵] «راهها امن میشود، به گونه ای که زن از عراق تا شام برود و پای خود را جز بر روی گیاه نگذارد، در حالی که جواهراتش را بر سرش بگذارد و هیچ درنده او را نترساند و او هم از درنده ای هراس نداشته باشد».
نتیجه سخن
از اهداف بلند غدیر جلوگیری از تفرقه و بی نظمی بین بشریت و امت اسلام بوده است؛ ولی این هدف بزرگ غدیر مثل دیگر اهداف آن تحقّق عملی پیدا نکرد، اما تجلّی نظم و وحدت الهی با حکومت عدالت گستر حضرت امام مهدی علیه السلام و ارواحنا له الفداء صورت میگیرد.
پانویس
- ↑ محمد رضا شریفی
- ↑ آل عمران: ۱۹.
- ↑ آل عمران: ۱۶۴.
- ↑ کشف الغمة فی معرفة الأئمة: ج ۲ ص ۵۳۷؛ بحار الانوار: ج ۳۹ ص ۵۶.
- ↑ انشراح: ۷.
- ↑ مائده: ۶۷.
- ↑ مائده: ۳.
- ↑ رعد: ۷.
- ↑ تفسیر ثعلبی: ج ۵ ص ۲۷۲؛ شواهد التنزیل: ج ۱ ص ۳۸۱؛ تفسیر رازی: ج ۱۹ ص ۱۴؛ تفسیر روح المعانی، آلوسی: ج ۱۳ ص ۱۰۳؛ جامع البیان طبری: ج ۱۳ ص ۷۲
- ↑ فاتحه: ۶.
- ↑ رعد: ۷.
- ↑ آمالی الصدوق: ص ۱۲۵؛ روضة الواعظین: ج ۱ ص ۱۰۲
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۵۱۱؛ اعلام الوری بِاَعلام الهدی: ص ۱۶۵.
- ↑ احتجاج: ج ۱ ص ۹۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۹۶، ۳۹۳، ۳۸۵؛ ج ۳۷ ص ۱۵۰، ۱۱۱. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۳۶. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۲۹۹. الغدیر: ج ۱ ص ۵۴۶ ۳۲.
- ↑ الیقین: ص ۳۵۷؛ بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۷ - ۳۸۷ - ۳۸۸ ص ۲۱۴.
- ↑ الیقین: ص ۲۸۵؛ التحصین: ص ۵۳۷؛ بحار الانوار: ج ۶ ص ۵۳، ج ۲۱ ص ۳۸۷–۳۸۸؛ عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۹۷ ۶۵ ۶۰ ۴۲.
- ↑ احتجاج: ج ۱ ص ۶۵.
- ↑ الالفین (ترجمه آقای وجدانی): ص ۹۲۹؛ آمالی مفید: ص ۳۶ مجلس ۵؛ بحار الانوار: ج ۲۵ ص ۸۸؛ نهج الحقّ و کشف الصدق: ص ۲۷۳.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۶۰.
- ↑ به چیز گرانبها و ارزشمند ثقل گویند.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۶۱.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۱۰۹.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۹۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۹ ص ۲۴۷.
- ↑ شوری: ۲۳.
- ↑ کفایة الاثر: ص ۲۲۷. بحار الانوار: ج ۴۴ ص ۱۳۹.
- ↑ کافی: ج ۱ ص ۳۴۲.
- ↑ احزاب: ۳۳.
- ↑ توبه: ۳۳. صف: ۹.
- ↑ عیون اخبار الرضاعلیه السلام: ج ۲ ص ۱۳۰. کشف الغمة: ج ۳ ص ۲۶۷. الزام الناصب: ص ۵۳. الغیبة (شیخ طوسی): ص ۴۳. ینابیع المودة: ج ۳ ص ۸۸ ۸۶.
- ↑ انفال: ۶۲،۶۳.
- ↑ الکافی: ج ۱ ص ۳۳۲.
- ↑ آل عمران: ۱۰۳.
- ↑ انعام: ۱۵۳.
- ↑ مسند احمد بن حنبل: ج ۴ ص ۱۲۶.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۶۲.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۵۹.
- ↑ خطبه حضرت زهراعلیها السلام: «ظَهَرَ فیکُم حَسیکَةُ النِّفاقِ».
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۲۹ ح ۸۵۱. اصول کافی: ج ۱ ص ۴۳۸.
- ↑ الملاحم و الفتن: ص ۱۶۵. کشف الغمة: ج ۲ ص ۴۸۳.
- ↑ قصص: ۵.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۰۸ ح ۸۰۹. الزام الناصب: ص ۲۳۸. الامام المهدی علیه السلام: ص ۵۰. ینابیع المودة: ج ۳ ص ۹۴.
- ↑ غیبت نعمانی: ص ۲۳۷. الزام الناصب: ص ۴۳۳. بحار الانوار: ج ۵۲ ص ۳۵۱.
- ↑ نصر: ۲.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۰۹ ح ۸۱۱. نهج البلاغه: ص ۱۹۵. شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید: ج ۹ ص ۴۰ ؛ منتخب الاثر: ص ۲۹۷. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۱۳۰.
- ↑ حج: ۵۶.
- ↑ الزام الناصب: ج ۲ ص ۱۴۴ ۸۷.
- ↑ آل عمران: ۱۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۹ ص ۲۷۷. روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۵۱۹.
- ↑ نهج الحیاة: ح ۵۷. بحار الانوار: ج ۲۹ ص ۲۷۷.
- ↑ عوالی اللئالی: ج ۴ ص ۳۹.
- ↑ عُمَر این تبلیغات مسموم را بین جامعه پخش نموده بود.
- ↑ الامامة و السیاسة: ج ۱ ص ۱۹.
- ↑ تاریخ الامم و الملوک: ج ۳ ص ۲۲۷ ۲۲۶.
- ↑ اصول کافی: ج ۲ ص ۲۸۹.
- ↑ شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید: ج ۴ ص ۱۰۷.
- ↑ بحار الانوار: ج ۴۳ ص ۱۵۶. نهج الحیاة: ح ۲۳.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۵۹۴ ح ۷۶۴. بحار الانوار: ج ۵۱ ص ۹۳ . منتخب الاثر: ص ۱۸۰ ۱۵۲. البیان: ص ۸۶. الزام الناصب: ص ۲۵۷. الملاحم و الفتن: ص ۱۳۴ ۶۷. ینابیع المودة: ج ۳ ص ۱۶۶. نور الابصار: ص ۲۳۱ ۱۷۱. المهدیعلیه السلام: ص ۷۷. بشارة الاسلام: ص ۲۸۷.
- ↑ حج: ۴۱.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۲۵ ح ۸۴۵. الزام الناصب: ص ۸۹.
- ↑ آل عمران: ۱۰۳.
- ↑ شوری: ۱۴.
- ↑ آل عمران: ۱۰۵.
- ↑ صحیح مسلم، کتاب الفتن و اشراط الساعة: ج ۴ ص ۲۲۱۶ ح ۲۸۹۰.
- ↑ حجرات: ۱۰.
- ↑ مائده: ۶۷.
- ↑ نساء: ۵۹.
- ↑ انفال: ۴۶.
- ↑ هود: ۸۶.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۶۳ ح ۹۴۳. الزام الناصب: ج ۱ ص ۱۶۸.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۵۳ ح ۹۱۹. غیبت نعمانی: ص ۳۱۹. بحار الانوار: ج ۵۲ ص ۳۶۵. الزام الناصب: ص ۲۱۵.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۲۲ ح ۸۴۰. بشارة الاسلام: ص ۲۵۴. بحار الانوار: ج ۵۲ ص ۳۳۶ ح ۷۲. غیبت نعمانی: ص ۴ . منتخب الاثر: ص ۴۸۳. الزام الناصب: ص ۱۳۹.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۳۹ ح ۸۸۳. ارشاد مفید: ج ۲ ص ۳۸۴ . منتخب الاثر: ص ۳۰۸. اعلام الوری: ج ۲ ص ۲۹۰. بحار الانوار: ج ۵۲ ص ۳۳۸. الملاحم و الفتن: ص ۵۵.
- ↑ روزگار رهایی: ج ۲ ص ۶۴۰ ح ۸۸۵. بحار الانوار: ج ۵۲ ص ۳۱۶ . منتخب الاثر: ص ۴۷۴.