توحید و خطبه غدیر
آفرينش[۱]
در فرازهاى ابتدايى خطبه غدير، پيامبرصلى الله عليه وآله خلقت الهى را با جمله«بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَ داحِى الْمَدْحُوّاتِ ...»مطرح كرد و خلق و گردانندگى و تسلط خدا بر همه مخلوقات آسمانى و زمينى را در كنار تفضّل و كرم پروردگار يادآور شد، كه رحمت او فراگير است و در عذاب خلايق عجله نمى نمايد. چند جمله بعد، حضرت بار ديگر خلقت بديع خدا را ياد كرد كه بدون هيچ نمونه اى و نه زحمتى و نه كمكى خلق فرموده، و با يك اراده مخلوقات را در زيباترين صورت به وجود آورده است.
اقرار همگانى به توحيد در غدير[۲]
از مواضع اعجاب برانگيز سخنرانى غدير آن بود كه براى ماندگارى مقاصد آن برنامه عظيم چند پيش بينى متفاوت در نظر گرفته شد كه در سراسر عمر پيامبرصلى الله عليه وآله سابقه نداشت. يكى از آنها سندى بود كه عصاره غدير با حضور بزرگان صحابه در آن ثبت شد. برنامه چنين بود كه پس از سخنرانى غدير، در فرصت مناسبى از ايام سه روزه غدير، پيامبرصلى الله عليه وآله امر كرد تا سند مكتوبى براى غدير آماده شود. براى اجراى اين دستور سه مرحله طى شد:
ابتدا به بلال دستور دادند تا ندا دهد كه مردم جمع شوند. پس از اجتماع مردم حضرت مطالبى فرمود و در مورد توحيد و نبوت و امامت از همه اقرار گزفت و همه اينها ثبت شد. در مورد توحيد حضرت فرمود:«بسم اللَّه الرحمن الرحيم، لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه». سپس پرسيد: آيا به اين مطلب شهادت مى دهيد؟ گفتند: آرى. در اينجا نويسنده آن را ثبت كرد، و سپس حضرت در مورد ولايت و امامت اقرار گرفت.[۳]
انكار توحيد ريشه ضديت با غدير[۴]
در مقابله ائمه عليهم السلام با معاندان و مخالفان غدير، حقايق ريشه اى اين مسئله تبيين شده، تا همه بدانند دشمنى با غدير مشابه دشمنى هاى ديگر نيست و مسئله عميق تر از آن چيزى است كه فكر مى كنند.گاهى از انكار غدير به «كفرى بر كفر ديگر»تعبير شده[۵]حاكى از آنكه اهل سقيفه فقط غدير را منكر نشده اند، بلكه در توحيد و نبوت كافر بوده اند، تا روزى كه به فرامين خدا و رسول درباره غدير كافر شده اند.
اولين دستور خداوند: توحيد[۶]
اميرالمؤمنين عليه السلام ضمن ترسيم روزهاى آخر پيامبرصلى الله عليه وآله و ابلاغ حضرت، بيان مفصلى درباره نزول تدريجى دستورات اسلام فرموده و توحيد را اولين فرمان الهى معرفى كرده است: خداوند - جل ذكره - احكام مهم شريعت و آيات فرائض را در زمان هاى مختلف فرستاد، همان گونه كه آسمان ها و زمين را در شش روز خلق فرمود، در حالى كه اگر مى خواست آنها را در كمتر از چشم بر هم زدن خلق كند مى توانست، ولى آرامش و مدارا را نمونه اى براى امانت داران خود و باعث اتمام حجت بر خلقش قرار داد.
اولين مسئله اى كه مردم را بدان مقيد ساخت اقرار به يگانگى و ربوبيت خود و شهادت به«لا اله الاَّ اللَّه»بود. وقتى به اين مطلب اقرار كردند پشت سر آن اقرار به نبوت پيامبرش و شهادت به رسالت او را به ميان آورد. وقتى در برابر اين مسئله هم سر تسليم فرود آوردند بر آنان واجب كرد نماز و سپس روزه و بعد حج و سپس جهاد و بعد از آن زكات را و سپس صدقات و آنچه از غنايم گرفته مى شود ... .[۷]
تنزيه خداوند[۸]
در فرازهاى ابتدايى خطبه غدير، پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره به قداست و نور الهى كرد كه هيچ شريك و همتايى براى او نيست و نيازى به كمك ندارد. سپس بار ديگر خلقت بديع خدا را ياد كرد كه بدون هيچ نمونه اى و نه زحمتى و نه كمكى خلق فرموده، و با يك اراده مخلوقات را در زيباترين صورت به وجود آورده است.
توحيد در خطبه غدير[۹]
اولين بخش از خطابه بلند غدير، حمد و ثناى الهى بود كه طبيعتاً آغاز هر سخنرانى با نام پروردگار است. اما قابل توجه بود كه حضرت عظمت خداوند را با عباراتى بسيار بلند بر زبان جارى كرد؛ كه از يك سو محتوايى سنگين داشت و از سوى ديگر از فصاحت و بلاغت بسيار بالايى برخوردار بود:
۱. ياد عظمت خداوند
با عبارت «الْحَمْدُ للَّه الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فى تَفَرُّدِهِ» علو و يگانگى و جلالت و احاطه و غلبه پروردگار، اولين كلماتى بود كه بر لسان مبارك حضرت جارى شد. آنگاه پيامبرصلى الله عليه وآله با اشاره به آيه ۱۳ سوره بروج از«اِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعيدُ»ياد كرد.
۲.قدرت و فضل الهى
در فراز بعدى، خلقت الهى را با جمله«بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَ داحِى الْمَدْحُوّاتِ ...»مطرح كرد و خلق و گردانندگى و تسلط خدا بر همه مخلوقات آسمانى و زمينى را در كنار تفضّل و كرم پروردگار يادآور شد، كه رحمت او فراگير است و در عذاب خلايق عجله نمى نمايد.
۳. علم بيكران پروردگار
قسمت بعدىِ حمد و ثنا«قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ ...»بود و اشاراتى به علم خداوند داشت، كه از باطن و خفاياى امور اطلاع دارد و غلبه مطلق از آنِ اوست؛ و خلق او بدون هيچ سابقه و نمونه اى از خلقت بوده است.
۴. قداست خالق
آنگاه پيامبرصلى الله عليه وآله با ذكر آيه ۱۰۳ سوره انعام: «وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ»عدم دسترسى به كُنه ذات الهى را مطرح كرد، كه جز آنچه خداوند در وصف خويش فرموده هيچ كس راهى به معرفت او ندارد.
در جملات بعدى اشاره به قداست و نور الهى كرد كه هيچ شريك و همتايى براى او نيست و نيازى به كمك ندارد. سپس بار ديگر خلقت بديع خدا را ياد كرد كه بدون هيچ نمونه اى و نه زحمتى و نه كمكى خلق فرموده، و با يك اراده مخلوقات را در زيباترين صورت به وجود آورده است.
۵ .تسليم در برابر ذات الهى
آنگاه تسليم همه مخلوقات را در برابر ذات الهى با عباراتى بلند و زيبا يادآور شد كه در برابر عظمت او همه متواضع، و در برابر عزت او همه ذليل، و در برابر قدرت او همه تسليم، و در برابر هيبت او همه خاضع هستند. پس از آن با اشاره به آيه۵۴ سوره اعراف:
يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً
، اشاره به چرخش خاضعانه افلاك نمود.
۶ . بندگان در پناه اللَّه
آن حضرت در جملات بعدى با گنجانيدن سوره توحيد در كلام خود وحدانيت خدا را ياد كرد كه نه شبيهى دارد و نه ضدّى، و نه مى زايد و نه زاييده شده است
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً اَحَدٌ
. آنگاه افزود كه حيات و مرگ و فقر و غنا، و خنده و گريه، و منع و عطا همه در يدِ قدرت اوست؛ و اين عبارات را با اشاره به آيه اول سوره مُلك به پايان برد كه
لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
.
سپس پناه بودن خداوند براى بندگانش را با زيباترين كلمات ذكر كرد كه از جمله آنها«مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ»،«لايَضْجُرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ» و «مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ»بود.
۷.سپاسگزارى و اطاعت او
آخرين فراز حمد و ثناى اين خطابه، سپاسى بلند بود كه آيه ۲۸۵ سوره بقره در آن گنجانده شده بود. حضرت در اين فراز جمله «اَحْمَدُهُ كَثيراً وَ اَشْكُرُهُ دائِماً»را با آيه
آمَنَ الرَّسُولُ بِما اُنْزِلَ اِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ، لا نُفَرِّقُ بَيْنَ اَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا ..
آميخته سپس آن را مقدمه اى براى سمع و طاعت در امر خاص الهى براى اعلان ولايت در غدير قرار داد و با اشاره نامحسوسى به آيه تبليغ فرمود:«امر او را مى پذيرم و اطاعت مى كنم و به همه آنچه او را راضى مى كند مبادرت مى نمايم و در برابر آنچه او مقدر كند تسليم هستم، براى رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبتش».
بیشتر بخوانید: "متن و ترجمه خطبه غدیر"
خداوند پناه بندگان[۱۰]
پيامبرصلى الله عليه وآله پناه بودن خداوند براى بندگانش را با زيباترين كلمات ذكر كرد كه از جمله آنها «مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ» ،«لايَضْجُرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ» و«مَولَى الْمُؤْمِنينَ»بود.
درس غدير: توحيد[۱۱]
توحيدِ غدير، خداوند متعال را ذات لايزال منزّه و مبرّايى مى داند كه با هيچ يك از مخلوقاتش قابل مقايسه نيست. اما توحيد سقيفه و خط فكرى مقابل غدير از خدا جسمى ساخته كه دست و پا هم برايش در نظر گرفته است و مانند انسانها اياب و ذهاب دارد.
شهادت به ربوبيّت و عبوديّت براى خدا[۱۲]
پيامبرصلى الله عليه وآله در ابتداى بخش دوم خطبه غدير، شهادت به عبوديت خود و ربوبيّت خداوند داد و فرمود: «وَ اُقِرُّ لَهُ عَلى نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ، وَ اَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَ اُؤَدّى ما اَوْحى بِهِ اِلَىَّ، حَذَراً مِنْ اَنْ لا اَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لا يَدْفَعُها عَنّى اَحَدٌ وَ اِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَ صَفَتْ خُلَّتُهُ؛ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ»: براى خداوند بر نفس خود به عنوان بندگى او اقرار مى كنم، و شهادت مى دهم براى او به پروردگارى، و آنچه به من وحى نموده ادا مى نمايم از ترس آنكه مبادا اگر انجام ندهم عذابى از او بر من فرود آيد كه هيچ كس نتواند آن را دفع كند، هر چند كه حيله عظيمى به كار بندد و دوستى او خالص باشد نيست خدايى جز او.
صفات خداوند در خطبه غدير[۱۳]
بخش اول خطبه غدير، حاوىِ عبارات والا و پر معنا در قالب ۱۱۰ جمله در توحيد است كه اجمالاً به آنها اشاره مى شود:
عظمت و علو خداوند، قدرت و علم او، خالقيت او، سميع و بصير بودن او، دائم و لا يزالى بودن او، بى نيازى خداوند، اراده او، ضد و شريك نداشتن خداوند، كرم و حلم خداوند، منزه و قدوس بودن خداوند، بازگشت همه امور به خداوند، نزديكى خداوند به بندگانش، وسعت رحمت و نعمت خداوند، آثار قدرت خداوند در انسان و افلاك، انتقام و عذاب خداوند، لزوم حمد الهى و اظهار عجز از درك صفات او و تواضع و ذلت در مقابل عظمت خداوند.
عدل خدا در مكتب غدير و سقيفه[۱۴]
در مورد عدل خداوند متعال دو خط فكرى وجود دارد، كه فاصله بين اين دو خط فكرى از زمين تا آسمان بلكه در تقابل با يكديگر است: سقيفه خداوند را عادل نمى داند، و لزومى هم براى اين اعتقاد نمى بيند، و تحقق ظلم از سوى حق تعالى را جايز مى شمارد. اما غدير خداى عادل را پذيرفته است كه هيچ احتمالى از ظلم درباره او روا نيست.
علم خداوند[۱۵]
پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود:«قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ ...»، و اشاراتى به علم خداوند داشت، كه از باطن و خفاياى امور اطلاع دارد و غلبه مطلق از آنِ اوست؛ و خلق او بدون هيچ سابقه و نمونه اى از خلقت بوده است.
قدرت خداوند[۱۶]
پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره به قدرت الهى كرد و اينكه همه مخلوقات در برابر ذات الهى تسليم اند. حضرت اين مفهوم را با عباراتى بلند و زيبا يادآور شد كه در برابر عظمت خداوند همه متواضع، و در برابر عزت او همه ذليل، و در برابر قدرت او همه تسليم، و در برابر هيبت او همه خاضع هستند. پس از آن با اشاره به آيه ۵۴ سوره اعراف:
يَغْشَى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً
، اشاره به چرخش خاضعانه افلاك نمود.
حضرت در چند فراز بعد افزود كه حيات و مرگ و فقر و غنا، و خنده و گريه، و منع و عطا همه در يد قدرت اوست؛ و اين عبارات را با اشاره به آيه اول سوره مُلك به پايان برد كه
لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ
.
نور خداوند[۱۷]
پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره به قداست و نور الهى كرد كه هيچ شريك و همتايى براى او نيست و نيازى به كمك ندارد. سپس بار ديگر خلقت بديع خدا را ياد كرد كه بدون هيچ نمونه اى و نه زحمتى و نه كمكى خلق فرموده، و با يك اراده مخلوقات را در زيباترين صورت به وجود آورده است.
وحدانيت[۱۸]
پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره به وحدانيت خداوند نموده اند. آن حضرت در جملاتى با گنجانيدن سوره توحيد در كلام خود، وحدانيت خدا را ياد كرد كه نه شبيهى دارد و نه ضدى، و نه مى زايد و نه زاييده شده است:
و لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً اَحَدٌ
.
منبع
دانشنامه غدیر،جلد ۶ ،صفحه ۱۹۳
پانویس
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ .
- ↑ سخنرانى استثنائى غدير: ص ۹۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۵ ص ۲۸۲. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۱۵۱.
- ↑ تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص ۲۳۲.
- ↑ اثبات الهداة: ج ۲ ص ۷ ح ۱۸.
- ↑ غدير در قرآن: ج ۱ ص ۳۸.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۳۷۹. بحار الانوار: ج ۹۰ ص ۱۲۲.
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ .
- ↑ سخنرانى استثنائى غدير: ص ۱۴۶ - ۱۳۷. واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ ۷۹ .
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ .
- ↑ ژرفاى غدير: ص ۴۶.
- ↑ سخنرانى استثنائى غدير: ص ۱۵۵ - ۱۴۷.
- ↑ اسرار غدير: ص ۹۰.
- ↑ ژرفاى غدير: ص ۴۶.
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ .
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ .
- ↑ واقعه قرآنى غدير: ص ۸۰ .