جلب رضایت خداوند
جلب رضایت خداوند در یکی از فرازهای پایانی خطبه غدیر، با فرمان پیامبر اکرم(ص) به گفتن سخنی مطرح شده است که خداوند از مردم میپسندد. پیامبر(ص) پس از ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین(ع)، تبیین جایگاه امامان و فراخواندن مردم به بیعت، از حاضران میخواهد گفتاری بر زبان آورند که رضایت خداوند را در پی داشته باشد.
در ادامه فراز تأکید میشود که ایمان، اقرار و اطاعت مردم به سود خود آنان است و اگر همه مردم راه کفر و نافرمانی را برگزینند، هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند. خداوند در ذات و صفات خود بینیاز است و اطاعت یا معصیت بندگان چیزی بر کمال او نمیافزاید و از آن نمیکاهد.
متن و ترجمه فراز
مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا ما يَرْضَى اللَّهُ بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً.؛ ای مردم! سخنی بگویید که خداوند بهسبب آن از شما خشنود شود؛ زیرا اگر شما و همه کسانی که در زمیناند کافر شوید، هرگز هیچ زیانی به خداوند نخواهید رساند.
این عبارت در منابعی که متن مفصل خطبه غدیر را نقل کردهاند، در بخش پایانی خطبه آمده است.[۱]
جایگاه فراز در خطبه غدیر
این فراز پس از بخشهای مربوط به معرفی امیرالمؤمنین(ع)، اعلام امامت فرزندان آن حضرت، بیان فضائل اهلبیت(ع)، دعوت به بیعت و تأکید بر انتقال پیام غدیر به غایبان آمده است.
ازاینرو، عبارت «سخنی بگویید که خداوند از شما بپسندد» را باید در سیاق دعوت مردم به پذیرش فرمان الهی درباره ولایت و امامت فهمید. پیامبر(ص) از مردم نمیخواهد تنها عبارتی تشریفاتی بر زبان آورند؛ بلکه آنان را به اقراری فرا میخواند که نشاندهنده پذیرش فرمان خداوند باشد.
پس از این فراز، خطبه با دعای پیامبر اکرم(ص) درباره مؤمنان و منکران و با حمد پروردگار پایان مییابد:
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ بِما أَدَّيْتُ وَأَمَرْتُ، وَاغْضَبْ عَلَى الْجاحِدينَ الْكافِرينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ.؛ خداوندا! مؤمنان را بهسبب آنچه ابلاغ کردم و فرمان دادم بیامرز، و بر انکارکنندگان کافر خشم گیر؛ و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
معنای رضایت خداوند
رضایت خداوند به معنای پیدایش حالت روانی یا عاطفی جدید در ذات او نیست؛ زیرا ذات خداوند محل تغییر و دگرگونی نیست. در متون دینی، رضایت خداوند به پذیرش، تأیید و پاداشدادن به ایمان و عمل صحیح بندگان اشاره دارد.
در مقابل، غضب الهی نیز به معنای هیجان انسانی نیست؛ بلکه بر دورشدن بنده از رحمت، استحقاق کیفر و تحقق آثار نافرمانی دلالت دارد.
بر این اساس، «ما يَرْضَى اللَّهُ بِهِ عَنْكُمْ» یعنی گفتاری که:
- مطابق فرمان الهی باشد؛
- از ایمان و پذیرش حقیقی سرچشمه بگیرد؛
- موجب قبول و پاداش الهی شود؛
- با انکار، نفاق و پیمانشکنی همراه نباشد.
اهمیت گفتار در این فراز
فعل «قُولُوا» به معنای «بگویید» نشان میدهد که اقرار زبانی در واقعه غدیر اهمیت داشته است. ایمان تنها امری پنهان در قلب نیست، بلکه در موقعیتهایی مانند شهادتین، بیعت، اقرار به حق و پذیرش پیمان، باید در گفتار نیز آشکار شود.
البته صرف گفتن، بدون اعتقاد و التزام عملی، برای تحقق کامل ایمان کافی نیست. گفتار مورد رضایت خداوند باید از سه عنصر برخوردار باشد:
| عنصر | توضیح |
|---|---|
| معرفت | شناخت فرمان خداوند و موضوع ابلاغشده |
| اعتقاد | پذیرش قلبی و حقیقی فرمان الهی |
| اقرار | بیان آشکار پذیرش و پایبندی به آن |
بنابراین، فرمان «قُولُوا» بخشی از فرایند اقرار و بیعت است و نباید آن را به تکرار لفظیِ بدون اعتقاد محدود کرد.
خداوند بینیاز مطلق
بخش دوم فراز بر بینیازی خداوند تأکید دارد:
فَإِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً؛ اگر شما و همه کسانی که در زمیناند کافر شوید، هیچ زیانی به خداوند نمیرسانید.
خداوند «غنی بالذات» است؛ یعنی وجود، علم، قدرت و کمال او به هیچ موجود دیگری وابسته نیست. عبادت بندگان چیزی به کمال او نمیافزاید و نافرمانی آنان چیزی از قدرت و عظمت او نمیکاهد.
قرآن کریم میفرماید:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ؛ ای مردم! شما نیازمندان به خدایید و تنها خداوند بینیاز و ستوده است.
(فاطر:۱۵)
در این آیه، فقر و نیازمندی به همه انسانها نسبت داده شده و غنای مطلق به خداوند اختصاص یافته است. حتی پیامبران، امامان و فرشتگان نیز در اصل وجود و همه کمالات خود به خداوند وابستهاند.
بینیازی خداوند از اطاعت بندگان
امیرالمؤمنین(ع) درباره بینیازی خداوند از اطاعت مردم میفرماید:
إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ خَلَقَ الْخَلْقَ حينَ خَلَقَهُمْ غَنِيّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ؛ لِأَنَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِيَةُ مَنْ عَصاهُ، وَلا تَنْفَعُهُ طاعَةُ مَنْ أَطاعَهُ.؛ خداوند سبحان، آفریدگان را در حالی آفرید که از اطاعتشان بینیاز و از نافرمانی آنان در امان بود؛ زیرا نافرمانی گناهکاران به او زیان نمیرساند و اطاعت فرمانبرداران به او سودی نمیبخشد.
این سخن در نهجالبلاغه آمده و با مضمون فراز پایانی خطبه غدیر هماهنگ است.[۲]
هدف فرمانهای الهی، تکامل و سعادت خود انسان است. ثمره اطاعت به بنده بازمیگردد و پیامد معصیت نیز متوجه خود اوست.
قرآن میفرماید:
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا؛ اگر نیکی کنید، به خود نیکی کردهاید و اگر بدی کنید، به خود بدی کردهاید.
(اسراء:۷)
اشاره به آیه ۸ سوره ابراهیم
بخش نخست استدلال فراز با آیه ۸ سوره ابراهیم هماهنگ است:
وَقَالَ مُوسَىٰ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ؛ موسی گفت: اگر شما و همه کسانی که در زمیناند کافر شوید، بیتردید خداوند بینیاز و ستوده است.
(ابراهیم:۸)
این آیه پس از فرمان شکرگزاری قرار گرفته است. در آیه پیش از آن، خداوند افزایش نعمت را نتیجه شکر و عذاب شدید را پیامد کفران معرفی میکند. سپس حضرت موسی(ع) یادآور میشود که شکر یا کفر مردم، سود و زیانی برای خداوند ندارد؛ بلکه نتیجه آن به خود انسانها بازمیگردد.
کاربرد این مضمون در پایان خطبه غدیر نشان میدهد که پذیرش یا رد فرمان ولایت نیز پیش از آنکه به خداوند زیانی برساند، سرنوشت دینی و معنوی خود مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.
اشاره به آیه ۱۴۴ سوره آلعمران
عبارت پایانی فراز، یعنی «فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً»، با آیه ۱۴۴ سوره آلعمران هماهنگ است:
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ؛ محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او نیز فرستادگانی گذشتهاند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، به گذشته خود بازمیگردید؟ هرکس به گذشته خود بازگردد، هیچ زیانی به خداوند نمیرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.
(آلعمران:۱۴۴)
آیه در سیاق حوادث جنگ احد، مسلمانان را از بازگشت و سستی پس از رحلت یا شهادت پیامبر بازمیدارد. برخی شارحان شیعه، کاربرد بخش پایانی این آیه در آخر خطبه غدیر را هشداری درباره لزوم پایداری بر فرمان ولایت پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) دانستهاند.[۳]
این برداشت، تفسیری بر پایه جایگاه عبارت در خطبه غدیر است و نباید جایگزین سیاق نخستین آیه درباره جنگ احد شود؛ بلکه میتواند یکی از تطبیقهای مفهوم عمومی آیه بر حوادث پس از پیامبر باشد.
ترکیب دو مضمون قرآنی در فراز
در این فراز، دو مضمون قرآنی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند:
| بخش فراز | آیه متناظر | پیام |
|---|---|---|
| إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً | ابراهیم: ۸ | کفر همه مردم، نیازی در خداوند ایجاد نمیکند. |
| فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً | آلعمران: ۱۴۴ | بازگشت از راه حق، زیانی به خداوند نمیرساند. |
ترکیب این دو مضمون در پایان خطبه، اتمام حجتی قرآنی است: مردم در پذیرش یا رد فرمان الهی دارای اختیارند؛ اما مخالفت آنان حقیقت فرمان خداوند را تغییر نمیدهد و پیامد انتخابشان متوجه خود آنان است.
ارتباط رضایت خداوند با غدیر
فرمان غدیر، بر اساس متن خطبه، خواسته شخصی پیامبر اکرم(ص) یا نتیجه تصمیم جمعی مسلمانان نبود؛ بلکه مأموریتی الهی بود که با آیه تبلیغ ابلاغ شد.
خداوند میفرماید:
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛ ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن؛ و اگر انجام ندهی، رسالت او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از مردم حفظ میکند.
(مائده:۶۷)
ازاینرو، در سیاق خطبه غدیر، گفتار مورد رضایت خداوند همان گفتاری است که نشاندهنده پذیرش صادقانه فرمان ابلاغشده باشد. اقرار مردم، منشأ صدور فرمان ولایت نیست؛ اما نشان میدهد آنان در برابر آن فرمان چه موضعی برگزیدهاند.
جایگاه اختیار مردم
فرمان «قُولُوا» اختیار انسان را نفی نمیکند. خداوند انسان را مجبور به ایمان و پذیرش نکرده است؛ بلکه راه حق را معرفی کرده و او را در برابر انتخابش مسئول دانسته است.
باید میان دو مسئله تفاوت گذاشت:
- ثبوت فرمان الهی: به پذیرش یا رد مردم وابسته نیست.
- بهرهمندی مردم از هدایت: به انتخاب، ایمان و اطاعت آنان وابسته است.
بنابراین، مردم میتوانند در مقام عمل فرمان الهی را بپذیرند یا با آن مخالفت کنند؛ اما مخالفت آنان موجب تبدیل حق به باطل یا ازبینرفتن حجیت فرمان خداوند نمیشود.
اکثریت و حقانیت
این فراز یادآور میشود که حقانیت یک فرمان الهی تنها با تعداد موافقان یا مخالفان سنجیده نمیشود. اگر فرمانی با دلیل معتبر به خداوند منسوب باشد، فراوانی مخالفان حقیقت آن را تغییر نمیدهد.
البته این اصل به معنای نادیدهگرفتن عقل، استدلال و بررسی اسناد نیست. انتساب هر ادعا به خداوند باید با دلیل معتبر اثبات شود. پس از اثبات فرمان الهی، رأی اکثریت نمیتواند آن را لغو کند.
در موضوع غدیر نیز استدلال اصلی بر متن آیات، سخنان پیامبر اکرم(ص)، گزارش واقعه غدیر و قرائن موجود در خطبه استوار است، نه صرفاً بر شمار موافقان یا مخالفان.
پیامهای فراز
از این فراز میتوان آموزههای زیر را به دست آورد:
- رضایت خداوند باید معیار گفتار و رفتار مؤمن باشد.
- اقرار زبانی در کنار اعتقاد قلبی و التزام عملی اهمیت دارد.
- خداوند از عبادت و اطاعت بندگان بینیاز است.
- سود ایمان و اطاعت به خود انسان بازمیگردد.
- زیان کفر و نافرمانی متوجه خود انسان است.
- مخالفت مردم، فرمان ثابت الهی را تغییر نمیدهد.
- فراوانی پیروان، بهتنهایی دلیل حقانیت یک عقیده نیست.
- انسان در پذیرش یا رد هدایت اختیار دارد و در برابر انتخاب خود مسئول است.
- پذیرش ولایت در خطبه غدیر، بهعنوان اطاعت از فرمان خداوند معرفی شده است.
- پایداری بر حق پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) از مسئولیتهای امت اسلامی است.
جمعبندی
پیامبر اکرم(ص) در پایان خطبه غدیر از مردم خواست سخنی بگویند که خداوند از آنان بپسندد. با توجه به سیاق خطبه، این گفتار بیانگر پذیرش فرمان الهی درباره ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع) بود.
در ادامه، پیامبر(ص) با بهرهگیری از مضامین آیات ۸ سوره ابراهیم و ۱۴۴ سوره آلعمران تأکید کرد که اگر همه مردم نیز کافر شوند یا از راه حق بازگردند، هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند. خداوند از ایمان و اطاعت بندگان بینیاز است و نتیجه پذیرش یا انکار فرمان او به خود انسانها بازمیگردد.
این فراز، رضایت الهی، اقرار مسئولانه، بینیازی خداوند، اختیار انسان و تغییرناپذیری حقیقت بر اثر مخالفت یا کثرت مخالفان را در پیوند با پیام غدیر بیان میکند.
پانویس
منابع
- قرآن کریم.
- ابنابیطالب، علی(ع)، نهجالبلاغه، گردآوری سید رضی، تحقیق صبحی صالح، قم، هجرت.
- بحرانی، عبدالله بن نورالله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال، بخش مربوط به خطبه غدیر.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج علی أهل اللجاج، تحقیق محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی.
- صدوق، محمد بن علی، الأمالی، تهران، کتابچی.
- نقوی، سید محمدتقی، شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم.
- انصاری، محمدباقر، خطابه غدیر، قم، دلیل ما.
