حدیث سفینه از مشهورترین احادیث نبوی است که در آن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اهل بیت خویش علیهم السلام را به کشتی نوح علیه السلام تشبیه کرده و تنها راه نجات امت را سوار شدن بر این کشتی دانسته‌اند. این روایت با حدود پنجاه طریق در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت نقل شده و بسیاری از محدثان فریقین آن را متواتر یا مستفیض شمرده‌اند. مضمون حدیث دلالت بر عصمت، افضلیت، وجوب محبت و اطاعت اهل بیت علیهم السلام و امامت آنان دارد و از ادله روایی مهم امامیه بر حقانیت ولایت اهل بیت علیهم السلام به‌شمار می‌آید.

حدیث سفینه
اطلاعات حدیث
سرشناسی«إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ دَخَلَهَا نَجَا، وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ»
نام‌های دیگرحدیث سفینة النجاة؛ حدیث کشتی نوح؛ حدیث سفینة نوح
موضوعتشبیه اهل بیت علیهم السلام به کشتی نوح علیه السلام و تعیین تنها راه نجات امت
صدور و روایت
صادرشده ازپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
راوی اصلیابوذر غفاری
راویانامیرالمؤمنین علیه السلام؛ امام حسن علیه السلام؛ امام سجاد علیه السلام؛ امام باقر علیه السلام؛ امام صادق علیه السلام؛ امام رضا علیه السلام؛ ابوذر غفاری؛ مقداد؛ ابوسعید خدری؛ عبدالله بن عباس؛ انس بن مالک؛ سلمة بن اکوع؛ عبدالله بن زبیر؛ عمرو بن عاص؛ ابوموسی اشعری و جمعی از تابعین
اعتبار و مستندات
اعتبار سندمتواتر یا مستفیض نزد محدثان فریقین؛ تصحیح آن توسط حاکم نیشابوری، سمهودی، ابن حجر هیتمی، مناوی و دیگران؛ با وجود شبهه‌افکنی ابن تیمیه و آلبانی
منابع شیعهالأمالی شیخ طوسی؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام؛ الخصال؛ کمال الدین؛ بصائر الدرجات؛ کفایة الأثر؛ الاحتجاج؛ بحار الأنوار؛ عبقات الأنوار
منابع اهل‌سنتالمستدرک علی الصحیحین؛ مسند احمد؛ فضائل الصحابة؛ مجمع الزوائد؛ المعجم الکبیر؛ تاریخ بغداد؛ حلیة الأولیاء؛ کنز العمال؛ فیض القدیر؛ الصواعق المحرقة؛ جواهر العقدین
مؤیدات
مؤید قرآنیآیه تطهیر؛ آیه مودت؛ آیه اولی الأمر؛ آیه ۵۹ سوره نساء
مؤید رواییحدیث ثقلین؛ حدیث غدیر؛ حدیث منزلت؛ حدیث یوم الدار؛ حدیث مدینة العلم؛ حدیث افتراق

متن حدیث سفینه

مشهورترین نقل حدیث سفینه از ابوذر غفاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله چنین است:

  • إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ دَخَلَهَا نَجَی، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ؛ جز این نیست که مَثَل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح است؛ هر کس به این کشتی داخل شود نجات می‌یابد، و هر کس از آن جا بماند، غرق می‌شود.[۱]

اختلاف تعبیرها در متن حدیث[۲]

این روایت به دلیل اهمیت فراوان، در مواضع گوناگون و با تعبیرهای متفاوت از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بیان شده است. بخشی از این تفاوت‌ها به صدر حدیث و بخشی به ذیل آن مربوط می‌شود:

تعبیرهای صدر حدیث

  • مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی مَثَلُ سَفِینَةِ نُوحٍ؛ مَثَل اهل بیت من، مَثَل کشتی نوح است.[۳]
  • إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِی أُمَّتِی؛ همانا مَثَل اهل بیت من در میان امت من.[۴]
  • إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ؛ جز این نیست که مَثَل اهل بیت من در میان شما.[۵]
  • أَلَا إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ؛ آگاه باشید که مَثَل اهل بیت من در میان شما.[۶]

تعبیرهای ذیل حدیث

  • مَنْ رَکِبَهَا نَجَی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ؛ هر کس سوار آن شود نجات می‌یابد و هر کس از آن جا بماند غرق می‌شود.[۷]
  • مَنْ رَکِبَهَا سَلِمَ وَ مَنْ تَرَکَهَا غَرِقَ؛ هر کس سوار آن شود سالم می‌ماند و هر کس آن را رها کند غرق می‌شود.[۸]
  • مَنْ دَخَلَ فِیهَا نَجَی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ؛ هر کس در آن داخل شود نجات می‌یابد و هر کس از آن جا بماند غرق می‌شود.[۹]
  • مَنْ رَکِبَهَا نَجَی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَکَ؛ هر کس سوار آن شود نجات می‌یابد و هر کس از آن جا بماند هلاک می‌شود.[۱۰]
  • مَنْ رَکِبَهَا نَجَی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا زُجَّ فِی النَّارِ؛ هر کس سوار آن شود نجات می‌یابد و هر کس از آن جا بماند در آتش افکنده می‌شود.[۱۱]
  • مَنْ رَکِبَهَا نَجَی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَوَی؛ هر کس سوار آن شود نجات می‌یابد و هر کس از آن جا بماند سقوط می‌کند.[۱۲]
  • مَنْ رَکِبَهَا نَجَی وَ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا هَلَکَ؛ هر کس سوار آن شود نجات می‌یابد و هر کس از آن روی گرداند هلاک می‌شود.[۱۳]

چنان‌که ملاحظه می‌شود، این تفاوت‌ها مضمون و مفاد اصلی حدیث را دگرگون نمی‌سازد و همگی بر یک حقیقت تأکید دارند: نجات تنها در پناه اهل بیت علیهم السلام است. مشهورترین تعبیر نیز عبارت «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُمْ کَسَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ» است.[۱۴]

اهمیت و جایگاه حدیث سفینه

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از شهادت خویش، طوفان‌های سهمگین اعتقادی و اجتماعی و موج‌های پی‌درپی مشکلات سنگین را برای امت اسلامی پیش‌بینی می‌کردند. بر این اساس، برای پیشگیری از تباهی اسلام و نابودی مسلمانان، در مناسبت‌های مختلف اهل بیت خویش علیهم السلام را به عنوان کشتی نجات امت معرفی فرموده و پیروان خود را از دام تفرقه‌گرایی بیم داده و در میان هفتاد و سه فرقه، فرقه ناجیه را مشخص ساخته‌اند.[۱۵]

سید محمدحسین حسینی طهرانی در تبیین این حدیث می‌نویسد: «جای تردید نیست که سفینه نوح که به دست حضرت نوح علیه السلام ساخته شد، کشتی امن و نجاتی بود که هر کس در آن قرار گرفت جان به سلامت برد و هر کس در آن سوار نشد دستخوش هلاکت گردید. چون در هنگام طوفان عالم‌گیر و امواج بلا که از شش جهت روی آور بود، کشتی نوح یگانه وسیله نجات بود… حضرت خاتم الأنبیاء صلی الله علیه وآله که نوحِ معنا و حقیقت، و مُنجیِ عالم بشریت از گرداب بلاست، این مطلب را با نور دل و بصیرت قلب خویش دریافته بود که اهل بیت آن حضرت کشتی نجاتند.»[۱۶]

علامه شرف الدین در کتاب المراجعات، این حدیث را دومین دلیل بر حقانیت ولایت اهل بیت علیهم السلام شمرده است.[۱۷]

راویان حدیث سفینه

حدیث سفینه در منابع روایی شیعه و اهل سنت از افراد بسیاری نقل شده است که عبارت‌اند از:

امامان اهل بیت علیهم السلام

صحابه پیامبر صلی الله علیه وآله

تابعین

جمع کثیری از تابعین نیز این حدیث را روایت کرده‌اند؛ از جمله: ابوالطفیل عامر بن واثله، حسن بن ابی الحسن بصری، عبدالله بن حارث، مکحول، عباد بن عبدالله اسدی، ابومخنف، یزید بن ابی حبیب مصری، حنش بن معتمر، حذیفة بن اسید، زاذان بن عمر، سعید بن مسیب، سعید بن جبیر، رافع غلام ابوذر، مورق عجلی، سلیم بن قیس، عطیة بن ابی سعید، عامر بن عبدالله، ابوالجوزاء، آبان بن ابی عیاش، علقمة بن قیس، ابوظبیان جنبی، عبدالرحمن بن ابی لیلی، عمر بن ابی سلمه، ابوالاسود دوئلی، ایاس بن سلمه و اسلم مکی.[۳۳]

محدثان شیعه که حدیث را نقل کرده‌اند

  • مسند الرضا علیه السلام، داود بن سلیمان غازی (۲۰۳ق)، ص۱۴۶
  • بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار (۲۹۰ق)، ص۳۱۷
  • قرب الإسناد، عبدالله بن جعفر حمیری (قرن ۳ق)، ص۸
  • المسترشد، محمد بن جریر بن رستم طبری (قرن ۴ق)، ص۲۶۰
  • عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق (۳۸۱ق)، ج۱، ص۳۰
  • الغیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی (۳۸۰ق)، ص۴۴
  • تحف العقول، ابن شعبه حرانی (قرن ۴ق)، ص۱۱۳
  • کفایة الأثر، علی بن محمد خزاز قمی (۴۰۰ق)، ص۳۳ و ۱۷۷
  • مقتضب الأثر، احمد بن عیاش (۴۰۱ق)، ص۹، ۱۵ و ۲۵
  • الکافی فی الفقه، ابوالصلاح حلبی (۴۴۷ق)، ص۹۷–۹۸
  • الأمالی، شیخ طوسی (۴۶۰ق)، ص۶۰، ۳۴۹، ۴۵۹، ۴۸۲ و ۵۱۳
  • الاحتجاج، شیخ طبرسی (۵۴۸ق)، ج۱، ص۶۰۷
  • بشارة المصطفی، ابوجعفر طبری (۵۲۵ق)، ص۱۴۵
  • العمدة، ابن بطریق حلی (۶۰۰ق)، ص۳۵۹
  • الطرائف، سید بن طاووس (۶۶۴ق)، ج۱، ص۱۹۰
  • جامع الأخبار، ابن محمد سبزواری (قرن ۷ق)، ص۵۱۳
  • نهج الإیمان، ابن جبر (قرن ۷ق)، ص۵۹۴–۵۹۵ و ۶۹۵
  • کشف الیقین، علامه حلی (۷۲۶ق)، ص۳۲۲
  • ارشاد القلوب، دیلمی (قرن ۸ق)، ج۲، ص۲۳۳
  • غوالی اللآلی، ابن ابی‌جمهور احسائی (۸۸۰ق)، ج۴، ص۸۵
  • وصول الأخیار، والد بهائی عاملی (۹۸۴ق)، ص۴۸
  • شرح اصول کافی، ملا محمد صالح مازندرانی (۱۰۸۱ق)، ج۷، ص۲۱۴
  • نوادر الأخبار، فیض کاشانی (۱۰۹۰ق)، ص۴۱۵
  • الأربعین، محمد طاهر قمی (۱۰۹۸ق)، ج۱، ص۲۳۵
  • مرآة العقول، علامه مجلسی (۱۱۱۱ق)، ج۵، ص۷۶؛ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۴۰۸؛ ج۲۳، ص۱۱۹، ۱۲۵؛ ج۴۴، ص۷۰–۷۶
  • الأربعین، ماحوزی (۱۱۲۱ق)، ص۷۳–۷۶
  • مستدرک الوسائل، محدث نوری (۱۳۲۰ق)، ج۳، ص۲۸
  • محدثان اهل سنت که حدیث را نقل کرده‌اند
  • فضائل الصحابة، احمد بن حنبل (۲۴۱ق)، ج۲، ص۷۸۵
  • الثامن من أجزاء ابی علی شاذان، حسن بن خلف (۲۴۶ق)، ج۱، ص۱۸–۱۹
  • أخبار مکه، فاکهی (۲۷۲ق)، ج۳، ص۱۱۲
  • مسند البزار (البحر الزخار)، بزار (۲۹۲ق)، ج۹، ص۳۴۳
  • الکنی والأسماء، دولابی (۳۱۰ق)، ج۱، ص۲۳۲
  • المعجم الصغیر، طبرانی (۳۶۰ق)، ج۱، ص۲۴۰؛ المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۵۴؛ المعجم الکبیر، ج۳، ص۴۶
  • الشریعة، آجری (۳۶۰ق)، ج۴، ص۱۶۷۷
  • الأمثال فی الحدیث، ابوشیخ اصفهانی (۳۶۹ق)، ص۳۸۵
  • المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری (۴۰۵ق)، ج۲، ص۳۷۳ و ج۳، ص۱۶۳
  • حلیة الأولیاء، ابونعیم اصفهانی (۴۳۰ق)، ج۴، ص۳۰۶
  • أمالی، ابن بشران بغدادی (۴۳۰ق)، ج۲، ص۲۹۸
  • مسند الشهاب، ابن سلامه (۴۵۴ق)، ج۲، ص۲۷۳
  • المتفق والمفترق، خطیب بغدادی (۴۶۳ق)، ص۶۷۶
  • مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، ابن مغازلی (۴۸۳ق)، ص۱۸۷–۱۸۹
  • ذخیرة الحفاظ، ابن طاهر مقدسی (۵۰۷ق)، ج۲، ص۱۰۰۱
  • المشیخة الکبری، کعبی مارستان (۵۳۵ق)، ج۲، ص۳۹۳
  • الأربعون حدیثاً، ابن مقرب (۵۶۳ق)، ص۵۵
  • النهایة فی غریب الحدیث، ابن اثیر جزری (۶۰۶ق)، ج۲، ص۲۹۸
  • جامع المسانید، ابن کثیر دمشقی (۷۷۴ق)، ج۹، ص۳۹۴
  • مجمع الزوائد، علی بن ابی بکر هیثمی (۸۰۷ق)، ج۹، ص۱۶۸
  • اتحاف الخیرة، بوصیری (۸۴۰ق)، ج۷، ص۲۲۹
  • المطالب العالیة، ابن حجر عسقلانی (۸۵۲ق)، ج۱۶، ص۲۱۹–۲۲۰
  • البلدانیات، سخاوی (۹۰۲ق)، ص۱۸۶
  • الجامع الصغیر، سیوطی (۹۱۱ق)، ج۱، ص۳۷۳
  • کنز العمال، متقی هندی (۹۷۵ق)، ج۲، ص۴۳۵

بررسی سند و تواتر حدیث

با ملاحظه طرق فراوان حدیث سفینه که در منابع فریقین نقل شده است، کثرت طرق ثابت می‌شود و با کثرت طرق، تواتر حدیث اثبات می‌گردد. در طبقه نخست، یازده تن از صحابه و امامان اهل بیت علیهم السلام قرار دارند و در طبقه دوم، افزون بر سه امام، بیست و هفت تن از تابعین روایت را نقل کرده‌اند. از این رو در صدور حدیث از رسول گرامی صلی الله علیه وآله هیچ تردیدی وجود ندارد.

جمعی از عالمان بزرگ اهل سنت نیز بر صحت این حدیث تصریح کرده‌اند:

  • حاکم نیشابوری در المستدرک[۳۴] آن را صحیح دانسته است.
  • عیدروس یمنی در العقد النبوی و احمد زینی دحلان در الفضل المبین و کافی تونسی در السیف الیمانی المسلول بر صحت آن تأکید کرده‌اند.[۳۵]
  • حافظ سخاوی در استجلاب ارتقاء الغرف،[۳۶] ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة،[۳۷] سمهودی در جواهر العقدین[۳۸] و ولی‌الله لکهنوی در مرآة المؤمنین، افزون بر اعتراف به کثرت طرق، برخی طرق را تقویت‌کننده برخی دیگر دانسته‌اند.
  • سیوطی در الدر المنثور،[۳۹] الجامع الصغیر[۴۰] و الخصائص الکبری[۴۱] و طبرانی در هر سه معجم خود، حدیث را با طرق متعدد آورده‌اند.
  • محمد بن علی صبان مصری در اسعاف الراغبین، مناوی در فیض القدیر[۴۲] و ابن مغازلی در المناقب، به کثرت طرق اعتراف کرده‌اند.
  • محمد بن جریر طبری در تهذیب الآثار و میرزا معتمدخان در نزل الأبرار، با توجه به تعهدشان بر نقل تنها احادیث صحیح، حدیث سفینه را آورده‌اند.

شبهه سندی و پاسخ آن

با وجود درجه بالای اعتبار حدیث حتی نزد اهل سنت، شبهه‌افکنی ابن تیمیه و البانی در صدور حدیث سفینه جای شگفتی است.

ابن تیمیه بدون ارائه هیچ دلیل و مدرکی مدعی شده است که حدیث سفینه سند صحیح ندارد، در منبع معتبری نیامده و نقل‌کنندگان آن همانند هیزم‌کشان شب، راوی احادیث مجعول‌اند.[۴۳]

در پاسخ او، سخن علامه میرحامد حسین کافی است. وی پس از ذکر نام بسیاری از عالمان بزرگ اهل سنت و کتاب‌های معتبر آنان که حدیث سفینه را نقل کرده‌اند، می‌پرسد: «اگر این بزرگان هیزم‌کشان شب و راوی احادیث مجعول‌اند، پس به کدام محدّث باید اعتماد کرد؟»[۴۴]

بررسی ادعای آلبانی

آلبانی ادعا کرده است که حدیث سفینه ضعف شدید دارد و کثرت طرق نیز موجب تقویت آن نمی‌شود. این ادعا از چند جهت باطل است:

  1. نخست: آلبانی از میان حدود پنجاه طریق حدیث، تنها به تعداد معدودی اشاره کرده است، در حالی که بسیاری از آن طرق در کتاب‌های معتبر اهل سنت نیز آمده است.
  2. دوم: راویانی که آلبانی مدعی ضعف آن‌هاست، برخی در واقع ضعفی متوجه آنان نیست و برخی دیگر اگر هم ضعفی داشته باشند، به گونه‌ای نیست که صلاحیت تقویت توسط سایر طرق را نداشته باشند. خود آلبانی حدیث ضعیف را با شرایطی به وسیله کثرت طرق قابل تقویت می‌داند؛ شرط او این است که ضعف روات ناشی از ضعف حافظه باشد، نه متهم بودن در دین یا صداقت.[۴۵] بررسی پیش‌رو نشان می‌دهد که در صداقت و دیانت هیچ‌یک از راویانی که آلبانی مدعی ضعف آن‌هاست، تردیدی وجود ندارد.
  3. سوم: آلبانی بر اساس همین قاعده، روایات بسیاری را تصحیح یا تحسین نموده است که راویان آن‌ها همان کسانی هستند که در حدیث سفینه آنان را تضعیف کرده است.[۴۶]

بررسی راویان مورد ادعا

۱. عطیه عوفی: آلبانی حدیث ابوسعید خدری را به خاطر عطیه عوفی تضعیف کرده است.[۴۷] اما عطیه از مشاهیر تابعین[۴۸] و از شیعیان مشهور است. وی به جهت خودداری از سبّ امیرالمؤمنین علیه السلام به چهارصد ضربه شلاق و تراشیدن سر و ریش مجازات شد.[۴۹]

جرح او به سبب تشیع مردود است، به‌خصوص که از کسانی چون جوزجانی صورت گرفته باشد که به شدت نصب و عداوت نسبت به شیعیان معروف است.[۵۰] از سوی دیگر، ترمذی در موارد بسیاری حدیث عطیه را حسن دانسته،[۵۱] هیثمی،[۵۲] ابن سعد[۵۳] و ابن حبان او را توثیق کرده‌اند و یحیی بن معین او را صالح دانسته است.[۵۴] ابن حجر نیز با تعبیر «صدوق» از او یاد کرده است.[۵۵]

شگفت آنکه آلبانی حدیث «إِنَّ أَهْلَ الدَّرَجَاتِ الْعُلَی… وَ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ وَ عُمَرَ مِنْهُمْ» را که عطیه از ابوسعید خدری نقل کرده، صحیح شمرده است،[۵۶] اما وقتی به حدیث سفینه می‌رسد آن را به خاطر عطیه مبتلا به ضعف شدید و غیرقابل تقویت می‌داند!

۲. حسن بن ابی جعفر: آلبانی حدیث ابن‌عباس را به خاطر حسن بن ابی جعفر تضعیف کرده است. اما او در کتب تراجم اهل سنت با تعابیری چون «صدوق»، «شیخ صالح»، «فاضل»، «خیار عباد الله»، «مستجاب الدعوة» و «لایتعمد الکذب» توثیق شده است.[۵۷] افزون بر این، آلبانی در احادیث دیگری طریق حسن بن ابی جعفر را حسن و در مواردی صحیح دانسته است.[۵۸] این تغییر روش آلبانی جای تأمل دارد!

۳. علی بن زید بن جدعان: وی از فقیهان و راویان بزرگ شیعه است. روایات او در منابع معتبر اهل سنت مانند صحیح مسلم، سنن ابی داود، سنن ترمذی و سنن ابن ماجه آمده و در کتب تراجم با تعابیری چون «الإمام العالم الکبیر»، «صدوق»، «ثقه»، «صالح الحدیث»، «احد الحفاظ» و «کان کثیر الحدیث» توثیق شده است.[۵۹] آلبانی نیز روایات دیگری از علی بن زید را با تعابیری چون «لکنه قد توبع»، «هذا اسناد لابأس به فی المتابعات» و «حدیثه حسن فی الشواهد» تحسین نموده است.[۶۰]

۴. عبدالله بن عبدالقدوس: از راویان شیعی است که روایات او در منابع معتبر اهل سنت آمده و بخاری به روایت او استشهاد کرده است. در کتب تراجم با تعبیر «ثقه» و «صدوق» از او یاد شده است.[۶۱] آلبانی برای تحسین و تصحیح روایات دیگر او از تعابیری چون «فمثله یستشهد به» و «صحیح و حسن لغیره» استفاده کرده است.[۶۲]

۵. عبدالله بن داهر رازی: از دیگر راویان شیعی است که روایاتی از او در منابع معتبر اهل سنت موجود است. وی با تعبیر «شیخ صدوق» تعدیل شده است.[۶۳] اینکه چرا آلبانی او را شرور می‌نامد و شر او را بیشتر از عبدالله بن عبدالقدوس می‌شمارد، معلوم نیست. آیا صرف اینکه عقیلی او را «رافضی خبیث» نامیده یا ابن عدی گفته عموم روایات او درباره امام علی علیه السلام است، برای طرح این اتهام کافی است؟

۶. ابواسحاق سبیعی (عمرو بن عبدالله): ابن قتیبه[۶۴] و شهرستانی[۶۵] او را از بزرگان شیعه می‌شمارند. وی از تابعین مشهور نزد اهل سنت است و با تعابیری چون «ثقه»، «امام تابعین کوفه»، «ختم‌کننده قرآن در هر سه روز»، «کثیر الروایة» و «راوی از سی و هشت صحابی» توثیق شده است.[۶۶] آلبانی او را مدلس و مختلط می‌داند، در حالی که از تراجم‌نگاران کسی تدلیس سبیعی را مطرح نکرده و مسئله اختلاط در ایام پیری را ذهبی صریحاً نفی کرده است.[۶۷] افزون بر این، آلبانی در موارد فراوانی حدیث ابواسحاق را صحیح و او را توثیق کرده است.[۶۸]

۷. حنش بن معتمر کنانی: از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام[۶۹] با تعابیری چون «صالح»، «ثقة»، «قوی» و «لابأس به» توثیق شده است.[۷۰] خود آلبانی در موارد متعددی حنش را با لفظ «صدوق» توثیق کرده و احادیثش را حسن و قابل متابعت شمرده است.[۷۱]

۸. مفضل بن صالح: به اعتراف خود آلبانی از رجال حدیث ترمذی است[۷۲] و به تصریح حاکم نیشابوری روایتش بر شرط مسلم نیز هست.[۷۳]

با توجه به بررسی انجام‌شده، حتی اگر ادعای ضعف آلبانی درست باشد، بر اساس مبنای مورد قبول خود او نیز این روایات قابلیت تقویت و متابعت را دارند؛ بنابراین طرد این روایات بی‌دلیل و خلاف اصل پذیرفته‌شده آلبانی است.

دلالت‌های حدیث سفینه

حدیث سفینه افزون بر جایگاه سندی ویژه، از نظر محتوایی و دلالی نیز جایگاهی رفیع دارد. مهم‌ترین دلالت‌های آن عبارت‌اند از:

وجوب محبت اهل بیت علیهم السلام

جمع کثیری از عالمان شیعه و سنت وجوب محبت و تعظیم اهل بیت علیهم السلام را از حدیث سفینه استنباط کرده‌اند و نجات امت اسلامی را بدون تحصیل محبت و تعظیم اهل بیت علیهم السلام ناممکن دانسته‌اند. شماری از عالمان اهل سنت که بر این دلالت تصریح کرده‌اند عبارت‌اند از: فخر رازی،[۷۴] نظام‌الدین نیشابوری،[۷۵] بقاعی،[۷۶] ابن حجر هیتمی،[۷۷] مناوی،[۷۸] ملا علی هروی قاری،[۷۹] آجری،[۸۰] عاصمی[۸۱] و محمد بن طلحه شافعی.[۸۲]

وجوب اطاعت و پیروی

بسیاری از عالمان، افزون بر وجوب محبت و تعظیم، وجوب اطاعت و پیروی را نیز از حدیث سفینه فهمیده‌اند؛ زیرا اطاعت از کسانی که یگانه سبب نجات‌اند، موجب نجات است و هر چه سبب نجات گردد واجب است، پس اطاعت واجب است.[۸۳] از جمله این عالمان‌اند: ملا علی هروی قاری،[۸۴] محب الدین طبری،[۸۵] سمهودی،[۸۶] شیخ طوسی،[۸۷] ابوالصلاح حلبی،[۸۸] علامه حلی،[۸۹] علامه شرف الدین[۹۰] و علامه مظفر.[۹۱]

عصمت اهل بیت علیهم السلام

اگر کشتی اهل بیت علیهم السلام راکبین خود را از خطر غرق شدن حفظ می‌نماید، پس به طریق اولی خود از غرق شدن مصون است؛ وگرنه صادق امین که فرمان به رکوب کشتی معیوب داده است، باید خائن باشد! و حاشا لله من ذلک.[۹۲]

اگر آن که پیرویش واجب است، محتمل‌الخطاء باشد، برای نجات پیرو ضمانتی نیست، و حال آنکه در حدیث، نجات پیروان اهل بیت علیهم السلام تضمین شده است.[۹۳] سرپیچی از آن که در مسیر خطا است، موجب هلاکت نیست، و حال آنکه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: هر کس از اهل بیت تخلف کند، اهل هلاکت است.[۹۴]

مطابق سنت بودن معارف اهل بیت علیهم السلام

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به نشستن بر کشتی اهل بیت علیهم السلام فرمان داده است؛ یعنی به پیروی و فراگیری دانش از آنان فرمان داده است. و حاشا که حضرت صلی الله علیه وآله به پیروی از اهل بدعت و فراگیری دانش از مخالف سنت دعوت کرده باشد![۹۵]

خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام از اهل بیت علیهم السلام، بلکه کامل‌ترین مصداق ایشان است، پس اطاعت ایشان واجب است و این مقتضی قبول خلافت آن حضرت است.[۹۶] بر اساس نظر کسانی که اجماع اهل بیت علیهم السلام را حجت می‌دانند نیز خلافت حضرت علی علیه السلام ثابت است، زیرا در زمان خلافت خلفای سه‌گانه، اجماع اهل بیت بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام حاصل بود.[۹۷]

توسل و التجاء به اهل بیت علیهم السلام

سوار شدن بر کشتی اهل بیت علیهم السلام یعنی به هنگام شدائد و مشکلات به آنان متوسل شدن[۹۸] و به وسیله آنان به خدای متعال تقرب جستن است.[۹۹]

حجت بودن اجماع اهل بیت علیهم السلام

به گفته ابوسلیمان بن عبدالوهاب، حدیث سفینه مانند حدیث ثقلین بر حجیت اجماع اهل بیت علیهم السلام دلالت دارد، زیرا اهل بیت در مقام اجماع معصوم‌اند و معصوم بر باطل اجماع نمی‌کند.[۱۰۰]

وجود اهل بیت معصوم در تمامی اعصار

وجود فردی معصوم از اهل بیت علیهم السلام در تمامی اعصار لازم است تا همیشه مصداق کشتی نجات موجود و حجت الهی تمام باشد.[۱۰۱]

افضلیت اهل بیت علیهم السلام

اگر دیگران افضل بودند، آنان به عنوان کشتی نجات معرفی می‌شدند نه اهل بیت علیهم السلام؛[۱۰۲] چون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله معصوم است و از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید.

تعیین فرقه ناجیه

اگر حدیث سفینه در کنار حدیث افتراق[۱۰۳] گذاشته شود، معلوم می‌گردد که فرقه ناجیه از میان هفتاد و سه فرقه، تنها پیروان واقعی اهل بیت علیهم السلام می‌باشند.[۱۰۴] در قالب شکل سوم قیاس اقترانی می‌توان گفت: ناجی تنها یک فرقه از فرق اسلام است (حدیث افتراق)، ناجی پیروان اهل بیت علیهم السلام هستند (حدیث سفینه)، نتیجه: آن فرقه واحده پیروان اهل بیت علیهم السلام می‌باشند.[۱۰۵]

مصداق‌شناسی اهل بیت در حدیث سفینه

واژه «اهل بیت» در لغت دارای مفهوم عام و مصادیق متعدد است و تمام کسانی را که از جهت سبب، نسب یا غیر این دو با انسان ارتباط پیدا کنند شامل می‌شود. اما به حسب اصطلاح شرعی، در اینکه منظور از اهل بیت چه کسانی هستند، اختلافاتی وجود دارد.[۱۰۶]

با توجه به دلالت‌های حدیث سفینه، به ویژه افضلیت و عصمت اهل بیت علیهم السلام، روشن است که مصداق اهل بیت در این حدیث کسی جز امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام و دیگر امامان شیعه علیهم السلام نخواهد بود، زیرا دو ویژگی عصمت و افضلیت مطلق به آنان اختصاص دارد.

بررسی شبهات دلالی

شبهه اول: ناممکن بودن تمسک به اهل بیت

گفته‌اند تمسک یا به جمیع اهل بیت مراد است یا به بعض، و بعض یا معین است یا نامعین، و تمام این صور محال است؛ زیرا اهل بیت به معنای عام در اصول و فروع گرفتار تناقض‌اند؛ بنابراین اطاعت از جمیع، تکلیف متناقضین است، اطاعت از بعض معین ترجیح بلامرجح است و از غیر معین تجویز عقائد متناقض و شرایع متفاوت در دین واحد است.[۱۰۷]

پاسخ

با توجه به اینکه اهل بیت علیهم السلام در حدیث سفینه معصوم‌اند و پیشوایان معصوم از اختلاف و تناقض مصون‌اند، پاسخ این شبهه روشن است.[۱۰۸] در حالی که اصحاب یا علمایی که مرجع اهل سنت در اصول و فروع‌اند، مبتلا به تناقض‌های آشکار و بی‌شمارند.[۱۰۹]

شبهه دوم: اخذ شریعت از اصحاب و طریقت از اهل بیت

گفته‌اند تشبیه اهل بیت به سفینه و تشبیه اصحاب به نجوم اشاره به این است که شریعت را از صحابه باید گرفت و طریقت را از اهل بیت علیهم السلام.[۱۱۰]

پاسخ

نخست آنکه مبنای این تقریر بر حدیث نجوم استوار است که بطلان آن حتی از ناحیه عالمان اهل سنت ثابت شده است. ابن حزم اندلسی دلائل متعدد بر بطلان حدیث مزبور اقامه کرده[۱۱۱] و علامه میرحامد حسین جمعاً بیست و نه دلیل بر بطلان آن اقامه نموده است.[۱۱۲]

ابن قیم در دلیل سوم خود بر بطلان حدیث نجوم می‌گوید: تقلید از هر صحابی در هر قولی، مقتضی نفی صحابی دیگر است. اگر صحت حدیث نجوم را معتقد شدید، نباید قول دیگر یا مذهب دیگری را باطل شمارید.[۱۱۳]

دوم آنکه بر فرض صحت حدیث نجوم، مقصود از اصحاب، اهل بیت علیهم السلام است، چنان‌که ناصرالدین آلبانی حدیث را در بعض نقل‌ها به لفظ «أَهْلِ بَیْتِی» آورده است.[۱۱۴]

شبهه سوم: اجماع اهل بیت مقصود است

گفته‌اند: آنچه مفاد حدیث است اجماع اهل بیت است؛ از سوی اهل بیت بر امامت و افضلیت علی علیه السلام اجماعی واقع نشده است؛ بر فرض وجود اجماع، با اجماع قوی‌تر یعنی اجماع امت در تعارض است؛ و علت حجیت اجماع اهل بیت این است که آنان بر باطل اجماع نمی‌کنند.[۱۱۵]

پاسخ

مقصود از اهل بیت در حدیث سفینه – چنان‌که پیش از این بیان شد – معصومین از خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌باشند، نه عموم خویشاوندان و بستگان آن حضرت. دیگر اینکه قول و فعل معصوم حجیت شرعی دارد و مشروط به اجماع نیست؛ مضافاً بر اینکه اجماع اهل بیت معصوم نیز محقق است. از سوی دیگر، قول و فعل غیر معصوم هرگاه با قول و فعل معصوم مخالف باشد، فاقد اعتبار خواهد بود.

شبهه چهارم: اهل سنت پیروان واقعی اهل بیت

گفته شده است پیرو واقعی اهل بیت علیهم السلام اهل سنت‌اند که امامان مذهبشان علم را از اهل بیت گرفته‌اند و به همه اهل بیت بدون هیچ تبعیضی اظهار محبت می‌کنند، بر خلاف شیعه که بین اهل بیت تبعیض قائل می‌شوند.[۱۱۶]

پاسخ

  1. نخست آنکه کسب دانش از کسی با پیروی از او ملازمه ندارد، مگر آنکه شاگرد اطاعت از استاد خود را واجب بداند؛ و مخالفت ائمه مذاهب اهل سنت با امامان اهل بیت علیهم السلام در احکام شرعی و مسائل اعتقادی، دلیل روشن بر عدم اعتقاد و التزام آنان به وجوب اطاعت از امامان اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.
  2. دوم آنکه مقتضای پیروی از اهل بیت معصوم پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله اعتقاد به امامت آنان در اصول و فروع دین است، اما مذاهب اهل سنت در اصول و فروع دین از کسانی چون ابوالحسن اشعری، ابومنصور ماتریدی، ابوحنیفه و مالک بن انس پیروی می‌کنند، نه از امامان معصوم اهل بیت علیهم السلام.
  3. سوم آنکه به حکم «أَهْلُ الْبَیْتِ أَدْرَی بِمَا فِی الْبَیْتِ»، اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله به گفتار و رفتار پیامبر صلی الله علیه وآله آگاه‌تر از دیگران بوده‌اند؛ لذا لازمه پیروی از آنان این است که در نقل سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به روایات اهل بیت علیهم السلام استناد شود. اما منابع حدیثی اهل سنت خلاف این را نشان می‌دهد.[۱۱۷]

چنان‌که اگر تمامی آنچه اهل سنت از اهل بیت علیهم السلام روایت کرده‌اند جمع‌آوری شود، کمتر از آن است که بخاری به تنهایی از عکرمة خارجی مُکذّب آورده است. بخاری در صحیح از امام صادق علیه السلام یک حدیث هم روایت نکرده، نه از امام کاظم علیه السلام و امام رضا علیه السلام و نه از امام جواد علیه السلام و امام عسکری علیه السلام، در حالی که در عصر آن حضرت است! و نه از امام حسن علیه السلام و نه از زید بن علی و یحیی بن زید و نفس زکیه و برادرش ابراهیم بن عبدالله و حسین بن علی بن حسن فخّی، با وجود استنادش به مدعی خوارج، عمران بن حطان که او را از رجال صحیحش قرار داده است.[۱۱۸]

حدیث سفینه در اشعار

شاعران در اشعار خویش تعبیر کشتی نجات را برای چهارده معصوم علیهم السلام و گاه برای یکی از آنان به کار برده‌اند.

عطار نیشابوری

علی باشد حقیقت هادی راهزهی دولت اگر گشتی تو آگاه
نجات و رستگاری از علی دانرهاند مر ترا از سر طوفان
حقیقت هست کشتی دعوت اوپناه و رستگاری رحمت او
اگر آئی درین کشتی چه بوذرشوی بهتر ز خورشید منور
اگر آئی درین کشتی چه سلمانازین غرقاب بیرون آوری جان[۱۱۹]

وفایی شوشتری

دل‌های اهل بیت در آن سرزمین شکستچون کشتی نجات به دریای خون نشست[۱۲۰]

ترکی شیرازی

این کشتی نجات، که گردیده غرق خوندر کربلا ز صدمهٔ طوفان حسین توست[۱۲۱]

غروی اصفهانی

این کشتی نجات که طوفان ماتمشاوضاع دهر کرده دگرگون حسین تست[۱۲۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ الأمالی، شیخ طوسی، ۱۴۱۴ق، ص۶۳۳؛ ارشاد القلوب، دیلمی، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۰۶؛ عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۲۷؛ الاحتجاج، طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۷۳.
  2. ↑ پژوهشی در حدیث سفینه، رضایی، غلامرضا، فصلنامه کلام اسلامی، ش۸۴، زمستان ۱۳۹۱ش.
  3. ↑ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۳۷۳.
  4. ↑ مسند الشهاب، قضاعی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۷۵.
  5. ↑ المعجم الصغیر، طبرانی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۲؛ بصائر الدرجات، صفار، ۱۴۰۴ق، ص۳۱۷.
  6. ↑ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۱۶۳؛ کفایة الأثر، خزاز قمی، ۱۴۰۱ق، ص۳۸.
  7. ↑ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۱۶۳.
  8. ↑ مجمع الزوائد، هیثمی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۱۶۸.
  9. ↑ الاحتجاج، طبرسی، ۱۳۸۶ق، ج۱، ص۴۰۷؛ بحار الأنوار، مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۷۶.
  10. ↑ کنز العمال، متقی هندی، ۱۹۹۸م، ج۱۲، ص۹۸؛ فیض القدیر، مناوی، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۶۵۸.
  11. ↑ عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۰.
  12. ↑ بشارة المصطفی، طبری، ۱۴۲۰ق، ص۵۹؛ بحار الأنوار، مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۲۷۶.
  13. ↑ کنز الفوائد، کراجکی، ۱۴۱۰ق، ص۲۱۵؛ بحار الأنوار، مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۷، ص۱۱۳.
  14. ↑ مسند زید بن علی، زید بن علی، بی‌تا، ص۳۰؛ سبل الهدی والرشاد، صالحی شامی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۱۱؛ الخصال، شیخ صدوق، ۱۴۰۵ق، ص۳۲۹؛ المعجم الأوسط، طبرانی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۳۰۶؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۹۰.
  15. ↑ نفحات الأزهار، حسینی میلانی، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۹–۱۱.
  16. ↑ رساله مودت، حسینی طهرانی، ص۱۰۰.
  17. ↑ المراجعات، شرف الدین، ص۹۵.
  18. ↑ الدر المنثور، سیوطی، ۱۹۹۳م، ج۱، ص۱۷۴؛ کتاب سلیم بن قیس، هلالی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۵۶۰.
  19. ↑ بحار الأنوار، مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۷۶.
  20. ↑ کتاب سلیم بن قیس، هلالی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۶۱.
  21. ↑ کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۲۸۱.
  22. ↑ شرح الأخبار، ابن حیون، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳؛ الغیبة، نعمانی، ۱۳۹۷ق، ص۱۵۵.
  23. ↑ عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۲۷.
  24. ↑ مناقب، ابن مغازلی، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۹؛ الأمالی، شیخ طوسی، ۱۴۱۴ق، ص۶۰.
  25. ↑ کتاب سلیم بن قیس، هلالی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۵۶۰.
  26. ↑ شرح الأخبار، ابن حیون، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳.
  27. ↑ فرائد السمطین، حمویی جوینی، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۴۷؛ مناقب، ابن مغازلی، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۸.
  28. ↑ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۹۰.
  29. ↑ مناقب، ابن مغازلی، ۱۳۸۷ش، ص۱۴۸.
  30. ↑ مجمع الزوائد، هیثمی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۱۶۸.
  31. ↑ شرح الأخبار، ابن حیون، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۰۵.
  32. ↑ شرح الأخبار، ابن حیون، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۰۵.
  33. ↑ پژوهشی در حدیث سفینه، رضایی، فصلنامه کلام اسلامی، ش۸۴، ص۹۷–۱۳۰.
  34. ↑ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۳۷۳.
  35. ↑ تشیید المراجعات، حسینی میلانی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۳۳.
  36. ↑ استجلاب ارتقاء الغرف، سخاوی، ج۲، ص۴۸۲.
  37. ↑ الصواعق المحرقة، ابن حجر هیتمی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۴۵–۴۴۶.
  38. ↑ جواهر العقدین، سمهودی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۲۳.
  39. ↑ الدر المنثور، سیوطی، ۱۹۹۳م، ج۴، ص۴۳۹.
  40. ↑ الجامع الصغیر، سیوطی، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۲۰۸.
  41. ↑ الخصائص الکبری، سیوطی، ج۲، ص۴۶۶.
  42. ↑ فیض القدیر، مناوی، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۵۱۹.
  43. ↑ منهاج السنة النبویة، ابن تیمیه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۳۹۵.
  44. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۱۴.
  45. ↑ تمام المنة، آلبانی، ۱۴۲۰ق.
  46. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۳۲؛ ج۵، ص۵۳۵.
  47. ↑ سلسلة الأحادیث الضعیفة، آلبانی، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص۵.
  48. ↑ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۳۲۵.
  49. ↑ الأعلام، زرکلی، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۲۳۷؛ الطبقات الکبری، ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۰۵؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۳۲۶ق، ج۷، ص۲۲.
  50. ↑ تقریب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۶.
  51. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۴۶.
  52. ↑ مجمع الزوائد، هیثمی، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۷۴.
  53. ↑ الطبقات الکبری، ابن سعد، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۳۰۵.
  54. ↑ الجرح والتعدیل، ابن ابی‌حاتم، ۱۲۷۱ق، ج۶، ص۳۸۳.
  55. ↑ تقریب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۶۷۸.
  56. ↑ صحیح وضعیف سنن ابن ماجه، آلبانی، بی‌تا، ج۱، ص۱۶۸.
  57. ↑ الجرح والتعدیل، ابن ابی‌حاتم، ۱۲۷۱ق، ج۳، ص۲۹؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ابن عدی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۳۳؛ المجروحین، ابن حبان، ۱۳۹۶ق، ج۱، ص۲۳۶؛ تهذیب الکمال، مزی، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۷۶.
  58. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۹۲؛ ج۳، ص۴۰۹.
  59. ↑ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۲۰۶؛ تهذیب الکمال، مزی، ۱۴۰۰ق، ج۲۰، ص۴۳۴؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ابن عدی، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۹۶.
  60. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۵۸۷؛ ج۱، ص۸۸۷؛ ج۴، ص۱۰۰.
  61. ↑ الضعفاء والمتروکون، ابن جوزی، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۱۳۰؛ الکامل فی ضعفاء الرجال، ابن عدی، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۳۲۸؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۳۲۶ق، ج۵، ص۲۶۵.
  62. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۲۰۲؛ سلسلة الأحادیث الضعیفة، آلبانی، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۳۵۷.
  63. ↑ الضعفاء الکبیر، عقیلی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۵۰؛ الضعفاء والمتروکون، ابن جوزی، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۱۲۱؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۴۶۰؛ لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۲۸۳.
  64. ↑ المعارف، ابن قتیبه، ۱۹۲۲م، ج۱، ص۶۲۴.
  65. ↑ الملل والنحل، شهرستانی، بی‌تا، ج۱، ص۱۹۰.
  66. ↑ تاریخ الثقات، عجلی، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۶۶؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۳۲۶ق، ج۸، ص۵۷؛ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ۱۹۹۵ق، ج۳، ص۲۷۰.
  67. ↑ سیر أعلام النبلاء، ذهبی، ۱۹۹۵ق، ج۳، ص۲۷۰.
  68. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۵۵؛ ج۱۲، ص۴۷۲.
  69. ↑ معجم رجال الحدیث، خوئی، ۱۴۱۳ق، ج۷، ص۲۳۲.
  70. ↑ تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۸۴؛ الجرح والتعدیل، ابن ابی‌حاتم، ۱۲۷۱ق، ج۳، ص۲۹۱؛ تهذیب الکمال، مزی، ۱۴۰۰ق، ج۷، ص۴۳۲.
  71. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۴۷۸؛ سلسلة الأحادیث الضعیفة، آلبانی، ۱۴۱۲ق، ج۱۳، ص۷۵۵.
  72. ↑ سلسلة الأحادیث الضعیفة، آلبانی، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص۸.
  73. ↑ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۳۷۳.
  74. ↑ مفاتیح الغیب، فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۲، ص۵۹۶.
  75. ↑ غرائب القرآن، نیشابوری، ج۶، ص۷۴.
  76. ↑ نظم الدرر، بقاعی، ج۶، ص۶۲۴.
  77. ↑ الصواعق المحرقة، ابن حجر هیتمی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۴۵۵–۴۵۶.
  78. ↑ فیض القدیر، مناوی، ۱۳۵۶ق، ج۲، ص۵۱۹؛ ج۵، ص۵۱۷.
  79. ↑ مرقاة المفاتیح، ملا علی قاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۳۹۸۸.
  80. ↑ الشریعة، آجری، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۲۲.
  81. ↑ زین الفتی، عاصمی، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۴۳۴–۴۳۵.
  82. ↑ مطالب السئول، ابن طلحه شافعی، ص۵۱.
  83. ↑ التیسیر بشرح الجامع الصغیر، مناوی، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۴۳۴.
  84. ↑ مرقاة المفاتیح، ملا علی قاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۳۹۸۸.
  85. ↑ نفحة الریحانة، محب الدین طبری، ج۴، ص۳۳۰.
  86. ↑ جواهر العقدین، سمهودی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۲۰–۱۲۶.
  87. ↑ الشافی فی الإمامة، شریف مرتضی، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۲۰.
  88. ↑ الکافی فی الفقه، ابوالصلاح حلبی، ۱۴۰۴ق، ص۹۷.
  89. ↑ منهاج الکرامة، علامه حلی، ۱۳۷۹ق، ص۱۵۶.
  90. ↑ المجالس الفاخرة، شرف الدین، ۱۴۲۱ق، ص۷۷.
  91. ↑ دلائل الصدق، مظفر، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۲۶۳.
  92. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۵۶.
  93. ↑ الشافی فی الإمامة، شریف مرتضی، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۲۰.
  94. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۷۶؛ ضیاء القلوب، تنکابنی، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۸.
  95. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۵۶.
  96. ↑ الشافی فی الإمامة، شریف مرتضی، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۲۰؛ نهج الإیمان، ابن جبر، بی‌تا، ص۵۹۴؛ منهاج الکرامة، علامه حلی، ۱۳۷۹ق، ص۱۵۵.
  97. ↑ سفینة النجاة، تنکابنی، ۱۴۱۹ق، ص۱۰۶؛ تلخیص الشافی، شیخ طوسی، ۱۳۸۲ق، ج۲، ص۲۴۰.
  98. ↑ البراهین الجلیة، قزوینی، ۱۳۹۷ق، ص۲۴.
  99. ↑ التعجب من أغلاط العامة، کراجکی، ۱۴۲۱ق، ص۱۵۱.
  100. ↑ جواب أهل السنة النبویة، ابن عبدالوهاب، ۱۳۴۹ق، ج۱، ص۹۱.
  101. ↑ تقریب المعارف، ابوالصلاح حلبی، ۱۴۰۴ق، ص۲۱۰؛ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۸۷.
  102. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۷۷.
  103. ↑ مسند أحمد، ابن حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۱۹، ص۴۶۲؛ سنن أبی داود، سجستانی، بی‌تا، ج۴، ص۱۹۸؛ سنن دارمی، دارمی، بی‌تا، ج۳، ص۱۶۳۶؛ کفایة الأثر، خزاز قمی، ۱۴۰۱ق، ص۱۵۵.
  104. ↑ منهاج الکرامة، علامه حلی، ۱۳۷۹ق، ص۴۹؛ نفحات الأزهار، حسینی میلانی، ۱۴۱۴ق، ص۱۲۴.
  105. ↑ شرح اصول الکافی، مازندرانی، بی‌تا، ج۷، ص۲۱۴.
  106. ↑ تلخیص الشافی، شیخ طوسی، ۱۳۸۲ق، ج۲، ص۴۴۶؛ مفاتیح الغیب، فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۲۷، ص۵۹۵.
  107. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۱۰۶۶.
  108. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۱۰۶۷–۱۰۶۹.
  109. ↑ التعجب من أغلاط العامة، کراجکی، ۱۴۲۱ق، ص۱۵۱.
  110. ↑ مفاتیح الغیب، فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۲۷، ص۵۹۶؛ مختصر التحفة الاثنی عشریة، آلوسی، ۱۳۷۳ق، ج۱، ص۳۸.
  111. ↑ الإحکام فی أصول الأحکام، ابن حزم، بی‌تا، ج۵، ص۶۴؛ ج۶، ص۸۳.
  112. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۱۰۹۶–۱۱۰۹.
  113. ↑ إعلام الموقعین، ابن قیم جوزی، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۱۷۱.
  114. ↑ سلسلة الأحادیث الضعیفة، آلبانی، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۲.
  115. ↑ منهاج السنة النبویة، ابن تیمیه، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۳۹۶؛ جواب أهل السنة النبویة، ابن عبدالوهاب، ۱۳۴۹ق، ج۱، ص۹۱.
  116. ↑ مختصر التحفة الاثنی عشریة، آلوسی، ۱۳۷۳ق، ج۱، ص۳۷ و ۳۳۳.
  117. ↑ عبقات الأنوار، میرحامد حسین، ۱۳۶۶ش، ج۲۳، ص۹۸۸ و ۱۰۱۱–۱۰۵۷؛ نفحات الأزهار، حسینی میلانی، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۸۸.
  118. ↑ النص والاجتهاد، شرف الدین، ۱۴۰۴ق، ص۵۲۶–۵۲۸.
  119. ↑ سی فصل، عطار، بخش ۱۸.
  120. ↑ دیوان اشعار، وفایی شوشتری، چند مرثیه دیگر، بند هشتم.
  121. ↑ دیوان اشعار، ترکی شیرازی، فصل چهارم، شماره ۱، شانزده بند عاشورایی.
  122. ↑ دیوان کمپانی، غروی اصفهانی، مدایح و مراثی.

منابع

  • الأمالی، شیخ طوسی، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • ارشاد القلوب، دیلمی، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
  • عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، تهران، انتشارات جهان، ۱۳۷۸ش.
  • الاحتجاج، طبرسی، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
  • مسند الشهاب، قضاعی، تحقیق حمدی بن عبدالمجید، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۷ق.
  • المعجم الصغیر، طبرانی، تحقیق محمد شکور، بیروت، دار عمار، ۱۴۰۵ق.
  • بصائر الدرجات، صفار، تحقیق میرزا محسن کوچه باغی، تهران، مؤسسة الأعلمی، ۱۴۰۴ق.
  • کفایة الأثر، خزاز قمی، تحقیق سید عبداللطیف حسینی، انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ق.
  • مجمع الزوائد، هیثمی، تحقیق حسام الدین القدسی، قاهره، مکتبة القدسی، ۱۴۱۴ق.
  • بحار الأنوار، مجلسی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • کنز العمال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۹۹۸م.
  • فیض القدیر، مناوی، مصر، المکتبة التجاریة الکبری، ۱۳۵۶ق.
  • التیسیر بشرح الجامع الصغیر، مناوی، ریاض، مکتبة الإمام الشافعی، ۱۴۰۸ق.
  • بشارة المصطفی، طبری، تحقیق جواد القیومی، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۲۰ق.
  • کنز الفوائد، کراجکی، مکتبة المصطفی، ۱۴۱۰ق.
  • التعجب من أغلاط العامة، کراجکی، قم، دار الغدیر، ۱۴۲۱ق.
  • مسند زید بن علی، زید بن علی، بیروت، دار الإحیاء، بی‌تا.
  • سبل الهدی والرشاد، صالحی شامی، تحقیق شیخ عادل احمد، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.
  • الخصال، شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۵ق.
  • المعجم الأوسط، طبرانی، تحقیق طارق بن عوض الله، قاهره، دار الحرمین، ۱۴۱۵ق.
  • تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
  • نفحات الأزهار، حسینی میلانی، قم، مرکز تحقیق و ترجمه و نشر آثار، ۱۴۱۴ق.
  • رساله مودت، حسینی طهرانی، سید محمدحسین.
  • المراجعات، شرف الدین، الناشر الدار الإسلامیة.
  • المجالس الفاخرة، شرف الدین، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۲۱ق.
  • النص والاجتهاد، شرف الدین، تحقیق و نشر ابو مجتبی، ۱۴۰۴ق.
  • الدر المنثور، سیوطی، بیروت، دار الفکر، ۱۹۹۳م.
  • الجامع الصغیر، سیوطی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۹ق.
  • الخصائص الکبری، سیوطی، بیروت، دار الکتاب العربی، بی‌تا.
  • کتاب سلیم بن قیس الهلالی، سلیم بن قیس، تحقیق محمدباقر انصاری زنجانی، قم، الهادی، ۱۴۰۵ق.
  • کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۵ق.
  • شرح الأخبار، ابن حیون، تحقیق محمدحسین حسینی جلالی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.
  • الغیبة، نعمانی، تحقیق علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، ۱۳۹۷ق.
  • مناقب، ابن مغازلی، مشهد، رستگار، ۱۳۸۷ش.
  • فرائد السمطین، حمویی جوینی، تحقیق محمدباقر محمودی، تهران، داوود، ۱۳۷۸ش.
  • پژوهشی در حدیث سفینه، رضایی، غلامرضا، فصلنامه کلام اسلامی، ش۸۴، زمستان ۱۳۹۱ش.
  • تشیید المراجعات، حسینی میلانی، قم، علی الحسینی المیلانی، ۱۴۱۷ق.
  • الکاشف عن حقائق السنن، طیبی، تحقیق عبدالحمید هنداوی، مکه المکرمة، ۱۴۱۷ق.
  • الصواعق المحرقة، ابن حجر هیتمی، تحقیق عبدالرحمن بن عبدالله الترکی، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۷ق.
  • جواهر العقدین، سمهودی، بغداد، مطبعة العانی، ۱۴۰۵ق.
  • الشافی فی الإمامة، شریف مرتضی، تحقیق سید عبدالزهرا حسینی، تهران، مؤسسة الصادق، ۱۴۱۰ق.
  • الکافی فی الفقه، ابوالصلاح حلبی، تحقیق رضا استادی، قم، مکتبة امیرالمؤمنین، ۱۴۰۴ق.
  • تقریب المعارف، ابوالصلاح حلبی، قم، انتشارات الهادی، ۱۴۰۴ق.
  • منهاج الکرامة، علامه حلی، مشهد، مؤسسه عاشورا، ۱۳۷۹ق.
  • دلائل الصدق، مظفر، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۲۶ق.
  • عبقات الأنوار، میرحامد حسین، اصفهان، کتابخانه امیرالمؤمنین، ۱۳۶۶ش.
  • نهج الإیمان، ابن جبر، تحقیق سید احمد حسینی، مشهد، مجتمع امام هادی علیه السلام، بی‌تا.
  • سفینة النجاة، تنکابنی، تحقیق سید مهدی رجائی، ۱۴۱۹ق.
  • ضیاء القلوب، تنکابنی، تحقیق سید صادق حسینی، قم، مجمع ذخائر اسلامی، بی‌تا.
  • تلخیص الشافی، شیخ طوسی، تحقیق حسین بحرالعلوم، قم، المحبین، ۱۳۸۲ق.
  • البراهین الجلیة، قزوینی، سید محمد حسن، قاهره، ۱۳۹۷ق.
  • جواب أهل السنة النبویة، ابن عبدالوهاب، ریاض، دار العاصمة، ۱۳۴۹ق.
  • شرح اصول الکافی، مازندرانی، ملا محمد صالح، بی‌تا.
  • مفاتیح الغیب، فخر رازی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • مختصر التحفة الاثنی عشریة، آلوسی، قاهره، المطبعة السلفیة، ۱۳۷۳ق.
  • الإحکام فی أصول الأحکام، ابن حزم اندلسی، بیروت، دار الآفاق الجدیدة، بی‌تا.
  • إعلام الموقعین، ابن قیم جوزی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
  • منهاج السنة النبویة، ابن تیمیه، ریاض، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.
  • مسند أحمد، ابن حنبل، تحقیق شعیب الأرنؤوط و عادل مرشد، الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • فضائل الصحابة، ابن حنبل، تحقیق وصی الله محمد عباس، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۳ق.
  • سنن أبی داود، سجستانی، تحقیق محمد محیی الدین، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا.
  • سنن دارمی، دارمی، تحقیق حسین سلیم، دار المغنی، بی‌تا.
  • سیر أعلام النبلاء، ذهبی، تحقیق شعیب الأرنؤوط، الرسالة، ۱۴۰۵ق.
  • میزان الاعتدال، ذهبی، تحقیق علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۹۹۵ق.
  • الأعلام، زرکلی، دار العلم للملایین، ۲۰۰۲م.
  • الطبقات الکبری، ابن سعد، تحقیق محمد عبدالقادر، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، هند، دائرة المعارف النظامیة، ۱۳۲۶ق.
  • تقریب التهذیب، ابن حجر عسقلانی، تحقیق محمد عوامة، سوریه، دار الرشید، ۱۴۰۶ق.
  • لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
  • الإصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر عسقلانی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • الجرح والتعدیل، ابن ابی‌حاتم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۲۷۱ق.
  • الکامل فی ضعفاء الرجال، ابن عدی، تحقیق سهیل زکار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • المجروحین، ابن حبان، تحقیق محمود ابراهیم زاید، حلب، دار الوعی، ۱۳۹۶ق.
  • تهذیب الکمال، مزی، تحقیق بشار عواد، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۰ق.
  • الضعفاء والمتروکون، ابن جوزی، تحقیق عبدالله القاضی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۶ق.
  • الضعفاء الکبیر، عقیلی، تحقیق عبدالمعطی امین، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۴ق.
  • تاریخ الثقات، عجلی، دار الباز، ۱۴۰۵ق.
  • معجم رجال الحدیث، خوئی، قم، ۱۴۱۳ق.
  • المعارف، ابن قتیبه، تحقیق ثروت عکاشة، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۲۲م.
  • الملل والنحل، شهرستانی، بی‌تا.
  • مرقاة المفاتیح، ملا علی قوری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۲ق.
  • نفحة الریحانة، محب الدین طبری، تحقیق احمد عنایة، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۶ق.
  • غرائب القرآن، نیشابوری، نظام‌الدین.
  • نظم الدرر، بقاعی.
  • الشریعة، آجری، ریاض، دار الوطن، ۱۴۲۰ق.
  • زین الفتی، عاصمی.
  • مطالب السئول، ابن طلحه شافعی.
  • استجلاب ارتقاء الغرف، سخاوی.
  • سلسلة الأحادیث الصحیحة، آلبانی، ریاض، مکتبة المعارف للنشر، ۱۴۱۵ق.
  • سلسلة الأحادیث الضعیفة والموضوعة، آلبانی، ریاض، دار المعارف، ۱۴۱۲ق.
  • صحیح وضعیف سنن ابن ماجه، آلبانی، نرم‌افزار المکتبة الشاملة، بی‌تا.
  • تمام المنة، آلبانی، دار الرایة، ۱۴۲۰ق.
  • سی فصل، عطار نیشابوری.
  • دیوان اشعار، وفایی شوشتری.
  • دیوان اشعار، ترکی شیرازی.
  • دیوان کمپانی، غروی اصفهانی.