حضرت الیاس علیه السلام
| نام | الیاس |
|---|---|
| نسب | الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عیزار بن هارون بن عمران علیه السلام (و از ذریه نوح علیهالسلام) |
| لقب | المرسل، الصالح، المؤمن، نبی الله |
| زادروز | حدود ۹ قرن پیش از میلاد (به اختلاف) |
| زادگاه | سرزمین بنیاسرائیل (شام) |
| طول عمر | (در روایات، از زندگان تا قیامت شمرده شده است) |
| والدین | پدر: یاسین بن فنحاص (به روایتی) |
| پیش از | حضرت الیسع علیهالسلام (وصی و جانشین) |
| نقش | پیامبر مرسل بنیاسرائیل |
| حوادث | دعوت قوم به توحید، زنده بودن تا روز قیامت |
| مخالفان | آحاب (پادشاه بنیاسرائیل)، ایزابل (همسر آحاب) |
| یاران برجسته | الیسع بن اخطوب (شاگرد و وصی) |
| حاکمان همعصر | آحاب بن عمری (پادشاه بنیاسرائیل) |
حضرت الیاس علیه السلام، از پیامبران مرسل بنیاسرائیل و از نوادگان حضرت هارون بن عمران علیه السلام است. نسب شریف ایشان به نقل از منابع تاریخی چنین است: الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عیزار بن هارون بن عمران. ایشان از ذریه حضرت نوح علیه السلام است و در شمار «صالحان» محسوب گردیده است.
نام مبارک حضرت الیاس علیه السلام دو بار در قرآن کریم ذکر شده است؛ یک بار در سوره انعام در کنار زکریا، یحیی، عیسی و دیگر صالحان، و بار دیگر در سوره صافات به عنوان پیامبر مرسل.
امام صادق علیه السلام فرمود: «حضرت الیاس از پیامبران عابد بنیاسرائیل بود».[۱] واژه «الیاس» بنابر نظر بیشتر لغویان، واژهای عبری است و شکل عبری، سریانی، حبشی و یونانی این کلمه، بر غیر عربی بودن آن دلالت دارد.[۲]
حضرت الیاس در قرآن کریم
در قرآن کریم، حضرت الیاس علیه السلام در دو موضع معرفی شده است:
۱. سوره انعام، آیه ۸۵:
وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَیٰ وَعِیسَیٰ وَإِلْیَاسَ ۖ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ
[۳]؛ یعنی و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را (یاد کن) که همه از شایستگان بودند.
۲. سوره صافات، آیات ۱۲۳ تا ۱۳۲:
وَإِنَّ إِلْیَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ * إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ * أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ * اللَّهَ رَبَّکُمْ وَرَبَّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ * فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ * وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ * سَلَامٌ عَلَیٰ إِلْیَاسِینَ * إِنَّا کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ
[۴]؛ یعنی و بهدرستی که الیاس از پیامبران مرسل بود * آنگاه که به قوم خود گفت: آیا تقوا پیشه نمیکنید؟ * آیا «بعل» را میخوانید و بهترین آفرینندگان را وا میگذارید؟ * خداوندی که پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست؟ * پس او را تکذیب کردند، بهدرستی که آنان (در عذاب) حاضر شدگانند * مگر بندگان مخلص خدا * و برای او در میان آیندگان [نام نیک] برجای نهادیم * سلام بر الیاسین * ما اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم * بهدرستی که او از بندگان مؤمن ما بود.
در آیه ۱۳۰ سوره صافات، تعبیر
سَلامٌ عَلی إِلْیاسِینَ
به کار رفته است. غالب مفسران با تکیه بر سیاق آیات، «الیاسین» را صورت دیگری از نام الیاس شمردهاند.[۵] کلمه «الیاسین» همان الیاس است که «یا» و «نون» بر آن افزوده شده است و نیز احتمال دارد که چون پدرش یاسین نام داشت، او را الیاسین خواندند.
رسالت
حضرت الیاس علیه السلام در زمانی مبعوث شد که بنیاسرائیل عهد خویش با خداوند را فراموش کرده و به پرستش بتان روی آورده بودند.[۶] ایشان در زمان پادشاهی آحاب از پادشاهان بنیاسرائیل به پیامبری رسید. همسر این پادشاه، زنی به نام ایزابل بود که بر آحاب نفوذ کامل داشت و مردم را به پرستش بت «بعل» وادار میکرد.[۷]
محور رسالت حضرت الیاس علیه السلام، دعوت به تقوی و توحید و نهی مردم از شرک و بتپرستی بود. ایشان قوم خود را که پرستنده بت «بعل» بودند، به دین حق هدایت میکرد.[۸] اما جز «بندگان مخلص»، تمامی مردم بر بتپرستی خویش اصرار میورزیدند.[۹]
در روایات آمده است که الیاس علیه السلام با بتپرستان به شدت مبارزه کرد و حتی همچون ابراهیم علیه السلام، شکننده بت «بعل» قلمداد شده است.[۱۰]
داستان الیاس در منابع تفسیری و تاریخی
در منابع تفسیری و تاریخی اسلامی، داستان مفصلی درباره حضرت الیاس علیه السلام نقل شده است. بر اساس این گزارشها، چون الیاس علیه السلام آحاب و ایزابل را برای قتل شخصی با ایمان به نام مزدکی سرزنش کرد و آنان را به توبه خواند، آحاب نسبت به وی بدگمان گشته و دستور قتل او را صادر کرد.[۱۱]
الیاس علیه السلام اوضاع را نابسامان دید و به کوهی پناه برد و مدتی را بدینگونه زیست. در این زمان، وی از گیاهان ارتزاق میکرد.[۱۲] مدت پنهان شدن او در منابع مختلف، ۷ تا ۱۰ سال ذکر شده است.[۱۳]
خداوند، فرزند آحاب را به بیماری سختی دچار ساخت و پزشکان از درمان او ناامید شدند. پادشاه هر قدر نزد بعل دست به دعا برداشت، سود نکرد. گروهی برای یافتن راه چاره به هر سو روانه شدند و چون به کوهی که الیاس در آن بود رسیدند، وی نزد ایشان آمد و علت بیماری را پرستش بتان خواند و طریق نجات را تنها در روی آوردن به خالق یکتا یاد کرد.[۱۴] به دعای الیاس و اراده پروردگار، فرزند آحاب از بیماری جان داد و این امر چنان آحاب را متأثر ساخت که از پیجویی الیاس دست برداشت.[۱۵]
وصیت و عروج حضرت الیاس
پس از نابودی طاغوتیان زمانش، حضرت الیاس علیه السلام وصیتهای خود را به وصی خود «الیسع» علیه السلام نمود و سپس به سوی آسمان عروج کرد.[۱۶] خداوند لباس نبوت را از طرف خود به الیسع علیه السلام پوشانید و او به هدایت بنیاسرائیل پرداخت.
الیاس و خضر
یکی از بخشهای جالب توجه در گزارشهای مربوط به الیاس در روایات اسلامی، کنار همگذاردن او و خضر است.[۱۷] خضر به عنوان یابنده آب حیات و شخصیتی زنده تا روز قیامت، با الیاس که خداوند مرگ را نصیب او نکرد، سنخیت یافته است. گاه الیاس و خضر دو پیامبر زنده در زمین دانسته شدهاند که در مقابل ادریس و عیسی علیهما السلام که پیامبران زنده آسمانی هستند، قرار دارند.[۱۸]
در همین دست روایات، حتی از ملاقات هر ساله خضر و الیاس در عرفات و اجتماع ایشان در ماه رمضان در بیتالمقدس سخن به میان آمده است.[۱۹] بعضی از راویان تا آنجا پیش رفتهاند که این دو تن را یکی دانستهاند.[۲۰]
بر اساس روایات، الیاس موکل بر بیابانها و خضر موکل بر کوهها است. در روایتی نیز آمده است که الیاس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در بعضی از سفرهایش دیدار کرد و با هم نشستند و گفتگو کردند.
زنده بودن حضرت الیاس
مطابق بعضی از روایات، حضرت الیاس علیه السلام از زندگان است و همانند خضر علیه السلام زنده میباشد، و خداوند این زندگی ابدی را به خاطر عشق و علاقهاش به مناجات با خدا به او داده است.
در روایتی، عزرائیل نزد حضرت الیاس آمد تا روحش را قبض کند. الیاس به گریه افتاد. عزرائیل گفت: «آیا گریه میکنی، با این که به سوی پروردگارت بازمیگردی؟» الیاس گفت: «گریهام برای مرگ نیست، بلکه برای فراق از شبهای (طولانی) زمستان و روزهای (گرم و طولانی) تابستان است که دوستان خدا این شبها را به عبادت میگذرانند، و در این روزها روزه میگیرند و در خدمت خدا هستند و از مناجات با محبوبشان، خدا لذّت میبرند، ولی من میخواهم از صف آنها جدا گردم و اسیر خاک شوم.» خداوند به الیاس چنین وحی کرد: «تو را به خاطر آن که علاقه به مناجات داری و میخواهی در خدمت مردم باشی، تا روز قیامت مهلت دادم، تا زندگی را ادامه دهی، و از صف اولیای خدا جدا نگردی، و با آنها به مناجات و راز و نیاز، مأنوس باشی».[۲۱]
حضرت الیاس و غدیرخم
الیاس علیه السلام در آیات مربوط به غدیر مورد اشاره قرار گرفته و از جمله بندگان خالصشده خداوند دانسته شده است.
بیشتر بخوانید: "الیاس علیه السلام در آیات مربوط به غدیر"
پانویس
- ↑ اصول کافی، کلینی، ج۱، ص۲۲۷
- ↑ المعرّب، جوالیقی، ج۱، ص۱۰۲
- ↑ سوره انعام، آیه ۸۵
- ↑ سوره صافات، آیات ۱۲۳–۱۳۲
- ↑ التبیان، طوسی، ج۸، ص۵۲۳–۵۲۴
- ↑ تاریخ سنی ملوک الارض، حمزه اصفهانی، ج۱، ص۷۰
- ↑ مجمع البیان، طبرسی، ج۸، ص۷۱۳
- ↑ سوره صافات، آیه ۱۲۵
- ↑ سوره صافات، آیه ۱۲۸
- ↑ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج۱۵، ص۱۱۷
- ↑ قصص الانبیاء، ثعلبی، ج۱، ص۲۵۳–۲۵۴
- ↑ بحارالانوار، مجلسی، ج۱۳، ص۳۹۷
- ↑ قصص الانبیاء، راوندی، ج۱، ص۲۴۸–۲۴۹
- ↑ قصص الانبیاء، راوندی، ج۱، ص۲۴۸–۲۴۹
- ↑ البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج۱، ص۳۱۴
- ↑ بحارالانوار، مجلسی، ج۱۳، ص۳۹۶
- ↑ اعراب القرآن، نحاس، ج۳، ص۴۳۵
- ↑ قصص الانبیاء، ثعلبی، ج۱، ص۲۶۰
- ↑ البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج۱، ص۳۱۴
- ↑ مجمع البیان، طبرسی، ج۴، ص۵۱۰
- ↑ المخازن، کاشانی، ج۱، ص۲۸۶
منابع
- القرآن الکریم
- اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، بهکوشش علیاکبر غفاری، بیروت، ۱۳۸۸ هجری قمری
- المعرّب، موهوب بن أحمد جوالیقی، بهکوشش ف عبدالرحیم، دمشق، ۱۴۱۰ هجری قمری/۱۹۹۰ میلادی
- التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، بهکوشش احمد حبیب قصیر عاملی، نجف، ۱۳۸۲ هجری قمری/۱۹۶۳ میلادی
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بهکوشش هاشم رسولی محلاتی و فضلالله یزدی طباطبایی، بیروت، ۱۴۰۸ هجری قمری/۱۹۸۸ میلادی
- قصص الانبیاء، احمد بن محمد ثعلبی، بیروت، دارالرائد العربی
- قصص الانبیاء، سعید بن هبة الله راوندی، بهکوشش غلامرضا عرفانیان، مشهد، ۱۴۰۹ هجری قمری
- البدایة و النهایة، اسماعیل بن کثیر دمشقی، بهکوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ۱۴۰۸ هجری قمری/۱۹۸۸ میلادی
- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری/۱۹۸۳ میلادی
- الجامع لاحکام القرآن، محمد بن احمد قرطبی، بیروت، ۱۳۷۲ هجری قمری
- تاریخ سنی ملوک الارض، حمزة بن حسن اصفهانی، بیروت، دار مکتبة الحیاة
- اعراب القرآن، احمد بن محمد نحاس، بهکوشش زهیر غازی زاهد، بیروت، ۱۴۰۵ هجری قمری/۱۹۸۵ میلادی
- المخازن، سید عباس کاشانی، انتشارات دارالکتب الإسلامیة، تهران