پرش به محتوا

حی و دائم بودن خداوند در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
حی و دائم بودن خداوند در خطبه غدیر
حی و دائم بودن خداوند در خطبه غدیر
مشخصات فراز
بخشبخش آغازین خطبه غدیر؛ توصیف صفات الهی
موضوعجاودانگی و زندگی همیشگی خداوند
مفاهیمحیات؛ بقا؛ فناناپذیری؛ ازلیت؛ ابدیت
منابع و پیوندها

حی و دائم بودن خداوند به فراز «دائِمٌ حَیٌّ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. پیامبر اکرم(ص) در این عبارت، خداوند را موجودی همیشگی و زنده معرفی می‌کند که وجود و حیات او آغاز، پایان، مرگ و زوال ندارد.

حیات خداوند مانند زندگی گیاهان، حیوانات و انسان‌ها نیست. او دارای بدن، اندام، تنفس، رشد و نیازهای زیستی نیست. «حی» بودن خداوند بر حیات ذاتی و برخورداری او از علم، قدرت و اراده دلالت دارد و «دائم» بودن او به ازلیت، ابدیت و فناناپذیری‌اش اشاره می‌کند.

در الهیات امامیه، حیات از صفات ذاتی خداوند است. خداوند حیات را از دیگری دریافت نکرده و زنده‌بودن او به شرایط، اعضا، ماده یا نیروی بیرونی وابسته نیست.

عبارت در خطبه غدیر

در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است:

وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیْءِ حینَ لا شَیْءَ، دائِمٌ حَیٌّ، وَ قائِمٌ بِالْقِسْطِ

ترجمه: «او پدیدآورنده موجودات است، هنگامی که چیزی وجود نداشت؛ همیشگی و زنده و برپادارنده عدالت است.»

این عبارت سه موضوع مرتبط را بیان می‌کند:

  1. خداوند آفریننده موجودات است؛
  2. وجود و حیات او همیشگی است؛
  3. تدبیر او بر عدل و قسط استوار است.

مخلوقات به اراده خداوند پدید می‌آیند، اما خود خداوند مخلوق نیست. موجودات زنده حیات خود را از او دریافت می‌کنند، اما حیات خداوند ذاتی و وابسته به دیگری نیست

معنای دائم

برخی محققان درباره معنای دائم در این عبارت خطبه غدیر چنین گفته‌اند: دائم یعنی مبدأ و منتها برای حیات و وجود خداوند وجود ندارد: او همیشه بوده و هست و خواهد بود.

دلیل بر این مدعا آن است که اگر دائم نباشد، پس باید وجود او به آخر برسد. هر چه برای او فرض شود اول دارد؛ چون آخر در مقابل اول است و این دو بدون دیگری صدق نمی‌کنند. همچنین موجودی که اول دارد حادث است و هر چه حادث است مخلوق است، نه خالق؛ حال آنکه او خالق است.

همچنین هر حادثی قدیم نیست؛ چون قدیم و حادث مقابل یکدیگرند و با هم جمع نمی‌شوند؛ بنابراین، لازم می‌آید خدا قدیم نباشد. در صورتی که ثابت است که لا قَدیمَ سِوَی اللّهِ تَعالی؛ هیچ قدیمی به‌جز خدا وجود ندارد و هر چه جز او هست حادث است، چه حدوث زمانی باشد و چه حدوث ذاتی؛ یعنی چه مسبوق به زمان باشد و چه مسبوق به علت.[۱]

معنای حیّ

درباره واژه حیّ (زنده) در این جمله از خطبه غدیرْ چنین اظهارنظر شده است: حی از اسماء الهی و به‌معنای زنده و متضاد مرده است. حیّ‌بودن خدا به این معناست که مرگ و نیستی برای او روا نیست.

شارحان اسماءاللّه در توضیح معنای «الحیّ» درباره خدا به دو شیوه عمل کرده‌اند: گروهی این نام را صرفاً ناظر به بقا و فناناپذیری خدا دانسته‌اند و گروهی دیگر آن را با اوصافی چون فعل، ادراک و اختیار مرتبط کرده‌اند.

صفت حیّ ناظر به فناناپذیری خدا

گروه نخست در بیان معنای حیّ بودن خدا عباراتی مختلف با مضمونی تقریباً یکسان گفته‌اند: حیّ زنده‌ای است که نمی‌میرد و دائمی است که فانی نمی‌شود.[۲] حیّ معنای دوام وجود را افاده می‌کند و خدا دائماً موجود بوده است و خواهد بود.[۳]

خدا همواره موجود و موصوف به حیات است؛ برخلاف دیگر زندگان که یا قبل از حیات معدوم هستند یا بعد از حیات مرگ بر آنان عارض می‌شود یا هر دو وصف را دارند.[۴] حیات، علاوه بر صفت بقای خدا، از صفات ذات اوست و حیّ به‌معنای وجودی دائم‌البقاست که فنا راهی به او ندارد.[۵]

صفت حیّ از صفات فعل

در بیان گروه دوم، معنای حی با صفات علم و قدرت خدا پیوند خورده است. به نظر می‌رسد اختلاف نظر درباره ارتباط آن دو با صفت حیات موجب بروز آرا و اقوال مختلف فلسفی و کلامی در برخی آثار شرح اسماءاللّه شده است.[۶]

به نوشته برخی محققان، فعل اختیاری فقط از حیّ سر می‌زند و حیّ بودن خدا، که در قرآن به آن اشاره شده، به این معناست که جملگی افعال او با اختیار و اراده صادر می‌شود.[۷]

ابوحامد غزالی (درگذشت: ۵۰۵ق)، فقیه و متکلم اشعری، می‌نویسد: حی به‌معنای «فعال دراک» (کنش‌گر فهمنده) است و حیات هر زنده‌ای به اندازه ادراک و فعل اوست؛ از این‌رو مراتب حیات متفاوت است: حیِّ کاملِ مطلقْ خداست که تمامی مُدرَکات تحت ادراک او و تمامی موجودات تحت فعل او قرار می‌گیرد.[۸]

پانویس

  1. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم، ص۱۰۸.
  2. ↑ الزینة فی الکلمات الاسلامیه العربیه، ج۲، ص۲۶۴.
  3. ↑ تفسیر اسماءالله الحسنی، ص۵۶.
  4. ↑ شأن الدعا، ص۸۰.
  5. ↑ التحبیر فی التذکیر، ص۱۲۰.
  6. ↑ مقالات اسلامیین، ص۱۷۶–۱۷۷.
  7. ↑ المنهاج فی شعب الایمان، ج۱، ص۱۹۱.
  8. ↑ المقصدُ الاسنی، ص۲۰۹.

منابع

  • التحبیر فی التذکیر: نفائس فی القیم و السلوک مستوحات من أسماء الله الحسنی؛ عبدالکریم بن هوازن قشیری، تحقیق: ابراهیم بسیونی، قاهره: مکتبة عالم الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • تفسیر أسماء الله الحسنی؛ ابراهیم بن سری زجاج، تحقیق: احمد یوسف دقاق، دمشق: دار المأمون للتراث، بی‌تا.
  • الزینة فی الکلمات الإسلامیة العربیة؛ احمد بن حمدان (ابوحاتم رازی)، تحقیق حسین بن فیض‌الله همدانی، بی‌جا: مرکز الدراسات و البحوث الیمنی، ۱۴۱۵ق.
  • شأن الدعاء؛ حمد بن محمد خطابی، تحقیق: احمد یوسف دقاق، دمشق: دار الثقافة العربیة، ۱۴۱۲ق.
  • شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
  • مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین؛ ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری، تحقیق: هلموت ریتر، بیروت: دار النشر فرانز شتاینر، ۱۴۰۰ق.
  • المقصد الأسنی فی شرح أسماء الله الحسنی؛ ابوحامد محمد بن محمد غزالی، تحقیق: محمد عثمان الخشت، قاهره: مکتبة القرآن، بی‌تا.
  • المنهاج فی شعب الإیمان؛ حسن بن حسن حلیمی، بیروت: دار الفکر، ۱۳۹۹ق.