پرش به محتوا

دکتر تیجانی و آیه اکمال

از ویکی غدیر

دکتر تیجانی درباره سخنان اهل سنت پیرامون آیات مربوط به غدیر نقدی دارد که در اینجا می‌آوریم:[۱]برخی از اهل سنت در مقابل آیه اکمال دین و شأن نزول آن ادعایی عجیب دارند: بخاری در صحیحش[۲] آورده است: محمد بن یوسف از سفیان از قیس بن مسلم از طارق بن شهاب نقل کرده است که برخی از یهودیان گفتند: اگر این آیه درباره ما نازل شده بود، ما آن روز را عید قرار می‌دادیم؟ عمر پرسید: چه آیه ای؟ گفتند: آیه الیوم اکملت لکم دینکم…. عمر گفت: من می‌دانم این آیه در کجا نازل شده است؛ این آیه بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده، در حالی که حضرت در عرفه وقوف کرده بود!

بررسی انکار غدیر

ابن جرید از عیسی بن حارثه انصاری نقل می‌کند که گفت: ما در مجلس نشسته بودیم که یک نصرانی گفت: ای مسلمانان! آیه ای بر شما نازل شده که اگر بر ما نازل شده بود، ما آن روز و آن ساعت را عید قرار می‌دادیم. و آن آیه الیوم اکلمت لکم دینکم…است. هیچ‌یک از ما پاسخ را نداد، تا اینکه من محمد بن کعب قرطنی را ملاقات کردم و از او پرسیدم. او گفت: چرا پاسخش را ندادید؟ همانا عمر بن خطاب گفته است این آیه بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شده در حالی که بر کوه عرفات - در روز عرفه - ایستاده بود. و لذا از آن روز مسلمانان این روز را عید می‌گیرند، و هیچ‌کس در آن اختلاف ندارد.[۳]

ملاحظه کنید که در روایت دوم، راوی اعتراف می‌کند که هیچ‌یک از ما به آن نصرانی پاسخ ندادیم، زیرا به تاریخ و عظمت آن روز جهل داشتند! و شاید خود راوی نیز تعجب می‌کند که چرا مسلمانان از جشن گرفتن در مثل آن روز غفلت دارند. به همین سبب است که از محمد بن کعب قرطنی می‌پرسد و او آن پاسخ را داد.

پس اگر این روز نزد مسلمانان معروف بود و واقعاً روز عید بود، قطعاً این راویان از آن اطلاع داشتند، چه از صحابه باشند و چه از تابعین؛ زیرا آنچه نزد آنان مسلم است اینکه مسلمانان بیش از دو عید (فطر و اضحی) عیدی ندارند. تا آنجا که علما و محدثین همچون بخاری و مسلم و دیگران در کتاب‌هایشان بابی تحت «کتاب العیدین» یا «صلاة العیدین و خطبة العیدین» آورده‌اند، و عید سومی نزد آنان وجود ندارد؛ لذا روز عرفه را نیز محققاً روز عید نمی‌دانند.

پاسخ این توجیهات چیست؟

پاسخ اول

از این روایت‌ها روشن می‌شود که مسلمانان آن روز مهم و با عظمت را نادیده می‌گرفتند و در آن روز جشن نمی‌گرفتند؛ لذا گاهی یهودیان و گاهی نصرانیان به آنها اعتراض کرده و می‌گفتند که اگر این آیه درباره ما نازل شده بود ما آن روز را عید قرار می‌دادیم؛ لذا عمر ناچار می‌شود و به آنها پاسخ می‌دهد که من از نزول آیه خبر دارم؛ این آیه در حالی نازل شد که حضرت رسول صلی الله علیه وآله در عرفه وقوف داشتند!

دروغ بودن این روایت کاملاً واضح است؛ حال یا خود عمر دروغ گفته، یا آنها که این روایت را از زبان عمر بن خطاب و در دوران بخاری وضع کرده‌اند، می‌خواستند بین نظرات و آراء یهود و نصاری - که آن روز روز عظیمی است و باید عید باشد - و بین جشن نگرفتن در آن روز مهم و بی اعتنایی به آن و نادیده گرفتنش وفق دهند. در حالی که لازم است این عید از بزرگ‌ترین اعیاد مسلمین باشد، زیرا خدای سبحان در آن روز دین خود را کامل و نعمتش را بر مردم تمام و اسلام را برای آنها برگزیده است؛ بنابراین اولین عید - که آن را عید صغیر می‌نامند - عید فطر است، که با آن ماه رمضان را به پایان می‌رسانند. عید دوم - که آن را عید کبیر می‌نامند - عید اضحی (قربان) است، و تاریخش روز دهم ذیحجه است. پرواضح است که حجّاج بیت اللَّه الحرام پس از طواف افاضه و رمی جمره عقبه و پس از قربانی کردن و حلق، از احرام خارج می‌شوند و آن روز دهم ذی حجه است. به همین مناسبت به یکدیگر تبریک و تهنیت می‌گویند. احرام در حج مانند ماه رمضان است که بر انسان روزه دار چیزهایی حرام می‌شود، و عید فطر همه آن حرام‌ها حلال می‌گردد. همچنین است انسان محرم در حج، که از احرامش نمی‌تواند خارج شود و چیزی از قبیل عطر و زینت و لباس دوخته و صید و ناخن گرفتن و تراشیدن مو و همبستر شدن برای او حلال نمی‌شود، جز در روز دهم ذی حجه و پس از طواف افاضه (طواف حج). از این معلوم می‌شود که روز عرفه روز عید نیست، بلکه روز عیدی که تمام مسلمانان در شرق و غرب جهان به هم تبریک می‌گویند روز دهم ذی‌حجه است.

بنابراین لازم است بگوییم: نزول آیه در روز عرفه دو از حقیقت است و قانع کننده نیست. بیشتر به نظر می‌رسد معتقدین به نظریه شوری در خلافت و بنیان‌گذاران این نظریه، پس از اعلام جانشینی حضرت علی علیه السلام در غدیر خم، شأن نزول آیه را تحریف کردند.

وانگهی، برای مردم مطلب بهتر جا می‌افتد اگر روز نزولش را روز عرفه تعیین کنند، زیرا در روز غدیر بیش از صد هزار نفر جمع شده بودند. در حجةالوداع هیچ مناسبتی از روز عرفه به غدیر نزدیک نیست که این همه حجاج خانه خدا در یک جا جمع شوند، زیرا مردم در تمام ایام حج متفرق اند و تنها در یک موقف گرد هم می‌آیند و آن روز عرفه و در عرفات است.

از این رو می‌بینیم آنان که معتقد به نزول آیه در روز عرفه هستند، بر این باور اند که در این روز پس از خطبه معروف پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شد، و برخی از راویان حدیث آن را نقل کرده‌اند.

بلکه شخص عمر به خطاب این شأن نزول را ساخته است، زیرا او قهرمان مبارزه با خلافت علی‌علیه السلام بود، و او بنیانگذار بیعت برای ابوبکر در روز سقیفه بود. کارش به آنجا رسید که مخالفین بیعت با ابوبکر را که در منزل فاطمه زهراعلیها السلام جمع شده بودند، اگر برای بیعت کردن با ابوبکر بیرون نیایند تهدید به سوزاندن کرد.[۴] پس کسی که چنین خشونتی در این مورد داشته باشد، هرگز برای او دشوار نیست که مردم را قانع سازد به اینکه در روز عرفه این آیه نازل شده است.

اینان که نص حضرت رسول صلی الله علیه وآله در مورد خلافت علی بن ابی‌طالب علیه السلام را به تحریف کشاندند، و در حالی که مسلمانان و در رأس آنها حضرت علی علیه السلام مشغول تجهیز و دفن و کفن کردن حضرت رسول صلی الله علیه وآله بودند مسئله بیعت با ابوبکر را بدون هیچ سابقه ذهنی و آمادگی مردم در سقیفه بنی ساعده جا انداختند و حدیث غدیر را به دیوار زدند و آن را به کلی نادیده گرفتند، پس دیگر چه کسی می‌تواند بعد از این همه حادثه‌ها به نزول آیه در روز غدیر استدلال و احتجاج کند؟!

به هرحال مفهوم آیه روشن‌تر از حدیث ولایت نیست. گر چه در معنی اکمال دین و اتمام نعمت و رضایت پروردگار را می‌رساند. پس بگذار آن روز عید معنوی باشد، نه عید بالفعل!

آنچه بر صحت این عقیده می‌افزاید، روایتی است که ابن جرید از قبیصة بن ابی ذؤیب نقل می‌کند که گفت: کعب گفت: اگر امتی غیر از این امت بود و چنین آیه ای بر آنها نازل می‌شد، بی گمان آن روز را عید می‌گرفتند و در آن روز اجتماع می‌کردند. آنگاه عمر گفت: آنچه آیه ای است ای کعب؟! کعب گفت: آیه الیوم اکملت لکم دینکم…. ناگهان عمر گفت: من آن روز و آن مکان را که آیه در آن نازل شده می‌شناسم. این آیه در روز عرفه که مصادف با جمعه بود نازل شد، و بحمد اللَّه هر دو روز برای ما عید است![۵]

پاسخ دوم

این قول که نزول آیه «الیوم اکملت لکم دینکم…» را در روز عرفه می‌داند، با آیه بلاغ منافات دارد، که می‌فرماید: یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک. آیه ای که پیامبرصلی الله علیه وآله را امر می‌کند به ابلاغ مطلب مهمی که رسالتش بدون آن ناتمام می‌ماند. آیه ای که به اتفاق شیعه و سنی در میان راه مکه و مدینه و پس از اتمام حجةالوداع نازل شده و بیش از ۱۲۰ صحابی و ۳۶۰ دانشمند از دانشمندان اهل سنت و جماعت آن را روایت کرده‌اند.

چگونه ممکن است که خداوند در روز عرفه دینش را به کمال برساند و نعمتش را تمام کند و پس از یک هفته به پیامبرصلی الله علیه وآله دستور دهد مطلب مهمی که رسالتش بدون آن تمام نمی‌شود را به مردم ابلاغ کند، در حالی که پیامبرصلی الله علیه وآله به مدینه بازمی‌گشت؟

پاسخ سوم

انسان پژوهشگر و اندیشمند اگر با دقت به خطبه حضرت رسول صلی الله علیه وآله در روز عرفه بنگرد، مطلب تازه ای که مسلمانان آن را قبلاً نشنیده باشند در آن نمی‌یابد، تا بتوان پذیرفت بدون آن دین تکمیل نمی‌شود و نعمت اتمام نمی‌گردد. جز اینکه بعضی از سفارش‌ها و وصیت‌هایی در آن خطبه آمده است که قرآن آنها را ذکر کرده و خود حضرت رسول صلی الله علیه وآله در مناسبت‌های گوناگون برای مردم بیان کرده و در روز عرفه تأکید بر آنها نموده است.

ولی اگر شأن نزول آیه را طبق قول دوم بگیریم؛ یعنی بپذیریم که این آیه در روز غدیر خم و پس از نصب امام علی علیه السلام به عنوان جانشین پیامبرصلی الله علیه وآله و فرمانروای مؤمنان نازل شده، مطلب کاملاً منطقی و مطابق واقع خواهد بود؛ زیرا خلافت پس از پیامبرصلی الله علیه وآله از اهمّ امور است، و ممکن نیست که بندگان خدا پس از پیامبرصلی الله علیه وآله رها شوند، و سزاوارتر نیست که حضرت رسول صلی الله علیه وآله از دنیا برود بی آنکه جانشینی برای خود تعیین نماید و امت را بدون سرپرست رها سازد. در حالی که هرگز از مدینه خارج نمی‌شد مگر اینکه یکی از اصحاب را بر آن می‌گماشت. پس چگونه باور کنیم که از دنیا رحلت فرماید و در مسئله خلافت هیچ اندیشه ای نکند؟!

و اگر ملحدین دوران به این قانون معتقد باشند که باید هر رئیسی پیش از وفاتش جانشینی برای خود تعیین کند و یک روز را بدون رئیس نمی‌گذارند، پس دین اسلام که برترین و کامل‌ترین آئین هاست، چگونه ممکن است که این امر مهم را نادیده بگیرد و از آن غفلت ورزد؟ دینی که خداوند تمام شرایع و آئین‌ها را به آن ختم کرده، و از آن بهتر، عظیم‌تر، کامل تر و پیشرفته تر در دنیا وجود ندارد. دینی که خداوند درباره اش فرموده: ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم:[۶] و این قرآن هدایت می‌کند به آنچه پابرجاتر و محکم‌تر باشد.

و این در حالی که عایشه و ابن عمر و پیش از آنها ابوبکر و عمر، همه به این نتیجه رسیده بودند که باید جانشین تعیین و نصب شود، و گرنه فتنه در زمین بر پا می‌شود. همچنین تمام خلفایی که پس از آنها آمدند، همه برای خود جانشین تعیین کردند. پس چگونه این حکمت مهم بر خدا و رسولش صلی الله علیه وآله پنهان ماند؟!

بنابراین خداوند به پیامبرش صلی الله علیه وآله وحی نمود تا در حال بازگشت از حجةالوداع علی علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود نصب نماید و فرمود: یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللَّه یعصمک من الناس؛ یعنی: ای محمد! اگر به مردم ابلاغ نکنی آنچه را به تو دستور داده‌ام به اینکه علی علیه السلام ولیّ و فرمانروای مؤمنین پس از تو است، رسالتت را - که به آن تو را مبعوث نمودم - انجام نداده‌ای.

بنابراین اتمام دین فقط با امامت میسر می‌شود، و ولایت امری ضروری نزد تمام عقلا و خردمندان است. ولی علیرغم سفارش‌ها و صراحت‌ها، دشمنان برنامه دیگری برای خود اختیار کردند، و با جمع شدن نبوت و خلافت در بنی هاشم مبارزه نمودند. در این راستا، گفتگویی بین عمر بن خطاب و عبداللَّه بن عباس انجام شده، که در آن عمر این مطلب را به صراحت مورد انتقاد قرار داده است.

این گونه بود که هیچ‌کس توان آن را نداشت این عید را جشن اعلام کند، حتی پس از گذشت یکسال از زمانی که پیامبرصلی الله علیه وآله شخصاً در آن روز عید گرفته بود. در جامعه ای که هنوز بیش از دو ماه از نص به جانشینی علی علیه السلام در غدیر نگذشته بود، با ایجاد جو رعب و وحشت آن را از یاد برده و به کلی از محدوده ذهن خارج کرده بودند و هیچ‌کس را یارای یادآوری آن نبود، طبیعی است که در سالگرد غدیر - آن هم پس از گذشت یکسال تمام - نامی از آن برده نشود.

به هر حال این روز روزی است که خلافت علی علیه السلام در آن روز واقع شده است. پس اگر خود نص و متن سخن پیامبرصلی الله علیه وآله را از بین برده و به فراموشی سپرده باشند، دیگر زمینه ای برای عید قرار دادن آن روز باقی نمی‌ماند.

پانویس

  1. بر ساحل غدیر: ص۱۲۲–۹۹.
  2. صحیح بخاری: ج۶ ص ۶۳.
  3. الدرّ المنثور فی التفسیر بالمأثور سیوطی: ج ۳ ص ۱۸.
  4. تاریخ الخلفاء (ابن قتیبه): ج ۱ ص ۱۹، در رابطه با چگونگی بیعت ابوبکر.
  5. الدرّ المنثور (سیوطی): ج ۳ ص ۱۸، در تفسیر آیه «الیوم اکملت لکم دینکم…».
  6. اسراء / ۹.