پرش به محتوا

راه های مقابله با دشمنان غدیر

از ویکی غدیر

اکنون که در مقابله با دشمنان غدیر، انواع برخوردهای معارضانه آنان را به دست آوردیم، نوبت کیفیت خنثی سازی اقدامات آنان برای پیشبرد اهداف غدیر و برداشتن آنان از سر راه آن است. ما باید در برابر بعضی از آنها پیشگیرانه عمل کنیم، و در مقابل برخی تهاجمی وارد شویم. در مجموع باید بدانیم که برای مقابله با دشمنان راه‌های متعددی به اقتضای موقعیت‌های مختلف وجود دارد، و باید با تشخیص صحیح هر کدام را در جای خود به کار گرفت. در این بخش ۵ اقدام اساسی در نابود کردن بافته‌های باطل دشمنان غدیر را بررسی می‌کنیم.

تربیت نیرو برای پاسخ به دشمن

قبل از آنکه به فکر پاسخ به شبهات درباره غدیر باشیم، باید به پرورش مبلغ برای رو به رو شدن با مخالفین آن بپردازیم. در این باره توجه به ۲ نکته درباره شیوه تربیت مبلغ و موضوعات مورد تبلیغ لازم است:

الف. اصول تربیت مبلغ غدیر

مدافع غدیر آن نیست که پاسخ به چند شبهه را بیاموزد و سراغ دشمنان برود، بلکه باید برای هر شبهه احتمالی آماده باشد، و قبل از آن آگاهی کاملی از آنچه دفاع می‌کند - یعنی غدیر - کسب نماید؛ که ذیلاً به شرح این ۲ نکته می‌پردازیم.

آموزش برخورد با انواع شبهات غدیر

باید تبلیغ کننده غدیر از نظر قدرت بیان و سرعت انتقال ذهن و داشتن اطلاعات مرتبط با شبهات تقویت شود و تمرین کند، تا در هر موقعیتی طبق ورود دشمن او هم گزینه مناسب از نظر مطلب و گفتار و چینش کلام را انتخاب نماید.

بنابراین فقط جوابی برای شبهه آماده کردن کافی نیست، بلکه هنر مبلغ لازم است تا مقابله با شبهات را ساماندهی می‌کند، و به حد قبول و پذیرش و شفافیت پاسخ برای گرفتاران شبهه برساند، و شبهه افکنان را وادار به اعتراف و عقب‌نشینی و سکوت نماید.

آگاهی کامل مبلغ از مبانی غدیر

کسی که خود را برای پاسخ به شبهات غدیر آماده می‌کند، باید اعتقادات خود درباره غدیر را کامل کند. صاحب هر مرامی - چه حق و چه باطل - قبل از آنکه به فکر تربیت نیرو برای پاسخ به دشمن باشد، باید درباره همه پیروان خود و نیز کسانی که می‌خواهند برای پاسخ به شبهه تربیت شوند کار مهم‌تری انجام دهد؛ و آن اینکه آنان را با معارف مکتب خود - بدون نظر به وجود دشمنان - به خوبی آشنا کند، و رؤوس مطالب و سرفصل‌های اعتقادی و مطالب پایه ای را به آنان بیاموزد.

این یعنی مدافع غدیر قبل از شنیدن شبهه بداند که از چه چیزی دفاع می‌کند؛ و با فرض اینکه اصلاً دشمنی نیست آن را خوب درک کرده باشد، و بعد از آن نوبت به مطرح کردن شبهه و پاسخ آن برسد.

اما وقتی قبل از فهم اصل اعتقاد به غدیر شبهات مربوط به آن مطرح شود، نتیجه اش آن است که قبل از محکم شدن اعتقاد شکست بر آن وارد کرده و مشغول ترمیم آن شده‌ایم. طبعاً نیروی تبلیغی خود را شکست پذیر نموده‌ایم، تا آنجا که ممکن است قبل از دشمن خودش آسیب‌پذیر شود و خود او را هم از دست بدهیم!

در جایی که آموختن مبانی غدیر قبل از شبهات بر مدافع غدیر لازم است، اهمیت و مراعات این قاعده درباره مخاطب لازم تر است؛ بنابراین مبلغی که به جای آموزش مبانی و جزئیات غدیر به مخاطب خود، وارد پاسخ به شبهاتی می‌شود که اکثراً به ذهن او خطور نکرده، در واقع به دست خود ضد غدیر را تبلیغ کرده است.

ب. تبلیغ حقیقت غدیر قبل از پاسخِ شبهه

با اینکه جواب شبهه سپری از حقیقت است که باید در برابر دشمن به کار گرفت، اما نباید گمان کنیم که همیشه تنها راه حل مسئله پاسخ به شبهات درباره غدیر است، بلکه راه اصلی بیان حقایق غدیر حتی برای دشمنان است.

مبلغ غدیر وقتی در برابر مخالفین یا دشمنان آن قرار می‌گیرد با یقینی که به حقانیت و اصالت غدیر دارد و اعتمادی که به خدا و رسول در فرستادن بهترین دستور العمل برای بشریت دارد، باید تلاش کند تا مخالف را دقیقاً از آنچه خدا و رسول فرموده آگاه کند و جوانب آن را برایش روشن نماید، نه آنکه فوراً سراغ بحث و جدل درباره اشکال یا شبهه ای برود.

در این باره توجه به ۴ نکته اساسی لازم به نظر می‌آید:

تأثیر حقیقت غدیر در دشمن

پیامبران برای رساندن و اعلان خبر از سوی خدا آمده‌اند، و هرگز رسالتشان جدل بر سر شبهه نبوده است. به عبارت دیگر سخن خداوند که جای اشکال ندارد تا بخواهیم بر سر آن گفتگو کنیم و به فکر حل اشکال باشیم! این شبهات را مخالفین خدا به عنوان سد راه بهشت تراشیده و بر سر راه فکر بشر گذاشته‌اند.

پس همان گونه که پیامبران در راه تبلیغ دین خدا به کفار و گمراهان زمان خود، در مرحله اول به بیان اصل مطلب می‌پرداختند و سعی می‌کردند حقیقت را به آنان بفهمانند و در مراحل بعدی سراغ رفع اشکالات می‌رفتند، مبلغ غدیر هم نسبت به دشمنان و مخالفان و شبهه اندازان و حتی گرفتاران شبهه باید وظیفه اول خود را درست فهماندن غدیر و ابعاد ظریف اعتقادی آن بداند.

نتایج روشنگری غدیر به جای پاسخِ شبهه

وقتی قبل از هر گونه پاسخی به شبهات دشمن، روشنگری کامل درباره غدیر را شیوه خود قرار دهیم ۴ نتیجه سازنده و مؤثر به دست می‌آید:

الف. بیان حقیقت بسیاری از شبهات را حل می‌کند، و اگر شبهه اندازان را قانع نکند بسیاری از شنوندگان اشکالات را بدون نیاز به پاسخ شبهه متقاعد می‌نماید.

ب. وقتی پایه فکری غدیریان تبیین شود دشمن نقطه ضعفی در آنان نمی‌بیند، تا از آن دریچه شبهاتی بسازد و روانه بازار فکر مردم می‌نماید.

ج. بیان حقایق غدیر دشمنان را فراری می‌دهد، و در واقع قوت ایمان را در غدیریان جلوه گر می‌کند، که از گفتن حقیقتی که معتقدند خجالت نمی‌کشند و با سینه سپر کرده آن را ابراز می‌کنند.

د. بیان کامل غدیر مردم را آماده می‌کند تا نگذارند شبهه افکنان میدان پیدا کنند، و باعث می‌شود خود مردم پاسخ شبهات را بدهند، و نیازی به حضور مبلغ متخصص برای پاسخ به شبهه نباشد.

مراعات مخاطب برای درک غدیر

برای انتقال حقایق غدیر به مخاطبی که دشمن است یا مورد حمله دشمن قرار گرفته، باید مقدار مطلب و طرز بیان و مرحله بندی آن را با حال مخاطب تطبیق دهیم. در واقع ما برای نجات غرق شدگان سقیفه آمده‌ایم و برای نجات آنان از غرقاب سقیفه دست محبت پیش آورده‌ایم.

بنابراین باید گذشته تبلیغ ضد غدیر توسط سقیفه و تابعینش در طول چهارده قرن را مطالعه کنیم، تا بدانیم آسیب دیدگان سقیفه چه اندازه مستضعف هستند و در چه طوفانی دست و پا می‌زنند. آنگاه به‌طور جدی و اساسی برای نجات آنان راهکار پیدا کنیم.

ما باید متوجه باشیم که غدیر اگرچه متواتر و بسیار واضح است، اما با چند کلمه نمی‌توان پیروان سقیفه را به آن بازگرداند! چرا که سردمداران و علمای سقیفه در هر عصر، برای راه باطل خود بر ضد غدیر آن قدر پایه و پشتوانه ساختگی به وجود آورده‌اند، که لایه ای از باطل را بر قلب مردم کشیده‌اند. برای کنار زدن این پرده ظلمت، تلاشی همه‌جانبه با فکر اساسی لازم است تا بتوان باورهای پیروانشان را از قلوب آنان پاک کرد.

۴. از نجات غدیر تا نجات مخاطب غدیر

در فضاهایی که مقابله با شبهات مربوط به غدیر مطرح می‌شود، مدافع غدیر باید ۲ گونه از حرکت و برخورد را طراحی کند:

الف. وقتی نجات غدیر از گزند شبهه‌ها و شفاف سازی آن مطرح است، باید برخوردها و ابزارها و شکل گفتگوها به گونه ای باشد که بدون در نظر گرفتن هیچ مخاطبی استحکام و زیبایی غدیر بر کرسی عظمت علمی نشان داده شود.

ب. وقتی نجات مخاطب غدیر از ضلالت شبهه افکنان مطرح است، باید مراعات‌ها و مداراهایی درباره او در نظر گرفته شود، تا مهلتی برای خروج از افکار سقیفه و هضم مطالب غدیر پیدا کند.

مقابله اعترافی با دشمن غدیر

ما می‌دانیم و دشمن غدیر هم منکر نیست و غریبه‌ها هم فهمیده‌اند، که دشمنان غدیر از یک سو درباره حقانیت غدیر اعترافات بسیاری دارند، و از سوی دیگر خود آنان نقطه ضعف‌های فاحش و غیرقابل کتمانی به وجود آورده‌اند.

این حقیقت را منابع و کتاب‌های پیروان سقیفه اقرار می‌کند؛ و گذشته از علمای غدیر که اعترافات آنان را جمع‌آوری کرده‌اند، برخی از علمای آنان هم در این دو موضوع کتاب‌هایی نوشته‌اند!! حتی بعضی از آنان از این جهت اظهار شرمساری کرده‌اند و به جای بزرگان خود عذرخواهی نموده‌اند!! این مقابله اعترافی با آنان را در ۲ جهت بیان می‌کنیم.

الف. ارائه اقرارها و اعترافات دشمن غدیر

از راهکارهای اساسی در مقابله با دشمنان غدیر استناد به اقرارهای آنان درباره غدیر است.

این ویژگی غدیر به خاطر اوج شفافیت آن است، در حدی که بارها دشمنان سرسخت و سردمداران مخالفت با غدیر بر ضد مسیر خود و به نفع غدیر اقرار کرده‌اند. جالب تر آن است که این اقرارها از سوی دشمنان رنگارنگ غدیر در زمان‌های مختلف و در موقعیت‌های متفاوت صادر شده، که در ۵ گروه قابل تقسیم است:

  1. اقرارها و اعترافات دشمنانی که در غدیر حاضر بوده‌اند.
  2. اقرارها و اعترافات دشمنانی که در غدیر حاضر نبوده‌اند.
  3. فهم دشمنانی که در غدیر حاضر بوده‌اند.
  4. محکومیت دشمنان در برابر استدلال‌های غدیریان.
  5. اعترافات غیر مسلمانان درباره غدیر.

جا دارد بدانیم: آغاز این اعترافات از بنیانگذار غصب حق غدیر صادر شده آنجا که پس بیعت غدیر به فهم کامل معنای آن اقرار کرد و گفت:

«بَخٍ بَخٍ لَکَ یا عَلیُّ! اَصبَحتَ مَولایَ وَ مَولی کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ»:[۱] «گوارایت باد ای علی! اکنون صاحب اختیار من و هر مرد و زن مؤمنی شدی».

ب. ذکر نقطه ضعف‌های دشمن غدیر

از شیوه‌های مقابله با دشمنان غدیر، بیان فراز و نشیب‌های زندگی ظالمانه آنان است. نگاه ما به مخالفان و دشمنان، باید به عنوان ظالمانی باشد که پس از بنای پایه ظلم یعنی غصب حق غدیر، پله‌های بعدی آن را در طول عمر خود در همه ابعاد شخصی و اجتماعی مردم عملی کردند.

روزی بر آنها نمی‌گذشت که ظلمی جدید و بدعتی دیگر در آن نباشد، یا جهل خود را در احکام الهی یا قضاوت بین مردم نشان ندهند.

بر این اساس وقتی از دنیا رفتند کوله باری از ظلم و بدعت و جهل را به عنوان نقاط ضعف خود باقی گذاشتند، که اکثر آنها زاییده غصب خلافت بود؛ یعنی اگر امور مردم را در دست نمی‌گرفتند آن مسائل برایشان پیش نمی‌آمد یا قدرت بر آن بدعت گذاری‌ها را نداشتند.

با این پیشینه، باید بدانیم یکی از راه‌های مؤثر برای مقابله با دشمنان غدیر بیان مطاعن و نقطه ضعف‌های آنان است، که همه آنها به خاطر کنار گذاشتن غدیر و ضدیت با آن اتفاق افتاده است؛ بنابراین وقتی نشان دادیم که دشمن غدیر به خاطرِ حذف آن، چه جنایاتی را مرتکب شده و در اثرِ کنار گذاشتن آن دست به چه اقدامات جاهلانه و ظالمانه ای زده، طبعاً بطلان مخالفین غدیر و حقانیت غدیریان را نشان داده‌ایم.

این شیوه جزء برنامه‌های امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان غدیر در دوران غاصبین خلافت - چه با حضور آنان و چه بعد مرگشان - بوده، که به صورت خصوصی و در جلسات عمومی به بیان و تشریح جنایات و بدعت‌ها و نقاط ضعف فکری و اعتقادی و اخلاقی و عملی و حتی نَسَبی غاصبین پرداخته‌اند.[۲]

در واقع با شمردن سوابق آنان به همه نشان داده‌اند که دشمنان غدیر چه کسانی و با چه سابقه ای بوده‌اند، و پیروان آنان دنباله رو چه کسانی هستند.

شیوه پاسخ به شبهات درباره غدیر

وقتی یکی از پیروان غدیر در برابر شبهات قرار می‌گیرد، با به کار گرفتن سه راهکاری که ذکر شد، یعنی تبلیغ حقیقت غدیر قبل از پاسخِ شبهه و ارائه اقرارها و اعترافات دشمن و ذکر نقطه ضعف‌های او، بسیاری از تشکیکات و ابهامات ایجاد شده توسط شبهه را بر طرف می‌کند.

در آخرین مرحله نوبت پاسخ به شبهات است، که از جهات اهداف پاسخ به شبهه، میزان ارزش شبهات در مقایسه با یکدیگر، انواع القاء شبهه دشمن، و انواع پاسخ به شبهات طی ۴ قسمت به کارشناسی کلی درباره آنها می‌پردازیم.

الف. هدف از پاسخ به شبهه

باید متوجه باشیم که پاسخ به شبهه در هر زمانی و در هر مکانی و در هر شرایطی و توسط هر کسی که باشد، در حد اتمام حجت است و ساختاری نیست؛ یعنی ما با رفع شبهات مطلب جدیدی به بنای اعتقادی و فکری غدیر اضافه نمی‌کنیم، بلکه فقط نمی‌گذاریم بنای مستحکم آن از سوی کسی مورد آسیب قرار بگیرد.

بر این اساس هیچ شکی در استحکام اصل بنای غدیر وجود ندارد و هر شبه ه‌ای هر قدر قوی یا ضعیف باشد و هر قدر با قوت پاسخ داده شود، هیچگاه قدرت تخریب اصل بنای غدیر را ندارد. در واقع به خاطر استحکام سازه غدیر است که با پایان دادن به هر شبه ه‌ای شبهه دیگری از همان جنس یا از نوع دیگر از راه می‌رسد، و ما با اطمینان از اساس محکم غدیر همچنان آماده رفع شبهات بعدی هستیم.

دقیقاً مانند ساختمانی که هر قدر محکم باشد هیچگاه نمی‌توان گفت از انواع خطرات مصون و ضمانت شده است، اما به همین دلیل هر ساله امکانات مختلف آن را برای مشکلات احتمالی بررسی می‌کنند.

همچنین هر از چند گاه مشکلی در یکی از امکانات آن پیش می‌آید، مانند حریق و خرابی لوله‌های آب یا اتصالی سیستم برق و خرابی آسانسور، دستبرد دزد، زلزله، و ده‌ها خطر دیگر، که همه اینها می‌تواند عمدی و غیرعمدی باشد.

دقیقاً به همین دلیل آن را بیمه می‌کنند چون همه می‌دانند آسیب‌های احتمالی ناگزیر است و باید جبران شود. جالب‌تر اینکه بعد از ترمیم هر خسارتی باز هم - حتی درباره همان آسیب - کسی نمی‌تواند بگوید دیگر تکرار نخواهد شد! اما با این همه هیچ شکی در استحکام اصل بنا وجود ندارد!

ما آن قدر از استحکام بنای غدیر مطمئن هستیم که هر ضربه و شبهه ای عمداً به قصد تخریب یا غیرعمدی به عنوان اشکال و سؤال درباره آن مطرح شود قادر به پاسخگویی و ترمیم آن هستیم، به گونه ای که زنگارها و مشکلات را از بنای مستحکم آن بزداییم. با اتمام باز سازی اول باز هم آمادگی این ترمیم و جبران را تا ابد داریم.

جا دارد نگاهی به کیفیت مقابله پیامبرصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر با شبهه اندازان و منکران ولایت داشته باشیم، تا معلوم شود در مقابل فرمان خدا جایگاهی برای شبهه وجود ندارد.

در این باره ۶ فراز از خطبه را در ۳ موضوع می‌آوریم:

اول: شبهه در مقابل امر الهی معنا ندارد

۱. در یک فراز خطبه به مردم می‌آموزد که غدیر را آن امر الهی بدانند که هیچ شبهه ای تاب مقاومت در برابر آن را ندارد.

بر این اساس از آنان چنین پیمان می‌گیرد:

«لانُغَیِّرُ وَ لانُبَدِّلُ، وَ لانَشُکُّ وَ لانَجحَدُ وَ لانَرتابُ»: «تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی‌کنیم و شک و انکار نمی‌نماییم و تردید به دل راه نمی‌دهیم».

۲. در فراز دیگر غدیر را به عنوان ضابطه ای الهی در نظر می‌آورد که هر شبهه ای درباره آن به معنای تخریب امر خداست.

در این باره می‌فرماید:از علی به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی برمگردانید و از ولایت او سرباز نزنید.

دوم: شبهه در مقابل غدیر یعنی جنگ با خدا

۱. در خطبه اعلان می‌کند که شک در غدیر یک شک عادی نیست، بلکه در حد بازگشت به کفر جاهلی است.

در این باره می‌فرماید:هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است؛ و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است.

۲. در قسمتی از خطابه به مسلمانان می‌آموزد که غدیر را خدا فرستاده و جای تغییر و تبدیلی و تخفیفی در آن نیست؛ بنابراین هر شبهه ای که به قصد پاک کردن فرازی از غدیر به میدان می‌آید در واقع به جنگ خدا آمده است.

در این باره می‌فرماید:

«لانَبتَغی بِذلِکَ بَدَلاً وَ لا یَرَی اللَّهُ مِن اَنفُسِنا حِوَلاً»: «هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم، و خداوند در این باره از نفس‌هایمان دگرگونی نبیند».

۳. در خطبه به همه مردم اعلام می‌کند که به خاطر هر شبهه ای که از غدیر فاصله بگیرند در واقع به آن کافر شده‌اند و در واقع مصلحت الهی را زیر پا گذاشته‌اند، و باید بدانند که به خدا ضرر نزده‌اند بلکه به خود ضرر زده‌اند.

در این باره می‌فرماید:

اگر شما و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوند به خدا ضرری نمی‌رسانند.

سوم: مخالفت با هر جزء غدیر مساوی با انکار همه آن

۱. در خطبه غدیر قاعده ای را می‌آموزد که بر اساس آن چهار امامی و شش امامی و هفت امامی و یازده امامی منکر غدیر حساب می‌شوند. این یعنی ناقص پذیرفتن غدیر به هر شبهه ای که باشد مساوی با انکار مجموع آن است. در این باره فرمود:

هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک کننده درباره ما در آتش است.

ب. ارزش گذاری شبهات

یکی از ارکان پاسخ به شبهه آن است که برای هر شبهه ای به اندازه ارزش آن وقت بگذاریم؛ بنابراین قبل از جواب اشکال باید نوع و قیمت آن را سنجید، و مطابق آن تصمیم‌گیری برای نوع و مقدار پاسخ نمود. ذیلاً به ۸ نوع از شبهات اشاره می‌کنیم:

۱. شبهاتی که لیاقت جواب ندارد و مردم خودشان جواب را بلدند.

۲. شبهاتی که تکرار شده و اکثر مردم جواب آن را آموخته‌اند. ۳. شبهاتی که صلاح در جواب ندادن است، و با مسکوت گذاشتن از بین می‌رود.

  1. شبهاتی که پرداختن به آنها باعث بزرگ کردن آن می‌شود، و باید آن را کوچک و بی‌اهمیت جلوه داد.
  2. شبهاتی که محض انکار حقیقت است؛ و پاسخ آن هم با اثبات وجود آن حقیقت است نه جواب دادن شبهه.
  3. شبهاتی که نقطه ابهامی برای مخاطب است و می‌خواهد با حل آن مطلب را دقیق تر بفهمد. پاسخ آن یافتن دقیق علت ابهام و حل آن نقطه با بیان کافی و شافی است.
  4. شبهاتی که تحریف یا کم یا زیاد کردن قطعه ای از غدیر باعث آن شده است. پاسخ آن هم فقط با اثبات تحریف و نشان دادن قسمت تحریف شده است.
  5. شبهاتی که با هنر بازی با کلمات شبهه دیده می‌شوند و در واقع شبهه به حساب نمی‌آیند. در پاسخ چنین مواردی باید سعی در ساده‌سازی مطلب به دور از کلمات پیچیده نمود، و نقاط انحراف لفظی را پیدا کرد و با نشان دادن آنها نقطه تزویر و حیله را بر ملا کرد.

ج. انواع القاء شبهه دشمن

برای مقابله با شبهات دشمن غدیر باید بدانیم که اکثر آنان برای القاء شبهاتشان اتاق فکری دارند، که در آنجا اهداف و شیوه‌ها و تأثیر شبهه‌ها را بررسی می‌کنند، و بر اساس آنها شبهات را منتشر می‌نمایند.

بنابراین بر ماست که در صورت امکان به جای احتمالات یا پاسخ‌هایی که انگیزه شبهه اش را نمی‌دانیم، از محتوای آنچه در اتاق‌های فکر آنان می‌گذرد آگاه شویم، تا بتوانیم جواب‌های مناسب‌تر و قانع کننده تری برای شبهات آماده کنیم.

گاهی ممکن است شبهه ای به گونه ای طراحی شده باشد که با ورود ما برای پاسخ، مطالبی پیش آید که آنان پیش‌بینی کرده و منتظر آنها باشند تا بر علیه غدیر سوء استفاده نمایند.

همچنین دقت در طرز تبلیغ دشمن غدیر، و وارد شدن به پاسخ از همان دریچه بدون تصریح به مقابله، یکی از راهکارهای مؤثر در جواب شبهات است.

د. انواع پاسخ به شبهات دشمن

با مراحلی که تا اینجا برای سنجش عیار شبهات غدیر ذکر شد، نوبت به انواع پاسخگویی به شبهات می‌رسد، که آن را در ۳ دسته سندی و متنی و عقلی تقسیم کرده‌ایم.

۱. شبهات سَنَدی در مقابل غدیر

درباره سند حدیث غدیر هیچگونه انکاری بر تواتر و اشتهار آن وجود ندارد. آنچه به عنوان شبهه درباره سند غدیر مطرح شده ادعاهای محض و ساده و انکارهای بدون پشتوانه است، که به ذکر انواع آنها و انواع جواب آنها در ۲ قسمت می‌پردازیم.

انواع شبهات سندی غدیر

شبهاتی که مخالفین غدیر درباره سند آن مطرح کرده‌اند به ۳ صورت دیده می‌شود:

الف. بعضی از مخالفین با نقل چند حدیث کوتاه درباره غدیر - بدون اشاره به وجود احادیث دیگر - ادعا کرده‌اند که احادیث غدیر منحصر در همین تعداد است، و سپس سند آنها تضعیف کرده‌اند.

ب. عده ای با انتخاب چند حدیث که مضمون و سند ضعیف تری دارد، احادیث غدیر را منحصر به آن دانسته‌اند و به احادیث فراوان غدیر با اسناد موثق و مضامین مختلف هیچ اشاره ای نکرده‌اند.

ج. بعضی فقط به نقل نشدن حدیث غدیر در صحیح بخاری و صحیح مسلم متمسک شده‌اند، و از این راه خواسته‌اند اثبات کنند که اگر حدیث غدیر مقبول بود باید بخاری یا مسلم آن را نقل می‌کرد! این در حالی است بسیاری از کتب صحاح اهل سنت آن را نقل کرده‌اند، و نقل نشدن در این دو کتاب تأثیری در صحت آن ندارد.

انواع پاسخ به شبهات سندی غدیر

در پاسخ به ادعاهایی که در شبهات سندی غدیر ذکر شد، علمای شیعه مطالبی متقن مطرح کرده‌اند که هر یک به تنهایی برای استدلال کافی است.

در اینجا به فهرستی از آنها اکتفا می‌کنیم:

برای آنکه ثابت شود احادیث غدیر از نظر لفظ و معنی متواتر است و تعداد روایات آن فوق تصوری است که مخالفین دارند، و این ظلم بزرگی از آنان نسبت به غدیر بوده که ادعای ضعف سند درباره آن کرده‌اند، در پاسخ به آنان مطالب بسیاری ذکر شده که گاهی مانند «عبقات الانوار» میرحامد حسین در چند جلد تدوین شده است؛ و ما خلاصه ای از آنها را در ۶ عنوان زیر می‌آوریم:

  1. اثبات تألیفات درباره اسناد غدیر از اهل سنت و غیر آنان.
  2. اثبات تواتر حدیث غدیر که در استناد به هر حدیثی دلیل قاطع است.
  3. اثبات اسناد بسیار برای حدیث غدیر در منابع اهل سنت.
  4. اثبات اتصال اسناد حدیث غدیر در پانزده قرن.
  5. اثبات صحت اسناد و وثاقت راویان حدیث غدیر از منابع اهل سنت.
  6. پاسخ به نقل نشدن حدیث غدیر توسط امثال مسلم و بخاری.
۲. شبهات دلالتی در مقابل حدیث غدیر

منظور از شبهات دلالتی حدیث غدیر اشکالاتی است که درباره متن منقول آن مطرح شده و معنایی که از آن استفاده می‌شود. به عبارت دیگر پس از قبول اسناد غدیر و رفع شبهات آن، نوبت به این رسیده که در دلالت متن حدیث غدیر بر خلافت و امامت شبهه وارد کنند.

با ذکر انواع این شبهات و انواع پاسخ به آنها طی ۲ قسمت کیفیت برخورد با آنها را مشخص می‌کنیم.

انواع شبهات دلالتی حدیث غدیر

درباره دلالت حدیث غدیر ۳ گونه شبهه آفرینی دیده می‌شود:

  1. مواردی که با ذکر یک یا چند جمله به عنوان حدیث غدیر و حذف همه شرایط زمانی و مکانیِ آن، معنای حدیث را تضعیف کرده‌اند.
  2. مواردی که تحریف در تاریخ غدیر دیده می‌شود؛ مثلاً جمله «مَن کُنتُ مَولاهُ …» را آورده‌اند و بقیه ماجرا را به صورت دیگری نقل کرده‌اند.

در بعضی موارد ادعا کرده‌اند که امیرالمؤمنین علیه السلام اصلاً در غدیر حضور نداشته است!! در برخی موارد جمله «مَن کُنتُ مَولاهُ …» را برای غیر غدیر آورده‌اند.

۳. درباره معنای «مولی» شبهه وارد می‌کنند، که این شبهات را در ۳ مرحله مطرح کرده‌اند:

مرحله اول: صیغه «مَفعَل» به معنای «اَفعَل» نمی‌آید، یعنی «مَولی» به معنای «اَولی» نمی‌آید.

مرحله دوم: اگر بپذیریم «مَولی» به معنای «اَولی» است، ولی منظور «اَولی به محبت» است نه «اَولی به تصرف».

مرحله سوم: اگر بپذیریم که «مَولی» به معنای «اَولی به تصرف» است و معنای امامت هم از آن استفاده می‌شود، ولی این مقام واقعی امیرالمؤمنین علیه السلام است اگر چه در ظاهر به این مقام دست نیابد و دیگران خلافت را به دست بگیرند، و نتیجه می‌گیرند که هم خلافت ظاهری غاصبین و هم خلاف واقعی حضرت حق است!؟

انواع پاسخ به شبهات در دلالت حدیث غدیر

در پاسخ به شبهات مطرح شده درباره دلالت حدیث غدیر، مباحث بسیار مفصلی در کتب کلامی و حدیثی به چشم می‌خورد، و علمای بزرگ جوانب آن را از هر جهت مورد تحقیق علمی قرار داده‌اند و راه همه شبهات را بسته‌اند.

آنان با استناد به ادله لغوی و ادبی و قرائن حالیه و مقالیه و شواهد تاریخی، دلالت حدیث غدیر بر ولایت مطلقه امیرالمؤمنین علیه السلام را در حد قطعی و قابل قبول در محافل علمی ثابت کرده‌اند، که در اینجا فقط به ۳ پنجره اصلی این استدلال‌ها اشاره می‌کنیم:

  1. مواردی که با ذکر یک یا چند جمله به عنوان حدیث غدیر و حذف همه شرایط زمانی و مکانیِ آن، معنای حدیث را تضعیف کرده‌اند.
  2. مواردی که تحریف در تاریخ غدیر دیده می‌شود؛ مثلاً جمله «مَن کُنتُ مَولاهُ …» را آورده‌اند و بقیه ماجرا را به صورت دیگری نقل کرده‌اند.

در بعضی موارد ادعا کرده‌اند که امیرالمؤمنین علیه السلام اصلاً در غدیر حضور نداشته است!!

در برخی موارد جمله «مَن کُنتُ مَولاهُ …» را برای غیر غدیر آورده‌اند.

۳. درباره معنای «مولی» شبهه وارد می‌کنند، که این شبهات را در ۳ مرحله مطرح کرده‌اند:

مرحله اول: صیغه «مَفعَل» به معنای «اَفعَل» نمی‌آید، یعنی «مَولی» به معنای «اَولی» نمی‌آید.

مرحله دوم: اگر بپذیریم «مَولی» به معنای «اَولی» است، ولی منظور «اَولی به محبت» است نه «اَولی به تصرف».

  1. استدلال به ظاهر لفظ «مَولی» با در نظر گرفتن قواعد ادبیات عرب، شامل لغت و صرف و نحو و معانی و بیان.
  2. استنباط مفهومی و فحوایی و قرینه ای از الفاظ و جملات، بر اساس عُرفیّات زبان عربی و عرفیات همه زبان‌ها و استفاده‌های عقلایی و مقبول نزد همه انسان‌ها در گفتگوهای متداول.
  3. استدلال به فهم دشمن و اقرار او، که نوعی اعتراف گرفتن از شبهه انداز است که می‌خواهد با شبهه اش به نفع غاصبین غدیر نتیجه بگیرد. در واقع به او گفته می‌شود:

کاسه داغ تر از آش مباش، که خود غاصب یا بزرگان مخالف غدیر درباره معنای آن اعتراف کرده‌اند و هیچ شکی درباره معنای مولی نداشته‌اند.

از معروف‌ترین نمونه‌های اقرار دشمن سخن عمر است که خود اهل سنت نقل کرده‌اند که او پس از بیعت غدیر گفت:

«بَخٍ بَخٍ لَکَ یَابنَ اَبی‌طالِبٍ! اَصبَحتَ مَولایَ وَ مَولی کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ»:[۳]«گوارایت باد ای پسر ابوطالب! اکنون صاحب اختیار من و هر مرد و زن مؤمنی شدی».

با استناد به این اقرار دشمن ۳ گونه از آنان اعتراف می‌گیریم:

اولاً: غاصب حق غدیر به صاحب آن تبریک می‌گوید:

«بَخٍ بَخٍ لَکَ یَابنَ اَبی طالِبٍ»! پس مقامی جدیدی و انتصاب خاصی را فهمیده است.

ثانیاً: او مولی بودن علی علیه السلام بر خود را پذیرفته و بدان اعتراف کرده و گفته است: «اَصبَحتَ مَولایَ».

ثالثاً: مولی بودن صاحب غدیر بر همه مؤمنین را فهمیده، که به خلافت و امامت و حکومت و صاحب اختیاری او بر مردم بازمی‌گردد.

جالب این است که هم از کلمه «کُلّ» برای تأکید استفاده کرده، و هم مذکر و مؤنث را به صراحت با دو کلمه «مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ» آورده است.

شبهات عقلی در مقابل حدیث غدیر

در کنار شبهات سندی درباره حدیث غدیر که به تشکیک در اصل صدور آن از پیامبرصلی الله علیه وآله بازمی‌گردد، و در کنار شبهات دلالتی بر آن که به تشکیک در درست فهمیدن منظور پیامبرصلی الله علیه وآله برمی گردد، شبهاتی هم به صورت عقلیِ محض نسبت به غدیر از سوی مخالفانش مطرح شده است.

آنان در این شبهات با مطرح کردن متون نقلی مربوط به غدیر، استبعادهای عرفی و استمحالات عقلی را در مقابل آن قرار داده‌اند. به عنوان مثال می‌گویند: در صورت انتصاب امام حق رأی مردم از بین می‌رود یا آزادی انتخاب نیست.

ما در اینجا در صدد پاسخ به آن شبهات نیستیم، اما برای حضور ذهن نکته ای اساسی را به عنوان جواب اصلی از چنین شبهات عقلی یادآور می‌شویم.

وقتی حدیث غدیر که «مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلیٌّ مَولاه» است، توسط پیامبرصلی الله علیه وآله به عنوان مقام عصمت و بازگو کننده سخن خدا برای ما نقل شد و در سند و دلالت آن مشکلی نبود، آن کلام بر ما حجت می‌شود و باید طبق آن عمل کنیم.

بنابراین تضادهایی که ما با عقل و فکر خودمان درباره آن می‌تراشیم نمی‌تواند آن را از ارزش بیندازد و حجیت آن را باطل نماید، چنان‌که درباره بسیاری از احکام الهی این اشکال تراشی‌ها وجود دارد که عده ای جهاتی از احکام الهی را با عقل بشر منطبق نمی‌دانند.

در پاسخ به چنین مواردی باید گفت: اگر بنا بود بشر با عقل خود راه را تعیین کند نیازی به اوامر الهی نبود، و دقیقاً چون قدرت تشخیص انسان‌ها ضعیف است خداوند امور را به آنان نسپرده و این مهم را خود بر عهده گرفته و بشر را بر عمل طبق اوامر خود ملزم نموده است.

چنان‌که در قرآن و کلام معصومین علیهم السلام تأکید بر تَعَبُّد و پذیرش بی‌چون و چرای کلام خدا و مقام معصوم تصریح شده است.

امام زین العابدین علیه السلام در این باره می‌فرماید:

اِنَّ دینَ اللَّهِ لا یُصابُ بِالعُقولِ النّاقِصَةِ وَ الآراءِ الباطِلَةِ وَ المَقاییسِ الفاسِدَةِ، وَ لایُصابُ اِلاّ بِالتَّسلیمِ. فَمَن سَلِمَ لَنا سَلِمَ، وَ مَنِ اهتَدی بِنا هُدِیَ، وَ مَن دانَ بِالقیاسِ وَ الرَّأیِ هَلَکَ، وَ مَن وَجَدَ فی نَفسِهِ شَیئاً مِمّا نَقولُهُ اَو نَقضی بِهِ حَرَجاً کَفَرَ بِالَّذی اَنزَلَ السَّبعَ المَثانِیَ وَ القُرآنَ العَظیمَ وَ هُوَ لا یَعلَمُ![۴]

با عقل‌های ناقص و نظریات باطل و قیاس‌های فاسد نمی‌توان به دین خدا دست یافت، بلکه با تسلیم به دین خدا می‌رسیم. هر کس تسلیم ما شد سلامت می‌ماند، و هر کس به وسیله ما هدایت پیدا کرد هدایت یافته است، و هر کس به رأی و قیاس معتقد باشد هلاک می‌شود، و هر کس درباره آنچه ما می‌گوییم یا به آن حکم می‌کنیم، پیش خود مشکلی احساس کند کافر شده به خدایی که سبع المثانی و قرآن عظیم را فرستاده است، در حالی که خودش هم نمی‌داند!

نتیجه می‌گیریم که هر عاقلی اگر عقل ما فوق خود را شناسایی کند، اعتماد بر او را مقدم بر عقل خود خواهد دانست، و این عین عقل است که انسان بهترین راه اطمینان برای زندگی دنیا و آخرتش را بر اساس عقل فراتر از خودش انتخاب کند.

اکنون که خدای خالق بشر غدیر و ولایت معصومین علیهم السلام را راهکار موفقیت انسان در امور مادی و معنوی معرفی کرده، آیا اعتماد به خالقِ عقل مقدّم بر اعتماد به عقلِ مخلوق نیست؟!

آیا کلام عقلِ کُلّ حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله مقدم بر عقل‌های جزئی و ناقص ما نباید باشد؟ چرا باید بشر در واضحات به فکر فرورود، و حقایق نجات بخش را زیر خاکستر جهل دفن کند، و نه تنها آخرت که دنیای خویش را نیز تباه سازد؟!

منابع

غدیر و دشمنان؛ مرور فوری، تألیف: محمد باقر انصاری.


پانویس

  1. بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۸۸، ج ۳۷ ص ۲۵۱، ۱۹۳، ۱۴۲، ۱۰۸.
  2. در این باره به کتاب سلیم بن قیس هلالی، و بحار الانوار: ج ۳۴–۲۸ مراجعه شود.
  3. بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۸۸، ج ۳۷ ص ۲۵۱ ۱۹۳ ۱۴۲ ۱۰۸.
  4. بحار الانوار: ج ۲ ص ۳۰۳.