پرش به محتوا

سرور و شادمانی

از ویکی غدیر

سرور و شادمانی، به عنوان یکی از نیازهای اساسی روحی انسان، در نگاه اسلام جایگاهی ارزشمند اما مشروط دارد. این آیین الهی، ضمن پذیرش این حس فطری، آن را در مسیر کمال و قرب الهی تعریف و هدف‌گذاری می‌کند. سرور در لغت به معنای گشادگی دل و شادمانی است. اسلام شادی‌های سالم و هدفمند را نه تنها ممنوع نکرده، بلکه آنها را از نشانه‌های ایمان می‌داند. بر اساس روایات، شادمانی مؤمن باید ریشه در اطاعت از پروردگار داشته باشد؛ چنان که امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «سُرورُ المُؤمِنِ بِطاعَةِ رَبِّهِ وَ حُزنُهُ عَلی ذَنبِهِ»؛ شادمانی مؤمن به اطاعت از پروردگارش و اندوهش بر گناه خویش است.[۱]

شادمانی ممدوح و مذموم

قرآن کریم و روایات، شادمانی را به دو دسته ممدوح و مذموم تقسیم کرده‌اند:

  • شادمانی ممدوح شادی‌های معنوی و اخروی است که انسان را به خدا نزدیک‌تر می‌کند. خداوند در سوره یونس می‌فرماید: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»[۲]؛ بگو: به فضل و رحمت خدا باید شاد شوند، این از آنچه جمع می‌کنند بهتر است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه می‌فرمایند که شادمانی به فضل و رحمت الهی، ممدوح و شادمانی به دنیا مذموم است.[۳]
  • شادمانی مذموم شادی‌های افراطی، غافل‌کننده و مبتنی بر لذات زودگذر دنیوی است که با غرور، تکبر و ظلم همراه است. آیه شریفه إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ[۴] به همین دسته اشاره دارد. علامه طباطبایی در ذیل این آیه می‌فرمایند که منظور، کسانی هستند که به خاطر دنیا شاد می‌شوند و خدا را فراموش می‌کنند.[۵]

ادخال سرور در قلب مؤمن

یکی از برجسته‌ترین آموزه‌های اخلاقی اسلام، «ادخال سرور» (شاد کردن دل مؤمن) است. این عمل در روایات، بالاترین و محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند معرفی شده است.

  • در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمده است: «إِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ».[۶]
  • همچنین امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: «وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».[۷]
  • در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: «مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً فَقَدْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله، وَ مَنْ أَدْخَلَهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ فَقَدْ وَصَلَ ذلِكَ إِلَى اللَّهِ».[۸]

گشاده رویی و خوشرویی

خوشرویی و تبسم، ساده‌ترین و در عین حال باارزش‌ترین مصادیق شادمانی در تعاملات اجتماعی است. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند: «تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ».[۹] همچنین از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روایت شده است: «تَبَسُّمُكَ فِي وَجْهِ أَخِيكَ صَدَقَةٌ».[۱۰] این آموزه‌ها نشان می‌دهد که یک مؤمن واقعی همواره چهره‌ای گشاده و متبسم دارد.

سرور و شادمانی در غدیر

حضرت امام صادق‏ عليه السلام اين روز را يوم عيد و فرح ناميدند، كه حكايت از اين دارد كه در اين روز آذين بستن، چراغانى كردن، پخش شربت و شيرينى، نقل و نبات و جشن و سرور و شادمانى باعث ثواب است.

  • «عن فرات بن احنف عن ابى‏ عبداللَّه‏ عليه السلام، قال: هو يوم سرور، لما منّ اللَّه به عليكم من ولايتنا»: [۱۱] حضرت صادق‏ عليه السلام فرمود: روز غدير روز شادى است، به خاطر منّتى كه خدا به وسيله ولايت ما بر شما گذراد.
  • عمارة بن جوين ابى‏ هارون عبدى مى‏ گويد: «دخلت على ابى‏ عبداللَّه ‏عليه السلام فى اليوم الثامن‏ عشر من ذى‏ الحجه، فقال: انه يوم عيد و فرح و سرور»:[۱۲] عماره مى‏ گويد: روز هجدهم ذى ‏الحجه نزد حضرت صادق ‏عليه السلام رفتم، فرمود: امروز، روز عيد و روز شادى و سرور است.
  • «عن ابى ‏الحسن الليثى، عن ابى ‏عبداللَّه جعفر بن محمدعليه السلام، انه قال لمن حضره من مواليه و شيعته: (فى يوم الغدير) كل و اشرب و اظهر السرور... ، خلافاً على من اظهر فيه الاغتمام و الحزن، ضاعف اللَّه حزنه و غمه»:[۱۳] حضرت صادق‏ عليه السلام در حضور جمعى از دوستان و شيعيان خويش فرمود: در روز عيد غدير و جهت بزرگداشت اين روز و مخالفت با آنان كه در اين روز اظهار غم و اندوه مى‏ كنند - كه خداوند غم و اندوه آنان را دو چندان گرداند -  بخور و بنوش و اظهار شادمانى كن.

پانویس

  1. آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ج ۴، ص ۴۷۷
  2. یونس، آیه ۵۸
  3. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۰، ص ۸۴
  4. قصص، آیه ۷۶
  5. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۹
  6. حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۶، ص ۳۳۴
  7. مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۳۴۰
  8. مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۴، ص ۲۳۲
  9. مجلسی، بحار الأنوار، ج ۷۱، ص ۳۴۰
  10. مجلسی، بحار الأنوار، ج ۹۳، ص ۱۳۲
  11. تهذيب الاحكام: ج ۶ ص ۲۴.
  12. بحار الانوار: ج ۹۸ ص ۲۹۸، به نقل از اقبال الاعمال.
  13. بحار الانوار: ج ۹۸ ص ۳۰۲، به نقل از اقبال الاعمال.