سلطنت خداوند در خطبه غدیر
سلطنت خداوند در خطبه غدیر ناظر به فراز «وَ جَلَّ فِی سُلْطانِهِ وَ عَظُمَ فِی أَرْکانِهِ» در آغاز خطبه غدیر است. در این فراز، پیامبر صلی الله علیه و آله خداوند را در فرمانروایی خود باجلال و در ارکان قدرت و تدبیرش عظیم توصیف میکند. سلطنت الهی بهمعنای حاکمیت مطلق، فراگیر و زوالناپذیر خداوند بر جهان آفرینش است؛ بهگونهای که همه موجودات در پیدایش، بقا و تدبیر امور خود به اراده و قدرت او وابستهاند.
بیان این صفت در مقدمه توحیدی خطبه، منشأ الهی فرمانهای بعدی آن را روشن میسازد. بر این اساس، ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام تصمیمی شخصی یا صرفاً اجتماعی نبود، بلکه فرمانی برخاسته از حاکمیت خداوند بود که پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور به ابلاغ آن شد. شارحان خطبه ذیل این فراز، موضوعاتی مانند تفاوت سلطنت الهی با حکومتهای انسانی، وابستگی قدرت مخلوقات به خداوند، اختیار انسان و ارتباط حاکمیت الهی با ولایت را بررسی کردهاند.
متن فراز و ترجمه
پیامبر صلی الله علیه و آله، خطبه غدیر را با حمد و توصیف خداوند آغاز کرد:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلا فِی تَوَحُّدِهِ، وَ دَنا فِی تَفَرُّدِهِ، وَ جَلَّ فِی سُلْطانِهِ، وَ عَظُمَ فِی أَرْکانِهِ؛ ستایش مخصوص خداوندی است که در یگانگی خود بلندمرتبه، در بیهمتایی خود نزدیک، در سلطنت خود باجلال و در ارکان فرمانروایی خویش عظیم است.[۱]
«جَلَّ» از جلال و بهمعنای بزرگی و برتری است و «سلطان» در این عبارت به قدرت، حاکمیت و نفوذ فرمان خداوند اشاره دارد. مقصود از «ارکان» نیز اعضا یا اجزای جسمانی نیست؛ بلکه به پایهها، نشانهها و جلوههای استوار قدرت و فرمانروایی الهی تفسیر شده است.[۲]
مفهوم سلطنت الهی
سلطنت در کاربرد عمومی بهمعنای فرمانروایی، قدرت و تسلط است. هنگامی که این واژه درباره خداوند به کار میرود، مقصود حاکمیت مطلق او بر تمام هستی است؛ حاکمیتی که از ذات نامحدود خداوند سرچشمه میگیرد و به هیچ قدرت یا عامل بیرونی وابسته نیست.
قرآن کریم فرمانروایی جهان را در اختیار خداوند معرفی میکند:
تَبارَکَ الَّذی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ؛ پربرکت است آنکه فرمانروایی به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست.
(ملک:۱)
همچنین در آیهای دیگر آمده است:
قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ؛ بگو: خدایا! ای مالک فرمانروایی، فرمانروایی را به هرکس بخواهی میبخشی و از هرکس بخواهی بازمیستانی.
(آل عمران:۲۶)
این آیات نشان میدهند که مالکیت و سلطنت حقیقی از آنِ خداوند است و قدرت دیگر موجودات، محدود، وابسته و اعطاشده از سوی اوست.
ویژگیهای سلطنت خداوند
از فراز «وَ جَلَّ فِی سُلْطانِهِ» چند ویژگی برای سلطنت الهی برداشت شده است:
- سلطنت خداوند همه جهان آفرینش را دربر میگیرد.
- قدرت الهی محدود به زمان و مکان نیست.
- خداوند برای اعمال قدرت خود به ابزار، یاور یا مشاور نیاز ندارد.
- هیچ موجودی دارای قدرتی مستقل از اراده خداوند نیست.
- پدیدآمدن، بقا و تأثیرگذاری موجودات به اذن و اراده الهی وابسته است.
- فرمانروایی خداوند زوالپذیر و انتقالپذیر نیست.
- قدرت و تدبیر خداوند با علم، حکمت و عدالت او همراه است.
در قرآن کریم نیز آمده است:
فَسُبْحانَ الَّذی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ پس منزّه است آنکه فرمانروایی همهچیز به دست اوست و بهسوی او بازگردانده میشوید.
(یس:۸۳)
تفاوت سلطنت الهی و حکومتهای انسانی
تعبیر «سلطنت خداوند» نباید با پادشاهیها و حکومتهای انسانی یکسان پنداشته شود. تفاوتهای اصلی آنها چنین است:
| موضوع | سلطنت خداوند | حکومتهای انسانی |
|---|---|---|
| منشأ قدرت | ذاتی و مستقل | اکتسابی و وابسته |
| گستره | فراگیر نسبت به تمام هستی | محدود به سرزمین، جامعه یا دورهای معین |
| دوام | همیشگی و زوالناپذیر | موقت و زوالپذیر |
| ابزار و امکانات | بینیاز از ابزار و یاور | وابسته به نیروی انسانی، امکانات و ساختارهای اجتماعی |
| علم و آگاهی | همراه با علم کامل و نامحدود | محدود و در معرض خطا |
| نسبت با موجودات | علت پیدایش و بقای موجودات | فاقد نقش در اصل وجود و بقای موجودات |
بنابراین، سلطنت الهی تنها بهمعنای فرمانروایی سیاسی نیست، بلکه حاکمیت وجودی و تدبیری خداوند بر سراسر عالم را نیز دربر میگیرد.
راه شناخت عظمت سلطنت الهی
حقیقت ذات و صفات نامحدود خداوند در احاطه کامل اندیشه انسان قرار نمیگیرد؛ بااینحال، انسان میتواند از راه مشاهده آثار آفرینش، نظم جهان و نشانههای قدرت الهی به معرفتی متناسب با توان خود دست یابد.
قرآن کریم تفکر در آفرینش را از ویژگیهای خردمندان معرفی کرده است:
إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ؛ بهیقین در آفرینش آسمانها و زمین و آمدوشد شب و روز، نشانههایی برای خردمندان است.
(آل عمران:۱۹۰)
در روایتی مشهور نیز شناخت نفس یکی از راههای توجه به پروردگار دانسته شده است:
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ؛ هرکس خود را بشناسد، پروردگارش را شناخته است.[۳]
بر این اساس، شناخت سلطنت خداوند از راه تدبر در آثار قدرت، علم، حکمت و تدبیر او امکانپذیر است، نه از راه احاطه بر حقیقت ذات الهی.
سلطنت الهی و فرمان ولایت
ذکر سلطنت خداوند در آغاز خطبه غدیر، با محتوای اصلی خطبه ارتباط دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله پیش از ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را صاحب قدرت و فرمانروایی مطلق معرفی میکند تا روشن شود که اصل مأموریت و محتوای پیام غدیر از حاکمیت الهی سرچشمه گرفته است.
پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ضرورت انجام این مأموریت فرمود:
حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لا یَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَ إِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَ صَفَتْ خُلَّتُهُ؛ از آن بیم دارم که اگر این فرمان را انجام ندهم، عذابی از سوی او بر من فرود آید که هیچکس، هرچند چارهاندیشی او بسیار و دوستیاش با من خالص باشد، نتواند آن را از من دور سازد.[۴]
این فراز نشان میدهد که پیامبر صلی الله علیه و آله خود را مأمور اجرای فرمان خداوند میدانست و هیچ قدرتی را قادر به جلوگیری از اراده الهی نمیشمرد. در نتیجه، ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام در ساختار خطبه، امری برخاسته از فرمان و سلطنت خداوند است.
سلطنت خداوند و ولایت اولیای الهی
سلطنت ذاتی و مستقل، تنها از آنِ خداوند است؛ اما خداوند میتواند بخشی از قدرت، ولایت یا حجیت را به بندگان برگزیده خود عطا کند. این ولایت اعطایی در طول ولایت خداوند است، نه مستقل یا در برابر آن.
در داستان حضرت موسی علیه السلام، خداوند از اعطای قدرت و تسلط به او و برادرش سخن گفته است:
قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُما سُلْطاناً فَلا یَصِلُونَ إِلَیْکُما بِآیاتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغالِبُونَ؛ [خدا] فرمود: بهزودی بازویت را بهوسیله برادرت نیرومند میکنیم و برای شما دو تن قدرتی قرار میدهیم که آنان به شما دست نیابند؛ شما و پیروانتان پیروزید.
(قصص:۳۵)
برخی شارحان خطبه غدیر ذیل این آیه، گزارشی منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام را نیز نقل کردهاند:
کُنْتُ مَعَ الْأَنْبِیاءِ سِرّاً وَ مَعَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ جَهْراً؛ با پیامبران بهصورت پنهان و با حضرت محمد صلی الله علیه و آله بهصورت آشکار همراه بودم.[۵]
این گزارش در آثار یادشده بهعنوان بیان جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام در یاری پیامبران و بهویژه همراهی آشکار آن حضرت با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مطرح شده است. چنین مقامی، در صورت پذیرش روایت، سلطنتی مستقل از خداوند نیست، بلکه مأموریت و قدرتی اعطایی در چارچوب اراده الهی است.
سلطنت الهی و اختیار انسان
حاکمیت مطلق خداوند با اختیار انسان ناسازگار نیست. خداوند انسان را آفریده و راه هدایت را به او نشان داده است؛ اما پذیرش یا مخالفت با فرمانهای تشریعی را در محدودهای معین به انتخاب او واگذار کرده است. بنابراین، انسان از قلمرو آفرینش و قدرت خداوند خارج نمیشود، ولی میتواند در مقام عمل از فرمان تشریعی او سرپیچی کند.
در خطبه غدیر نیز آزمون انسانها و جدایی پاکان از ناپاکان مورد توجه قرار گرفته است:
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَکُنْ لِیَذَرَکُمْ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمیزَ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ؛ ای مردم! خداوند شما را بر حالتی که هستید رها نمیکند تا ناپاک را از پاک جدا سازد.[۶]
بر این اساس، تحققنیافتن کامل حکومت ظاهری ائمه علیهم السلام بهمعنای محدودشدن سلطنت خداوند نیست، بلکه با اختیار انسانها، آزمایش آنان و مسئولیتشان در پذیرش یا رد هدایت ارتباط دارد.
سلطنت الهی در عصر ظهور
برخی شارحان خطبه غدیر، حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام را جلوهای آشکار از تحقق حاکمیت حق و وعده الهی دانستهاند. در این برداشت، سلطنت خداوند همواره برقرار است؛ اما در عصر ظهور، حاکمیت تشریعی و عدالت الهی بهصورت فراگیرتری در جامعه انسانی آشکار میشود.
قرآن کریم درباره جانشینی صالحان در زمین میفرماید:
وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده داده است که آنان را در زمین جانشین گرداند؛ همانگونه که پیشینیان را جانشین ساخت.
(نور:۵۵)
در خطبه غدیر نیز امام مهدی علیه السلام بهعنوان آخرین امام از سلسله امامان معرفیشده در غدیر و برپاکننده حق و عدالت توصیف شده است. ازاینرو، پیوند میان سلطنت الهی، ولایت و تحقق عدالت در آینده، یکی از نتایج کلامی این بخش از خطبه دانسته شده است.
جمعبندی
عبارت «وَ جَلَّ فِی سُلْطانِهِ» بیانگر جلال و فراگیری حاکمیت خداوند است. سلطنت الهی ذاتی، نامحدود، همیشگی و بینیاز از ابزار و یاور است؛ درحالیکه هر قدرت دیگری محدود و وابسته به اذن خداوند است.
قرارگرفتن این عبارت در آغاز خطبه غدیر نشان میدهد که فرمان ولایت نیز در چارچوب توحید و حاکمیت خداوند تبیین شده است. ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام، سلطنتی مستقل از خداوند نیست، بلکه ولایت و اختیاری اعطایی و در امتداد فرمانروایی الهی است.
جستارهای وابسته
• خطبه غدیر • حمد خدا در خطبه غدیر
پانویس
منابع
- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- شرح خطابه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- مصباح الشریعة؛ منسوب به امام جعفر صادق علیه السلام، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰ق.
- نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار؛ سید علی حسینی میلانی، بیجا: سید علی حسینی میلانی، ۱۴۱۴ق.
