پرش به محتوا

احاطه علمی خداوند در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
احاطه علمی خداوند در خطبه غدیر
اندیشه‌نگاره احاطه علمی خداوند در خطبه غدیر
فراگیری علم خداوند نسبت به آشکار و نهان موجودات
مشخصات فراز
بخشآغاز خطبه غدیر؛ حمد و توصیف صفات الهی
موضوعاحاطه علم خداوند بر همه موجودات و تفسیر «هُوَ فی مَکانِهِ»
مفاهیمعلم الهی؛ احاطه علمی؛ علم به ظاهر و باطن؛ تنزیه خداوند؛ انتخاب امام
منابع و پیوندها
آیاتطلاق: ۱۲؛ طه: ۱۱۰؛ تغابن: ۴؛ نحل: ۱۹؛ فاطر: ۳۸؛ احزاب: ۳۶
روایاتاستدلال امام مهدی علیه السلام درباره ناتوانی مردم از شناخت کامل صلاح و فساد افراد

احاطه علمی خداوند در خطبه غدیر به فراز «وَ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً وَ هُوَ فِی مَکانِهِ» در آغاز خطبه غدیر اشاره دارد. در این فراز، پیامبر صلی الله علیه و آله علم خداوند را فراگیر و محیط بر همه موجودات معرفی می‌کند؛ به‌گونه‌ای که هیچ امر آشکار یا پنهان و هیچ مصلحت یا مفسده‌ای از دانش او بیرون نیست. عبارت «هُوَ فِی مَکانِهِ» نیز با توجه به تنزیه خداوند از جسم و مکان، به ثبات مقام الهی و احاطه علمی او بدون جابه‌جایی، حضور جسمانی یا تغییر در ذات تفسیر شده است.

برخی شارحان خطبه، احاطه علمی خداوند را با مسئله امامت نیز مرتبط دانسته‌اند. بر پایه این دیدگاه، خداوند به ظاهر، باطن، صلاح و شایستگی حقیقی انسان‌ها آگاه است و ازاین‌رو، انتخاب امام از سوی او با انتخاب انسان‌هایی که به درون و آینده اشخاص احاطه ندارند یکسان نیست. این معنا، زمینه کلامیِ معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام به فرمان خداوند در واقعه غدیر را روشن می‌کند.

متن فراز و ترجمه

پیامبر صلی الله علیه و آله در بخش آغازین خطبه غدیر فرمود:

وَ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً وَ هُوَ فِی مَکانِهِ؛ و از جهت علم بر هر چیزی احاطه دارد، درحالی‌که در مقام و جایگاه خود است.

این عبارت از دو بخش تشکیل شده است:

  • «أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً» بر فراگیری علم خداوند نسبت به همه اشیا دلالت دارد.
  • «هُوَ فِی مَکانِهِ» به‌معنای استقرار جسمانی خداوند در مکان نیست، بلکه بر ثبات مقام الهی و بی‌نیازی او از حرکت، انتقال و حضور مادی تأکید دارد.

مفهوم احاطه علمی خداوند

احاطه علمی خداوند به این معناست که هیچ معلوم و هیچ بخشی از واقعیت از علم او بیرون نیست. خداوند به موجودات پیش از آفرینش و پس از آن و به ظاهر و باطن، گذشته و آینده و مصالح و مفاسد امور آگاهی دارد.

قرآن کریم با عبارتی نزدیک به فراز خطبه غدیر می‌فرماید:

اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً؛ خداوند کسی است که هفت آسمان و از زمین نیز همانند آنها را آفرید. فرمان او میان آنها فرود می‌آید تا بدانید که خدا بر هر چیزی تواناست و علم او بر هر چیزی احاطه دارد.(طلاق:۱۲)

بنابراین، احاطه علمی خداوند به معنای حضور جسمانی یا فراگرفتن مکانی موجودات نیست؛ بلکه همه موجودات، حالات و روابط آنها نزد خداوند معلوم‌اند.

گستره علم الهی

علم خداوند محدود به بخشی از موجودات یا مرحله‌ای از زندگی آنها نیست. مهم‌ترین جلوه‌های این احاطه عبارت‌اند از:

علم به آشکار و پنهان

خداوند از آنچه انسان‌ها آشکار می‌کنند و آنچه در درون خود پنهان می‌دارند آگاه است:

یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ وَ اللَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ؛ آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می‌داند و آنچه را پنهان یا آشکار می‌کنید می‌داند و خداوند به راز سینه‌ها داناست.(تغابن:۴)

علم به نهان آسمان‌ها و زمین

علم الهی همه حقایق پنهان جهان را دربر می‌گیرد:

إِنَّ اللَّهَ عالِمُ غَیْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ؛ خداوند دانای نهان آسمان‌ها و زمین است و به آنچه در سینه‌هاست آگاهی دارد.(فاطر:۳۸)

علم به مصلح و مفسد

یکی از شئون علم خداوند، آگاهی کامل او از صلاح و فساد اشخاص و اعمال است:

وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ؛ خداوند فسادکننده را از اصلاح‌کننده می‌شناسد.(بقره:۲۲۰)

علم به گذشته و آینده

علم خداوند به زمان حال محدود نیست، بلکه گذشته، آینده و همه حالات موجودات را دربر می‌گیرد:

یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحیطُونَ بِهِ عِلْماً؛ آنچه را پیش روی آنان و آنچه را پشت سرشان است می‌داند، ولی آنان از جهت علم به او احاطه ندارند.(طه:۱۱۰)

این آیه افزون بر اثبات علم فراگیر خداوند، تفاوت میان علم الهی و علم مخلوقات را نیز نشان می‌دهد: خداوند بر همه موجودات احاطه علمی دارد، اما مخلوقات نمی‌توانند بر حقیقت ذات او احاطه پیدا کنند.

معنای عالم‌بودن خداوند

فخرالدین طریحی در توضیح عالم‌بودن خداوند می‌نویسد:

عالِمٌ بِکُلِّ مَعْلُومٍ عَلی ما هُوَ عَلَیْهِ، مِنْ کَوْنِهِ واجِباً وَ مُمْکِناً وَ مُمْتَنِعاً، وَ کُلِّیّاً وَ جُزْئِیّاً؛ خداوند به هر معلومی، آن‌گونه که در واقع هست، عالم است؛ خواه واجب، ممکن یا ممتنع و خواه کلی یا جزئی باشد.[۱]

بر این اساس، علم الهی به کلیات محدود نیست و امور جزئی، حالات درونی انسان‌ها و رخدادهای جهان نیز در قلمرو علم او قرار دارند.

قرآن برای بیان ابعاد علم خداوند از تعبیرهای مختلفی استفاده کرده است:

تعبیر نمونه قرآنی دلالت
عالِم عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ(رعد:۹) آگاهی خداوند به جهان آشکار و نهان
علیم وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ(بقره:۲۸۲) گستردگی و فراگیری علم الهی
علّام‌الغیوب إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ(مائده:۱۰۹) علم کامل خداوند به همه امور پنهان
خبیر أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ(ملک:۱۴) آگاهی دقیق خداوند از آفریدگان

معنای «محیط بالأشیاء»

شیخ صدوق در توضیح تعبیر «محیط بالأشیاء»، احاطه خداوند بر اشیا را به عالم‌بودن او تفسیر کرده است. واژه احاطه در کاربردهای مادی می‌تواند به فراگرفتن چیزی از اطراف گفته شود؛ اما کاربرد آن درباره خداوند به معنای احاطه علمی است، نه احاطه جسمانی یا مکانی.[۲]

بنابراین، خداوند بر همه اشیا احاطه علمی دارد، بی‌آنکه ذات او درون موجودات قرار گیرد، با آنها ترکیب شود یا به مکان معینی محدود باشد.

تفسیر «هُوَ فی مَکانِهِ»

عبارت «هُوَ فِی مَکانِهِ» ممکن است در نگاه نخست، مکان‌داشتن خداوند را به ذهن آورد؛ اما با توجه به مبانی توحیدی و تنزیه خداوند از جسمانیت، نمی‌توان آن را بر مکان مادی حمل کرد.

برای این عبارت چند توضیح ارائه شده است:

مکان به‌معنای مقام و شأن

در این تفسیر، «مکان» به‌معنای شأن و جایگاه الهی است. خداوند بر همه اشیا احاطه علمی دارد، درحالی‌که در مقام ربوبی و جایگاه متعالی خود باقی است. علم او به موجودات موجب تغییر، حرکت یا انتقال در ذات او نمی‌شود.

احاطه بدون حضور جسمانی

احاطه علمی خداوند به این معنا نیست که ذات او مانند یک جسم در کنار یا درون موجودات قرار گرفته باشد. خداوند به همه اشیا نزدیک و از همه حالات آنها آگاه است، اما این نزدیکی، علمی و وجودی است، نه مکانی.

قرآن می‌فرماید:

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ؛ و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم.(ق:۱۶)

این نزدیکی با فراز پیشین خطبه، یعنی «وَ دَنا فِی تَفَرُّدِهِ» نیز هماهنگ است: خداوند در عین یگانگی و برتری، از جهت علم و تدبیر به موجودات نزدیک است.

جدانبودن علم خداوند از ذات او

علم خداوند مانند علم انسان، اکتسابی و حاصل از آموزش یا تجربه نیست. همچنین علم الهی صفتی جدا و افزوده بر ذات او به‌شمار نمی‌رود. ازاین‌رو، احاطه علمی خداوند بدون تغییر در ذات و بدون نیاز به حضور جسمانی تحقق دارد.

بر این اساس، عبارت «هُوَ فِی مَکانِهِ» تأکیدی بر این حقیقت است که احاطه خداوند بر جهان، موجب خروج او از مقام الهی یا قرارگرفتن ذات او در مکان نمی‌شود.

ارتباط احاطه علمی خداوند با انتخاب امام

یکی از مباحث مطرح‌شده در شرح این فراز، ارتباط علم فراگیر خداوند با انتخاب امام است. امام باید از صلاح، خلوص، شایستگی باطنی و توانایی لازم برای هدایت مردم برخوردار باشد؛ درحالی‌که شناخت کامل این ویژگی‌ها برای انسان‌ها امکان‌پذیر نیست.

انسان معمولاً براساس ظاهر افراد داوری می‌کند و به باطن، آینده و همه آثار انتخاب خود آگاهی ندارد؛ اما خداوند به ظاهر و باطن و مصالح و مفاسد اشخاص احاطه دارد. ازاین‌رو، برخی متکلمان شیعه علم فراگیر خداوند را یکی از مبانی الهی‌بودن نصب امام دانسته‌اند.

قرآن کریم می‌فرماید:

وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ؛ هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری دیگر باشد.(احزاب:۳۶)

در واقعه غدیر نیز معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله، به‌عنوان مأموریتی الهی بیان شد. بر این مبنا، انتخاب آن حضرت برخاسته از علم خداوند به شایستگی‌ها و صلاح حقیقی اوست، نه داوری محدود و ظاهری انسان‌ها.

استدلال امام مهدی علیه السلام درباره انتخاب امام

در روایتی از احمد بن اسحاق قمی، از امام مهدی علیه السلام درباره علت واگذارنشدن انتخاب امام به مردم پرسیده شد. امام علیه السلام در پاسخ، به محدودیت علم انسان‌ها و احتمال انتخاب فرد فاسد به‌جای فرد صالح اشاره کرد.

امام مهدی علیه السلام برای توضیح این مسئله، انتخاب هفتاد نفر از قوم حضرت موسی علیه السلام را یادآور شد. حضرت موسی علیه السلام با وجود نبوت، عقل و علم فراوان، افرادی را براساس ظاهرشان برگزید؛ اما در میان آنان کسانی قرار داشتند که شایستگی حقیقی نداشتند. امام علیه السلام از این واقعه نتیجه گرفت که شناخت کامل صلاح و فساد اشخاص تنها برای خداوندی امکان‌پذیر است که به درون، اسرار و آینده انسان‌ها علم دارد.[۳]

این روایت در استدلال کلامی شیعه، شاهدی بر تفاوت میان انتخاب الهی و انتخاب بشری دانسته شده است: انسان براساس ظاهر داوری می‌کند، ولی خداوند با احاطه علمی خود، شایسته‌ترین شخص را برای مقام امامت برمی‌گزیند.

نتیجه

فراز «وَ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً وَ هُوَ فِی مَکانِهِ» بر فراگیری علم خداوند نسبت به همه موجودات، امور آشکار و پنهان و مصالح و مفاسد دلالت دارد. احاطه الهی از نوع احاطه علمی است و نباید به حضور جسمانی یا قرارگرفتن خداوند در مکان تفسیر شود.

قرارگرفتن این فراز در مقدمه توحیدی خطبه غدیر، منشأ علمی و الهی فرمان ولایت را نیز روشن می‌کند. بر پایه تفسیر کلامی شیعه، خداوند به شایستگی ظاهری و باطنی افراد آگاه است و انتخاب امیرالمؤمنین علیه السلام برای امامت، بر علم فراگیر و خطاناپذیر او استوار است.

جستارهای وابسته

 • خطبه غدیر 

پانویس

  1. ↑ مجمع البحرین، ج۶، ص۱۲۱.
  2. ↑ التوحید، ص۲۱۲.
  3. ↑ الاحتجاج، ج۲، ص۵۷۳–۵۷۴.

منابع

  • الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، ترجمه بهراد جعفری، تهران: دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۸۱ش.
  • التوحید؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق سید هاشم حسینی طهرانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • مجمع البحرین؛ فخرالدین بن محمدعلی طریحی، بیروت: دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۵م.