پرش به محتوا

شبهه درباره اكراه عرب از سپردن حکومت به فرد جوان

از ویکی غدیر

شعبان، مدرس ادبیات عرب در دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی در دانشگاه لندن است، که حتی حاضر نشده واقعه غدیر خم را مورد توجه قرار دهد! او می‌نویسد: حدیث معروف شیعه که طبق آن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، علی بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان جانشین و خلیفه خود در غدیر خم منصوب نموده، نباید جدی گرفته شود. شعبان برای اثبات اینکه واقعه غدیر نباید جدی گرفته شود، دو دلیل جدید به شرح ذیل ارائه داده است: در خصوص چنین رویدادی، ذاتاً این احتمال را نمی‌توان در نظر گرفت که عرب‌ها به طور معمول رضایت داشته باشند که چنین مسئولیت بزرگی را به جوانان یا مردان ناآزموده بسپارند. افزودن بر آن، منابع ما در هیچ جا نشان نمی‌دهند که اهالی مدینه اظهار کرده‌اند که چنین انتصابی را شنیده‌اند.

پاسخ به شبهه[۱]

الف) اکراه مرسوم اعراب در سپردن مسئولیت بزرگ به جوانان

پیش از همه باید گفت که آیا پیامبر صلی الله علیه و آله بسیاری از چیزها را مطرح نکرد که اعراب معمولاً نسبت به آنها اکراه داشتند؟ آیا مردم مکّه، خود اسلام را با اکراه بسیار نپذیرفتند؟ آیا موضوع ازدواج با همسر مطلقه پسر، به عنوان یک تابو و کار زشت و حرام میان عرب‌ها پذیرفته نشده بود؟

این اکراه سنتی به جای اینکه استدلالی ضد انتصاب امام علی علیه السلام باشد، در حقیقت بخشی از استدلال شیعیان است. اهل سنت تأیید می‌کنند که اعراب و به ویژه قریش در پذیرش امام علی علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله اکراه داشتند. این نه تنها به دلیل جوانی او، بلکه به این دلیل نیز بود که علی علیه السلام رهبران آنها را در جنگ‌های صدر اسلام کشته بود.

طبق نظر شیعیان خداوند نیز به این اکراه علم داشت، و به همین دلیل با آیه تبلیغ به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد تا حضرت علی علیه السلام را به عنوان جانشینش معرفی کند، و به پیامبرش اطمینان خاطر می‌داد. پیامبر صلی الله علیه و آله مأموریت داشت تا پیام خداوند را ابلاغ نماید، مهم نبود اعراب آن را دوست داشتند یا نداشتند، یا می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند. افزون بر این و به عنوان مورد دوم باید گفت که این اکراه مرسوم و سنتی، رسم غیرقابل بطلان در جامعه عرب نبوده که شعبان از ما می‌خواهد آن را تصدیق کنیم.

جعفری در کتاب خود با عنوان ریشه و گسترش اولیه اسلام شیعی می‌گوید:

منابع ما می‌توانند به این اشاره کنند که گر چه پیش از اسلام، شورای مجلس سنا - که همان مجلس بزرگان است - یا همان «ندوه» در مکه، معمولاً یک شورای ویژه بزرگان بوده است. اما پسران رئیس قبیله «قصی» این امتیاز را داشتند که از این محدودیت سنی معاف باشند و با وجود جوانیشان در این شوری پذیرفته شوند.

به نظر می‌رسد که در زمان‌های بعدی، پذیرش آزادانه تری نسبت به جوانان رایج بوده است؛ مثلاً ابوجهل با وجود جوانی اش در این شوری پذیرفته شد، و حکیم بن حزم زمانی که بیش از ۱۵ یا ۲۰ سال بیشتر نداشت به عضویت این شوری پذیرفته شد.

سپس جعفری به نقل از ابن عبدربه می‌نویسد:

در دوران جاهلیت، هیچ پادشاهی که حکومت سلطنتی داشته باشد در میان اعراب مکه وجود نداشت. از این رو، هرگاه جنگی پیش می‌آمد آنان میان رؤسای قبائل قرعه کشی می‌کردند و یکی از آنان را به عنوان پادشاه انتخاب می‌کردند. این فرد یا کم سن و سال بود یا مردی سالخورده. از این رو در جنگ «فجار» جنگ فجار و به عربی «حرب الفجار» به معنی «جنگ گناهگاران»، جنگی است که در ماه‌های حرام در دوران قبل از ظهور اسلام و در انتهای قرن ششم میلادی صورت پذیرفت.

قبیله «کنانه» و «قریش» در یک طرف «قیس عیلان» در طرف دیگر جنگ بودند. منابع تاریخی شرح وقایع هشت روزی را که در آنها جنگ صورت گرفت ذکر کرده‌اند. نوبت بنی هاشم بود و نتیجه قرعه کشی این بود که عباس بن عبدالمطلب - که طفلی بیش نبود - انتخاب شد، و آنان به حمایت از او برخاستند.

سومین دلیل آن است که ما نمونه ای از تصمیمات خود پیامبر صلی الله علیه و آله را در دوران آخر زندگیش داریم؛ آنگاه که فرماندهی ارتش را به اسامة بن زید - که مرد جوانی بود و کمتر از بیست سال سن داشت - واگذار نمود. اسامه به فرماندهی اعضای سالخورده مهاجرینِ قریش و انصار منصوب شد، و بسیاری از این بزرگان از این تصمیم پیامبر صلی الله علیه و آله ناراحت شدند.

مراجعه شود به طبقات ابن سعد و آثار مهم دیگر درباره سیره. پس اگر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله توانسته اسامة بن زیدِ جوان و کم تجربه را به فرماندهی بزرگان قریش و مهاجرین و انصار برگزیند، چگونه این احتمال ذاتاً وجود نداشته باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله، امام علی علیه السلام را به عنوان جانشینش منصوب نموده باشد؟!

ب) اکراه مرسوم نسبت به واگذاری مسئولیت بزرگ به مردان کم تجربه

صرف نظر از جوانی امام علی علیه السلام، شعبان به اکراه اعراب در واگذاری مسئولیت بزرگ به مردان کم تجربه نیز اشاره می‌کند؛ یعنی اعراب ابوبکر را بدین دلیل برگزیدند که مسئولیت‌های بزرگی را تجربه کرده بود.

من شک دارم که آیا آقای شعبان می‌تواند برداشت مورد ادعایش را از تاریخ اسلام ثابت نماید؟! افراد می‌توانند با مطالعه نمونه‌ها و موارد بیشتری بیابند، که طبق آنها این امام علی علیه السلام بوده که از طرف پیامبر صلی الله علیه و آله مسئولیت‌های بزرگ به او واگذار می‌شده، نه ابوبکر.

به عنوان نمونه:

یک. امام علی علیه السلام در طول هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه در مکه ماند، و در جای پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید تا دشمنان را فریب دهد. همچنین اموال افراد گوناگونی را - که به دلیل اعتماد به پیامبر صلی الله علیه و آله آنها را نزدش به امانت گذاشته بودند - به صاحبانش برگرداند.

دو. امام علی علیه السلام در طول نبردهای صدر اسلام با مسئولیت‌های بزرگ‌تری آزموده شده بود، و همیشه هم موفق بود. هنگامی که اتمام حجت به منظور برائت از اعراب مشرک و بت‌پرست مکه به پیامبر صلی الله علیه و آله ابلاغ شد، ابتدا ابوبکر برای ابلاغ آن به مردم مکه انتخاب شد. ولی بعد این مسئولیت بزرگ از او گرفته شد و به امام علی علیه السلام سپرده شد.

سه. زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله به غزوه تبوک رفته بود، حفاظت از شهر مدینه و شهروندان آن به امام علی علیه السلام سپرده شده بود.

چهار. امام علی علیه السلام به عنوان فرمانده سپاه اعزامی به یمن منصوب شد.

اینها تنها چندین نمونه بود که به طور تصادفی به ذهن من رسید. از این رو، در سطحی قابل مقایسه، علی بن ابی طالب علیه السلام بیش از ابوبکر فردی کارآزموده بود و مسئولیت‌های بزرگ‌تری به او سپرده شده بود.

منابع

دانشنامه غدیر، جلد ۶، صفحه ۵۲۸


پانویس

  1. زلال غدیر (مجموعه مقالات): ش ۱ ص ۱۳۷–۱۵۶. این نوشتار مقاله ای است تحت عنوان «رویداد غدیر از منظر خاورشناسان» که به زبان انگیلیسی توسط استاد سید محمد رضوی در ژوئن سال ۱۹۹۰ دو بار در دو ماهنامه the light و در کتاب غدیر چاپ تورنتو کانادا به چاپ رسیده است؛ بنابراین بر آن شدیم با ترجمه روان آن نظر خوانندگان عزیز را جلب نماییم.