مکّه
مهمترین شهر و مقدّسترین نقطه حجاز، بلکه جزیرة العرب، شهرِ مکه است. این شهر در فاصله هشتاد کیلومتری شرق دریای سرخ واقع است. شهر مکه در طول ۴۰ درجه و ۹ دقیقه و عرض ۳۱ درجه و ۲۸ دقیقه خط استوا قرار گرفته و ۳۳۰ متر از سطح دریا بلندی دارد.
شهرت
فلسفه پیدایش این شهر که به نام «امّ القری» نیز شناخته میشده، به دو جهت است: نخست مرکزیت عبادی و دوم تجاری. این شهر، در قرآن «بکّه» هم نامیده شده است.[۱] در برخی از روایات، مکّه نام حرم و بکّه نام مکان کعبه دانسته شده است.[۲]در برخی نقلها «بکه» به معنای بکاء و گریه مردم در آن[۳] و در بعضی دیگر«یَبُکُّ النّاسُ بَعْضُهُم بَعْضاً» به معنای مزاحم شدن برخی بر برخی دیگر و در واقع ازدحام معنا شده است.[۴]
از مکه، در نوشتههای تاریخی نسبتاً قدیمی یاد شده و دلیلش آن است که مسیر تجارت از شامات به سمت یمن، از این ناحیه عبور میکرده است. افزون بر آن، باید تاریخ بنای این شهر را از زمان بنای کعبه یا دست کم تجدید بنای آن دانست.[۵]
نام گذاری
درباره نامگذاری آن به «مکه»، اقوال مختلفی نقل شده است؛ از آن جمله گفتهاند:
مکه در اصل ترکیبی از «مک» و «رب» بوده. مک به معنای «بیت» است و مکه یعنی بیت الرب یا بیت اللَّه. در نقلی دیگر آمده است: بک به عنوان یک پسوند، به معنای واحه و وادی آمده، مثل «بعلبک» که به معنای وادی بعل است. بدین ترتیب، براساس نامی که بطلمیوس برای مکه گفته است (یعنی «ماکارابا») باید این شهر را به نام وادی رب بشناسیم. برخی هم «مکرابا» را از کلمه عربی مقرب گرفتهاند، اصطلاحی که به احتمال، مربوط به کسانی میباشد که مدعی نزدیکی به خدا، یا خدایان بودهاند. جدای از آنچه گذشت، معانی فراوانی برای بکّه و مکّه گفته شده که بسیاری از آنها حدسی است.[۶]
در این نامگذاریها یکی از عناصر اصلی، «رب» و «خانه» رب است. این مسئله، نشان دهنده شکلگیری این شهر بر گرد خانه خداوند است که خود تقدس کهن این شهر را آشکار میکند. نامهای دیگر مکه «البلد الأمین» و «البلد الحرام» است که به تناسب مرکزیت عبادی آن، برای آن بکار رفته و در قرآن بر این بُعْد شهر تکیه شده است.[۷]
فضائل
مکه در بُعد دینی، دارای فضایل بیشماری است. مهمترین فضیلت آن، وجود خانه خدا و مسجد الحرام و به تعبیر ابراهیم «بیتُک المحرّم» است. خداوند شهر مکّه را در قرآن، در کنار کوه مقدس طور قرار داده و فرموده است:
وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ* وَ طُورِ سِینِینَ* وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ
.[۸]
خداوند همچنین دعای ابراهیم علیه السلام را درباره این شهر اجابت کرد؛ زمانی که به پروردگار خود عرض کرد:
رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ
[۹] و آن را حرم امن خود قرارداد. رسول خدا صلی الله علیه و آله به هنگام خروج از حرم میفرمود:«مَا أَطْیَبَکِ مِنْ بَلَدٍ وَ أَحَبَّکِ إِلَیَّ وَ لَوْ لا أَنَّ قَوْمِی أَخْرَجُونِی مِنْکِ مَا سَکَنْتُ غَیْرَکِ».[۱۰] «چه شهر پاکی هستی تو و چقدر دوست داشتنی برای من. اگر نبود که قوم من، مرا از این شهر بیرون کردند، جز در تو سکونت نمیکردم.»
امام باقر علیه السلام درباره این شهر فرمود: «النَّائِمُ بِمَکَّةَ کَالْمُتَهَجِّدِ فِی الْبُلْدَانِ»؛[۱۱] «خوابیدن در مکّه، مساوی با شبزندهداری در شهرهای دیگر است.»[۱۲]
امام صادق علیه السلام نیز فرمود: «أَحَبُّ الْأَرْضِ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی مَکَّةُ وَ مَا تُرْبَةٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ تُرْبَتِهَا وَ لا حَجَرٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ حَجَرِهَا وَ لا شَجَرٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَجَرِهَا وَ لا جِبَالٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ جِبَالِهَا وَ لا مَاءٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مَائِهَا». «دوست داشتنیترین زمین نزد خداوند، سرزمین مکه است. نزد خدا نه خاکی از خاک آن محبوبتر است، نه سنگی از سنگ آن، نه درختی از درخت آن، نه کوهی از کوههای آن و نه آبی از آب آن.»[۱۳]
چاههای مکه
قرآن از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام مکه را «وادی غیر ذی زرع» نامیده؛ یعنی جایگاه خشکی که با کمآبی روبرو است و رویش گیاهان در آن ناممکن است. در آغاز، چاه زمزم وسیله تأمین آب آنجا بود؛ اما به مرور چاههای دیگری نیز در اطراف آن به وجود آمد. در واقع، حضور شمار فراوانی از حجاج در هر سال، در این شهر مقدس، ایجاب میکرد تا برای تهیه آب، تلاش بیشتری صورت گیرد. به همین دلیل، از پیش از اسلام، یکی از مناصب مهم در مکه، منصب «سقایت» بوده و خلفا، امیران و حاکمان مکه نیز همیشه در اندیشه ایجاد چاههای جدید برای تأمین آب آشامیدنی، غسل و حمام برای زائران و مردم بودهاند.
معاویه در دوران امارت خود، دستور داد تا چندین چاه جدید برای تهیه آب شهر مکه، ایجاد شود. در پایان دوره اموی، برای نخستین بار استخر آب در عرفات ایجاد شد تا مردم برای استفاده از آن راحت باشند. پس از آن، هارون و سپس مأمون به تعمیر چاههای موجود و ایجاد چاههای جدید پرداختند.
یکی از معروفترین چاههای مکه، آبی است که زُبَیده- دختر جعفر فرزند منصور- همسر هارون الرشید برای شهر مکه فراهم کرد و به «عین زبیده» مشهور است. این آب به زحمت از لابلای کوه طاد، که در خارج حرم است، فراهم گردید و به حرم انتقال داده شد. همچنین به دستور وی، آب چشمه نعمان به عرفات انتقال یافت که کار بزرگی بود.
در واقع، دو چمشه «عین نعمان» و «عین عرفات» را عین زبیده خوانده و متعلق به او میدانند. طبیعی است این چشمهها که تعداد آنها، در مکه و اطرافش، به بیش از ده میرسد، همیشه نیاز به اصلاح داشتهاند و این در گذر تاریخ همواره انجام میشده است. در حال حاضر نیز عین زبیده همچنان فعال است و ادارهای ویژه برای تعمیر و انتقال آب آن وجود دارد.
به هر روی، اهمیت آب در این سرزمین به قدری است که اسامی بسیاری از مناطق، به نام چشمههای آن است و هر نقطه و منطقهای، بهطور عادی، با پیشوند «عین»، «بئر» و «آبار» همراه است.[۱۴]
کوههای مهم مکه
مکه در میان درّه واقع شده و اطراف آن را کوههایی چند دربرگرفته است، به طوری که تنها چند راه خروجی به سمت یمن، دریای سرخ و شام در آن وجود دارد.
مهمترین کوههای مکه عبارتند از:
- ابو قبیس، با ارتفاع ۴۲۰ متر که در شرق مسجد الحرام واقع است. در حال حاضر قصر ملک بر بالای آن بنا شده و بخشی از آن در فضای باز جلوی مسعی افتاده و در واقع، بخشی از کوه از جای برداشته شده است. این کوه را به دلیل همسایگی با کعبه، از کوههای مقدس دانستهاند. همچنین گفتهاند که در جریان طوفان نوح، امانت دار حجر الأسود بوده است. کوه صفا که سرآغاز و مبدأ سعی است، در دامنه این کوه واقع شده است.
- قُعَیْقعان یا جبل هندی، با ارتفاع ۴۳۰ متر در غرب مکه است. فاصله این دو کوه، حد قدیم مکه است. از دورانهای دور، در اطراف و بر فراز این کوه، بناهای مسکونی میساختهاند.
- جبل النور یا حِرا با ارتفاع ۶۳۴ متر در شمال شرق مکه است و اوّلین آیات قرآنی در آنجا بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد.
- ثور، با ارتفاع ۷۵۹ متر در جنوب بر سر پاست؛ جایی که پیامبر صلی الله علیه و آله به هنگام هجرت در آنجا مخفی شد.
- خَنْدمه، در پشت کوه ابو قبیس است.[۱۵]
- عُمَر، که در غرب مکه واقع است.
- ثبیر، در شرق مکه است.
وادی ابراهیم در میان کوههای مکه واقع شده و یک وادی نسبتاً طولانی است که مسجد الحرام در میانه آن قرار گرفته و در واقع، مسیر و مَسیلی است که آب بارانِ قسمت بالای مکه یا مَعْلاة، از سمت حَجون به پایین را به مَسْفله در این سوی مسجد الحرام، به سمت اجْیاد منتقل میکرده است. مکه قدیم، عمدتاً در دو سوی مَعْلاة و مَسْفله بوده و گستره آن در سمت معلاة تنها تا محل مسجد الرایه در انتهای بازار جودریه و نهایت تا مسجد الجن بوده است.[۱۶]
تاریخ مکه قبل از اسلام
از وقایع مهم دینی مکه که قبل از ظهور اسلام روی داده است، بنابر نقلهای دینی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ساخت کعبه: حضرت ابراهیم به دستور خدا، کعبه را بنا نهاد. در ساختن خانه کعبه، فرزند وی اسماعیل نیز او را یاری کرد.[۱۷] البته، در این باره که نخستین بار کعبه در چه زمانی بنا شد، نقلهای متفاوتی وجود دارد. در برخی از این نقلها حتی ساخت کعبه قبل از خلقت حضرت آدم عنوان شده است.[۱۸]
- حمله ابرهه: ابرهه فرمانروای یمن، در سال ۵۷۱ میلادی به قصد ویران ساختن کعبه بدانجا حمله کرد. وی با لشکری فیلسوار روی بدان سوی نهاد. اما هنگامی که بدان جا رسیدند پرندگانی از آسمان بر آنها بارانی از سنگریزه فرو ریختند. این سنگریزهها بر هر شخصی که فرود میآمد فوراً او را به هلاکت میرساند.[۱۹]
- تولد پیامبر صلی الله علیه وآله: پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در ۱۷ یا ۱۲ ربیعالاول سال اول عام الفیل (بین ۵۶۹–۵۷۰م) در شهر مکه به دنیا آمد.[۲۰]
- تولد حضرت علی علیه السلام در داخل کعبه: در روز جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل امام علی علیه السلام در خانه کعبه متولد شد. او تنها فردی است که در خانه کعبه متولد شده است. در برخی از منابع اهل سنت نیز این واقعه نقل شده است. در المستدرک علی الصحیحین آمده است که بر اساس روایات متواتر، علی علیه السلام، در داخل کعبه از فاطمه بنت اسد سلام الله علیها متولد شد.[۲۱]
در دوره اسلامی
- در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله: مکه در زمان زندگانی پیامبر، شاهد حوادث مهم تاریخی و مذهبی بوده است. برخی از این حوادث عبارتند از:
- ظهور دین اسلام
- مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه، با سرپرستی جعفر بن ابیطالب (۵ بعثت)
- محاصره بنیهاشم در شعب ابیطالب (۷ بعثت)
- وفات حضرت ابوطالب علیه السلام (۱۰ بعثت)
- وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها (۱۰ بعثت)
- هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله به یثرب (مدینه)
- فتح مکه (۸ق)
- حجة الوداع (۱۰ق)
- واقعه غدیر خم (۱۰ق)
- در زمان امویان:
- شورش بر علیه ولایت عهدی یزید
- شورش عبدالله بن زبیر در مکه (۶۲ق)
- حمله لشکر یزید به کعبه و مسجد الحرام (۶۴ق)
- تجدید بنای کعبه توسط عبدالله بن زبیر و تخریب آن دست حَجّاج
- حمله حجاج به فرمان عبدالملک بن مروان به مکه و آتش زدن کعبه (۷۳ق)
- در دوره عباسیان:
- ظهور نفس زکیه (۱۴۵ق)
- واقعه فخ (۱۶۹ق)
- واقعه احباش (۱۷۳ق)
- قیام افطس (۱۹۹ق)
- تصرف مکه توسط قرامطه (۳۱۷ق)
- توهین قرمطیان به خانه کعبه و سرقت حجر الاسود (۳۱۷ق)
- در دوره فاطمیان و شرفای مکه:
- تسلط شرفا بر مکه (۳۵۸ق)
- نفوذ مذهب تشیع در مکه
- در دوره ممالیک و عثمانیها:
- سختگیری بر حاجیان ایرانی از سوی دولت عثمانی
- به راهانداختن شیعه کشی در مکه به بهانه نجس کردن پرده کعبه توسط شیعیان (۱۰۸۸ق)
- کشتن برخی از عالمان ایرانی در مکه، مانند زین العابدین کاشانی (۱۰۴۰ق)، سید محمد مؤمن رضوی(۱۰۸۸ق)
- مجبور کردن خطیبان به لعن شیعیان در منابر رسمی (۱۱۵۷ق)
- صدور حکم تکفیر شیعه توسط عالمان مکه
- در دوره سعودی:
- کشتار حاجیان یمنی در مکه (۱۳۴۱ق)
- حمله به مکه و تصرف آن و کشتار مسلمانان (۱۳۴۲ق)
- تخریب مقبرههای مکه از جمله مقبره ابوطالب، عبدالمطلب، خدیجه و..(۱۳۴۲ق)
- تسلط آل سعود بر مکه (۱۳۴۴ق)
- کشتار حاجیان مصری در سرزمین منا (۱۳۴۴ق)
- کشتار حاجیان ایرانی در مکه (۱۳۶۶ش)[۲۲]
- توسعه مسجد الحرام و ساخت محل جدیدی برای طواف (۱۴۳۴ق).
اعلان ولایت در مکه[۲۳]
در سفر حجةالوداع و همزمان با اعمال حج میبایست آمادگی مردم برای برنامه بعدی یعنی اعلان ولایت در غدیر حفظ میشد. اکنون که بخشی از مناسک انجام یافته بود و مردم در حال انتظار به سر میبردند، در همان روزِ ورود به مکه از طرف خداوند این خطاب بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد:
«من محمودم و تو محمدی، نام تو را از نام خود مشتق ساختهام. هر کس با تو متصل و مرتبط باشد من نیز با او ارتباط دارم، و هر کس با تو قطع رابطه نماید من نیز با او قطع مینمایم. اکنون احترام خود نزد مرا برای مردم بازگو کن و به آنان خبر ده که من پیامبری مبعوث نکردهام مگر آنکه برای او وزیری قرار دادهام. تو نیز فرستاده من هستی و علی وزیر توست».
این اولین دستور الهی درباره ولایت بعد از ورود به مکه بود که البته یک دستور فوری نبود. از آنجا که مردم به جاهلیت و طرز تفکر جاهلی قریب العهد بودند، پیامبر صلی الله علیه و آله اعلان این خبر را در آن موقعیت مناسب نمیدید تا مبادا او را متهم کنند که خویشان خود را بر مردم حاکم میکند! لذا با توجه به اینکه امر الهی در این باره فوری نبود، اعلام آن را برای شرایط مناسبی در نظر گرفت.[۲۴]
دعوت از اهالی مکه برای حج و غدیر[۲۵]
با در نظر گرفتن شیوههای اطلاعرسانی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله، باید اقدامی بدیع صورت میگرفت، تا خبر مهمترین سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله - که همان خطبه غدیر بود - در گستردهترین و سریعترین شکل ممکن منتشر شود و هیچکس را یارای کتمان آن نباشد.
پیشرفتهترین شیوه همان بود که پیامبرصلی الله علیه وآله به کار گرفت که تا امروز حیرت همه رسانهها را برانگیخته است. این اقدامات طی چند مرحله دست به دست هم داد و جلوههایی از عظمت تبلیغ را نشان داد، که فقط در آیه
یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ
قابل ترسیم است، و جمله
واِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ
میتواند آن را به تصویر کشد.
بیشتر بخوانید: "آیه تبلیغ"
در مرحله اول فرستادن افرادی به اطراف مدینه و نامه نوشتن به مکه و طائف و یمن درباره آمادگی مراسم حج برای مردمی که اولین بار میخواستند اعمال حج ابراهیمی را بیاموزند، باعث شد تا از قبایل و اقوام و گروههای مختلف و از شهرها و روستاهای مختلف از فدک تا یمن و از نجد و عمان تا سودان و حبشه برای مراسم حج بار سفر ببندند و زحمت این سفر نسبتاً طولانی را بر خود استوار سازند.
رسیدن خبر غدیر به مکه[۲۶]
پس از مراسم سه روزه غدیر در پایان روز بیستم ذی الحجه، آن روزها به عنوان «ایام الولایة» در تاریخ ثبت شد. این یکی از پیشبینیهایی بود که در قالب نامگذاری ایام غدیر، خطابه آن را عنوانی خاص بخشید و سرآغاز آن را به همه شناسانید. آن همه برنامهریزی و پیشبینی و سپس اجرای مرحله به مرحله آنها ثمره خود را به خوبی نشان داد. اولین نتیجه آن بود که انتشار خبر غدیر - در حد امکانات آن روزگار - به صورتی غیرعادی تحقق یافت. یکی از موارد انتشار خبر غدیر مکه بود، چرا که گروهی از مکه و طائف و اطراف آن آمده بودند.[۲۷]
سبقت مکه در قبول ولایت در روز غدیر[۲۸]
در آن روز از ایام سال که مقارن با روز غدیر بوده است وقایع بسیار مهمی در عالم خلقت و در تکوین جهان رخ داده، همانطور که انبیاء نیز برنامههای مهم خود را در این روز انجام دادهاند. این به خاطر ارزشی است که صاحب این روز یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام به آن داده است و حاکی از آن است که واقعه ای مهمتر از آن در تاریخ عالم نبوده است که سعی شده سایر وقایع با آن مقارن گردد و از مبارکی این روز طلب برکت و یُمن شود. از جمله عرضه ولایت بر همه مخلوقات در روز غدیر است.
همانطور که در روز غدیر «ولایت» بر انسانها عرضه شد، در عالم خلقت بر سایر مخلوقات نیز عرضه شد. امام رضا علیه السلام در حدیثی به وقوع این امور در روز غدیر اشاره میفرماید.[۲۹] از جمله آنها عرضه ولایت بر بقعههای زمین، و سبقت مکه در قبول آن و زینت آن به کعبه است.
کاروان حجةالوداع در مکه[۳۰]
در ساعات پایانی روز دوشنبه چهارم ذی الحجة کاروان عظیم حجاج همراه پیامبر صلی الله علیه و آله از سمت بالای مکه از «عقبه مَدَنیّین» وارد مکه شدند. همزمان کاروان یمن نیز از سمت جنوب وارد مکه شدند و خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و در محل از پیش تعیین شده «ابطح» - که منطقه هموار شهر مکه بود - اسکان یافتند، و آماده اعمال حج شدند.
پس از جابجایی اثاثیه و خواباندن شتران و برپایی خیمهها، پیامبر صلی الله علیه و آله بدون وقفه کاروان عظیم حجاج را برای زیارت خانه خدا و انجام مناسک به طرف مسجدالحرام حرکت داد و اعمال حج را انجام داد. حضرت در آنجا رسماً تشریع حج تمتع را اعلام فرمود که با عمره قرار دادن اعمال قبلی، تا پنج روز دیگر مردم برای اعمال حج آماده شوند.[۳۱]
کلام پیامبر صلی الله علیه و آله در مکه[۳۲]
در بعضی روایات که قطعه ای از خطبه یا واقعه غدیر نقل شده مطالبی به چشم میخورد که در متن خطبه کامل وجود ندارد. درباره این موارد احتمال دارد که چون حضرت در مکه و عرفات و مِنی چند بار خطبههایی ایراد فرمودهاند؛ لذا همه آنها به عنوان سخنان حضرت در حجةالوداع در نظر راویان بوده و احیاناً قطعه ای از آنها به عنوان گوشه ای از خطبه غدیر نقل شده است.
پانویس
- ↑ آل عمران: ۹۶
- ↑ تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۸۷
- ↑ کافی، ج ۴، ص ۲۱۱
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص: ۳۳
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص: ۳۵
- ↑ در این باره نگاه کنید به فصلنامه «میقات حج»، ش۲، ص ۲۱۹–۲۰۵ در آنجا فهرستی از نامهای مکه آمده است. مقاله مفصل تر از محمد مهدی فقیهی با عنوان نامهای مکه در فصلنامه پیشگفته ش۴، ص ۱۵۱–۱۳۲ به چاپ رسیده است.
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص: ۳۴
- ↑ التین:۳–۱
- ↑ بقره: ۱۲۶
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۳۳۴
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۲۸
- ↑ مَنْ لا یَحْضره الفقیه، ج۲، ص ۲۲۸
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۲۴۳
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص:۳۷
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص: ۳۷
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص: ۳۸
- ↑ البدایة و النهایة، ج۱، ص۳۷۸
- ↑ اخبار مکه، روائع التراث العربی، ج۱، ص۶۸
- ↑ الکامل، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۴۲–۳۴۵
- ↑ تاریخ پیامبر اسلام، ص۴۳
- ↑ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۵۹۳
- ↑ آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۵۰–۶۲
- ↑ واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۸.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۳۹. بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۰۹.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۰.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۹۹–۱۰۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۹۶،۳۹۳،۳۸۵ و ج ۳۷ ص ۱۵۸،۱۳۶،۱۱۱ و ج ۳۹ ص ۳۳۶ و ج ۴۱ ص ۲۲۸. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۳۶،۶۸. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۲۹۹. الغدیر: ج ۱ ص ۱۰–۱۲، ۳۶۸.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۴۱–۲۴۳. چهارده قرن با غدیر: ص ۲۳۲،۲۳۱.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۲۲۴.
- ↑ واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۷.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۹۶،۳۹۳.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۱۲۵.