عبدالرئوف بن تاج العارفین مُناوی (شمس الدین)
محمد عبدالرؤوف بن تاجالعارفین بن علی بن زینالعابدین حدادی، معروف به مناوی، از بزرگان علمای اهل سنت در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری است که در قاهره میزیست و در فقه شافعی تبحر داشت. وی که بهعنوان محدث، مفسر، مورخ و عارف بزرگ عصر خود شناخته میشود، در علوم متعدد صاحب تألیفات است.
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | محمد عبدالرؤوف بن تاجالعارفین بن علی بن زینالعابدین حدادی مناوی قاهری شافعی |
| سرشناسی | محدث، مفسر، مورخ، فقیه شافعی قرن دهم و یازدهم هجری |
| تولد | سال ۹۵۲ هجری قمری (در قاهره) |
| وفات | ۲۳ صفر سال ۱۰۳۱ هجری قمری (در قاهره) |
| نحوه درگذشت | مسمومیت (با زهر) |
| محل دفن | قاهره (کنار زاویه خودش) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | شمسالدین رملی، نورالدین علی بن غانم مقدسی، محمد بکری، نجمالدین غیطی، عبدالوهاب شعرانی و… |
| شاگردان | شیخ سلیمان بابلی، سید ابراهیم طاشکندی، شیخ علی اجهور، احمد کلبی، محمد احمد کلبی و… |
| مذهب | اهل سنت (شافعی) – پیرو طریقتهای صوفیه (شاذلیه، نقشبندیه، خلوتیه، بایرامیه) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | تدریس، تألیف، تحقیق، افتا، قضاوت |
| علت شهرت | تألیف فیض القدیر شرح الجامع الصغیر |
زندگینامه
محمد عبدالرؤوف بن تاجالعارفین بن علی بن زینالعابدین حدادی، در سال ۹۵۲ هجری قمری در قاهره متولد شد. شهرت او به «مناوی» بهدلیل انتساب به روستای «مَنیة السیرج» (از توابع قلیوبیه در نزدیکی قاهره) است که زادگاه نیاکان او بهشمار میرود.[۱] وی در خانوادهای اهل علم پرورش یافت و پدرش نیز از عالمان روزگار بود و در شکلگیری شخصیت علمی او نقشی اساسی داشت.[۲]
دوران مناوی، مصادف با اوج سلطه دولت عثمانی بر سرزمینهای شرقی از جمله مصر بود. در این عصر، زبان ترکی بهعنوان زبان رسمی دیوانها، مجالس و حتی شعر و ادب، رواج یافت و زبان عربی، بهویژه در حوزههای تألیف و تحقیق، تا حد زیادی مهجور ماند. با این حال، مناوی در چنین فضایی، با تکیه بر همت و علاقه شخصی، به احیای علوم اسلامی و بهویژه حدیث پرداخت و از معدود عالمانی بود که زبان قرآن را در اوج غربت، پاس داشت.[۳]
اساتید
مناوی از کودکی در دامان پدر پرورش یافت و پیش از بلوغ، قرآن را از حفظ کرد. سپس به فراگیری متون مشهور فقه شافعی، الفیة ابن مالک در نحو، و الفیههای عراقی در سیره و حدیث پرداخت. او علوم عربی را نزد پدر، فقه را نزد شمسالدین رملی (که بیشترین تأثیر را بر او داشت)، و تفسیر، حدیث و ادبیات را نزد نورالدین علی بن غانم مقدسی، محمد بکری (در تفسیر و تصوف)، نجمالدین غیطی، شیخ قاسم، شیخ حمدان فقیه و شیخ طبلاوی فراگرفت.[۴]
جایگاه علمی
مناوی را «امام کبیر»، «حجت»، «ثبت» و «صاحب تصانیف سائره» خواندهاند و او را برترین مرد عصر خود دانستهاند که در انواع علوم و معارف، نظیر نداشت. وی مدتها بهعنوان نایب قضاوت شافعی منصوب شد، اما از دریافت وجه خودداری کرد و سپس از این سمت کنارهگیری نمود. سپس به تدریس در مدرسه صالحیه (که در زمان سلطان صالح ایوبی در قاهره بنا شده بود) منصوب گردید. در ابتدا، برخی هم عصران او بهسبب عدم شناخت، به او حسادت میورزیدند، اما زمانی که در نخستین جلسات، شرحی بدیع بر مختصر المزنی ارائه داد و در مباحث جدلی، استدلالهایی بیسابقه آورد، همگان به فضل او اقرار کردند و بزرگان علم برای حضور در درس او ازدحام مینمودند. از جمله شاگردان برجسته او میتوان به شیخ سلیمان بابلی، سید ابراهیم طاشکندی، شیخ علی اجهور، احمد کلبی و فرزندش محمد احمد کلبی اشاره کرد.
تصوف
مناوی تصوف را از مشایخ متعددی فراگرفت: از شیخ عبدالوهاب شعرانی (قطب زمان) اذکار را آموخت و سپس طریقت خلوتیه را از شیخ مناخلی، طریقت بایرامیه را از شیخ حسن رومی، طریقت شاذلیه را از شیخ منصور غیطی، و طریقت نقشبندیه را از مسعود طاشکندی و دیگران اخذ کرد. او در این طرق، به مقام خلافت دست یافت و خرقه ارادت از مشایخ دریافت کرد.
وفات
مناوی از حسادت و دشمنی برخی معاصران در امان نماند و سرانجام بهوسیله زهر، مسموم شد. پس از تحمل رنج و کاهش توانایی جسمی، تألیفات خود را به پسرش تاجالدین محمد املا میکرد. سرانجام، در بامداد روز پنجشنبه، ۲۳ صفر سال ۱۰۳۱ هجری قمری، در قاهره درگذشت و در کنار زاویهای که خود ساخته بود (میان زاویه شیخ احمد زاهد و شیخ مدین اشمونی) به خاک سپرده شد.[۵]
آثار
مناوی صاحب تألیفات فراوانی است[۶] که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
- فیض القدیر شرح الجامع الصغیر
- التوقیف علی مهمات التعاریف
- الجامع الأزهر
- شرح شمایل ترمذی
- تاریخ الخلفاء،
- و رسالههای متعدد در فقه، تفسیر، طب، منطق و اخلاق.
نقل ماجرای حارث فهری[۷]
از جمله دلایل قطعی بر دلالت حدیث غدیر بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام، ماجرای حارث فهری و عذاب الهی با سنگ آسمانی و نزول آیاتی از سوره معارج است. این ماجرا را شماری از بزرگان اهل سنت نقل کردهاند، که از جمله آنان عبدالرئوف بن تاج العارفین مُناوی، شمس الدین (ت ۹۵۲ - م ۱۰۳۱ ق) است.
مُناوی در «فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر» خبر نزول آیات ابتدایی سوره معارج درباره حارث بن نعمان فهری را در شرح حدیث غدیر از تفسیر ثعلبی نقل کرده است:[۸][۹] او را توثیق کرده و بسیار ستوده است.
شیخ سلیمان بابلی، سید ابراهیم تاشکندی، شیخ علی اجهوری ولیّ معتقد، احمد کلبی و پسرش شیخ محمد و عده ای دیگر از شاگردان او هستند. وی تألیفات بسیار دارد، که مهم ترینش شرح او بر «الجامع الصغیر» و شرح او بر سیره منظوم عِراقی است.[۱۰]
پانویس
- ↑ مبارک، خطط، ج۱۶، ص۵۰
- ↑ محبی، خلاصة الأثر، ج۳، ص۲۷۳
- ↑ محبی، خلاصة الأثر، ج۳، ص۲۷۳
- ↑ محبی، خلاصة الأثر، ج۳، ص۲۷۴
- ↑ محبی، خلاصة الأثر، ج۳، ص۲۷۶
- ↑ زرکلی، الأعلام، ج۶، ص۳۰۶–۳۰۷
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۴۹۸.
- ↑ فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر: ج ۶ ص ۲۸۱.
- ↑ محمدامین بن فضل اللَّه محبّی دمشقی××× ۳ خلاصة الاثر: ج ۲ ص ۴۱۲.
- ↑ دانشنامه غدیر، ج ۱۴، ص ۵۱۴