عبدالله بن داوود خریبی (ابوعبدالرحمن)
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | عبدالله بن داوود بن عامر بن ربیع الهمدانی، معروف به الخُریبی و کنیه ابوعبدالرحمن |
| سرشناسی | حافظ و از بزرگان محدثان اهل سنت در قرن دوم و سوم هجری |
| تولد | حدود ۱۲۶ هجری قمری |
| وفات | نیمهٔ شوال ۲۱۳ هجری قمری |
| محل دفن | بصره |
| خویشان سرشناس | پسرش علی بن نصر بن عبدالله (از راویان حدیث) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، أعمش، هشام بن عروة و... |
| شاگردان | علی بن مدینی، مسدد بن مسرهد، محمد بن یحیی ذهلی، بخاری به واسطه از او روایت کرده است و... |
| تحصیلات | تحصیل حدیث در کوفه و بصره و سفرهای علمی برای جمعآوری احادیث |
| مذهب | اهل سنت |
| اطلاعات فرهنگی | |
| علت شهرت | از حافظان موثق حدیث |
عبدالله بن داوود خُرَیبی (درگذشته ۲۱۳ قمری)، ملقب به ابوعبدالرحمن، امام و حافظ بزرگ حدیث اهل سنت در سدههای دوم و سوم هجری بود. او که اصالتاً اهل کوفه و سپس ساکن بصره بود، از استادانی چون سفیان ثوری و سفیان بن عیینه روایت کرد و راویانی مانند بخاری (به واسطه) و ابوزرعه رازی از او نقلقول کردهاند. خریبی به زهد، عبادت و سختگیری در نقل حدیث شهرت داشت و نزد علمای رجال، توثیق شده است.
زندگینامه[۱]
عبدالله بن داود بن عامر بن ربیع الهَمْدانی (منسوب به قبیله هَمْدان) ثم الشَّعْبی (منسوب به شعبه از همدان). کنیه او ابوعبدالرحمن. لقب اَلْخُرَیْبی – این لقب به دلیل سکونت در محله «الخُرَیْبه» در شهر بصره به او داده شد. خود او نقل کرده که در سال ۱۲۶ هجری قمری متولد شده است. در نیمه ماه شوال سال ۲۱۳ هجری قمری درگذشت. اصالتاً اهل کوفه بود، اما پس از مدتی به بصره مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد. بنابراین در منابع هم به «کوفی» و هم به «بصری» شناخته میشود.
عبادت و دوری از شهرت معروف بود. نقل است که مال و هدایای حکومتی را نمیپذیرفت، مگر آنکه از منابع مشخص غیرصدقات باشد. در نقل حدیث بسیار سختگیر و محتاط بود و در اواخر عمر کاملاً از روایت حدیث دست کشید. دلیل این امر را (طبق نقلها) ناخالصی در نیّت برخی از طالبان حدیث ذکر کردهاند. فرائض (علم ارث) و زبان عربی پیش از پرداختن به حدیث تأکید داشت.
حکایتی نقل شده که گروهی برای شنیدن حدیث نزد او رفتند. او را در باغچهاش یافتند که مشغول کار بود. از آنها خواست تا برای آبیاری باغ به او کمک کنند. پس از اتمام کار، وقتی دوباره تقاضای حدیث کردند، گفت: «من قصد حدیث گفتن برای شما را نداشتم، اما شما با نیّت کمک به من، پاداش خود را گرفتید.» این رفتار، نمادی از زهد عملی و پرهیز از هرگونه شهرتطلبی در اوست.
جایگاه رجالی
او از بزرگان علم حدیث و از حافظان (دارای حافظه قوی و آگاه به احادیث و راویان) به شمار میرفت. سفرهای علمی (رِحْلَه) برای فراگیری حدیث انجام داد.
- نظر اهل علم درباره او:
- ابن سعد: «ثقه (درستکار)، عابد و زاهد بود.»
- یحیی بن معین: «ثقه، مأمون (امانتدار) و صدوق (راستگو) است.»
- ابوزرعه و نسائی: «ثقه است.»
- ابوحاتم رازی: «صدوق بود اما به رأی (احتمالاً فقه رأیی یا گرایشهای کلامی) تمایل داشت.»
- دارقطنی: «ثقه و زاهد بود.»
- سفیان بن عیینه (از استادان بزرگ او): زمانی که از اوضاع مشایخ بصره پرسید و نام خریبی برده شد، گفت: «او همان شیخ قدیمی ما است» و او را «أحد الأحدین» (یکی از دو تن برجسته) خواند.
- ذهبى و ابن حجر[۲]: او را توثيق كرده و ستوده اند. ابن حجر در «تهذيب التهذيب» شرح حال وى را نوشته و سخنان بزرگان قوم را در توثيق او آورده است. صاحبان صحاح شش گانه به جز مسلم از او روايت كرده اند.
- روایت در صحیح بخاری: با اینکه بخاری به دیدار او رفته، به دلیل اینکه خریبی در اواخر عمر از روایت حدیث خودداری میکرد، مستقیماً از او نشنید. اما به ضرورت علمی، احادیث او را از طریق شاگردانش مانند «مُسَدَّد»، «الفلاّس» و «نصر بن علی» در کتاب صحیح خود نقل کرده است.
استادان
او از شمار بسیار زیادی از محدثان عصر خود روایت کرده است، از جمله:
- سفیان ثوری
- سفیان بن عیینه
- اعمش (سلیمان بن مهران)
- هشام بن عروة
- إسرائیل بن یونس
- ابن جریج
- اوزاعی
- مسعر بن کدام
- حسن بن صالح
- عمر بن ذر
- و بسیاری دیگر.
شاگردان
جمع کثیری از علما و محدثان نسل بعد از او روایت کردهاند، مانند:
- علی بن مدینی
- مُسَدَّد بن مسرهد
- محمد بن یحیی ذهلی
- بُنْدار (محمد بن بشار)
- محمد بن مسلم بن واره
- ابوزرعه رازی
- ابوحاتم رازی
- نصر بن علی جهضمی
- و پسرش علی بن نصر.
روايت حديث غدير[۳]
يكى از علما و بزرگان اهل سنت كه حديث غدير را نقل كرده عبداللَّه بن داوود خريبى همدانى كوفى، ابوعبدالرحمن (م ۲۱۳ ق) است.[۴] نَسايى در «الخصائص» حديث غدير را از عبداللَّه بن داوود نقل كرده است.[۵]